عرفان در تعلیمات اسلامى

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

عرفان در تعلیمات اسلامى

برگرفته از عرفان اسلامی ج 1 (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، تحت اشراف آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem news

چکیده: «عرفان» و «معرفت» در لغت به معناى هرگونه شناخت است و به گفته لسان العرب معناى آن همانند معناى علم است، بنابراین عارفان به معناى عالمان اند. در قرآن مجید و روایات اسلامى ده ها بار این واژه و مشتقات آن به همان معناى علم و آگاهى به کاررفته است؛ آگاهى از حق، آگاهى از نعمت هاى پروردگار و آگاهى از نشانه هاى او در آفاق و انفس (جهان برون و درون) و مانند آن. واژه «عرفان» بارها در روایات اسلامى در مورد «معرفة الله» به کار گرفته شده و در همه این روایات به معناى شناخت ذات و صفات پروردگار عالم است؛ خواه ازطریق آثار آفاقى و انفسى و مطالعه نظام آفرینش عالم و آدم باشد یا ازطریق مکاشفات عرفانى. از آیات و روایات اسلامى استفاده مى شود که انسان بعد از پیمودن مراحل کمال در علم و عمل کارش به جایى مى رسد که پرده ها از برابر چشم قلب او کنار مى رود و حقایقى را با چشم دل مى بیند که دیگران نمى بینند.
کلمات کلیدی: قرآن,اسلام,امام صادق,علم,معرفت,نهج البلاغه,تقوا,امام سجّاد,مشاهده,عارفان,قلب,شناخت,عالم,تصوف,عرفان,عارف,معرفة الله,شهود,آفاق,انفس,شهود باطنى,قُلُوبُ الْعَارِفِینَ,دعای کمیل,آیات الهى,آیات,روایات,صحیفه سجادیه,کمیل,امام علی,پیامبر,حقائق ایمان,رویت خدا,صوفی

«عرفان» و «معرفت» در لغت به معناى هرگونه شناخت است و به گفته لسان العرب معناى آن همانند معناى علم است، بنابراین عارفان به معناى عالمان اند.

در قرآن مجید و روایات اسلامى ده ها بار این واژه و مشتقات آن به همان معناى علم وآگاهى به کاررفته است؛ آگاهى از حق، آگاهى از نعمت هاى پروردگار و آگاهى از نشانه هاى او در آفاق و انفس (جهان برون و درون) و مانند آن.

این واژه در روایات اسلامى درمورد معرفة الله بارها به کار گرفته شده، ازجمله در حدیث معروف امیرمؤمنان على(علیه السلام): «عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ»(1)؛ (خداوند را به وسیله برهم خوردن تصمیم ها، فسخ پیمان ها وشکستن اراده ها شناختم).

و در آغاز خطبه 195 نهج البلاغه مى خوانیم: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَظْهَرَ مِنْ آثَارِ سُلْطَانِهِ وَجَلالِ کِبْرِیائِهِ مَا حَیرَ مُقَلَ الْعُقُولِ مِنْ عَجَائِبِ قُدْرَتِهِ وَ رَدَعَ خَطَرَاتِ هَمَاهِمِ النُّفُوسِ عَنْ عِرْفَانِ کُنْهِ صِفَتِهِ»؛ (حمد و ستایش مخصوص خداوندى است که از آثار عظمت و جلال کبریایى اش آن قدر آشکار ساخته که دیده عقول را از شگفتى هاى قدرتش در حیرت فرو برده، و اندیشه هاى بلند انسان ها را از معرفت کنه صفاتش بازداشته است).

و در حدیث معروف نبوى آمده است که آن حضرت فرمود: «ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِکَ وما عَرَفْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ»(2)؛ (ما تو را آن گونه که حق عبادت توست پرستش نکردیم و چنان که حق معرفتت مى باشد، نشناختیم).

اضافه بر اینها، در روایات اسلامى توصیف هایى درباره عارفان آمده است که حقیقت معناى آن را روشن تر مى سازد، از جمله در حدیثى از رسول خدا(صل الله علیه و آله) مى خوانیم:«لِکُلِّ شَىْءٍ مَعْدِنٌ وَ مَعْدِنُ التَّقْوَى قُلُوبُ الْعَارِفِینَ»(3)؛ (هرچیزى معدنى دارد و معدن تقوا و پرهیزکارى دل هاى عارفان است). و در دعاى جوشن کبیر که از امام سجاد(علیه السلام) نقل شده و او از جدش پیامبر اکرم(صل الله علیه وآله) نقل فرموده، مى خوانیم: «یا مَنْ هُوَ غَایةُ مُرَادِ الْمُرِیدِینَ یا مَنْ هُوَ مُنْتَهَى هِمَمِ الْعَارِفِین»(4)؛ (اى کسى که آخرین مراد اراده کنندگانى و اى کسى که پایان همت عارفان هستى!).

و در حدیث دیگرى از امام امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم: «الْخَوْفُ جِلْبَابُ الْعَارِفِینَ»(5)؛ ترس [از مجازات الهى] لباس عارفان است).

و در حدیث دیگرى از همان حضرت آمده است: «الْبُکَاءُ مِنْ خِیفَةِ اللَّهِ لِلْبُعْدِ عَنِ اللَّهِ عِبَادَةُ الْعَارِفِین»(6)؛ (گریه ازخوف دورشدن ازخداوند،عبادت عارفان است».

و در دعاى معروف کمیل مى خوانیم: «یا غَایَةَ آمَالِ الْعَارِفِینَ»؛ (اى کسى که منتهاى آرزوى عارفانى!).

عرفان در همه این روایات به معناى شناخت ذات و صفات پروردگار عالم است؛ خواه ازطریق آثار آفاقى و انفسى و مطالعه نظام آفرینش عالم و آدم باشد یا ازطریق مکاشفات عرفانى.

بنابراین عرفان و معرفة الله از دو راه میسر است:

نخست ازطریق سیر در جهان آفرینش و نظامات شگفت انگیز حاکم بر آن، که قرآن مجید به آن اشاره کرده، مى فرماید: «سَنُریهِمْ آیاتِنا فِى الاْفاقِ وَ فى أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»(7)؛ (به زودى نشانه هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آن ها نشان مى دهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است).

و در آیات فراوان دیگرى همین مسیر ذکر شده است و همه مسلمان ها به مطالعه آیات الهى در پهنه آفرینش و در عالم هستى، اعم از آفاق و انفس، دعوت شده اند.

و در جاى دیگر مى فرماید: «وَ فِى الاَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ وَفِى أَنْفُسِکُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ»(8)؛ (و در زمین آیاتى ونشانه هایى براى جویندگان یقین است و در وجود خود شما [نیز آیاتى است]، آیا نمى بینید؟!).

حتى ابراهیم خلیل(علیه السلام) هنگامى که مشمول عنایات حق مى شود تا از صاحبانِ یقینِ قاطع وقطعى شود خداوند آیات خود را در آسمان ها به او نشان مى دهد، مى فرماید: «وَ کَذلِکَ نُرى اِبْراهیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الاْرْضِ وَلِیکُونَ مِنَ الْمُوقِنین»(9)؛ (و این چنین، ملکوت آسمان ها و زمین [و حکومت مطلقه خداوند بر آنها] را به ابراهیم نشان دادیم؛ تا [به آن استدلال کند، و] اهل یقین گردد). سپس در ادامه این آیه، آیات مربوط به افول ستارگان و ماه و خورشید را که نشانه ناپایدارى آن ها و عدم ربوبیت است بیان مى فرماید که دلیل روشنى است بر این که ابراهیم(علیه السلام) ازطریق نشانه هاى خداوند در پهنه آفرینش به مقام یقینى بیش از آنچه داشت نائل گردید.

و راه دیگر، ازطریق شهود باطنى است که در آیات وروایات نیز به آن اشاره شده است.

ازجمله در ذیل همان آیه شریفه 53 سوره فصلت مى خوانیم: «أَوَلَمْ یکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلى کُلِّ شَىءٍ شَهید»؛ (آیا براى شناخت پروردگارت همین کافى نیست که او در همه جا حاضر است [و با شهود باطنى، خود را وابسته او مى بینید]؟) در تفسیر شریف «المیزان» نیز همین معنا تأیید شده است.(10)

همچنین درباره پیامبر اکرم(صل الله علیه وآله) در سوره نجم مى خوانیم:«ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى»(11)؛ (قلب [پاک او] در آنچه دید هرگز دروغ نگفت).

در آیات قبل و بعد از آن قرائنى وجود دارد که نشان مى دهد این رؤیت همان شهود باطنى بوده است.

کوتاه سخن این که از آیات و روایات اسلامى استفاده مى شود که انسان بعد از پیمودن مراحل کمال در علم و عمل کارش به جایى مى رسد که پرده ها از برابر چشم قلب او کنار مى رود و حقایقى را با چشم دل مى بیند که دیگران نمى بینند و تعبیر آیه مذکور: «مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى» اشاره روشنى به این مطلب دارد، زیرا رؤیت را به قلب پیامبر(صل الله علیه وآله) نسبت مى دهد، مى گوید: آنچه او با قلب خود دیده، قلبش به او دروغ نگفته است.

و به دنبال آن مى فرماید: آیا با او درباره آنچه مى بیند مجادله مى کنید وباور ندارید؟

همچنین تعبیر «وَکَذلِکَ نُرى اِبْراهیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَالاْرْضِ» نشان مى دهد خداوند درک و دید دیگرى به ابراهیم(علیه السلام) داد که ملکوت آسمان و زمین وحاکمیت خدا را بر تمام آن ها، با چشم دل دید (تعبیر «نرى» از ماده «ارائه» به معناى نشان دادن، شاهد وگواه این مطلب است).

حدیث معروفى نیز که از امیرمؤمنان على(علیه السلام) در پاسخ ذعلب یمانى نقل شده که از آن حضرت پرسید: هل رایت ربک؛ آیا پروردگارت را دیده اى؟ گواه دیگرى بر این مطلب است زیرا امام(علیه السلام) مى فرماید: «لا تُدْرِکُهُ الْعُیونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعِیانِ وَلَکِنْ تُدْرِکُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الاِیمَان»(12)؛ (چشم ها با مشاهده حسى هرگز او [خدا] را نمى بیند ولى دل ها با حقیقت ایمان او را درمى یابد).

براى توضیح بیشتر باید به این نکته توجه کرد که مشاهده سه گونه است:

اول: مشاهده حسى است که با چشم معمولى صورت مى پذیرد ومى توان آن را مجهز به دوربین ها و تلسکوپ ها کرد و فضاهاى بیشترى را با چشم دید.

دوم: مشاهده عقلانى است که انسان ازطریق استدلال به آن مى رسد و حقایقى را به روشنى درمى یابد؛ براى مثال: هنگامى که دیوان شعر یک شاعر مبرَّز را مى بینیم در حالى که او قرن ها قبل از ما زیسته، از ملاحظه اشعار نغز و پرمعنا و مملو از لطافت و زیبایى آن پى مى بریم که نتیجه طبع شاعرى ماهر است و هیچ گونه شک و تردیدى در آن نداریم.

سوم: شهود باطن و درون است که نوعى ادراک باطنى محسوب مى شود نه استدلالى؛ واقعیت را با چشم دل مى بیند بى آن که نیاز به استدلال داشته باشد و عرفا مى گویند: این درک و دیدى است که تا انسان به آن نرسد فهم آن مشکل است.

در این زمینه حدیث جالبى نیز از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است. هنگامى که دو نفر از اصحاب آن حضرت به نام هاى معاویة بن وَهَب وعبدالملک بن اعیَن خدمت امام(علیه السلام) رسیدند، معاویة بن وَهَب عرض کرد: «یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِى الْخَبَرِ الَّذِى رُوِى أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صل الله علیه وآله) رَأَى رَبَّهُ عَلَى أَى صُورَةٍ رَآه»؛ (اى فرزند رسول خدا! درباره این خبرى که نقل شده که رسول خدا(صل الله علیه وآله) پروردگارش را دید، بفرمایید به چه صورتى خدا را دید؟) و همچنین حدیثى که نقل کرده اند: «أَنَّ الْمُؤْمِنِینَ یرَوْنَ رَبَّهُمْ فِى الْجَنَّةِ»؛ (مؤمنان پروردگارشان را در بهشت مى بینند. به چه صورتى مى بینند؟).

امام(علیه السلام) تبسمى کرد، سپس فرمود: «یا مُعَاوِیةُ مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ یأْتِى عَلَیهِ سَبْعُونَ سَنَةً أَوْ ثَمَانُونَ سَنَةً یعِیشُ فِى مُلْکِ اللَّهِ وَیأْکُلُ مِنْ نِعَمِهِ ثُمَّ لا یعْرِفُ اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ»؛ (چقدر زشت است که انسانى هفتاد یا هشتاد سال از عمرش بگذرد، در مُلک خدا زندگى کند واز نعمت هاى او بهره مند شود سپس خدا را آنچنان که باید و شاید نشناسد).

سپس فرمود: «یا مُعَاوِیةُ اِنَّ مُحَمَّداً(صل الله علیه وآله) لَمْ یرَ الرَّبَّ تَبَارَکَ وَتَعَالَى بِمُشَاهَدَةِ الْعِیانِ وَاِنَّ الرُّؤْیةَ عَلَى وَجْهَینِ رُؤْیةُ الْقَلْبِ وَ رُؤْیةُ الْبَصَرِ فَمَنْ عَنَى بِرُؤْیةِ الْقَلْبِ فَهُوَ مُصِیبٌ وَ مَنْ عَنَى بِرُؤْیةِ الْبَصَرِ فَقَدْ کَفَربِ اللَّهِ وَبِآیاتِهِ»؛ (اى معاویه! پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) هرگز خداوند متعال را با چشم ظاهر ندید. رؤیت و مشاهده دو گونه است: رؤیت با قلب و رؤیت با چشم. کسى که بگوید: آن حضرت با قلب خود دید، راست گفته و کسى که بگوید: با چشم ظاهر دید، به خدا و آیاتش کفر ورزیده است).

سپس فرمود: زیرا پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) فرموده است: «مَنْ شَبَّهَ اللَّهَ بِخَلْقِهِ فَقَدْ کَفَر»(13)؛ (کسى که خدا را به خلقش تشبیه کند کافر شده است [و دیدن با چشم ظاهر همواره با تشبیه به خلق همراه است. زیرا جسم و مکان و زمان در آن وجود دارد و خداوند از این ها پاک ومنزه است]).


مقالات مرتبط:

منبع:
1. قرآن کریم.
2. نهج البلاغه، تحقیق: صبحی صالح.
3. بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‌، محقق/ مصحح: جمعى از محققان‌، دار إحیاء التراث العربی‌، بیروت‌، 1403 قمری‌، چاپ دوم.
4. غرر الحکم و درر الکلم‌، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، دار الکتاب الإسلامی، قم، ‌1410 قمری‌، چاپ دوم‌.
5. مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، طبرسى، على بن حسن‌، المکتبة الحیدریة، نجف، ‌1385 قمری، چاپ دوم.
6. مفاتیح الجنان‌، قمى، شیخ عباس‌.
7. المیزان فى تفسیر القرآن، طباطبایى، سید محمد حسین، انتشارات اسلامى، تهران.
پی نوشت:
تاریخ انتشار: « 1397/05/03 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 277