اقدامات امام حسین(ع) برای تشکیل حکومت اسلامی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

اقدامات امام حسین(ع) برای تشکیل حکومت اسلامی

پرسش : null
پاسخ اجمالی:
پاسخ تفصیلی:

سوال: امام حسین(ع) برای تشکیل حکومت اسلامی چه اقداماتی انجام داد؟

جواب: پس از مرگ معاویه و به خلافت رسیدن یزید، شرایط براى مبارزه با ستمگران و تشکیل حکومت اسلامى ـ بیش از زمان گذشته ـ فراهم شده بود و آن حضرت در این مسیر اقداماتى را در پیش گرفت:
الف) ترک بیعت با یزید (و اعلام عدم شایستگى او براى خلافت): با توجّه به این که امام حسین(علیه السلام) یزید را هرگز شایسته این جایگاه رفیع نمى دانست و خود را به حق شایسته ترین فرد براى امر خلافت مى دید، با یزید بیعت نکرد و حکومت او را به رسمیّت نشناخت.
از این رو، هنگامى که خبر مرگ معاویه به مدینه رسید و آن حضرت توسّط والى مدینه احضار شد، امام(علیه السلام) در پاسخ به عبدالله بن زبیر که پرسید چه خواهى کرد؟ فرمود: «هیچ گاه با یزید بیعت نخواهم کرد، چرا که امر خلافت پس از برادرم حسن(علیه السلام) تنها شایسته من است». (إِنِّی لاَ أُبایِعُ لَهُ أَبَداً، لِاَنَّ الاَمْرَ إِنَّما کانَ لِی مِنْ بَعْدِ أَخِی الْحَسَنِ).(1)
همچنین به والى مدینه نیز فرمود: «إِنَّا أَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، وَ مَعْدِنُ الرِّسالَةِ، وَ مُخْتَلِفُ الْمَلائِکَةِ... وَ یَزیدُ رَجُلٌ فاسِقٌ شارِبُ الْخَمْرِ، قاتِلُ النَّفْسِ المُحَرَّمَةِ، مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ، وَ مِثْلِی لا یُبایِعُ لِمِثْلِهِ»; (ما از خاندان نبوّت و معدن رسالت و جایگاه رفیع رفت و آمد فرشتگانیم... در حالى که یزید مردى است، فاسق، مى گسار، قاتل بى گناهان; او کسى است که آشکارا مرتکب فسق و فجور مى شود. بنابراین، هرگز شخصى همانند من، با مردى همانند وى بیعت نخواهد کرد).(2)
همچنین امام(علیه السلام) در پى اصرار «مروان بن حکم» براى بیعت با یزید، با قاطعیّت فرمود: «وَ عَلَى الاِسْلامِ، ألسَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّةُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ، وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّی رَسُولَ اللهِ(صلى الله علیه وآله) یَقُولُ: اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ أَبِی سُفْیانَ»; (هنگامى که امّت اسلامى به زمامدارى مثل یزید گرفتار آید، باید فاتحه اسلام را خواند! من از جدّم رسول خدا شنیدم که مى فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است!).(3)
در واقع امام(علیه السلام) با این جمله، عمق فاجعه زمامدارى یزید را بیان مى کند و با استشهاد به کلام رسول خدا(صلى الله علیه وآله) تصدّى خلافت توسّط فرزندان ابوسفیان را حرام مى شمارد.
در سخن دیگرى که آن حضرت خطاب به برادرش محمّد حنفیّه مى فرماید، بار دیگر بر عدم بیعت با یزید ـ به هر قیمتى ـ تأکید مىورزد و مى فرماید: «یا أَخِی! وَاللهِ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِی الدُّنْیا مَلْجَأٌ وَ لا مَأْوَى، لَما بایَعْتُ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ»; (اى برادر! به خدا سوگند! اگر در هیچ نقطه اى از دنیا، هیچ پناهگاه و جاى امنى نداشته باشم هرگز با یزید بن معاویه بیعت نخواهم کرد).(4)
ب) تصریح به شایستگى خود براى خلافت: امام حسین(علیه السلام) علاوه بر آن که یزید را شایسته این جایگاه والا نمى دانست، به شایستگى خود نسبت به امر ولایت و حاکمیّت اسلامى تصریح مى کند. در واقع امام(علیه السلام) با این جملات در مسیر تشکیل حکومت اسلامى و به عهده گرفتن خلافت مسلمین حرکت مى کند.
امام حسین(علیه السلام) در خطبه اى که پس از نماز عصر در جمع لشکریان «حرّ» خواند، فرمود:
«أَیُّهَا النّاسُ! أَنَا ابْنُ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ(صلى الله علیه وآله) وَ نَحْنُ أَوْلى بِوِلایَةِ هذِهِ الاُمُورِ عَلَیْکُمْ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعِینَ ما لَیْسَ لَهُمْ»; (اى مردم! من فرزند دختر رسول خدایم، ما به ولایت این امور بر شما (و امامت مسلمین) از این مدّعیان دروغین سزاوارتریم).(5)
همه اینها علاوه بر مواردى است که امام حسین(علیه السلام) در حیات معاویه ـ آنگاه که مسأله ولایت عهدى یزید مطرح شد ـ به شایستگى خویش بر امر خلافت تأکید ورزید.
ج) پاسخ به دعوت کوفیان: از نمودهاى تلاش امام حسین(علیه السلام) براى تشکیل حکومت اسلامى، پاسخ به دعوت کوفیان جهت پذیرش رهبرى قیام بر ضدّ حکومت نامشروع یزید است.
همچنین فرستادن امام(علیه السلام) سفیر و نماینده خود، جناب مسلم بن عقیل(رحمه الله) را به کوفه براى ارزیابى دعوت آنان و بسیج نیروها و گرفتن بیعت از مردم، حکایت از عزم امام(علیه السلام) جهت تشکیل حکومت اسلامى و الهى دارد.
با توجّه به این که کوفه مرکز علاقمندان و شیعیان على بن ابى طالب(علیه السلام) بود، تصمیم امام حسین(علیه السلام) بر آن بود که این شهر را پایگاه اصلى قیام و نهضت اسلامى خود قرار داده و از آن مکان انقلاب را رهبرى کرده و به دیگر شهرها گسترش دهد.(6)

پی نوشت:

(1) . مقتل الحسین خوارزمى، ج 1، ص 182.
(2) . فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 18 و بحارالانوار، ج 44، ص 325.
(3) . ملهوف (لهوف)، ص 99 و بحارالانوار، ج 1، ص 184.
(4) . فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 31 و بحارالانوار، ج 44، ص 329.
(5) . فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 137 و تاریخ طبرى، ج 4، ص 303 (با اندکى تفاوت).
(6) . گرد آوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص252.


 

پی نوشت:
تاریخ انتشار: « 1398/12/09 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 17224