انتخاب نام امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) از طرف خدا

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

انتخاب نام امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) از طرف خدا

پرسش : انتخاب نام امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) از جانب چه كسي بود؟
پاسخ اجمالی:
پاسخ تفصیلی: بین شیعه و سنی مشهور است که انتخاب نام امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) به امر خدا، بوده است.
ابن اثیر در کتاب اسدالغابه می نویسد: «مردم پیش از ولادت امام حسن و امام حسین(ع) با این نام آشنا نبودند تا فرزندان خود را به این دو نامگذارى کنند چرا که این دو اسم در زمان ولادت حسنین، از جانب خداوند بر پیامبر( صلى الله علیه و آله) وحى شد، تا آن حضرت بر فرزندان على(علیه السلام) و فاطمه (علیها السلام) این نام‏ها را بگذارد»(1).
همپنین جلال الدّین سیوطى (از علماى معروف اهل سنّت) نقل کرده است که: «حسن و حسین دو نام از نام‏هاى اهل بهشت؛ برای حسنین (علیهماالسلام) است چرا که مردم عرب پیش از این، این دو نام را بر فرزندان خویش نام نمى‏ نهادند»(2).
در کتاب عبقات الانوار آمده است: آن روز که امام حسن(علیه السّلام) متولد شد حضرت جبرئیل(علیه السّلام) بر حضرت رسول (صلّى اللَّه علیه و آله) فرود آمد و گفت: «ای محمد! پروردگار عالم به تو سلام رساند و مى‏ فرمود که على(علیه السّلام) برای تو به منزله هارون برای موسى است لیکن بعد تو نبی نیست پس مسمى کن این پسر خود را بنام پسر هارون، که فرزندان هارون: شبّر و شبّیر یعنی حسن وحسین نام داشتند».(3)
هم چنین قندوزی می نویسد: آنگاه که حسین(علیه السّلام) به دنیا آمد. پیامبر(صلّى اللَّه علیه و آله) او را- به امر خدا- حسین نام نهاد و او را به ام الفضل همسر عباس بن عبدالمطلب سپرد تا او از شیر فرزندش به نام قثم، او را شیر دهد.(4)
و در اعیان الشیعه آمده است: آنگاه که امام حسن(علیه السّلام) متولد شد حضرت فاطمه به امام علی (علیه السّلام) عرض کرد که نام او را بگذار امام فرمود من در نامگذاری او بر پیامبر(صلّى اللَّه علیه و آله) سبقت نمی گیرم... آنگاه پیامبر(صلّى اللَّه علیه و آله) او را حسن نام نهاد و این نام در عصر جاهلیت شناخته شده و معروف نبود(5).
پی نوشت: (1). اسد الغابة، ج 2، ص 9.
(2). تاریخ الخلفاء، ص 209.
(3). عبقات الأنوار فی إمامة الأئمة الأطهار، ج‏11، ص:؛ الاستیعاب، ج‏1، ص384.
(4). ینابیع الموده، 221، 318؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج4، ص 316؛ تاریخ الخمیس، ج1، ص 418- 419؛ تذکرة الخواص، ص 232؛ سنن ابن ماجه، ج2، ص 1293؛ کفایة الطالب، ص 419؛ ذخائر العقبى، ص 121؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 180؛ مسند احمد، ج6، 339؛ الاصابه، ج4، ص 484؛ عمدة الطالب، ص 191.
(5). اعیان الشیعه، ج1، ص 562.
تاریخ انتشار: « 1400/09/11 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 7976