سیره اخلاقی پیامبر اعظم(ص) از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
makarem news

یادداشت روز:

سیره اخلاقی پیامبر اعظم(ص) از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

رفتار پیامبر(ص) با مردم  /  پیشدستی در سلام کردن  /  ساده زیستی پیامبر اکرم(ص)  /  بخشش و گذشت در رفتار پیامبر اکرم(ص)  /  راه رفتن هم آداب دارد !  /  آراستگی در سیره نبوی  / استعمال عطر توسط پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)  /  نظافت اخلاقى و ظاهرى در سیره نبوی / توصیه های پیامبر اسلام در مورد بهداشت دهان و دندان

زندگى پيشوايان دينى، سرتاسر بيانگر اين مسأله است كه آن ها در همه جا به فضائل اخلاقى دعوت مى كردند، و خود الگوى زنده و اسوه حسنه اى در اين راه بودند.[1]

درباره خلق و خوى پیامبر اکرم(ص) بحث هاى زيادى شده، و هر چه بحث شود كم است و مى توان در اين موضوع كتاب هاى فراوانى نوشت.[2] چرا که آن حضرت، بزرگترين معلم اخلاق بود كه با شعار «انَّما بُعِثتُ لِاُتمِمَّ مکارِمَ الأخلاق؛ به راستی من مبعوث گردیدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم»، مبعوث شد و خداوند درباره خود او فرموده است: «وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ ؛ اخلاق تو بسيار عظيم و شايسته است!».[3]

حال برای آنکه دریابیم برجستگي هاى اخلاقى پيامبر اسلام(ص) در چه جايگاه رفيعی قرار دارد، شايسته است سيرى كوتاه در سیرۀ اخلاقی آن حضرت داشته باشيم، و دورنمايى از آن را بيان كنيم.[4]

رفتار پیامبر(ص) با مردم

درباره حسن خلق پيامبر(ص) ، گذشت، مهربانى، ايثار، فداكارى و تقواى آن حضرت داستان هاى بسيارى در كتاب هاى تفسير و تاريخ آمده است، از جمله از امام حسین (ع) روايت شده است كه فرمود: «از پدرم اميرمؤمنان على (ع) درباره ويژگى هاى زندگى پيامبر(ص) و اخلاق او پرسيدم، پدرم در پاسخ فرمود: پيامبر(ص) با همنشينانش دائم خوشرو و خندان و سهل الخلق و ملايم بود. هرگز خشن و سنگدل و پرخاشگر و بدزبان و عيب جو و مديحه گر نبود. هيچ كس از او مأيوس نمى شد و هركس به در خانه او مى آمد نااميد باز نمى گشت.[5]

 سه چيز را از خود رها كرده بود: مجادله در سخن، پرگويى و دخالت در كارى كه به او مربوط نبود. و سه چيز را در مورد مردم رها كرده بود: كسى را سرزنش نمى كرد، لغزش ها و عيب هاى پنهانى مردم را جست و جو نمى كرد. هرگز سخن نمى گفت مگر درباره امورى كه ثواب الهى را اميد داشت. هنگام سخن گفتن به قدرى كلامش نافذ بود كه همه سكوت اختيار مى كردند و تكان نمى خوردند و هنگامى كه ساكت مى شد آنها به سخن درمى آمدند، اما نزد او هرگز نزاع و مجادله نمى كردند. هرگاه مرد غريب و ناآگاه، با خشونت سخن مى گفت و درخواستى داشت تحمل مى كرد و به يارانش مى فرمود: هرگاه كسى حاجتى دارد به او عطا كنيد و هرگز كلام كسى را قطع نمى كرد تا سخنش پايان گيرد».[6]

پیشدستی در سلام کردن

برترى و فضيلت از آن كسى است كه در سلام کردن از دیگران پیشی بگیرد چرا که شخص دوم هركارى كند جنبه پاداش عمل دارد در حالى كه شخص اول بدون اين كه خدمتى به او بشود اقدام به نيكى كرده و مطلقا جنبه پاداش نداشته است.[7]

اضافه بر اين كسى كه ابتدا به سلام و تحيت يا كار نيك مى كند يك فضيلت اخلاقى ديگرى را نيز براى خود آشكار ساخته و آن مسأله تواضع در برابر برادر دينى است در حالى كه پاسخ گوينده تواضع خاصى ندارد جزء اين كه حق شناسى مى كند.[8]

در حالات حضرت رسول(ص) نیز می خوانیم که آن حضرت فوق العاده متواضع بود و به همه،[9] حتى به كودكان سلام مى كرد.[10]

در حديثى از رسول خدا(ص) آمده است كه مى فرمود: «پنج چيز است كه تا آخر عمر آن را رها نمى كنم؛ غذا خوردن با بردگان در حال نشسته روى زمين و ... و دوشيدن شير بز ماده با دست خودم، و پوشيدن لباس هاى پشمينه ى خشن (كه لباس قشر هاى كم درآمد و محروم بود) و سلام كردن به كودكان ، تا به صورت سنتى براى بعد از من درآيد.»[11]

به راستی چه اشكال دارد ما نیز با تأسی از سیرۀ نبوی به هر كس مى رسیم سلام كنیم؛ وقتى وارد مغازه اى مى شویم، به مغازه دار سلام كنیم؛ هنگامى كه از كوچه عبور مى كنیم و بچه ها را در حال بازى مى بينیم، به بچه ها سلام كنیم؛ زمانى كه وارد مسجد مى شویم، به نمازگزاران سلام كنیم؛ وقتى كه به محل كار مى رویم، به همكارانمان سلام كنیم؛ هنگامى كه از سر كار باز مى گردیم، به همسر و فرزندانمان سلام كنیم؛ خلاصه به تمام كسانى كه با آن ها سر و كار داریم سلام كنیم؛ زيرا، سلام نشانه كوچكى نيست، بلكه علامت تواضع و عظمت انسان مى باشد؛ سلام چيزى از انسان نمى كاهد، بلكه بر عظمت و ادب و وقار و تواضع وى مى افزايد.[12]

ساده زیستی پیامبر اکرم(ص)

در حالات پيامبر اسلام(ص) آمده است كه روى زمين مى نشست و غذا مى خورد و مى فرمود: «إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ، آكُلُ كَمَا يَأْكُلُ الْعَبْدُ؛ من بنده اى هستم مانند غلامان غذا مى خورم».[13]

امام علی(ع) درباره پيامبر اكرم(ص) چنين مى فرمايد: «لَقَدْ كَانَ(ص) يَأْكُلُ عَلَى اَلْأَرْضِ وَ يَجْلِسُ جِلْسَةَ اَلْعَبْدِ وَ يَخْصِفُ بِيَدِهِ نَعْلَهُ وَ يَرْقَعُ بِيَدِهِ ثَوْبَهُ وَ يَرْكَبُ اَلْحِمَارَ اَلْعَارِيَ وَ يُرْدِفُ خَلْفَهُ؛[14]پيامبر اكرم(ص) روى زمين (بدون فرش) مى نشست و غذا مى خورد و با تواضع همچون بردگان جلوس مى كرد و با دست خود كفش خويش را وصله مى كرد و بر مركب برهنه سوار مى شد و حتى كسى را پشت سر خويش سوار مى كرد».[15]

آری آن حضرت در مجلس ناشناخته بود. و هنگام سفر بخشى از كار ها را بر عهده مى گرفت، و از اينكه همه كار ها و زحمت ها بر دوش ديگران باشد، اجتناب مى ورزيد.[16]

ما نیز باید سعى كنیم اعمال متواضعان را انجام دهیم تا اين فضيلت اخلاقى در اعماق وجود ما ريشه بدواند، از جمله اینکه لباس ساده بپوشیم، غذاى ساده بخوریم، با خادمان يا كارگرانمان بر سر يك سفره بنشينیم، در سلام كردن بر ديگران تقدم جويیم، صدر مجلس ننشينیم و در راه رفتن بر ديگران پيشى نگيریم.[17]

با كوچك و بزرگ گرم بگيریم و از همنشينى با افراد متكبر و مغرور بپرهيزیم و در عمل امتيازى براى خود بر ديگران قائل نشویم، خلاصه آنچه را نشانه تواضع يا از مظاهر آن است در عمل و سخن به كار بندیم و سعى كنیم حالت، عادت و سپس ملكه ما گردد.[18]

بخشش و گذشت در رفتار پیامبر اکرم(ص)

آن حضرت در عفو و بخشش سرآمد زمان خويش بود،[19] و این به خاطر جاذبه اخلاقى آن حضرت بود. كه دشمنان سرسخت را نیز تحت تأثير قرار مى داد و به تسليم وا مى داشت و دوستان را سخت مجذوب خود مى ساخت.[20]

 آن حضرت همسايه اى يهودى داشت كه وى را بسيار اذيت مى كرد، هر روز از پشت بام خاكستر همراه آتش بر روى سر آن حضرت مى ريخت.[21] اين كار در ظاهر به عنوان ريختن زباله و خاكستر در كوچه، و در حقيقت به منظور ابراز خشم و كينه يهودى نسبت به پيامبر اسلام(ص) انجام مى شد، و پيامبر كريمانه از كنار آن مى گذشت. تا اينكه يك روز خبرى از مرد يهودى نشد، پيامبر اسلام(ص) از غيبت آن مرد سؤال كرد.

گفتند: خوشبختانه بيمار گشته، و بر اثر بيمارى مزاحمت هايش قطع شده است. فرمود: بايد به عيادتش برويم! به سمت خانه اش حركت كرد. در خانه يهودى را كوبيد.

همسرش به پشت درآمد و سؤال كرد: كيست؟ حضرت فرمود: پيامبر مسلمانان به ديدار و عيادت همسايه بيمار خود آمده است! زن ماجرا را به شوهرش گفت. مرد يهودى كه بسيار تعجب كرده بود، و در مقابل عملى غير قابل پيش بينى قرار گرفته بود، گفت: در را باز كن تا داخل شوند. پيامبر(ص) وارد شد، و كنار بستر بيمار نشست.

و از حال بيمار پرسيد، و به گونه اى برخورد كرد كه گويا هيچ اذيت و آزارى از اين مرد يهودى به آن حضرت نرسيده است. مرد يهودى كه از فرط خجالت صورت خويش را مى پوشانيد و در برخورد با اين اخلاق كريمانه پيامبر اسلام مبهوت شده بود، از آن حضرت پرسيد: اين نوع برخورد آيا اخلاق شخصى شماست، يا جزء دستورات دينى محسوب مى شود؟ حضرت فرمود: جزء دستورات دينى است، و ما به همه مسلمين سفارش مى كنيم كه چنين كنند. مرد يهودى با برخورد زيبا و پرجاذبه پيامبر اسلام(ص) مسلمان شد.[22]

نمونه اى دیگر از اين معجزه اخلاقى در فتح مكه نمايان گشت، هنگامى كه مشركان خونخوار و جنايت پيشه، كه ساليان دراز هر چه در توان داشتند بر ضد اسلام و شخص پيامبر(ص) به كار گرفتند در چنگال مسلمين گرفتار شدند، پيامبر اكرم(ص) برخلاف تمام محاسبات دوستان و دشمنان، فرمان عفو عمومى صادر كرد و تمام جنايات آنان را به دست فراموشى سپرد و همين سبب شد كه به مصداق «يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا»[23] مردم گروه گروه مسلمان شوند.[24]

آراستگی در سیره نبوی

از جمله شرايطى كه براى انبيا ذكر مى كنند اين است كه صفاتى كه باعث تنفر است در آنها نباشد. همچنين انبيا اخلاقى كه مايه تنفر است را هم نبايد داشته باشند، همچنين انبيا از انحرافات اجتماعى كه لكه ننگى به حساب مى آيد نيز بايد دور باشند، چون موجب تنفر مى شود.[25]

از اينجا مى فهميم كه چرا پيغمبر اكرم(ص) به عطريات و وسايل خوش بو اهميت مى داد، و مقيد به نظافت بود، مسواك مى زد، و زمانى كه مى خواست از خانه خارج شود، خود را در ظرف آب نگاه مى كرد.[26]

استعمال عطر توسط پیامبر اکرم(ص)

 پيامبر(ص)، به بوى خوش اهميت فراوانى مى داد و قسمتى از درآمد خود را صرف بوى خوش و عطر ها مى كرد.[27]

از بررسی حالات پيامبر اكرم(ص) استفاده مى شود كه آن حضرت به دفعات از مشك استفاده مى كردند حتى گاهى مقدارى از آن را در غذا مى ريختند.[28]

درباره پيغمبر(ص) مى خوانيم: «كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ(ص) يُنْفِقُ عَلَى اَلطِّيبِ أَكْثَرَ ما [مِمَّا] يُنْفِقُ عَلَى اَلطَّعَامِ ؛ آنچه پيامبر(ص) براى عطر هزينه مى كرد بيش از آن بود كه براى غذا هزينه مى كرد».[29]

البته اين موضوع هرگز اسراف نبود زيرا هزينه زندگى ساده پيغمبر(ص) بسيار كم بود و هزينه عطريات به خصوص مشك كه از راه هاى دور مى آوردند نسبتا زياد بود.[30]

نظافت اخلاقى و ظاهرى در سیره نبوی

بعضى خيال مى كنند همين مقدار كه انسان ايمان محكم، و باطنى پاك داشته باشد كافى است، و ظاهر و شكل و قيافه، هرگونه باشد عيبى ندارد، چنين خيالى از نظر اسلام خيال باطل مى باشد، بلكه به عكس بخشى از برنامه ها و دستور هاى اسلام مربوط به نظافت، زيبايى و آراستگى ظاهر، مثل قيافه و لباس و رنگ و بو است.[31]

روزى پيامبر اكرم(ص) درباره رستاخيز و وضع مردم در آن دادگاه بزرگ الهى بياناتى فرمود. اين بيانات مردم را تكان داد و جمعى گريستند و به دنبال آن جمعى از ياران پيامبر(ص) تصميم گرفتند پاره اى از لذت ها و راحتي ها را بر خود تحريم كرده و به جاى آن به عبادت بپردازند، ... عثمان مظعون قسم ياد كرد كه آميزش جنسى را با همسر خويش ترك گويد و به عبادت بپردازد.[32]

روزى همسر عثمان بن مظعون كه زن جوان و صاحب جمالى بود، نزد عايشه آمد، عايشه از وضع او متعجب شد و گفت: چرا به خودت نمى رسى، و زينت نمى كنى؟! در پاسخ گفت: براى چه كسى زينت كنم؟ همسرم مدتى است كه مرا ترك گفته و رهبانيت پيش گرفته است، اين سخن به گوش پيامبر(ص) رسيد و فرمان داد كه همه مسلمانان به مسجد آيند، هنگامى كه مردم در مسجد اجتماع كردند، حضرت بالاى منبر قرار گرفت و پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: چرا بعضى از شما چيز هاى پاكيزه را برخود حرام كرده ايد؟ من سنت خود را براى شما بازگو مى كنم، هركس از آن روى گرداند از من نيست، من قسمتى از شب را مى خوابم و با همسرانم آميزش دارم و همه روزها را روزه نمى گيرم ...».[33]

توصیه های پیامبر اسلام در مورد بهداشت دهان و دندان

در روايات اسلامى از هر عاملى كه موجب ناپاكى و كثيفى مى شود نهى شده، و به هر امرى كه باعث پاكيزگى و بهداشت مى گردد تأكيد شده است .[34]

از جمله رسول خدا(ص) که دندان چند نفر از مسلمانان را زرد ديد، به آن ها فرمود: «چرا دندان هاى شما زرد و كثيف است؟ چرا مسواك نمى زنيد؟».[35]

رسول خدا(ص) فرموده است: «با هر چيزى كه توان داريد نظافت كنيد، چرا كه خداوند متعال، اسلام را بر اساس نظافت بنا كرده است، و جز انسان پاكيزه و پاك وارد بهشت نگردد».[36]

هم چنین ابوايوب انصارى ميزبان پيامبر(ص) در مدينه مى گويد: «شبى براى پيامبر(ص) غذايى همراه پياز و سير آماده كرديم و به حضور آن حضرت برديم. حضرت از غذا نخورد، و آن را رد كرد، ما جاى انگشتان آن حضرت را در آن غذا نديديم. من بى تابانه به حضور آن حضرت رفته و عرض كردم: پدر و مادرم به فدايت چرا از غذا نخوردى، و جاى دست شما در آن غذا نبود تا با خوردن آن قسمت، طلب بركت كنيم؟ در پاسخ فرمود: آرى غذاى امروز «سير» داشت و چون من در اجتماع شركت مى كنم و مردم از نزديك با من تماس مى گيرند و با من سخن مى گويند، از خوردن غذا معذورم. ما آن غذا را خورديم، و از آن پس چنان غذايى براى پيامبر(ص) آماده نكرديم».[37]

سخن آخر

آرى، اگر اين اخلاق كريمه و اين ملكات فاضله نبود، آن ملت عقب مانده جاهلى و آن جمع خشن انعطاف ناپذير در آغوش اسلام قرار نمى گرفتند و به مصداق «لَانفَضّوا مِن حَولِكَ»[38] همه پراكنده مى شدند. وچه خوب است كه اين اخلاق اسلامى امروز زنده شود و در هر مسلمانى پرتوى از خلق و خوى پيامبر(ص) باشد.[39]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه( makarem.ir.

 


[1] اخلاق در قرآن، ج 1، ص23.

[2] سوگند هاى پر بار قرآن، ص354.

[3] سوره قلم، آيه 4 ؛ (اخلاق در قرآن، ج 1، ص39).

[4] سوگند هاى پر بار قرآن، ص359.

[5] تفسير نمونه، ج 24، ص378.

[6] معانى الاخبار، ص 83؛ (تفسير نمونه، ج 24، ص378).

[7] پيام امام امير المومنين(ع)، ج 12، ص380.

[8] همان.

[9] سوگند هاى پر بار قرآن، ص354.

[10] تفسير نمونه، ج 4، ص45.

[11] بحار الانوار، ج 73، ص 66؛ (اخلاق در قرآن، ج 1، ص192).

[12] والاترين بندگان، ص77.

[13] محجة البيضاء، ج 6، ص 256؛ (اخلاق در قرآن، ج 2، ص62).

[14] نهج البلاغه، خ160؛ (اخلاق در قرآن، ج 2، ص63).

[15] اخلاق در قرآن، ج 2، ص63.

[16] سوگند هاى پر بار قرآن، ص354.

[17] اخلاق در قرآن، ج 2، ص62.

[18] همان.

[19] سوگند هاى پر بار قرآن، ص355.

[20] همان.

[21] بری اطلاعات بیشتر، ر.ک: تفسير نمونه، ج 24، ص 371.

[22] سوگند هاى پر بار قرآن، ص355.

[23] سورۀ نصر، آیۀ2.

[24] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص238.

[25] گفتار معصومين(ع)، ج 1، ص83.

[26] همان، ص84.

[27] مثال هاى زيباى قرآن، ج 2، ص291.

[28] برای اطلاعات بیشتر، ر.ک: كافى، باب المسك، ج 6، ص 514؛ (پيام امام امير المومنين(ع)، ج 15، ص240).

[29] کافی، ج 6، ص 512، ح 18؛ (پيام امام امير المومنين(ع)، ج 15، ص239).

[30] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج 15، ص239.

[31] گفتار معصومين(ع)، ج 1، ص84.

[32] تفسير نمونه، ج 5، ص60.

[33] تفسير نمونه، ج 5، ص 60.

[34] گفتار معصومين(ع)، ج 1، ص87.

[35] فروع كافى، ج 6، ص 495؛ (گفتار معصومين(ع)، ج 1، ص87).

[36] ميزان الحكمه، ج 10، ص 93؛ (گفتار معصومين(ع)، ج 1، ص88).

[37] سيره ابن هشام، ج 2، ص 144؛ (گفتار معصومين(ع)، ج 1، ص88).

[38] سورۀ آل عمران، آیۀ 159.

[39] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص300.


تاریخ انتشار: « 1398/08/04 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1677