تمجید ابوزهره از سجایاى اخلاقى امام صادق(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

تمجید ابوزهره از سجایاى اخلاقى امام صادق(ع)

پرسش : ابوزهره در تمجید از سجایاى اخلاقى امام صادق(علیه السلام) چه گفتارى دارد؟
پاسخ اجمالی:

ابوزهره در سجایای امام صادق(ع) مي نويسد: «امام صادق(ع) هيچ گاه به دنبال دنيا نبود و به دنبال شهوات يا امور شبهه ناک نمى رفت، بلکه به دنبال طلب حق بود». هم چنین می گوید: «به مستحقّان عطا مى کرد و در بيشتر اوقات عطا را مخفى مى کرد، هنگام قحطى انبانى از نان و گوشت و دراهم را به پشت خود مى انداخت، و بين مستمندان توزيع مى کرد». از سویی در صبر امام مى نویسد: «امام مردى باگذشت و کریم بود، و اسائه ادب را مقابله به مثل نمى کرد؛ بلکه با عمل بهتر، آن را جواب مى داد، و می فرمود: «بدى را با نیکى دفع کن».

پاسخ تفصیلی:

استاد محمد ابو زهره در تمجید از سجایاى اخلاقى و مکارم حضرت امام صادق(علیه السلام)سخنانى در کتاب خود «الامام الصادق(علیه السلام)» آورده که ما بخشى از آن را در اینجا ذکر مى کنیم:
اخلاص امام صادق(علیه السلام)
وى در این باره مى نویسد: «امام صادق(علیه السلام) در طلب حقیقت از هر هواى نفس یا عرضى از اعراض دنیا برى و خالى بود. هیچ گاه به دنبال دنیا نبود؛ و به دنبال امرى که شباهت به شهوات داشته یا شبهه ناک بود نمى رفت، بلکه به دنبال طلب حقایق روشن و واضح و طلب حق به جهت خود حق بود... و هر گاه امرى که در آن شبهه بود بر او وارد مى شد، اخلاصش او را به حقیقتِ آن رهنمون مى ساخت... .
اخلاص، از مثل امام صادق(علیه السلام) ناشى از اصل و ریشه او است; زیرا او از شجره نبوت است، و اصل اخلاص در آن بیت طاهر ثابت است... آنان اخلاص را از یکدیگر به ارث برده و فرع از اصل، اخذ کرده است. آنان هر چیزى را فقط به خاطر خدا دوست دارند و این را از اصل ایمان و ظواهر یقین مى دانند؛ زیرا پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «لایؤمن أحدکم حتّى یحبّ الشىء الاّ لله...»(1)؛ (ایمان نمى آورد یکى از شما تا این که چیزى را به جز براى خدا دوست ندارد.)
سخاوت امام صادق(علیه السلام)
ابوزهره در این باره مى نویسد: «بسیارى از مفسرین مى گویند: آیه «وَیُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً»)(2)؛ (و غذا ى خود را با این که به آن علاقه و نیاز دارند، به مسکین و یتیم و اسیر مى دهند.) در شأن على بن ابى طالب(علیه السلام) نازل شده است... مسلّم آن است که على بن ابى طالب(علیه السلام) از سخى ترین افراد صحابه، بلکه از سخى ترین عرب بود. نسل و ذریه او نیز بعد از آن حضرت همین طور بودند. علىّ بن الحسین زین العابدین(علیه السلام) غذا را شبانه به دوش مى کشید تا درب خانه هاى مستمندان توزیع نماید... .
هیچ عجیب به نظر نمى رسد که امام صادق(علیه السلام) - که در آن بیت کریم رشد کرده - سخى و اهل جود باشد. او کسى بود که به مستحقّان عطا مى کرد. همیشه برخى از پیروانش را امر مى کرد تا کارهایى را که در آن خسارت بوده تحمل کنند و به سبب آن باعث ایجاد خصومت بین مردم نشود. او مى فرمود: «لایتمّ المعروف الاّ بثلاثة: بتعجیله، و تصغیره و ستره»؛ (کار خیر به جز با سه چیز تمام نخواهد شد: با عجله کردن، کوچک شمردن و پوشاندن آن.)
و لذا در بیشتر اوقات عطا را مخفى مى کرد، و در این امر به جدّش على بن الحسین اقتدا مى نمود. هر گاه قحطى مى رسید انبانى از نان و گوشت و دراهم را برداشته و به پشت خود مى انداخت، آنگاه آنها را بین مستمندان اهل مدینه توزیع مى کرد، و این در حالى بود که کسى نمى دانست چه کسى این ها را عطا مى کند، تا وقتى که حضرت از دنیا رحلت نمود، و آنچه که مخفى بود بر ملا شد... در کتاب «حلیة الاولیاء» آمده است: "جعفر بن محمّد آن قدر به مستمندان کمک مى کرد که بر عیالش چیزى باقى نمى ماند"».(3)
بردبارى و گذشت امام صادق(علیه السلام)
ابوزهره در این زمینه مى نویسد: «امام صادق مردى باگذشت و کریم بود، و هرگز زشتى و اسائه ادب را مقابله به مثل نمى کرد؛ بلکه با عمل بهتر، آن را جواب مى داد، و در این کار به دستور خدا عمل مى کرد که فرمود: «اِدْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»(4)؛ (بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است.)
و همیشه مى فرمود: «اذا بلغک عن أخیک شىء یسؤک، فلاتغتم؛ فان کنت کما یقول القائل، کانت عقوبة قد عجلت، و ان کنت على غیر ما یقول، کانت حسنة لم تعملها»؛ (هرگاه از برادرت به تو چیزى رسید که تو را ناراحت مى کند، غمگین مشو؛ زیرا اگر آن طور که او مى گوید هستى، اسائه او عقوبتى است که در آن تعجیل شده، و اگر آن طور که او مى گوید نیستى، اسائه او براى تو حسنه اى خواهد بود که تو آن را انجام نداده اى.)
او با افرادى که معاشرت داشت یا آن ها که خدمتکار او بودند با مدارا و مهربانى رفتار مى نمود. در این زمینه روایت شده که حضرت غلام خود را به دنبال کارى فرستاد ولى او کندى کرد. حضرت به دنبال او به راه افتاد. او را مشاهده کرد که به خواب فرو رفته است، لذا بر بالاى سر او نشست و شروع به باد زدن او نمود تا آن که بیدار شد. حضرت به او فرمود: این طور نمى شود، هم شب مى خوابى و هم روز، شب براى تو باشد و روز براى ما... .
روایت شده که هر گاه به او خبر مى رسید که شخصى پشت سرش دشنام داده است بر مى خاست و آماده نماز مى شد و نمازى طولانى به جاى مى آورد، آن گاه از خداوند طلب مى کرد که آن شخص را مؤاخذه نکند.
حضرت فرمود: «ما نقص مال من صدقة، و مازاد عبد بالعفو الاّ عزّا، و من تواضع لله رفعه الله»؛ (هیچ مالى با صدقه دادن کم نشد، و هیچ بنده اى با گذشت کردن، جز بر عزت خو نیفزود. و هر کس براى خداوند تواضع کند خداوند او را بالا مى برد.)
همانا حلم و گذشت، اخلاق رهبران و داعیان به حقّ است، همان گونه که خداوند متعال فرمود: «اُدْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»(5)؛ (با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آن ها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن!) همان گونه که خداوند به پیامبرش و هر هدایت گر و هر مؤمنى امر کرده و فرمود: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ»(6)؛ (به هر حال با آن ها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکى ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان و با آنان ستیزه مکن).(7).

تاریخ انتشار: « 1393/02/24 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1135