عمرو بن جناده، شهید کربلاء

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

عمرو بن جناده، شهید کربلاء

پرسش : عمرو بن جناده که بود؟
پاسخ اجمالی:
پاسخ تفصیلی: پدرش «جُنادة بن كعب» از مكه با خانواده اش به خدمت امام شرفياب شد و در روز عاشورا در حمله اول به فيض شهادت نايل آمد.
وى در حالى كه يازده سال بيشتر نداشت از امام(عليه السلام) اجازه ميدان خواست. امام(عليه السلام) فرمود: «پدر اين جوان در جنگ به شهادت رسيده، شايد مادرش راضى نباشد». او عرض كرد: «إنَّ أُمِّي هِيَ الَّتِي أَمَرَتْنِي»؛ (مادرم به من فرمان داده است گام در اين ميدان بگذارم).(1)
به دنبال اين سخن امام(عليه السلام) اجازه داد، وى به ميدان رفت و اين رجزِ به يادماندنى را خواند:
«أَميرِي حُسَيْنٌ وَ نِعْمَ الاَْميرُ *** سُرُورُ فُؤادِ الْبَشيرِ النَّذيرِ
عَلِىٌّ وَ فاطِمَةُ والِداهُ *** فَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظير
لَهُ طَلْعَةٌ مِثْلُ شَمْسِ الضُّحى *** لَهُ غُرَّةٌ مِثْلُ بَدْر مُنير»
(امير من، حسين است و چه نيكو اميرى؛ كه شادى دل پيامبرِ بشير و نذير است.
على و فاطمه پدر و مادر اويند، آيا شما براى او همانندى مى شناسيد؟!
طلعتش مانند خورشيد نيم روز است و چهره اش چون ماه شب چهارده درخشان است).(2)
اين نوجوان چون به شهادت رسيد دشمن سرش را جدا كرده و آن را به سوى امام(عليه السلام) پرتاب كرد. مادر شجاعش «بحريّه» دختر «مسعود خزرجىّ» سر فرزندش را برداشت و بوسيد و با همان سر به طرف دشمن حمله كرد و آن را بر سر مردى از سپاه ابن سعد كوبيد. آنگاه برگشت و ستون خيمه را گرفت و در حالى كه اين رجز را مى خواند بر دشمن حمله كرد:
«أَنَا عَجُوزٌ فِي النِّساءِ ضَعيفَةٌ *** خَاوِيَةٌ بالِيةٌ نَحيفَةٌ
أَضْرِبُكُمْ بِضَرْبَة عَنيفَة *** دُونَ بَنِي فَاطِمَةَ الشَّريفَة»
(با اينكه در ميان زنان، پيره زنى ضعيف، سست استخوان، فرو ريخته و لاغر اندامم، ولى در حمايت از فرزندان فاطمه گرامى، ضربات مهلكم را بر شما وارد مى سازم).
پس از آن عمود خيمه را به سوى دشمن پرتاب كرد كه به دو نفر از آنها برخورد كرد. امام حسين(عليه السلام) وى را به خيمه بازگرداند.(3)
به هنگام دفاع از حق و جهاد براى كسب عزّت و شرف و جلب رضاى خدا، زن و مرد يكسانند، همه به ميدان مى آيند و هر كدام به نوبه خود، وظيفه خود را ايفا مى كند و چه جالب است صحنه كربلا كه همه درس ها را در خود نهفته دارد.(4)
پی نوشت: (1). ابصار العين، ص 54; كامل ابن اثير، ج 4، ص 73 و بحارالانوار، ج 45، ص 28 .
(2). بحارالانوار، ج 45، ص 27 و رجوع شود به: مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 104 و مقتل الحسين خوارزمى، ج 2، ص 22. بخش هايى از اين اشعار به برخى ديگر از ياران امام حسين(عليه السلام) نيز نسبت داده شد. (رجوع شود به: اعيان الشيعة، ج 3، ص 303).
(3). بحارالانوار، ج 45، ص 28 و ابصار العين، ص 94 .
(4). گردآوري از کتاب: «عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها»، سعید داودی و مهدی رستم نژاد، (زیر نظر آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى)، امام على بن ابى طالب(عليه السلام‏)، قم، 1388 هـ.ش‏، ص 459.
تاریخ انتشار: « 1391/09/09 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 3564