احمد الحسن و تمسک به رؤیا و استخاره برای اثبات ادعاهای اعتقادی!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

احمد الحسن و تمسک به رؤیا و استخاره برای اثبات ادعاهای اعتقادی!

حجّة الاسلام علی محمدی هوشیار makarem news

چکیده: احمد بصری «خواب» را به عنوان یکی از شهادت‌ های پروردگار دانسته و آن را حجت قطعی برای اثبات ادعاهای خود در وصایت، نیابت و سفارت امام زمان(عج) معرفی کرده است! همچنین او ادعا می‌ کند که هر کسی با نیت حقانیت من «استخاره» کند، قرآن کریم سخن مرا تایید خواهد کرد! در این مقاله وزانت و اعتبار ادعاهای او، همچنین اعتبار رویا و استخاره در قبول چنین ادعاهایی بررسی می شود.
کلمات کلیدی: قرآن کريم,ظهور,خواب,احمد الحسن,خداوند,استخاره,سفارت,دجال,حجّت,گاطع,احمد الکذّاب,اضغاث,استخاره با قرآن,شیاطین,حقانیت,حضرت مهدی,غیبت,رؤیا,مدعیان دروغین,وصایت,نیابت,سفیانی,یمانی,احمد اسماعیل,احمد بصری,مدعی دروغین,مهدیین,حجت قطعی,قرآن کریم,دوازده مهدی,خواب و رؤیا,شهادت‌ های پروردگار,مهدویت,سید محمد نوربخش,فرقه یعقوبی,حروفیه,قادیانی,تعبیر خواب,من رآنی فی المنام,نیابت خاصه

  • خواب و رؤیا
  • حقیقت رؤیا
  • استخاره با قرآن کریم
  • حقیقت استخاره با قرآن

نویسنده: حجّة الاسلام علی محمدی هوشیار

خواب و رؤیا

احمد بصری خواب را به عنوان یکی از شهادت‌ های پروردگار دانسته و آن را حجت قطعی برای اثبات خود معرفی کرده است.(1) وی علاوه بر آن، اولین آشنایی خود با حضرت مهدی(علیه السلام) را در قالب خواب تعریف کرده و می ‌گوید:

«وَ قِصَّةُ هَذَا اللِّقَاءِ هِیَ إِنِّی کُنْتُ فِی لَیْلَةٍ مِنَ اللَّیَالِی نَائِماً فَرَأَیْتُ رُؤْیَا فِی الْمَنَامِ کَأَنَّ الْإِمَامُ الْمَهْدِیِّ وَاقِفٌ بِالْقُرْبِ مِنْ ضَرِیحِ سَیِّدُ مُحَمَّدِ أَخُو الْإِمَامِ الْعَسْکَرِیُّ وَأَمَرَنِی بِالْحُضُورِ لِلِقَائِهِ وَ بَعْدَ ذَلِکَ اسْتَیْقَظْتَ وَکَانَتْ السَّاعَةِ الثَّانِیَةِ لَیْلًا»(2)؛ (لازم می بینم که ماجرای دیدار خودم را ولو به اختصار تعریف کنم... ماجرای دیدار این است که من شبی از شبها در خواب بودم که رؤیایی در آن خواب دیدم؛ گویی که امام مهدی کنار درب نزدیک به ضریح سید محمد برادر امام حسن عسکری ایستاده بود و به من امر می کرد که به دیدارش بروم. بعد از آن از خواب بیدار شدم و ساعت هم دو نصف شب بود)!

البته این نوع ادعاها در میان فرقه‌ ها و جریان‌های انحرافی تازگی نداشته و بسیاری از مدعیان دروغین مهدویت نیز از این روش بهره برده‌ و مدعی ملاقات با حضرات معصومین(علیه السلام) در عالم خواب شده‌اند. از جمله:

1) سید محمد نوربخش(بنیانگذار نوربخشیه)، مدعی مهدویت؛ وی جهت اثبات مهدویت خود به خواب برخی از افراد در خصوص مهدی بودن خود استناد کرده و می‌ گوید: «خلیل الدین بن رکن الدین بغلانی گفت: رسول خدا(صل الله علیه و آله) را دیدم که به مردم خطاب می ‌کرد که بیایید و با فرزند من بیعت کنید و با دست به تو اشاره می‌ کرد و آنان یقین داشتند که تو همان مهدی موعود هستی».(3)

2) علی یعقوبی(بنیانگذار فرقه یعقوبی)، مدعی ارتباط با حضرت زهرا(سلام الله علیها)؛ وی می گوید: «اگر سلمان یک صحنه دید و ایمان آورد، یعنی یک رفتار دید، من آن رفتار را هم ندیدم، یک صحنه نسبتاً ثابت دیدم، عکس نبود، صحنه سه بعدی بود(در خواب) ولی شخص ایستاده بود نگاه می‌کرد، معلم ایستاده بود نگاه می‌کرد. تمام زندگیم را از آن لحظه به بعد برایش گذاشتم، تا کجا؟ تا آن‌ جا که گفتیم همه چیزمان باید از فاطمه باشه، با فاطمه، همیشه باید با فاطمه باشیم».(4)

3) فضل الله حروفی(بنیانگذار حروفیه)، مدعی مهدویت؛ وی برای اثبات مهدویت خود می‌ گوید: «در اوایل جمادی الاولی 768هـ دیدم در ذی حجه که جامه من سپید و پاک به غایت شسته بودند و بیانداخته و من دانستم که جامه من است و می ‌دانستم که جامه مهدی است. امام، یعنی می‌دانستم منم».(5)

· سید کاظم رشتی(از ارکان شیخیه)، مدعی رکن رابع؛ و ی می‌گوید: «پس فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را در خواب دید و آن حضرت او را بر شیخ بزرگوار شیخ احمد احسائی دلالت فرمود سپس بار دیگر آن حضرت (سلام الله علیها) را در شب چهارم از شب خواب اول دید که ایشان او را به جا و مکان شیخ آگاه نمود».(6)

4) میرزا احمد قادیانی(بنیانگذار فرقه قادیانیه)، مدعی مهدویت و نبوت؛ وی می‌ گوید: «پس اولین باب ملاقات ایشان که به رویم باز شد خواب و رؤیای صالحه بود و من خوابی نمی ‌دیدم جز اینکه در نهایت وضوح باشد و من در آن روز ها قریب به دو هزار یا بیشتر خواب صادقه و صالحه دیدم که برخی از آنها در ذهنم هست و بسیاری را فراموش کرده ‌ام».(7)

* * *

حقیقت رؤیا

«رؤیا» از ماده «رَأی» به معنای دیدن در خواب است(8)، که بر اساس آیات و روایات دارای دو قسم کلی می ‌باشد:

1. خواب فاقد تعبیر، که اضغاث احلام یا رؤیاهای کاذبه نامیده می ‌شود. این رؤیاها که نتیجه عوامل گوناگونی همچون؛

الف: ممکن است بر اثر پُرخوری، پُرخوابی و بیماری ‌های روحی و جسمی رؤیا دیده شود.

ب: شاید آنچه برای انسان در روزهای گذشته روی داده به هنگام خواب در مقابل فکرش مجسم گردد. لذا ممکن است نام فردی خاص که فکرش را مشغول کرده یا داستانی که اخیرا مشغول خواندن آن شده است را ببیند.

ج: ممکن است آرزوهای بر آورده نشده باعث رؤیا شود. همان طور که شخصی تشنه، آب در خواب می ‌بیند و کسی که در انتظار سفرکرده‌ای است، آمدن او را از سفر در خواب می بیند.

د: ممکن است ترس از چیزی باعث شود که انسان خواب آن را ببیند.

2. خواب دارای تعبیر، که خود بر دو گونه است:

الف): خوابی که تعبیری غیر از صورت خواب ندارد.

ب): خوابی که دارای تعبیر است و رؤیای صادقه نامیده می‌ شود. در این گونه رؤیاها مستقیماً، یا پس از تأویل و تعبیر و با استفاده از رموز، می ‌توان مطلبی را کشف نمود. در روایات، این رؤیا ها به عنوان نتیجه ملاقات روح با ملائک معرفی شده‌ اند.(9)

با توجه به گزارشاتی که در خصوص رؤیای احمد بصری به دست آمده است، این رؤیا ها، تنها برای کسانی اتفاق افتاده است که با نام و جریان او آشنا بوده و مدتی با آن درگیر هستند و حتی در این میان یک نمونه گزارش نشده که شخصی بدون اطلاع قبلی از نام و جریان و دل مشغولی ‌های ایجاد شده در این خصوص، خواب احمد بصری را دیده باشد. لذا بر اساس تقسیم بندی رؤیا، این نوع از رؤیاها در گروه رؤیای کاذبه قرار گرفته و قابل تعبیر نمی ‌باشند. گذشته از آن، گزارشات متعددی هم بوده است که ناحق بودن احمد بصری را در خواب دیده و از پیوستن به وی نهی گردیده ‌اند.

اما در خصوص رؤیاهای صادقه که برخی بر این باورند که احمد بصری را در رؤیای صادقه دیده ‌اند، باید گفت؛ حتی در صورتی که فردی وی را در رؤیای صادقه دیده باشد- که البته تشخیص رؤیای صادقه به عهده کسانی است که از جانب خداوند به علم تعبیر آگاهی دارند- بازهم برای آن فرد تکلیف ساز نخواهد بود، بنابراین، نهایت چیزی که می ‌توان برای رؤیای صادقه قائل شد، مبشرات و عتاب‌هایی است که در خواب حاصل می ‌شود، که البته هیچ کدام شأنیت معرفی وصی حضرت رسول اکرم(صل الله علیه و آله) و تعیین تکلیف شرعی را ندارند.

* * *

ابهام زدایی از چند شبهه:

بررسی روایت من رآنی فی المنام

برخی از اتباع احمد بصری ادعا می ‌کنند که ائمه معصومین(علیهم السلام) را در رؤیا دیده‌اند که به حقانیت احمد بصری شهادت داده ‌اند. لذا برای اثبات حجیت سخن خود به روایتی از پیامبر(صل الله علیه و آله) استناد کنند که فرمود:

«مَنْ رَآنِی فِی الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِی فَإِنَّ الشَّیْطَانَ لَا یَتَمَثَّلُ‌ بِی‌ فِی نَوْمٍ وَ لَا یَقَظَةٍ وَ لَا بِأَحَدٍ مِنْ أَوْصِیَائِی إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة»(10)؛ (کسی که مرا در خواب دید، به درستی که مرا دیده است. زیرا شیاطین به صورت من در خواب و بیداری مجسّم نمی ‌شوند. حتی به صورت اوصیاء من نیز تا روز قیامت در نمی‌ آیند).

در پاسخ باید گفت:

لازمه دیدار معصوم(علیه السلام) در خواب، این است که او را در عالم بیداری دیده و تصویرشان را بشناسیم و گرنه چگونه می ‌توان گفت: آن کسی را که در خواب دیده‌ایم همان معصوم است؟(11)

ضمن اینکه هرگاه از اتباع احمد بصری سئوال می ‌شود که شما در خواب چه چیزی دیدید؟ پاسخ می‌ دهند: ما یک آقایی را دیدیم که صورت و اطراف سرش را نور فراگرفته بود و به ما گفت که به یاری فرزندم احمد بشتابید! یا اینکه می ‌گویند: خانومی را دیدیم که خمیده بود و چادر بر سرش کشیده بود و صورتش پنهان بود و چنین و چنان گفت! یا می‌ گویند صدایی را شنیدیدم که به احمد بشارت می‌ داد و... .

از اینجا پی برده می ‌شود که آنان؛

اولا پیامبر(صل الله علیه و آله) یا حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در خواب ندیده، بلکه آنچه دیده‌اند، انعکاس تصاویر کارتونی است که در دوران کودکی در تلوزیون دیده یا در کتاب ‌ها دیده‌اند.

ثانیاً حدیث مذکور می ‌فرماید: هر کسی من و اوصیائم را دید مرا دیده است، نه اینکه هر کسی خودش را به نام من معرفی کرد، یا هر کسی را که احتمال دادید منم، یا هر کسی را که چهره کارتونی داشت و... .

ثالثا این روایت تصریح به دیدار پیامبر(صل الله علیه و آله) و اوصیاء(علیهم السلام) می‌کند، لذا نمی‌توان به استناد این روایت، صداها و سایر نشانه‌ها را داخل در دایره روایت مذکور دانست.

لذا بعید نیست که تصاویر کارتونی یا صداها و نشانه ‌های دیده و شنیده شده در عالم خواب، وسوسه و فریبی از جانب شیطان باشد. ضمن اینکه نه تنها حقیقت خواب سازی توسط شیطان و جن، توسط روایات مورد تأیید واقع شده‌اند، بلکه این حقیقت از جانب احمد بصری نیز تأیید شده است.(12) چنانچه امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«الرُّؤْیَا عَلَى ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ بِشَارَةٍ مِنَ‌ اللَّهِ‌ لِلْمُؤْمِنِ وَ تَحْذِیرٍ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ أَضْغَاثِ أَحْلَامٍ»(13)؛ (رویا بر سه قسم است: بشارتی از جانب خداوند برای مومن، ترساندنی از طرف شیطان و خواب های آشفته).

سئوال اول: در صورتی که شخصی در قالب معصوم به رؤیای افراد ظاهر شده و دستورات و القائاتی داشته باشد تکلیف چیست؟

علامه حلّی(رحمه الله علیه) در جواب این پرسش گفته است: در این صورت مسأله از دو حالت خارج نیست:

الف: دستوراتی که خلاف ظواهر کتاب و سنّت است.

ب: دستوراتی که موافق کتاب و سنت است.

با این وجود، گروه اوّل مردود بوده و گروه دوم جائز العمل است نه واجب العمل.(14) این در حالی است که تمامی رؤیاهای دیده شده در خصوص احمد بصری با دستورات کتاب و سنت مخالف می‌ باشند. گذشته از آن، در فرض محال، اگر حقانیت احمد بصری با کتاب و سنت موافق بود نیز واجب العمل نبوده و تکلیف ساز نمی ‌شد.

سئوال دوم: اگر شیطان قادر به این است که خودش را در عالم رویا به عنوان معصوم معرفی کند، پس این همه روایاتی که می‌گویند اگر فلان آیه را بخوانی خواب پیامبر(صل الله علیه و آله) را می ‌بینید پس چه هستند؟ آیا اینها هم خواب شیطان را می ‌بینند؟

در پاسخ گفته می‌ شود:

اولاً رؤیای افرادی که با انجام اعمالِ مورد توصیه اهل بیت(علیهم السلام) ، شخصی را با نام پیامبراکرم(صل الله علیه و آله) دیده‌اند، با رؤیای کسانی که به صورت اتفاقی و یا از طریق خواندن اذکار و اوراد غیر مأثور خوابی را دیده باشند، بسیار تفاوت دارد، زیرا اهل بیت(علیهم السلام) آن رؤیایی را تأیید کرده‌ اند که از طریق آنان بوده باشد.

ثانیاً هرگز در پاسخ اتباع احمد بصری گفته نمی‌ شود؛ هر کسی که خواب معصومین(علیهم السلام) را ببیند حتماً ابلیس را دیده است، بلکه گفته می‌شود که هیچ اطمینانی بر این نیست که کسی را که در خواب دیده ‌اید پیامبر(صل الله علیه و آله) بوده باشد، چراکه ممکن است ابلیس خودش را تزیین کرده و به عنوان پیامبر(صل الله علیه و آله) معرفی کرده باشد. لذا در صورت تشکیک (اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال) نمی‌ شود به سخن فرد در رؤیا اعتماد کرد.

ثالثاً برخی از شیعیان که نام احمدالحسن را شنیده ‌اند، خواب بطلان او را دیده ‌اند که از قضا تعدادشان هم کم نیست، بر این اساس، چنانچه خواب و رؤیا حجت بوده باشد، بایستی به رؤیای مخالفین هم اعتنا کنند. ضمن اینکه اینها هم پیامبر(صل الله علیه و آله) را در خواب دیده‌اند که بر بطلان احمدالحسن شهادت داده است.

رابعاً؛ در سال (1400ه.ق) تعداد زیادی از طلاب وهابی خواب پیامبر(صل الله علیه و آله) را دیدند که به حقانیت و مهدویت محمد بن عبدالله قحطانی شهادت می داد.(15) در حالی که هم طلبه ها وهابی بودند و هم محمد بن عبدالله قحطانی! براساس این گفتار، دیدن پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) در رؤیا، حاکی از حتمیت رؤیای صادقه نبوده و ای بسا ممکن است که یک طلبه وهابی نیز آن حضرت را در خواب ببیند و بر اساس آن به یک مدعی دروغین ملحق گردد.


استخاره با قرآن کریم

احمد بصری قرآن کریم را شاهد بر حقانیت خود دانسته و بر این ادعا پافشاری می‌کند. لذا ادعا می‌ کند که هر کسی با نیت حقانیت من استخاره کند، قرآن کریم سخن مرا تایید خواهد کرد.(16) البته با مطالعه کارنامه سایر مدعیان دروغین مهدویت، مشاهده می‌ شود که افراد متعددی این ادعا را داشته و مردم را با استخاره فریب داده‌ و با همین روش حقانیت خود را اعلام کرده‌ اند. به عنوان نمونه؛ میرزا غلام احمد قادیانی (متولد 1265 هـ..ق) که در ابتدا ادعای مهدویت کرده و سپس خود را نبی خدا نامید، استخاره را به عنوان اولین شهادت خدا بر حقانیت خود معرفی کرد.(17) وی می‌گوید:‌ «من شبانه روز قوم خود را انذار داده و آنها را بحق دعوت کردم؛ آنها را آشکارا و نهان به ایمان فرا خواندم و در خلوت هاشان و اجتماعاتشان آنها را بسوی حق دعوت کرده و گفتم: «استغفروا ربّکم واستخیروا واستخبروا»؛ (از خدا طلب مغفرت کرده و استخاره کنید تا خبردار شوید)! و از خداوند بخواهید که در امر من شمارا با الهامات یاری کند!».(18)

* * *

حقیقت استخاره با قرآن

پیرامون حقیقت استخاره، توجه به نکات ذیل حائز اهمیت است که بدان‌ها اشاره می‌ گردد:

نکته اول: نهایت چیزی که استخاره برای انسان به ارمغان می‌آورد، ‌رفع تحیّر بین دو امر است که هیچگاه تکلیف آور نمی‌باشد. چنانچه پیامبراکرم(صل الله علیه و آله) به امیرالمومنین(علیه السلام) می‌ فرماید:

«یَا عَلِیُّ، مَا حَارَ مَنِ اسْتَخَارَ، وَ لَا نَدِمَ مَنِ اسْتَشَار»(19)؛ (ای علی! متحیر نمی‌ماند کسی که استخاره کند و پشیمان نمی‌گردد کسی که مشورت کرده باشد).

لذا کسی که به قصد تعیین تکلیف مصداقی، نه به قصد رفع تحیر به قرآن مراجعه کند، مصداق تفأل به قرآن می ‌باشد که مورد نهی معصومین(علیهم السلام) است. زیرا تفأل به معنای تعیین حکم مصداق بوده و مورد نهی امام صادق(علیه السلام) قرار گرفته است. چنانچه فرمودند:

«لَا تَتَفَأَّلْ‌ بِالْقُرْآنِ‌»(20)؛ (به قرآن تفأل نزنید).

مؤید این سخن، کلام سید بن طاووس است که می‌گوید:

«یکی از پادشاهان بزرگ دنیا، بارها به من نامه نوشت تا در سرایی از او دیدار کنم که بسیاری از مردم غافل، آرزوی به آنجا رفتن را داشتند. من نیز بارها به او نوشتم، چیزی که در آغاز زندگی دیدار پادشاهان را بر من تحمیل می‌کرد، اعتماد به استخاره بود. اما اکنون به موهبت انواری که خداوند به من عنایت فرموده است متوجه شدم که استخاره کردن در این موارد، دور از صواب و مبارزه با رب الارباب است».(21)

نکته دوم: با توجه به روایات استخاره با قرآن، روشن می‌ گردد که منسوب کردن نتیجه استخاره با قرآن به خداوند، هیچ توجیه شرعى نداشته و کارى که مستند به این نوع استخاره باشد، حجیت و قابلیت دفاع در محضر خداوند را ندارد. البته براى رهایى از شک و تردید، نسبت به انجام یا ترک یک عمل، توصیه‌ هایى در روایات معتبر وارد شده است، مانند نماز استخاره و ذکر و دعا، مخصوصاً در مکان مقدسى مثل مسجد.

از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است:

«إِنِّی إِذَا أَرَدْتُ‌ الِاسْتِخَارَةَ فِی الْأَمْرِ الْعَظِیمِ اسْتَخَرْتُ اللَّهَ فِی مَقْعَدٍ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ إِنْ کَانَ شِرَاءَ رَأْسٍ أَوْ شِبْهِهِ اسْتَخَرْتُهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فِی مَقْعَدٍ أَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَنَّکَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ کَذَا وَ کَذَا خَیْرٌ لِی فَخِرْهُ لِی وَ یَسِّرْهُ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِی فِی دِینِی وَ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی فَاصْرِفْهُ عَنِّی إِلَى مَا هُوَ خَیْرٌ لِی وَ رَضِّنِی فِی ذَلِکَ بِقَضَائِکَ فَإِنَّکَ تَعْلَمُ وَ لَا أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لَا أَقْدِرُ وَ تَقْضِی وَ لَا أَقْضِی إِنَّکَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ‌»(22)؛ (هرگاه اراده استخاره(طلب خیر) در یک کار مهم را داشتم، صد بار از خدای متعال در سجده طلب خیر می‌ کردم و اگر امری مانند فروش گوسفند یا مانند آن بود، سه بار در سجده طلب خیر از خدا می‌ کردم. استخاره و طلب خیر من چنین بود که می‌ گفتم: خدایا! از تو که عالم غیب و شهادت هستی درخواست می ‌کنم، اگر این کاری که می‌ خواهم انجام دهم برای من خیر دارد، آن را برای من انجام بده و یاریم کن و اگر علم داری که شرّ من در انجام آن است، مرا از انجامش منصرف کن و مرا به امر خیر هدایت فرما).

نکته سوم: هیچ دلیل عقلی و نقلی وجود ندارد که تشخیص وصی حضرت رسول گرامی(صل الله علیه و آله) را به استخاره با قرآن توصیه کرده باشد. چنانچه شیخ طوسی(رحمه الله علیه) در پاسخ به ادله واقفیه نسبت به سست جلوه دادن دلیل پذیرش امامت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) توسط صفوان بن یحیی آورده است:‌

«رُوِیَ عَلِیِّ بْنِ مُعَاذٍ قَالَ قُلْتُ لِصَفْوَانَ بْنِ یُحْیِی بِأَیِّ شَیْ‌ءٍ قُطِعَتْ عَلِی عَلِیُّ قَالَ صَلَّیْتُ وَدَعْوَةُ اللَّهِ وَاسْتَخَرْتُ عَلَیْهِ وَ قَطَعْتُ عَلَیْهِ فَهَذَا لَیْسَ فِیهِ أکثر مِنْ التَّشْنِیعِ عَلَیَّ رَجُلٌ بِالتَّقْلِیدِ وَأَنَّ صَحَّ ذلک فَلَیْسَ فِیهِ حُجَّةُ عَلَیَّ غَیْرُهُ عَلِی إِنَّ الرَّجُلَ الَّذِی ذکر ذلک عَنْهُ فَوْقَ هَذِهِ المنزله لِمَوْضِعِهِ وَفَضْلِهِ وَزُهْدِهِ وَدِینِهِ فکیف یُسْتَحْسَنُ أَنْ یَقُولَ لِخَصْمِهِ فِی مَسْأَلَةِ عِلْمِیَّةٍ أَنَّهُ قَالَ فِیهَا بالإستخاره اللَّهُمَّ إلَّا أَنْ یَعْتَقِدَ فِیهِ مِنْ الْبُلْهِ والغفله مَا یُخْرِجُهُ عَنْ التکلیفِ فَیَسْقُطُ الْمُعَارَضَةِ لِقَوْلِهِ»(23)؛ (علی بن معاذ گفته است: به صفوان بن یحیی گفتم: به چه دلیلی یقین به [امامت] علی [بن موسی الرضا] پیدا کردی؟ گفت: نماز خواندم و بعد از خداوند خواسته و استخاره کردم و [نتیجه این شد که به امامت او] قطع و یقین کردم. شیخ طوسی در توضیح این خبر می‌ فرماید: این خبر صرفاً سرزنش شخصی است که در امور اعتقادی تقلید کرده است و حتی اگر استخاره صفوان صحیح باشد، هیچ حجتی برای دیگران نیست؛ از طرفی شخصی که این عمل به او منتسب شده[صفوان بن یحیی] بحسب مقامات و زهد و دیانتی که دارد اجلّ و بالاتر از آن است که امامش را با استخاره بشناسد. بنابراین چطور برای او درست است که در مسأله علمی [آن هم اهمّ مسائل] به مخالف بگوید که به خاطر استخاره به امامت ایشان معتقد شدم. مگر این که [بگوییم] صفوان شخص سؤال کننده را در درجه‌ای از بلاهت و نادانی دیده که ابلهی‌ او صفوان را از تکلیف پاسخگویی خارج کرده است. اگر چنین باشد، معارضه و بحث ساقط است. یعنی به خاطر بلاهت فرد سئوال کننده، از بیان ادله و براهین قطعی اعراض کرده و این پاسخ را به وی داده است).

بنابراین شیخ طوسی(رحمه الله علیه)؛ تمسک به استخاره در امر مهم امامت و حجت الهی را تقبیح و تمسخر کرده و دور از شأن صفوان بن یحیی می‌داند و بر این باور است که اگر هم کسی بخواهد دیگران را به انتخاب حجت الهی به وسیله استخاره دعوت کند، مخاطبین را نادان شمرده است.

ابهام زدایی از یک حدیث:

احمد بصری با سوء برداشت از یک روایت، سعی در اثبات حجیت استخاره برای اثبات وصی و جانشین رسول خدا(ص) داشته است که به آن اشاره می ‌گردد:

«سُلَیْمَانُ بْنُ بِلَالٍ‌ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ(علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ(علیه السلام) قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) فَقَالَ لَهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَبِّئْنَا بِمَهْدِیِّکُمْ... اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ بَعْثَهُ خُرُوجاً مِنَ الْغُمَّةِ وَ اجْمَعْ بِهِ شَمْلَ الْأُمَّةِ فَإِنْ خَارَ اللَّهُ لَکَ فَاعْزِمْ وَ لَا تَنْثَنِ عَنْهُ إِنْ وُفِّقْتَ لَهُ‌ وَ لَا تَجُوزَنَّ عَنْهُ‌ إِنْ هُدِیتَ إِلَیْهِ هَاهْ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْیَتِهِ»(24)؛ (مردی نزد امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمد و عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! مرا از از مهدی خود آگاه کنید. حضرت فرمود... خدایا! برانگیخته شدن او را مایه به در آمدن و سر رسیدن دلتنگی و اندوه قرار بده و به واسطه او پراکندگی امت را جمع ساز. اگر خدا برای تو خیر خواست، عزم خود را استوار کن و اگر در راه رسیدن به خدمت او توفیق یافتی، از او به دیگری باز مگرد و هر گاه به سویش راه یافتی از او در مگذر. پس این آن، آهی کشید و با دست خود به سینه‌اش اشاره کرد و فرمود: چه بسیار به دیدن او مشتاقم).

احمد بصری با استفاده از عبارت«فَإِنْ خَارَ اللَّهُ لَکَ فَاعْزِمْ» سعی در اثبات حجیت استخاره در امر امامت دارد.

که در پاسخ باید گفت:

اولاً؛ عبارت«خَارَ اللَّهُ لَکَ»، هیچ ارتباطی با استخاره با قرآن نداشته و به معنای خیر خواستن خداوند برای انسان است، نه طلب خیر از خدا. چنانچه در تمامی کتب لغوی بدان اشاره شده و گفته ‌اند:

1. «خَارَ اللَّهُ لَکَ؛ أی أعطاکَ اللهُ مَا هُوَ خَیرٌ لَک»(25)؛ (خداوند به تو خیر عطا کند).

2. «خَارَ اللَّهُ لَکَ‌ فِی الأمر؛ أی جَعَلَ اللَّهُ فِیهِ الخَیر»(26)؛ (خداوند در کار تو خیر قرار دهد).

ثانیاً؛ در لسان عرب نیز، عبارت «خَارَ اللَّهُ لَکَ» به معنای استخاره کردن و طلب خیر نبوده و به معنای عطای خیر می‌باشد که به دو نمونه اشاره می‌ گردد:

1. همسر زهیر بن قین هنگام خداحافظی با همسرش گفت: «خَارَ اللَّهُ‌ لَکَ‌ أَسْأَلُکَ أَنْ تَذْکُرَنِی فِی‌الْقِیَامَةِ عِنْدَ جَدِّ الْحُسَیْنِ(علیه السلام)»‌(27)؛ (خدا به تو خیر دهد، درخواست می‌کنم که مرا در قیامت نزد جد حسین(علیه السلام) شفاعت کنی).

2. عبد اللَّه بن سلیمان و منذر بن مشمعِل نقل می‌ کنند که به ‌امام حسین(علیه السلام) شهادت مسلم بن عقیل را دادیم و ایشان فرمود: «لَا خَیْرَ فِی الْعَیْشِ بَعْدَ هَؤُلَاءِ فَعَلِمْنَا أَنَّهُ قَدْ عَزَمَ رَأْیَهُ عَلَى الْمَسِیرِ فَقُلْنَا لَهُ خَارَ اللَّهُ‌ لَک‌»(28)؛ (خیری در دنیا بعد از مرگ این جوان نیست. پس ما فهمیدیم که امام(علیه السلام) قصد ادامه مسیر دارد. پس عرض کردیم: خداوند به شما خیر عطا کند).


مقالات مرتبط:

منبع:
کتاب درسنامه نقد و بررسی جریان احمد الحسن بصری، علی محمّدی هوشیار، انتشارات تولی، قم، 1396ش، ص 337 - 351.
پی نوشت:

(1). الجواب المنیر، ج1، ص7.

(2). بیان قصة اللقاء، ص15.

(3). رسالة الهدی، ج1، ص25.

(4). سخنرانی علی یعقوبی در تاریخ10‌/‌1‌/‌1380. فایل تصویری در نزد نویسنده موجود است.

(5). مهدیان دروغین، ص107.

(6). فهرست کتب المشایخ العظام، ص93.

(7). التبلیغ، ص 105.

(8). قاموس قرآن، ج 3، ص 37 و 38.

(9). رویا از نظر دین و روانشناسی، ص 66 و 67.

(10). بحار الانوار، ج 61، ص 235.

(11). مناهج الاحکام، پایان بحث خبر واحد، ص232.

(12). الجواب المنیر عبر الاثیر، ج1-3، ص321.

(13). کافی، ج‌8، ص90،

(14). مصابیح الانوار، ج 2، ص 14.

(15). مجلة الانتظار، العدد السابع، ص10.

(16). ادله جامع یمانی، ص52.

(17). أدعیاء المهدویه، ص54.

(18). التبلیغ، ص 119.

(19). تحف العقول، ص207.

(20). کافی‌، ج 2، ص 629.

(21). کشف المحجة لثمرة المهجة، ص162.

(22). المحاسن، ج‌2، ص600.

(23). غیبت طوسی، ص 145.

(24). غیبت نعمانی، ص212.

(25). مجمع البحرین، ج3، ص297؛لسان العرب، ج4، ص267؛ الصحاح، ج 2، ص 652؛ النهایة، ج 2، ص 92.

(26). القاموس المحیط، ج 2، ص 550.

(27). مثیر الأحزان، ص46.

(28). الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‌2، ص75.

تاریخ انتشار: « 1397/05/06 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 3428