انکار وصیّت پیامبر(صلي الله عليه و آله) توسط عایشه

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

انکار وصیّت پیامبر(صلي الله عليه و آله) توسط عایشه

پرسش : آیا همانطور که عایشه می گوید، پیامبر(صلي الله عليه و آله) در آخرین لحظات عمر شریف خود وصیّتی نکرد؟
پاسخ اجمالی:
پاسخ تفصیلی: در طبقات ابن سعد آمده است که: به عایشه گفتند: آیا پیامبر(صلي الله عليه و آله) به علی(علیه السلام) وصیّت نمود؟ گفت: او در دامن من رحلت نمود و من متوجه نشدم چه موقع از دنیا رفت، پس چگونه به علی (علیه السلام) وصیّت نمود؟!(1)
بسیاری از کتب حدیثی اهل سنت طبق این حدیث چنین پنداشته اند که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در رابطه با خلافت و جانشینی بعد از خود وصیّتی نداشته است.(2)
اما باید گفت: اگر ما هیچ دلیلی مبنی بر وصیت پیامبر(صلي الله عليه و آله) در امر خلافت نداشته باشیم و روایات در این زمینه منحصر به روایات عایشه باشد، به دلیل بغض و کینه ای که عایشه نسبت به علی (علیه السلام) داشته است، باز هم نمی توانیم آن روایات را بپذیریم، چنانچه امیرالمؤمنین(علیه السلام) خود در این رابطه می­فرماید: «وَضِغنٌ غَلاَ فِی صَدرِهَا کَمِرجَلِ القَینِ»: (و حسدی در سینه داشت که همانند دیگ آهنین می جوشید).(3)
مضافاً روایاتی از عایشه نقل شده که پیامبر(صلي الله عليه و آله) هنگام رحلت نسبت به اموری وصیت کرده است، این روایات با روایت منقول از عایشه مبنی بر عدم وصیت پیامبر(صلي الله عليه و آله) در تعارض است، از جمله:
ابن کثیر در کتاب خود نقل می کند که عایشه گفت: چون بیماری پیامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) شدت یافت به عبدالرحمن بن ابی بکر فرمود: قلم و کاغذ بیاورید تا راجع به ابوبکر سفارشی بنمایم که هیچ کس پس از من در مورد او اختلاف ننماید... و یا اینکه طمع کاری آرزوی مقام او را نکند.(4)
و نظیر این حدیث را مسلم در صحیح خود از عایشه نقل کرده است.(5)
طبری می ­گوید: از عایشه نقل است که گفت: آخرین وصیت پیامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) این بود که فرمود: دو آئین در جزیرةالعرب، استقرار نیابد؛(6)و بیشترین سفارش پیامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) تا آخرین لحظات، سفارش به نماز و بردگان و کنیزان بود.(7)
مضافاًُ در روایت اول به نقل از عایشه آمده که وی گفت: «پیامبر(صلي الله عليه و آله) در دامان من جان سپرد» و این را دلیل بر عدم وصیّت پیامبر(صلي الله عليه و آله) دانسته؛ حال سؤال این است که آیا وصیت نکردن پیامبر (صلي الله عليه و آله) در دامان عایشه دلیل بر نبودن هیچگونه وصیّتی از جانب پیامبر(صلي الله عليه و آله) می باشد؟
امام سندی در پاورقی جزء ششم سنن نسائی، (ص241چاپ الأزهر مصر) می ­گوید: روشن است این حدیث مانع نمی­ شود که پیامبر(صلي الله عليه و آله) قبلاً وصیتی نداشته باشد، و درست نیست که بگوئیم: پیامبر(صلي الله عليه و آله) به مرگ ناگهانی از دنیا رفته به گونه ای که نتوانسته است وصیّتی بنماید، زیرا او خود بارها از مرگ خود خبر داده بود.(8)
صرف نظر از مطالب ذکر شده، روایات فراوانی وجود دارد که می گوید: پیامبر(صلي الله عليه و آله) در آغوش علی(علیه السلام) رحلت نمود نه عایشه، از آن جمله :
1ـ جابر بن عبدالله انصاری گوید: کعب الاحبار در دوران عمر، درحالی که همه ما نشسته بودیم به پا خاست، و از عمر درمورد آخرین گفته پیامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) سؤال نمود و او گفت: از علی(علیه السلام) سؤال کن. کعب از علی (علیه السلام) سؤال نمود، و او پاسخ داد: در آخرین لحظات زندگی پیامبر(صلي الله عليه و آله)، من او را به سینه خود چسبانده بودم و آن حضرت به نماز سفارش می کرد. کعب گفت آری آخرین وصیت پیامبران همین است، آنان به نماز مأمور شده اند، و برای آن مبعوث گردیده اند.
2ـ ابن غطفان گوید: از ابن عباس سؤال نمودم: آیا در هنگامی که پیامبر(صلي الله عليه و آله) وفات نمود، مشاهده نمودی که سر پیامبر(صلي الله عليه و آله) در دامن کسی باشد؟ در پاسخ گفت: آری پیامبر(صلي الله عليه و آله) وفات یافت، در حالی که به سینه علی(علیه السلام) تکیه داده بود. به او گفتم: عروة از عایشه روایت می کند که پیامبر(صلي الله عليه و آله) در دامن او وفات یافت، ابن عباس گفت: «آیا تو آنرا باور می کنی؟ به خدا سوگند پیامبر(صلي الله عليه و آله) وفات یافت در حالی که به سینه علی(علیه السلام) تکیه داده بود»(9) . 3- از عایشه روایت است که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به هنگام رحلت و احتضار در خانه او بود و فرمود: حبیب مرا نزد من فرا خوانید پس ابو بکر را فرا خواندیم، حضرت نگاهی به او کرد و سپس سر خود را برگرداند آنگاه فرمود: حبیب مرا نزد من فراخوانید، پس عمر را فراخواندیم، وقتی حضرت به او نگاه کرد سر خود را برگرداند آنگاه فرمود: حبیب مرا نزد من فراخوانید، پس من گفتم: وای بر شما، علی بن ابی طالب را برای او فراخوانید، به خدا سوگند غیر از علی را اراده نفرموده است، پس علی را فراخواندند وقتی آن حضرت آمد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پارچه‏ای را که روی خود داشت، کنار زد و علی (علیه السلام) را داخل آن پارچه نمود، و او را از خود جدا نکرد تا رحلت نمود، در حالی که دست پیامبر بر بدن علی (علیه السلام) بود (10) و چندین روایت دیگر، تصریح دارند که پیامبر(صلي الله عليه و آله) در حالی که به سینه علی(علیه السلام) تکیه داده بود وفات یافت(11).(12)
پی نوشت: (1). طبقات ابن سعد، ج2، ص260 بیروت، و ج2، ق2، ص49، لیدن.
(2). صحیح بخاری، ج3، حدیث 19، ص125، باب مرض النبی، ابن ابی الحدید، ج2، ص54 به نقل صحیحین و طبقات.
(3). سخن 156 شرح نهج البلاغه. ابن ابی الحدید، ج9 ص189
(4).البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج5، ص228
(5). صحیح مسلم، ج 4، فضائل الصحابه.
(6). طبری ، ج 2 ص240، دارالکتب، طبقات ج 2 ق 2، ص44، لیدن.
(7).البدایه والنهایه ابن کثیر ج 5، ص 238 ؛ طبقات ج2، ق2، ص 45
(8). المراجعات، ص257، پاورفی2 چاب هفدهم مصر.
(9). طبقات ابن سعد ، ج 2، ص51، لیدن؛ کنزالعمال، ج 4، ص55.
(10). البدایة و النهایة،ابن کثیر، ج 7، ص 360 (عن عبد الله بن عمر)
(11). طبقات ابن سعد، ج 2، ص262، چاپ بیروت، باب کسانی که گفته اند پیامبر (صلی الله علیه وآله) در دامان علی بدرود زندگی گفت.
(12). گردآوري از کتاب: سیاهترین هفته تاریخ، علی محدث(بندر ریگی)، انتشارات اخلاق، 1377 ه.ش، ص 72و80
تاریخ انتشار: « 1400/02/22 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 6522