و این هم یک رفراندوم بزرگ اجتماعی! (ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعی)(2)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

و این هم یک رفراندوم بزرگ اجتماعی! (ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعی)(2)

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem news

چکیده: این یک قانون کلی و عمومی است که اگر به غرائز طبیعی انسان بصورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آنها متوجه راههای انحرافی می‌گردد. و شاید تمام اصلاحات و انحرافات اجتماعی را بتوان در همین دو جمله خلاصه کرد: اصلاح اجتماع انسانی یعنی رهبری واشباع صحیح غرائز و تأمین نیازمندیهای روحی و جسمی ...
کلمات کلیدی: امر به معروف,ازدواج موقت,فحشا,متعه,سازمان ملل,صیغه,مفاسد اخلاقی,اعلامیه حقوق بشر,نکاح موقت

و این هم یک رفراندوم بزرگ اجتماعی! (ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعی)(2) 

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ مجله درس هایی از مکتب اسلام، مهر 1345، سال هفتم، شماره 12.


ازدواج موقت یک ضرورت اجتناب ناپذیر اجتماعی

   - یک اصل کلی برای مبارزه با «مفاسد اجتماعی» 
   - مشکل جنسی جوانان 
   - برای حل این مشکل چه باید کرد؟ 
   - فلسفه «ازدواج موقت»
   - تکلیف «فرزندان متعه» 

مقدمه

در شمارۀ گذشته سخن به اینجا رسید که برخلاف آنچه گردانندگان یکی ازمجلات مبتذل و بی هدف و پاره‌ای افراد بی اطلاع دیگر وانمود می‌‌کنند، «ازدواج موقت» که عوام آن را «صیغه» می‌گویند یک جور جواز شرعی آدم فروشی! نیست؛ بلکه ازدواج موقت از نظر ماهیت هیچگونه فرقی با ازدواج دائم جز از نظر محدود بودن مدت ندارد. یعنی: هردو بطور یکسان یک نوع قرار داد دو جانبۀ «زناشوئی» هستند که با رضایت کامل طرفین منعقد می‌گردد و ازنظر شرائط طرفین، و شروط عقد، و لزوم نگهداشتن عده هنگام جدائی از یکدیگر، و احکام مربوط به فرزند، هیچگونه فرقی میان این دو نوع ازدواج نیست؛ از نظر آثار حقوقی نیز فرقی با هم جز در دو مورد (ارث و نفقه) ندارند و این دو مورد هم قابل جبران یا قابل تغیر است به ترتیبی که درشماره گذشته تشریح گردید.

این نکته نیز روشن شد که سوء استفاده‌های بعضی از افراد لا ابالی که گاهی تنها به نام ازدواج موقت قناعت نموده، هیچیک از شرائط و قیود آن را رعایت نمی کنند و در حقیقت فحشاء را به این لباس در می‌آورند، باعث سوء تعبیرهای فراوانی در این زمینه شده، ولی بدیهی است این غلط کاری‌ها هیچگونه تأثیری در اصل قانون اسلامی مزبور نمی‌تواند داشته باشد. اکنون به دنبالۀ این بحث توجه فرمائید: 

یک اصل کلی برای مبارزه با «مفاسد اجتماعی»

این یک قانون کلی و عمومی است که اگر به غرائز طبیعی انسان بصورت صحیحی پاسخ گفته نشود برای اشباع آنها متوجه راههای انحرافی می‌گردد. و شاید تمام اصلاحات و انحرافات اجتماعی را بتوان در همین دو جمله خلاصه کرد: اصلاح اجتماع انسانی یعنی رهبری واشباع صحیح غرائز و تأمین نیازمندیهای روحی و جسمی. و فساد اجتماع یعنی عدم رهبری و اشباع صحیح آنها! این موضوع نیز قابل انکار نیست که غرائز و نیازمندی های طبیعی جسم و جان بشر را نمی‌توان از بین برد، ولی می‌توان مسیر آنها را تغیر داد، بنابراین برای ریشه کن کردن مفاسد و انحرافات اجتماعی باید قبل از هر چیز انسان و غرائز و نیازمندیهای واقعی روح و جسم او را شناخت و به دنبال شناخت آنها راه صحیحی برای پاسخ گفتن به آن پیدا کرد. بدیهی است هر گونه اشتباه، گمراهی و عدم توجه دراین قسمت، سرانجام منجر به یک فساد و بحران اجتماعی خواهد گردید.

مثلا انسان پس از یک رشته کار خسته کننده خواهان تفریح و سرگرمی است، تفریح حکم گردگیری و روغن کاری اعصاب خسته و روح های پژمرده را دارد، و بدون آن روح انسان نشاط و جلای خود را از دست می‌دهد و یک حال خستگی و عصیان جانشین آن می‌گردد، این یک ضرورت زندگی است که نسبت مستقیم بامقدار فعالیتهای اجتماعی – مخصوصأ فعالیت‌های روحی- و نسبت معکوس با مقدار سن انسان دارد؛ یعنی: هر قدر فعالیت زیادتر باشد و سن کمتر این نیازمندی بیشتر احساس می‌گردد. حال این سرگرمی، مفید و سالم باشد یا زیانبخش و ناسالم، ازاین نظر برای او فرق نمی کند و به این ترتیب اگر این واقعیت را درست درک کردیم و از راه فراهم نمودن وسائل تفریح و سرگرمی سالم به این نیازمندی طبیعی پاسخ گفتیم چه بهتر، والا پناه به موضوعات دیگری مانند قمار، هرزگی، مواد مخدر و هزار بلای دیگر می‌برد.

مشکل جنسی جوانان 

اکنون این اصل کلی را درمورد غریزه جنسی که به عقیده بسیاری از روانکاوان نیرومندترین غرائز انسان یا لااقل یکی ازنیرومندترین آنهاست بررسی می‌کنیم. بارها جوانان این موضوع را به ما اظهار داشته اند که بعقیدۀ آنها جوانان پاکدامن و با ایمان مخصوصا در اجتماعات کنونی ازنظر امور جنسی در یک بن بست لاینحلی قرار دارند، و ازما می‌پرسند آیا به عقیده شما راه حلی می‌‌توان در این قسمت پیدا کرد؟!

یک مطالعۀ دقیق نشان می‌دهد که مشکل جنسی جوانان پاکدامن، بسیار جدی و قابل مطالعه است؛ زیرا از یک طرف عدم تمکن مالی اکثریت قریب باتفاق جوانان و مخصوصآ نوجوانان در برابر هزینه کمرشکن زندگی، و از آن بالاتر موضوع ادامه تحصیل که غالبا تا سن 20 و 25 سالگی طول می‌کشد و دوران طغیان غریزه جنسی را بطور کامل فرا می‌گیرد، به آنها اجازه ازدواج و تشکیل خوانواده نمیدهد. و از طرف دیگر پارسائی مطلق و نادیده گرفتن این غریزه با آن امواج نیرومند و کوبنده اش که بدبختانه براثر مناظر تحریک آمیز مصنوعی کنونی روز به روز شدیدتر می‌گردد، غالبا امکان پذیر نیست. 

حال چه باید کرد؟ البته افراد آلوده، با پناه بردن به مراکز فحشاء بگمان خود این مشکل را حل کرده ان؛ ولی باید دید برای افراد پاک و با ایمان چه راه حلی می‌توان یافت؟ این مشکل بصورت شدیدتری در مورد دانشجویانی که به خارج می‌روند خودنمائی می‌کند؛ زیرا تنهائی، دوری از بستگان، و آزدادی بی حساب و غلطی که در مورد معاشرت زن و مرد و دختران و پسران جوان در بسیاری از کشورهای اروپائی و آمریکائی وجود دارد؛ و با توجه به طول مدت تحصیلات عالی در خارج، ایجاب می‌کند که به نیازمندی جنسی جوانان پاسخ گفته شود. حتی درباره افراد متأهل نیز مواردی پیش می‌آید که به حکم ضرورت‌های زندگی مجبورند بطور مجرد به سفرهای چندین ماهه برای تجارت، مأموریت، و مطالعات مختلف، مخصوصا مأموریت‌های نظامی، بروند و درنتیجه ماه ها دور از زن و فرزند به سر برند. مخصوصاّ باید توجه داشت اینگونه فعالیت‌های اجتماعی را غالبأ جوانان انجام می‌دهند، آنها هستند که به اینگونه مسافرتها دست می‌زنند و با داشتن همسر مدتها از محیط خانواده دور می‌مانند. 

برای حل این مشکل چه باید کرد؟

آیا می‌‌توان این واقعیتهای روشن را نادیده گرفت و به دست فراموشی سپرد؟ آیا با جواب‌های سربالا و جمله‌های چند پهلو می‌شود به این سؤال پاسخ گفت و مطالب را ماست مالی کرد؟! شما که چشم و گوش بسته و بدون منطق می‌‌گوئید: «ازدواج موقت یک نوع جواز آدم فروشی است! و مقام زن را پایین می‌‌آورد!» بفرمائید جواب این جوانان را بدهید، آیا هرگز در عمر خود برای حل مشکل جنسی جوانان فکر کرده‌اید؟ آیا همۀ جوانان را می‌توان به پارسائی مطلق و چشم پوشی از امور جنسی در بحرانی ترین سنین جوانی دعوت نمود؟ ممکن است این موضوع برای عده‌ای ازجوانان که بهره بیشتری از خویشتن داری و تسلط بر نفس دارند عملی باشد، ولی آیا برای همه ممکن است؟ مسلماً نه. وجداناً بگوئید شما دوران جوانی خود را چگونه پشت سر گذارده اید و یا اگر الان جوان هستید چه می‌کنید؟! شما که ازدواج موقت را به عنوان «یک جور جواز آدم فروشی!!» محکوم می‌کنید خودتان چگونه عمل کرده اید؟ ما نمیگوییم جواب این سؤال را بنویسید، می‌گوئیم در پیشگاه وجدان خود به خود جواب دهید.

آیا شما با این طرز تفکر، راه حلی جز پناه بردن به مراکز فحشاء برای بسیاری از جوانان دارید؟ اگر دارید چرا پیشنهاد نمی کنید؟ آیا فحشاء و خود فروشی ننگین زن و آن وضع رسوای محله بدنام تهران تان و محلات مشابه آن در بعضی شهرستانها، احترام به مقام شامخ زن می‌باشد؟ و موجب الغاء بردگی و جواز آدم فروشی نیست؟ ولی فراموش نکیند اینها آثار جنایت‌های شما و امثال شماست که بجای نشان دادن یک «راه حل مثبت» برای این مشکل اجتماعی به «منفی بافی» دست زده اید! آیا شما با مخالفت ورزیدن با ازدواج موقت (البته ازدواج موقتی که اسلام گفته و شرائط آن در شماره قبل گفته شده، نه «رسم صیغه»! که شما می‌گوئید و افراد بی بند و بار عمل می‌کنند) جواز فحشاء را عملا صادر نفرموده اید؟

رفراندوم بزرگ اجتماعی این است که با استفاده از افکار صاحب نظران برای پیدا کردن راه حل مشکل جنسی جوانان فکری کنید، و گرنه انتخاب سوژه‌های سرگرم کننده و داغ که اثر تخدیری دارد، برای جمع کردن مشتری و ادامۀ یک کار و کاسبی مطبوعاتی، بخدا افتخار نیست!

میگویند: «ازدواج موقت، باید از قانون مدنی ایران حذف شود؛ زیرا بار روح «اعلامیه حقوق بشر» سازگار نیست» ولی ما می‌گوئیم: این چیزی که نامش را اعلامیه حقوق بشر گذارده اید و هنوز ساده ترین مواد آن (مادۀ مربوط به الغاء تبعیض نژادی) در پیشرفته ترین کشورهای به اصصلاح متمدن! عملی نشده، درکجای آن نوشته شده ازدواج موقت ممنوع و فحشاء آزاد است؟ خواهشمند است از این روح اعلامیه حقوق بشر که «احضار» فرموده اید سؤال کنید: مشکل جنسی جوانان را از چه راه باید حل کرد؟ آیا او هم مثل شما به منفی بافی دست می‌زند؟

فلسفۀ «ازدواج موقت»

اما ما راه حل این مشکل را پیدا کرده‌ایم، ببخشید «ما» که گفتیم اشتباه است؛ اسلام راه حل این مشکل را نشان داده، و پشنهاد می‌کند که: دراینگونه موارد زن و مردی که به هم علاقه دارند، می‌توانند بدون اینکه زیر بار یک تعهد دائم برای یک ازدواج همیشگی بروند، برای مدت محدودی پیمان زناشوئی ببندند و در مدت این ازدواج موقت هرقدر که باشد (یک روز، یا یک ماه، یا یکسال، و یا چندین سال) آن را درست مانند یک ازدواج دائم محترم بشمرند و زن حریم زوجیت را حتی پس از پایان مدت و جدائی با نگهداشتن «عده»؛ (اقلا 45 روز یا دو مرتبه قاعده شدن) رعایت نماید.

بدیهی است بار چنین ازدواجی مانند بار ازدواج دائم بر دوش انسان سنگینی نمیکند و طرفین می‌توانند به آسانی به آن تن دردهند؛ زیرا از طرفی همسر این ازدواج، شریک همیشگی زندگی نیست تا زن و مرد در انتخاب آن سختگیری زیاد به عمل آورند، واز طرف دیگر نفقه رسماً در این نوع ازدواج وجود ندارد، تنها «مهریه» است که مقدار آن به اختیار طرفین گذاشته شده. به علاوه ازدواج موقت دردسر و کشمکهای طلاق را (به فرض عدم سازش) ندارد؛ بلکه با خاتمه یافتن «مدت» عمر آن تمام می‌شود، حتی مرد می‌تواند باقیماندۀ مدت را ببخشد واز حق خود صرف نظر کند واز زن جدا گردد، و در صورت تمایل طرفین به تمدید، به آسانی قابل تمدید است.  اینجاست که ما می‌گوئیم: ازدواج موقت یک حربۀ مؤثر اجتماعی برای مبارزه با فحشاء و بسیاری از انحرافات جنسی است و می‌تواند تمام یا قسمت عمدۀ مشکل جنسی جوانان را حل کند. 

یک نکته

ولی در اینجا یک نکته مهم و اساسی وجود دارد که باید کاملا به آن توجه داشت و آن اینکه: این برنامه درصورتی نتیجه مطلوب و مثبت خواهد داد که به طرز صحیح اجرا گردد و مانند ازدواج دائم نظام خاصی داشته باشد و تحت انظباط قرار گیرد؛ به این معنی که پس از اجراء عقد، مشخصات مرد و زن در دفاتر مخصوص قید شود و عقد نامه ازدواج موقت (که الان هم در دفاتر اسناد رسمی موجود است و کمتر از آن استفاده می‌شود) تنظیم گردد. به این ترتیب پیش از گذشتن مدت عده (طبق عقد نامه‌ای که به دست زن داده شده) ازدواج دیگری صورت نخواهد گرفت. باید سازمانی برای نظارت براین موضوع تشکیل گردد، واین سازمان علاوه بر نظارت باید راهنمائیهای لازم را نیز به طرفین بکند؛ یعنی به آنها بفهماند که پس از اجراء عقد برای مدت معینی همسر یکدیگر خواهند بود و به یکدیگر تعلق خواهند داشت و باید اصول زناشوئی را محترم بشمارند. 

مسلماً اگر این مسئله بصورتی که در بالا گفته شد عملی گردد، فحشاء جز برای افراد لاابالی و کاملا بی بند وبار برچیده خواهد شد، و در چنان شرائطی نه زن احساس حقارت و سرشکستگی می‌کند، و نه مرد خود را مالک و خریدار زن می‌داند، و نه از نظر اجتماع، این کار وهن آمیز و موجب تنفر خواهد بود، بلکه مانند ازدواج دائم یک امر عادی و خوب تلقی خواهد شد. آیا راستی این حکم عالی، یک جواز شرعی آدم فروشی است؟! ولی آنها که با نداشتن هیچگونه صلاحیت، میل دارند در همه چیز دخالت کنند و مسائل دقیق اجتماعی و مذهبی را بصورت یک سوژه جنجالی در آورده و بکار و کاسبی نامشروع خود از این راه ادامه دهند، جز این پریشان گوئیها سخن دیگری نخواهند داشت. اما! اگر مسئله ازدواج موقت از محور اصلی خارج گردد و هیچ یک از قیود و شرائط آن رعایت نشود، همان جواز آدم فروشی خواهد بود (اما نه جواز شرعی) این چنین «رسم صیغه» را افرادی مانند شما درست کرده اند، و این، با فحشای شما هیچ فرقی ندارد و نسخه بدل همان پدیدۀ کثیف اجتماعی است که شما با رمانهای آلوده و عکسهای تحریک کننده و راهنمائیهای غلط خود آن را ترویج می‌کنید!

تکلیف «فرزندان متعه» 

تنها یک سؤال باقی می‌ماند و آن اینکه: تکلیف فرزندانی که ثمرۀ چنین ازدواجی هستند چیست؟ آیا بچه‌های صیغه سرگردان و بلاتکلیف نخواهد شد؟ پاسخ این سؤال باتوجه به مطالب فوق کاملا روشن است؛ فرزندانی که ثمرۀ ازدواج موقت هستند هیچگونه فرقی با فرزندان ازدواج دائم ندارند و مشمول تمام حمایتهای شرعی و قانونی خواهند بود. مخصوصاً با ثبت مشخصات طرفین در دفاتر مخصوص نه سرگردانی بوجود می‌آید نه بلاتکلیفی. این هم ناگفته نماند که از نظر قوانین اسلامی هیچ مانعی ندارد طرفین، اگر مایل به داشتن فرزند نباشند با وسائلی از انعقاد نطفه جلوگیری نمایند و از این نظر آزادی مورد نظرشان را در اینگونه موارد تأمین کنند.

فعلا این بحث را همین جا خاتمه می‌دهیم و در فرصت دیگری نیز دراین زمینه بحث خواهیم کرد.

منبع:
مجله درس هایی از مکتب اسلام، مهر 1345، سال هفتم، شماره 12، از صفحه 10 تا 16.

پی نوشت:
.
تاریخ انتشار: « 1398/12/28 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 69