فضائل فاطمه(س) از زبان عایشه

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

فضائل فاطمه(س) از زبان عایشه

پرسش : چه فضائلی از زبان عایشه برای حضرت فاطمه(علیها السلام) نقل شده است؟
پاسخ اجمالی:

در منابع اهل سنت فضائل بسیاری از زبان عایشه درباره ایشان نقل شده. مانند: «جز پیامبر، احدى را برتر از فاطمه ندیدم». «من هرگز کسی را شبیه تر از «فاطمه» به رسول خدا در رفتار و کردار و نحوۀ نشست و برخاست ندیدم. هرگاه که فاطمه بر پیامبر وارد می شد، آن حضرت بخاطرش از جای بر می خاست و به سویش می رفت و او را می بوسید و در جای خود می نشاند». «فاطمه دروغ نمی گوید». «هرگز کسی را راستگو تر از فاطمه ندیدم». «او هرگز حیض نمی شد، زیرا از میوه ای بهشتی خلق شده بود» و... .

پاسخ تفصیلی:

در منابع اهل سنت فضائل بسیاری از زبان عایشه درباره حضرت فاطمه(علیها السلام) نقل شده که در اینجا به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:
1- مناوی، در «اتحاف السائل» از عایشه نقل می کند که او گفت: «ما رأیت افضل من فاطمة غیر ابیها»؛ (جز پیامبر، احدى را برتر از فاطمه ندیدم).(1)
2- از عایشه نقل شده که گفت: من هرگز کسی را شبیه تر از «فاطمه» به رسول خدا در رفتار وکردار و نحوۀ نشست و برخاست ندیدم. هرگاه که فاطمه بر پیامبر وارد می شد، آن حضرت بخاطرش از جای بر می خاست و به سویش می رفت و او را می بوسید و در جای خود می نشاند.(2)
3- و نیز از عایشه نقل شده که بخاطر اختلافی که میان آندو بوجود آمده بود، خطاب به پیامبر(صلی الله علیه وآله) کرد و گفت: «یا رسول الله، سلها فانها لا تکذب»؛ (ای رسول خدا، (در این مورد) از فاطمه سؤال کن چرا که او دروغ نمی گوید).(3)
4- طبرانی، از عایشه نقل کرده که او گفت: «ما رأیت احداً قط اصدق من فاطمة»؛ (هرگز کسی را راستگو تر از فاطمه ندیدم).(4)
5- نعمان بن بشیر روایت کرده است که: روزی ابوبکر از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) اجازه ورود خواست،(پس هنگام ورود به منزل پیامبر) صدای عایشه را شنید که با صدای بلند، خطاب به پیامبر(صلی الله علیه وآله) می گوید: «بخدا دانستم که علی و فاطمه از من و پدرم در نزد تو محبوب ترند»؛ و این جمله را دو یا سه بار تکرار کرد. پس ابوبکر به سراغ او آمده و گفت: «ای دختر فلان! دیگر نشنوم که صدایت را برای پیامبر(صلی الله علیه وآله) بالا می بری».(5)
6- همچنین خطیب بغدادی از عایشه روایت کرده که گفت: «اذا اقبلت فاطمة کانت مشیتها مشیة رسول الله(صلی الله علیه وآله و سلم) و کانت لا تحیض قط، لانها خلقت من تفاحة الجنة...»؛ (هرگاه فاطمه به سوی ما می آمد، راه رفتنش همانند راه رفتن رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بود. او هرگز حیض نمی شد، زیرا از میوه ای بهشتی خلق شده بود...).
7- سیوطى در تفسیر خود، الدرالمنثور، ذیل تفسیر کریمه ى «سبحان الذى اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام» به نقل از طبرانى مى نویسد: عایشه گفت: رسول گرامى(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) فرمود: آنگاه که مرا بسوى آسمان بردند، داخل بهشت شده در کنار درختى از درختان آن توقف نمودم، درختى که به نیکوئى سفیدى برگ آن، و لذیذى میوه ى آن، در بهشت ندیدم، پس میوه اى از میوه هاى آن برگرفتم و خوردم و به صورت نطفه اى در صلب من درآمد و آنگاه که به زمین هبوط کردم با خدیجه هم بالین شدم و او فاطمه را باردار گشت. پس از آن هرگاه مشتاق بوى بهشت مى شوم، فاطمه را مى بویم.
8- محب طبرى(6) به نقل از عایشه مى نویسد: «رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) روزى گودى زیر گلوى فاطمه را بوسید... »
وی مى گوید: حربى این حدیث را نقل کرده و ملّا در سیره ى خود آن را با این اضافه آورده است: «(عایشه گفت:) به رسول خدا عرض کردم: کارى کردید که تاکنون نکرده بودید. حضرت فرمود: عایشه! هرگاه مشتاق بهشت می شوم، زیر گلوى فاطمه را مى بوسم.»
9-بخاری به نقل از عایشه می نویسد: فاطمه در حالی که همانند رسول خدا راه می رفت، جلو آمد. رسول اکرم فرمود: «مرحبا به دخترم فاطمه» و او را طرف راست یا چپ خود نشاند. آنگاه آهسته به او سخنی گفت که فاطمه (با شنیدن آن) گریست.
به او گفتم: چرا می گریی؟ (او پاسخی نداد.) رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) دوباره آهسته کلامی به فاطمه گفت و (این بار) فاطمه خندید.
گفتم: تا امروز خوشحالی ای که اینقدر نزدیک به اندوه باشد، ندیده بودم.
پرسیدم: رسول خدا چه گفت؟ جواب داد: هرگز راز رسول خدا را فاش نخواهم ساخت. تا آنکه رسول خدا رحلت نمود.(پس از رحلت آن حضرت) دو باره از فاطمه پرسیدم ( رسول خدا چه گفت؟) فاطمه گفت: رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمود: جبرئیل هر سال فقط یکبار قرآن را بر من عرضه می کرد ولی امسال دوبار قرآن بر من عرضه شد و این را نشانه ی نزدیک شدن اجل خود می دانم و تو در میان اهل بیتم اول کسی هستی که به من ملحق می شوی». من (با شنیدن این سخن) گریستم، آنگاه فرمود: «آیا خشنود نمی شوی به اینکه سرور زنان اهل بهشت یا سرور زنان مؤمنین باشی؟» و من (با شندن آن) خندیدم. (7)

پی نوشت:

(1). مناوی، اتحاف السائل بما لفاطمة من الفضائل، ص 2.(2). همان.

(7). صحیح بخاری، کتاب بدءالخلق، باب: علامات النبوة فی الاسلام. احمد بن حنبل نیز در مسند خود این روایت را ذکر کرده است، با این تفاوت که بجای « بانوی زنان بهشت» آورده: « بانوی زنان این امت». ابن سعد نیز در طبقات (،ج2، ص 40) حدیث را با این تعبیر آورده است: «بانوی زنان این امت یا بانوی زنان دو عالم ». ابن اثیر نیز در اسدالغابة(، ج 5، ص 52) با تعبیر : «بانوی زنان دو عالم» و نسائی در خصائص ( ص 34) با عبارت «بانوی زنان این امت یا بانوی زنان مؤمنین» حدیث را نقل کرده اند.

تاریخ انتشار: « 1393/02/27 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1395