اعلام وفاداری اصحاب امام حسین(ع) در شب عاشورا

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

اعلام وفاداری اصحاب امام حسین(ع) در شب عاشورا

پرسش : در شب عاشورا یاران ابا عبدالله حسین(علیه السلام) وفاداری خود را به چه صورت به ایشان نشان دادند؟
پاسخ اجمالی:
پاسخ تفصیلی: پس از سخنان صریح و آزادمنشانه ابى عبدالله(علیه السلام) در میان یارانش در شب عاشورا ـ مبنی بر این که آنها کشته خواهند شد و هر کس می خواهد برود، برود ـ یاران مخلص امام(علیه السلام)  یکی یکی بلند شده و مراتب وفاداری و اخلاص خود را به حضرت(علیه السلام)  نشان دادند. ابتدا عبّاس بن على - برادر رشیدش - به امام(علیه السلام) عرض کرد: براى چه دست از تو برداریم؟ براى این که پس از تو زنده بمانیم؟ خدا نکند هرگز چنین روزى را ببینیم!!
آنگاه برادران امام و فرزندان و برادرزادگان او و فرزندان عبدالله بن جعفر (فرزندان حضرت زینب) به پیروى از عبّاس یکى پس از دیگرى، سخنان مشابهى گفتند، طبعاً امام(علیه السلام) از این همه وفادارى و پایمردى و شهامت در انتخاب بهترین راه و بهترین سرنوشت شاد شد.
آنگاه روى به فرزندان عقیل نمود و فرمود:
«یا بَنی عَقیل! حَسْبُکُمْ مِنَ الْقَتْلِ بِمُسْلِم، اِذْهَبُوا قَدْ أَذِنْتُ لَکُمْ»؛ (افتخار شهادت مسلم براى خاندان شما کافى است، اینک من به شما اجازه مى دهم که بروید و از این وادى پر خطر خود را نجات دهید).
آنها عرض کردند: «مردم چه مى گویند؟! مى گویند ما بزرگِ خاندان و سالار و افتخار خود و عموزادگان خود را که بهترین مردم بودند در چنگال دشمن رها کردیم، بى آن که با آنها به طرف دشمن تیرى رها کنیم و یا با نیزه هاى خویش زخمى بر دشمن وارد سازیم و یا شمشیرى علیه آنان به کار ببریم!!».
نه به خدا سوگند! چنین نمى کنیم، بلکه جان خود و اموال و اهل خود را فداى تو سازیم و در کنار تو جهاد مى نماییم و راه پر افتخار شهادت را که تو پیشتاز آن هستى مى پیماییم. زندگى پس از تو ننگمان باد!
سپس مسلم بن عوسجه به پا خاست و گفت: «آیا تو را در این شرایط در حلقه محاصره دشمن رها کنیم و برویم؟ در پیشگاه خدا براى تنها گذاردن تو چه عذرى داریم؟ به خدا سوگند از تو جدا نخواهم شد تا نیزه خود را در سینه آنها فرو برم و تا قبضه این شمشیر در دست من است بر آنان حمله مى کنم و اگر سلاحى نداشته باشم که با آن پیکار کنم با سنگ بر آنان حمله کنم، تا آنجا که همراه تو جان بسپارم».
پس از او شجاع دیگرى به نام «سعید بن عبدالله حنفى» بپاخاست و ضمن بیان وفادارى خود گفت:
«نه به خدا سوگند هرگز تو را رها نخواهیم کرد، تا خداوند را گواه بگیریم که حرمت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را در غیاب او در حقّ تو رعایت کردیم. به خدا سوگند اگر بدانم که در راه تو کشته مى شوم و دگر بار زنده شده و در آتش سوزانده مى شوم و خاکسترم را به باد مى دهند و هفتاد بار، با من چنین کنند، باز هم هرگز از تو جدا نخواهم شد تا در رکاب تو جان دهم. پس چرا چنین نکنم در حالى که کشته شدن فقط یک بار است و پس از آن کرامتى جاودانه است که پایانى ندارد».
پس از او، یاران نامدار امام(علیه السلام) زهیر بن قین و گروه دیگرى از اصحاب، سخنان حماسى همانندى بر زبان جارى ساختند.(1)
تاریخ جهان را ورق بزنید، آیا مى توانید جریانى شبیه جریان شب عاشورا پیدا کنید، شبى که پیشواى مردم و فرمانده لشکر، به همه سپاهیان و افسران خود اذن ترک منطقه و نجات از مهلکه دهد، و آنها با علم و یقین به مرگ در فرداى آن شب، با افتخار و شادى اعلام وفادارى کنند و آماده باشند که نه یک جان، بلکه اگر هزارجان داشته باشند فداى او کنند!
چه حماسه باشکوه، چه صحنه عجیب و فراموش نشدنى، و چه علاقه و عشق آتشینى به شهادت در راه خدا و در رکاب یک رهبر الهى و آسمانى.
بى شک اگر اراده آهنین و عزم راسخ، و وفادارى بى نظیر آنها در میان مسلمین جهان تقسیم گردد هر کدام سهم وافرى خواهند داشت و دشمنان را براى همیشه مأیوس خواهند کرد.
(2)
پی نوشت: (1). الدمعة الساکبة، ج 4، ص 271؛ ناسخ التواریخ، ج 2، ص 158-180. بخشى از این ماجرا در ارشاد مفید، ص 442-443 آمده است.
(2) . گرد آوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص 393.
تاریخ انتشار: « 1398/12/09 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 3959