درس اخلاق - جلسه 015 - 97/08/23

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

درس اخلاق - جلسه 015 - 97/08/23

خدا را شکر می کنیم که توفیق ادامۀ این جلسات را عنایت فرمود. واقع مطلب این است که قرار بود امسال بعضی دیگر از آقایان این مباحث را ادامه دهند، امّا دوستان اصرار زیادی داشند که ما این کار را دنبال کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را شکر می کنیم که توفیق ادامۀ این جلسات را عنایت فرمود. واقع مطلب این است که قرار بود امسال بعضی دیگر از آقایان این مباحث را ادامه دهند، امّا دوستان اصرار زیادی داشند که ما این کار را دنبال کنیم؛ که با توجّه به اشتغالات فراوان، ادامه این دروس برای ما مشکل بود. به همین جهت متوسّل به استخاره شدیم، که آیۀ شریفۀ { مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ}[1] آمد، که پیامش این بود آن را ادامه دهیم. امیدوارم بتوانم حق مطلب را ادا کنم.

شاخه های اخلاق

سال گذشته هجده جلسه برگزار شد و اکنون جلسۀ نوزدهم تشکیل شده است. در مقدّمۀ این جلسه باید برخی مطالب جلسات گذشته تکرار شود:

اخلاق بر دو نوع است: اخلاق عمومی و اخلاق خصوصی.

اخلاق عمومی

منظور از اخلاق عمومی اخلاقی است که برای همه انسان ها بدون استثناء، حتی انبیا و اولیای الهی، و در هر زمان و مکان تخلّق به آن لازم است. مثل شجاعت، صداقت، امانت، تواضع و مانند آن. در این گونه سجایای اخلاقی هیچ تفاوتی میان انسان ها نیست و همگی در آن شریکند. به دو حدیث در این زمینه توجّه بفرمایید:

1. گسترۀ وسیع صداقت و امانت

امام صادقعليه السلام فرمودند: «اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَم يَبعَث نبيّاً اِلاّ بِصِدقِ الحَديثِ وَ اَداءِ الامانَةِ الی البَرِّ وَ الفاجِرِ؛ خدای عزوجل هیچ پیامبری را به سوی مردم نفرستاد مگر این که به صداقت در گفتار و ادای امانت به نیکوکار و بدکردار، سفارش کرد».[2]

این روایت نشان می دهد که صداقت و امانت جزء اخلاق عمومی است و رعایت آن بر همگان لازم است.

2. سخاوت و بخشش

امام کاظمعليه السلام فرمودند: «ما بَعَثَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ نَبيّاً وَ لا وَصيّاً اِلاّ سَخيّاً، وَ ما کانَ اَحَدٌ مِنَ الصّالِحينَ اِلاّ سَخيّاً؛ خداوند متعال هیچ پیامبر و جانشین پیامبری را به سوی مردم نفرستاد مگر این که با سخاوت بود و همه انسان های صالح و شایسته سخاوتمند بودند».[3]

طبق این روایت، همه صالحان بدون استثنا در هر مکانی که باشند و در هر عصر و زمانی زندگی کنند، سخاوت جزء فضایل اخلاقی آنهاست. ضد فضائل اخلاقی مذکور هم جزء رذایل اخلاقی محسوب می شود. بخل، خیانت در امانت و دروغگویی برای همگان از رذایل اخلاقی به شمار می رود.

ما این ها را اخلاق عمومی می نامیم و غالب بزرگان علم اخلاق به سراغ این قسم رفته اند.

اخلاق خصوصی

شاخه دیگر اخلاق، اخلاق خصوصی است، که گاه اهمیت آن بیشتر، و نیاز به آن در جامعه افزون تر می باشد. به همین جهت تصمیم گرفتیم مباحث مربوط به اخلاق خصوصی را مقدّم بداریم.

شاخه های اخلاق خصوصی

همانگونه که قبلاً گفتیم اخلاق خصوصی چهارده شاخه دارد:

1. اخلاق در خانواده؛ که دامنۀ وسیعی دارد.

2. اخلاق در مدارس و دانشگاه ها و حوزه ها؛ ارتباط بین اساتید و شاگردان در این شاخه مورد بررسی قرار می گیرد.

3. اخلاق در بازار و محلّ کسب و کار؛ مشتری و فروشنده باید یک سلسله مسایل اخلاقی را مراعات کنند، که این مسایل در روایات ما به صورت گسترده منعکس شده است. و معمولا در کتب اخلاقی علمای گذشته به سراغ این مباحث نرفته، یا کمتر رفته اند.

4. اخلاق در سفر؛ در طول سفر با همراهان و همسفران چگونه باید رفتار کرد؟ این شاخه از اخلاق خصوصی نیز بحث های دامنه داری دارد.

5. اخلاق با دوستان؛ این که انسان با چه کسانی طرح دوستی و رفاقت بریزد، بسیار مهم است. مرحوم شیخ انصاری در کتاب مکاسب حدیثی را نقل کرده که مؤمن بر مؤمن سی حق دارد.[4] معنای این روایت آن است که این صفات در روابط بین دو دوست باید رعایت گردد.

6. اخلاق پزشکی؛ پزشکان در حرفۀ خود چه مسایل اخلاقی را باید مراعات کنند؟ وظایف اخلاقی بیماران نسبت به پزشکان معالج و پرستاران زحمت کش و بیماران دیگر چیست؟ پرستاران چه وظایفی دارند؟ این مسایل به طور مفصّل در روایات آمده است.

7. اخلاق با مخالفان و دشمنان؛ آیا ما موظّف به رعایت مسایل اخلاقی در مورد  دشمنانمان هم هستیم؟

8. اخلاق با غیر مسلمانان؛ در مورد اقلیّت های دینی چگونه رفتار کنیم؟ اینجا هم یک سلسله مسایل اخلاقی است که باید رعایت گردد.

9. اخلاق در میدان جنگ؛ مسایل اخلاقی حتّی بر میدان جنگ هم حاکم است. هنگامی که لشکریان اسلام قصد جنگی داشتند، پیامبر صلی الله عليه و آله به آن ها سفارش می‌کرد یک سری دستورات اخلاقی را رعایت کنند. گرچه امروزه در میدان های جنگ مسایل اخلاقی رعایت نمی شود و دشمنان برای رسیدن به پیروزی، از هر ابزاری استفاده می کنند، امّا ما مسلمانان باید سفارشات اخلاقی اسلام را در این زمینه فرا گرفته و به آن عمل کنیم.

10. اخلاق به هنگام قضاوت؛ وظایف اخلاقی هر یک از قاضی و متّهمین و شهودی که شهادت می دهند، چیست؟ در احادیث اسلامی به این امور هم پرداخته شده است.

11. اخلاق در میدان سیاست؛ در منابع دینی ما، به مسایل اخلاقی که سیاستمداران در میدان سیاست باید رعایت کنند نیز اشاره شده است. به ویژه در نامه های حضرت علیعليه السلام در دوران کوتاه خلافتش این مسایل منعکس شده است.

12. اخلاق کوچک ترها نسبت به بزرگ ترها و بالعکس و نسبت به زیردستان؛ با زیردستان چگونه برخورد کنیم؟ با بالادستان چه رفتاری داشته باشیم؟ بزرگ تر ها نسبت به کوچک تر ها، و کوچک تر ها نسبت به بزرگ تر ها چه رفتاری باید داشته باشند؟

13. اخلاق با حیوانات؛ در مورد چگونگی برخورد با حیوانات نیز روایات متعدّدی داریم. در برخی روایات شش حق برای حیوانات ذکر شده است.[5] حقیقتاً انسان تعجّب می کند از دینی که در یک محیط سراسر خشونت ظهور کرده، اینقدر لطافت و مهربانی و عطوفت از خود بروز می دهد، که حتی در مورد حیوانات هم چنان دستوراتی داده است.

14. اخلاق نسبت به محیط زیست؛ انسان نسبت به محیطی که در آن زندگی می کند وظایفی دارد. یکی از این وظایف، مقدار استفاده ای است که از جنگل ها، آب‌ها، زمین ها، هوا، مراتع، حق داریم ببریم.

ما ادّعا نمی کنیم که شاخه های اخلاق خصوصی منحصر در همین چهارده مورد است، امّا عمدۀ آن در همین موارد خلاصه می شود.

شاخۀ اوّل: اخلاق خانواده

ابتدا به سراغ اخلاق مربوط به خانواده می رویم، تا روشن شود دربارۀ تشکیل خانواده، فرزندان، همسران نسبت به یکدیگر، دیگران نسبت به زوج های جوان و غیر جوان، چه مسایل اخلاقی وجود دارد. اما قبل از پرداختن به اصل مطلب تقدیم مقدّمه ای لازم است:

جامعه بشری جامعۀ وسیع و گسترده ای است که از واحدهای کوچک تری به نام قبیله، فامیل و خویشاوندان تشکیل شده و قبیله و فامیل هم از گروه های کوچکتری به نام خانواده تشکیل شده است. بنابراین، واحد نخستین تشکیل دهندۀ جامعۀ بشری، خانواده است و اگر این واحد اصلاح شود کلّ جامعه اصلاح می شود.

معضلی به نام طلاق

در عصر و زمان ما مشکل مهمّی در مورد اخلاق خانواده پیدا شده، و آن رواج طلاق و کاهش ازدواج است. طبق آماری که اخیراً گرفته ایم متاسفانه در هر ساعت بیست طلاق صورت می گیرد و در سال گذشته 174000 طلاق ثبت شده! و در مقابل آمار ازدواج 8% کاهش یافته است و می دانیم که این پدیده آثار شوم فراوانی در پی دارد.

آثار شوم طلاق

به عنوان نمونه به چهار مورد آن توجّه بفرمایید:

1. اگر زن و شوهری که از هم جدا شده اند فرزند یا فرزندانی داشته باشند، پس از متلاشی شدن کانون خانواده، فرزندان آن ها چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟ نزد پدر زندگی کنند یا کنار مادر باشند؟ یا روزگار خود را با پدربزرگ و مادر بزرگ یا دیگر اقوام و بستگان سپری کنند؟ فرزندان طلاق وقتی که شاهد و ناظر شکست پدر و مادرشان باشند روح آنان هم شکست می خورد و هنگامی که با روحیه شکست خورده وارد جامعه شوند آرامش نخواهند داشت و مفید نخواهند بود.

2. شانس چنان زن و مردهایی برای ازدواج مجدد کم می شود. چون هنگامی که زن مطلقه به مردی برای این منظور معرّفی می گردد اولین سوالی که برایش ایجاد می شود این است که: چرا از همسر سابق خود جدا شده است؟ و این سوء سابقه سبب می شود که دیگران در مورد ازدواج با وی احتیاط کنند و به گزینه های دیگر بیندیشند. همچنین اگر مردی که همسرش را طلاق داده، به خواستگاری دختر یا زنی برود می گویند: به مردی که یک بار همسرش را طلاق داده نمی توان اعتماد کرد! و لذا جواب منفی می دهند.

3. در بسیاری از موارد چنین زن و مردهایی گرفتار بیماری های روحی می شوند و شکست در زندگی مشترک، افسردگی آنها را در پی خواهد داشت.

4. تجربه نشان داده که چنین افرادی در کارهای اجتماعی موفقیّت چندانی نخواهند داشت.

به هر حال طلاق برای هر دو طرف، بلکه برای اطرافیان آنها، ضررهای متعددی دارد؛ گرچه طرفین به هنگام جدایی، داغ هستند و ضررهای آن را درک نمی کنند. و لذا، اسلام نسبت به ازدواج تأکید فروان نموده، و از طلاق و جدایی به شدّت نهی کرده است، که به عنوان نمونه به دو روایت اشاره می کنیم که هم بر اهمیّت فراوان ازدواج تأکید کرده، و هم زشتی فوق العادۀ طلاق را به تصویر کشیده است. توجّه بفرمایید:

1. محبوب ترین و مبغوض ترین ها!

پیامبر اسلامصلی الله عليه و آله فرمودند: « مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَيْتٍ يَعْمُرُ بِالنِّكَاحِ وَ مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ أَبْغَضُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَيْتٍ يَخْرُبُ‏ فِي‏ الْإِسْلَامِ بِالفُرقَة يَعنی  الطَّلاقَ؛ هیچ چیزی در پیشگاه خدای عزوجل محبوب تر از خانه ای که به وسیلۀ ازدواج آباد شود وجود ندارد و هیچ چیزی در پیشگاهش منفورتر از خانه ای که به وسیلۀ طلاق ویران شود نمی باشد».[6]

قابل توجّه این که در این روایت ارزشمند، ازدواج سبب آبادانی خانه ها و طلاق عامل نابودی و ویرانی آن بیان شده است. آن یکی به عنوان محبوب ترین، و این یکی مبغوض ترین و منفورترین اشیاء معرفی شده است. آیا بیانی شیواتر و گویاتر از این بیان، برای بیان اهمیّت ازدواج و زشتی طلاق وجود دارد؟!

2. آخرین راه

امام صادقعليه السلام فرمودند: « مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ مِمَّا أَحَلَّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَبْغَضُ‏ إِلَيْهِ‏ مِنَ‏ الطَّلَاقِ‏؛ هیچ یک از امور حلال در پیشگاه خدا مبغوض تر از طلاق و جدایی نیست».[7]

امام ششم شیعیان نیز طلاق را مبغوض ترین حلال ها معرفی کرده است.

سوال: اگر طلاق حلال است، چه اشکالی دارد؟

جواب: طبق روایت فوق طلاق برای مواردی در نظر گرفته شده که کارد به استخوان برسد، و هیچ راهی برای صلح و سازش و ادامه زندگی مشترک باقی نمانده باشد. نه این که با کوچکترین بهانه به سراغ طلاق بروند! همان چیزی که در زمان ما متأسفانه اتفاق افتاده و می افتد.

قرآن مجید برای جلوگیری از طلاق سرمایه گذاری زیادی کرده است. دستور داده که بزرگ تر های دو فامیل جمع شوند و حَکَمی برای شوهر و حَکَمی از سوی زن تعیین کنند[8] و همگی دست به دست هم بدهند و مشکلات زوجین را بشنوند و آن ها را حل کنند و اجازه ندهند بنیان خانواده ها از هم بپاشد.

متاسفانه این روز ها طلاق در همان سال های اوّل زندگی اتّفاق می افتد، بلکه خیلی از آن ها در سال اوّل رخ می دهد و عجیب تر این که گاه درخواست طلاق توافقی است یعنی هر دو طرف از همدیگر متنفّر شده‌اند! در مباحث آینده انشاء الله خواهیم گفت که اگر چنین زوجینی در آنجا که باید دقّت می کردند، این کار را انجام می دادند کارشان به جدایی نمی کشید.

به هر حال دو روایت فوق نشان می دهد که ازدواج در اسلام چه جایگاه رفیع و اهمیّت والایی دارد، و طلاق چقدر زشت و منفور است.

بحث آینده

در جلسه آینده انشاء الله به سراغ بحث ازدواج می رویم، تا معلوم شود برخلاف برخی تصوّرها ازدواج یک مسأله شخصی نیست؛ بلکه یک امر اجتماعی است. و لذا قران مجید می گوید: «مقدّمات ازدواج جوانان را فراهم کنید {و انَکحوا}[9] و نمی گوید: ای جوانان ازدواج کنید (اِنکَحُوا)، یعنی مساله ازدواج یک مسأله شخصی همچون خانه خریدن و ماشین خریدن و مانند آن نیست، بلکه جنبۀ عمومی دارد و وظیفۀ همه است که در این مساله ورود پیدا کرده و وسایل ازدواج جوانان را فراهم کنند.

خداوندا! به همه ما توفیق عمل به این برنامه های انسان ساز را عنایت فرما.

والسلام علکیم و رحمة الله و برکاته


[1]. سورۀ احزاب (32)، آیۀ 23.

[2]. اصول کافی، ج 2، ص 104، ح 1.

[3]. همان، ج 4، ص 39، ح 4.

[4]. وسایل الشیعه، ج 8، ص 550، ح 24.

[5]و سایل الشیعه، ج 8، ص 350، باب 9، ح 1.

[6]. وسایل الشیعه، ج 15، ص 266، ح 1.

[7]. همان، ص 267، ح 5.

[8]. سورۀ نساء (4)، آیۀ 35.

[9]. سورۀ نور (24)، آیۀ 32.

پی نوشت:
                         
    
تاریخ انتشار: « 1397/08/23 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 933