دعاي امام علي(ع) در «میدان جنگ»

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

دعاي امام علي(ع) در «میدان جنگ»

پرسش : امام علي(علیه السلام) در میدان نبرد هنگام مواجه شدن با دشمن چه دعایی می خواندند؟
پاسخ اجمالی:

امام علي(ع) در میدان نبرد و در زمان مواجه با دشمن دست به دعا بر می داشتند و می فرمودند: «خداوندا! قلب ها به تو پيوسته، گردن ها به سوى تو كشيده شده، چشم ها به جانب تو خيره گشته، قدم ها در راه تو جابجا شده و بدن ها فرسوده گرديده است، خداوندا كينه نهانى اين گروه آشكار شده و ديگ هاى دشمنى و عداوت در سينه آنان به جوش آمده است، خداوندا! شكايت خود را به سوى تو مى آوريم كه پيامبرمان از ميان ما رفته، دشمنان ما فراوان گشته و خواسته ها و اهدافمان مختلف و متشتّت شده است، پروردگارا! ميان ما و قوم ما به حق داورى كن [و درهاى پيروزى، صلح و عدالت را به روى ما بگشا] كه تو بهترين داورى كنندگانى».

پاسخ تفصیلی:

امام علي(عليه السلام) در دعایی که در «نهج البلاغه» آمده و حضرت هر زمان که در میدان جنگ در برابر دشمن قرار می گرفت می خواند، ناراحتى خود را از بروز و ظهور جنگ آشكار مى سازد و از كثرت اعداء و پراكندگى مسلمانان در نبودن پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به خدا شكايت مى برد و سرانجام از خداوند صلح و عدالت و پايان گرفتن جنگ را طلب مى كند.
اينها همه نشان مى دهد كه اسلام هرگز طرفدار جنگ نيست و جنگ همواره امرى تحميلى محسوب مى شود؛ زيرا آثار زيانبار جنگ ها گاهى در نسل هاى متوالى ادامه دارد؛ مخصوصاً در جنگ هاى امروز كه آثار تخريبى آن بسيار بيش از گذشته است. مثلا ساليان درازى است كه آتش جنگ هاى جهانى خاموش شده؛ ولى هنوز معلولان فراوان آن در گوشه و كنار جهان به چشم مى خورند.
اين دعا نشان مى دهد كه امام(عليه السلام) همواره يارانش را به اين نكته توجّه مى داد كه اين جنگ براى برترى جويى و غلبه بر دشمن به منظور رسيدن به مال و مقام نيست؛ بلكه جهادى است كه از مهمترين عبادت ها محسوب مى شود و بايد به نام خدا و به ياد خدا در اين ميدان گام نهاد و پيروزى خود را از او خواست، با نيّتى خالص گام برداشت و با قلبى مملوّ از عشقِ خدا بر دشمنان حق حمله آورد.
امام(علیه السلام) در آغاز می فرماید: (خداوندا! قلب ها به تو پيوسته، گردن ها به سوى تو كشيده شده، چشم ها به جانب تو خيره گشته، قدم ها در راه تو جابجا شده و بدن ها فرسوده گرديده است)؛ «اللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَفْضَتِ(1) الْقُلُوبُ وَ مُدَّتِ الْأَعْنَاقُ وَ شَخَصَتِ(2) الْأَبْصَارُ وَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَ أُنْضِيَتِ(3) الْأَبْدَانُ». اشاره به اينكه هدف نهايى تويى و هر گامى كه بر مى داريم براى تو و به سوى توست. آرى مجاهدان اسلام در تمام برنامه هايى كه دارند هدفشان خداست، لذا قرآن مجيد مى فرمايد: «ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ * وَ لَا يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَ لَا كَبِيرَةً وَ لَا يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلَّا كُتِبَ لهَُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»(4)؛ (سزاوار نيست كه اهل مدينه و كسانى از اعراب باديه نشين كه اطراف آنها هستند، از پيامبر خدا جدا شوند؛ و براى حفظ جان خويش، از جان او چشم بپوشند؛ زيرا هيچ گونه تشنگى و خستگى و گرسنگى در راه خدا به آنها نمى رسد و هيچ گامى كه موجب خشم كافران مى شود بر نمى دارند، و ضربه اى از دشمن نمى خورند مگر اينكه به خاطر آن عمل صالحى براى آنها نوشته مى شود؛ زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى كند و هيچ مال كوچك يا بزرگى را [در اين راه] صرف نمى كنند و هيچ سرزمينى را [به سوى ميدان جهاد يا در بازگشت] نمى پيمايند جز اينكه براى آنها نوشته مى شود؛ تا خداوند آن را به عنوان بهترين اعمالشان، پاداش دهد).
سپس امام(عليه السلام) در ادامه اين سخن برای آن که سربازانش با انگيزه دشمنان براى جنگ آشنا گردند؛ می فرماید: (خداوندا كينه نهانى اين گروه آشكار شده و ديگ هاى دشمنى و عداوت در سينه آنان به جوش آمده است)؛ «اللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ مَكْنُونُ الشَّنَآنِ، وَ جَاشَتْ(5) مَرَاجِلُ(6) الْأَضْغَانِ(7)».
اشاره به اينكه اينها همان كينه هاى عصر جاهليّت و زمان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) است كه در زمان پيروزى آن حضرت همه آنها را مخفى داشتند و به ظاهر مسلمان شدند؛ ولى كينه و عداوت را در دل پنهان مى كردند و اين منافقان بعد از زمان حيات پيامبر(صلى الله عليه وآله) زمينه را براى آشكار ساختن آن كينه ها مناسب ديدند.
چه كسى انكار مى كند كه معاويه، فرزند دشمن شماره يك پيغمبر(صلى الله عليه وآله) ابوسفيان و هند معروف به جگرخوار است و همدستان او گروهى از منافقان و دشمنان اسلام در عصر ظهور اسلام و يا فرزندان آنها بودند و احقاد بدريّه و حنينيّه و غير آن را در برابر امام(عليه السلام) بروز دادند. اين درسى است براى اصحاب و يارانش تا بدانند با چه كسى مى جنگند و براى چه جهاد مى كنند؟
آن گاه در پايان اين دعا بار ديگر دست توسّل را به دامان لطف پروردگار زده، با تعبيرى كه از صفاى دل و نورانيّت باطن و محبّت به همه كس حتى به دشمن حكايت مى كند عرضه مى دارد: (خداوندا! شكايت خود را به سوى تو مى آوريم كه پيامبرمان از ميان ما رفته، دشمنان ما فراوان گشته و خواسته ها و اهدافمان مختلف و متشتّت شده است، پروردگارا! ميان ما و قوم ما به حق داورى كن [و درهاى پيروزى، صلح و عدالت را به روى ما بگشا] كه تو بهترين داورى كنندگانى)؛ «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ غَيْبَةَ نَبِيِّنَا، وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا، وَ تَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا (رَبَّنَا افْتَحْ(8) بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ)(9)».
اين تعبيرات بيانگر نهايت لطف و محبّت امام(عليه السلام) حتى نسبت به دشمنان فريب خورده و گمراه اوست تعبير به «قَوْمِنا» و تعبير به (داورى كن) به جاى (پيروز نما) و تعبيراتى كه با صيغه جمع بيان شده «غَيْبَةَ نَبِيِّنَا، وَ تَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا» همه نشان مى دهد كه هدف نهايى امام(عليه السلام) آن است كه آنها به سوى حق باز گردند و با ساير مسلمانان دست به دست هم دهند و در برابر دشمنان بايستند.(10)

پی نوشت:

(1). «افضت» از ريشه «افضاء» و «فضا» گرفته شده و به معناى وصول به چيزى است، گويى در فضاى او وارد شده است.

(2). «شخصت» از ريشه «شخوص» به معناى خيره شدن چشم است به چيزى به گونه اى كه پلك را باز و بسته نكند.

(3). «انضيت» از ريشه «انضاء» به معناى لاغر و نحيف كردن بدن انسان يا حيوان است و به معناى فرسوده و رنجور ساختن نيز آمده است.

(4). سوره توبه، آيات 120 و 121.

(5). «جاشت» از ريشه «جيش» بر وزن «عيش» به معناى جوشيدن و به غليان آمدن است. اين واژه در غليان ظاهرى اشيا و يا غليان معنوى و درونى؛ مانند غليان غم و غصه در درون سينه ها اطلاق مى شود.

(6). «مراجل» جمع «مرجل» بر وزن «منبر» به معناى ديگ است.

(7). «اضغان» جمع «ضغن» به معناى كينه است.

(8). «افتح» از ريشه «فتح» گاه به معناى پيروزى و گاه به معناى گشودن و گاه به معناى داورى كردن است كه همه آنها به نوعى گشودن محسوب مى شود.

(9). سوره اعراف، آيه 89.

(10). گردآوری از کتاب: پيام امام اميرالمؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 9، ص 191.

تاریخ انتشار: « 1397/08/23 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 50