امام علی(ع) و تعلیم فنون جنگی به فرزندش

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

امام علی(ع) و تعلیم فنون جنگی به فرزندش

پرسش : در واقعه جمل امام علی(علیه السلام) چه فنون جنگی ای را به فرزندش تعلیم فرمود؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) در جنگ جمل قسمت مهمّى از دستورات جنگى را براى فرزندش محمد بن حنفیه در هفت جمله بیان مى دارد: 1- استقامتی فراتر از کوه ها، 2- فشردن دندانها (که باعث از بین رفتن ترس است) 3- جمجمه را به خدا عاریت دادن و آماده شهادت بودن، 4- قدمها را به زمین میخکوب کردن و ثابت قدم بودن در جنگ (در فکر عقب نشینی نبودن) 5- نگاه به آخر لشکر دشمن و توجه به آرایش جنگی آنها، 6- بعد از لحاظ جوانب میدان، نگاه خود را کوتاه کردن (به کثرت دشمن نگاه نکردن) 7- توکل به خدا و توجه به اینکه پیروزی از سوی خداست.

پاسخ تفصیلی:

 در جریان جنگ جمل امام علی(علیه السلام) پرچم را به دست فرزند شجاعش «محمّد بن حنفیه» مى سپارد و در عباراتى کوتاه و مؤثّر و دلنشین، قسمت مهمّى از دستورات جنگى را براى او در هفت جمله بیان مى دارد:
نخست مى فرماید: (اگر کوه ها متزلزل شود، تو تکان مخور!)؛ «تَزُولُ الجِبالُ وَ لا تَزُلْ». (1)
در واقع در مهمترین مسأله در میدان جنگ، مسألة استقامت و پایمردی است که رسیدن پیروزی بدون ان غیر ممکن است؛
سپس از این دستور کلى فراتر رفته و به جزئیاتى که در این زمینه مؤثر و کار ساز است مى پردازد؛ و در دوّمین جمله مى فرماید: (دندانهایت را به هم بفشار)؛ «عَضَّ عَلى ناجِذِکَ».
گفته مى شود فشار آوردن روى دندانها دو فایده دارد: نخست این که ترس و وحشت را زایل مى کند و به همین دلیل هنگامى که انسان از ترس بلرزد اگر دندانها را محکم بر هم بفشارد لرزش او ساکت یا کم مى شود و دیگر این که استخوانهاى سر را محکم نگاه مى دارد و در برابر ضربات دشمن آسیب کمترى به آن مى رسد و شبیه این معنا در خطبه دیگرى از «نهج البلاغه» آمده است آن جا که مى فرماید: «وَ عَضُّوا عَلَى الاَضْراسِ فَاِنَّهُ اَنْبى لِلسُّیُوفِ عَنِ الْهامِّ»؛ (دندانها را روى هم فشار دهید که این کار تأثیر شمشیر را بر سر کمتر مى کند). (2)
در سوّمین جمله با تعبیر بسیار زیبایى مى فرماید: (جمجمه خویش را به خدا عاریت ده!)؛ «اَعِرِ اللهَ جُمْجُمَتَکَ».
اشاره به این که آماده ایثار، جانبازى و شهادت در راه خدا باش که این آمادگى مایه شجاعت و شهامت و پایمردى است!
در چهارمین جمله مى فرماید: (قدمهایت را در زمین میخکوب کن!)؛ «تِدْ فی الاَرْضِ قَدَمَکَ».
اشاره به این که فکر عقب نشینى و فرار از میدان هرگز در سر نپروران و در برابر دشمن ثابت قدم باش! همان گونه که قرآن مجید به مؤمنان دستور مى دهد: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اِذا لَقیتُمْ فِئَة فَاثْبِتُوا»؛ (اى کسانى که ایمان آورده اید هنگامى که در میدان نبرد با گروهى روبه رو مى شوید ثابت قدم باشید)! (3)
تفاوت این جمله با جمله اوّل ممکن است در این بوده باشد که جمله اوّل عدم تزلزل در فکر و روحیه را بیان مى کند و جمله اخیر عدم تزلزل ظاهرى و جسمانى و عقب نشینى نکردن را در نظر دارد.
در پنجمین جمله مى فرماید: (نگاهت به آخر لشکر دشمن باشد!)؛ «اَرْمِ بِبَصَرِکَ اَقْصَى الْقَوْمِ».
این نگاه سبب مى شود که به تمام میدان و لشکر دشمن احاطه پیدا کند و آرایش جنگى را در همه جاى میدان زیر نظر بگیرد و از کم و کیف آن آگاه شود و محاسبات تهاجمى یا دفاعى خویش را بر اساس صحیح استوار سازد.
در ششمین جمله مى فرماید: ([بعد از آن که تمام لشکر و جوانب میدان را در نظر گرفتى] نظرت را فرو گیر!)؛ «وَغُضَّ بَصَرک».
این جمله، یا به معناى حقیقى آن است که خود را در میدان، دائماً متوجّه مناطق دور دست که از تکرار نظر به آن، گاه ترس و رعبى به وجود مى آید، مشغول نکند و تنها به اطراف خود بنگرد (توجّه داشته باشید «غضّ بصر» به معناى بستن چشم نیست بلکه به معناى فرو انداختن و کوتاه کردن نگاه است) و یا به معناى کنایى است یعنى نسبت به کثرت نفرات و تجهیزات دشمن بى اعتنا باش و از آن چشم فروگیر و با شجاعت و شهامت بر دشمن بتاز و ضربات خود را بى واهمه بر او فرود آور!
شاهد این معنا جمله اى است که در خطبه دیگرى از نهج البلاغه آمده است آن جا که مى فرماید: «وَغُضُّوا الاَبْصارَ فَاِنَّهُ اَرْبَطُ لِلْجَاْشِ وَ اَسْکَنُ لِلْقُلُوبِ»؛ (چشمهاى خود را فرو گیرید تا قلب شما قویتر و روح شما آرامتر باشد). (4)
در هفتمین و آخرین جمله به یک نکته بسیار مهم و اساسى که جنبه معنوى و روحانى دارد و مایه قوّت نفوس و آرامش خاطر مى باشد، اشاره مى کند و مى فرماید: (با این همه بدان که نصرت و پیروزى از سوى خداوند سبحان است!)؛ «وَاَعْلَمُ اَنَ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِاللهِ سُبْحانَهُ».
اشاره به این که آنچه گفته شد تنها اسباب و مقدّمات از نظر ظاهر به حساب مى آید، آنچه مهم است اراده خداست که پیروزى و نصرت از آن سرچشمه مى گیرد؛ بر او دل ببند و به او تکیه کن و موفقیّت نهایى را از او بخواه که او بر هر چیزى قادر و تواناست و نسبت به بندگان با ایمان و مجاهد، رحیم و مهربان است! همان گونه که در قرآن مجید نیز مى خوانیم: «وَ مَا النَّصُرُ اِلاّ مِنْ عِنْدِاللهِ الْعَزیزِ الْحَکیم»؛ (پیروزى، تنها از سوى خداوند عزیز و حکیم است). (5). (6)

پی نوشت:

(1). به گفته بعضى از شارحان «نهج البلاغه» عبارت فوق از نظر معنا، یک جمله شرطیه است و در تقدیر «لو زالت الجبال لا تزل» مى باشد. (شرح «ابن میثم»، ج 1، ص 287).

تاریخ انتشار: « 1392/11/17 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2112