چگونگی قیام فخّ

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

چگونگی قیام فخّ

پرسش : قیام فخّ چگونه اتفاق افتاد؟
پاسخ اجمالی:

هادی عباسی از آغاز خلافت، سادات و بنى هاشم را زير فشار طاقت ‏فرسا گذاشت. در اثر همين بيدادگري ها، كم كم، نطفه يك نهضت مقاومت در برابر حكومت عباسى به رهبرى يكى از نوادگان امام حسن مجتبى(ع) به نام «حسين بن علی» معروف به «صاحب فخ» منعقد گرديد. ایشان پس از قیام و عقب راندن نیروهای عباسی از مدینه به سوی مکه حرکت کردند تا آنجا را پایگاه قیام قرار دهند ولی در سرزمین فخ بدست نیروهای حکومت عباسی به شهادت رسیدند.

پاسخ تفصیلی:

هادی عباسی از آغاز خلافت، سادات و بنى هاشم را زير فشار طاقت ‏فرسا گذاشت و حق آنها را كه از زمان خلافت مهدى از بيت‏ المال پرداخت مى‏شد، قطع كرد و با تعقيب مداوم آنان، رعب و وحشت شديدى در ميان آنان به وجود آورد و دستور داد آنان را در مناطق مختلف باز داشت نموده و روانه بغداد كردند.(1)
اين فشارها، رجال آزاده و دلير بنى هاشم را به ستوه آورده آنها را به مقاومت در برابر يورشهاى پى در پى و خشونت ‏آميز حكومت ستمگر عباسى واداشت و در اثر همين بيدادگري ها، كم كم، نطفه يك نهضت مقاومت در برابر حكومت عباسى به رهبرى يكى از نوادگان امام حسن مجتبى(عليه ‏السلام) به نام «حسين صاحب فخ»(2) منعقد گرديد.
البته هنوز اين نهضت شكل نگرفته و موعد آن كه موسم حج بود، فرا نرسيده بود ولى سختگيري هاى طاقت‏ فرساى فرماندار وقت مدينه، باعث شد كه آتش اين نهضت زودتر شعله‏ ور شود.
فرماندار مدينه كه از مخالفان خاندان پيامبر(صلی الله علیه وآله) بود، براى خوش خدمتى به دستگاه خلافت، و گويا به منظور اثبات لياقت خود! هر روز به بهانه‏ اى رجال و شخصيت هاى بزرگ هاشمى را اذيت مى‏ كرد. از جمله، آنها را مجبور مى‏ساخت هر روز در فرماندارى حاضر شده خود را معرفى نمايند، او به اين هم اكتفا نكرده، آنها را ضامن حضور يكديگر قرار مى‏ داد و يكى را به علت غيبت ديگرى، مؤاخذه و بازداشت مى‏ نمود!.(3)
يك روز «حسين صاحب فخ» و «يحيى بن عبدالله» را به خاطر غيبت يكى از بزرگان بنى هاشم سخت مؤاخذه كرد و به عنوان گروگان بازداشت نمود و همين امر مثل جرقه‏ اى كه به انبار باروتى برسد، موجب انفجار خشم و انزجار هاشميان گرديده نهضت آنها را جلو انداخت و آتش جنگ در مدينه شعله‏ ور گرديد.
حسین بن علی صاحب فخ که رهبری این قیام را بر عهده داشت پدر و دايى و جد و عموى مادرى و عده ‏اى ديگر از خويشان و نزديكان او، به وسيله «منصور دوانيقى» به شهادت رسيده بودند و اين خانواده بزرگ كه چندين نفر از مردان خود را در راه مبارزه با دشمنان اسلام قربانى داده بود، پيوسته در غم و اندوه عميقى فرو رفته بود.(4)
حسين كه در چنين خانواده ‏اى پرورش يافته بود، هرگز خاطره شهادت پدر و بستگان خود را به دست دژخيمان «منصور» فراموش نمى‏ كرد و يادآورى شهادت آنان روح پرشور و دلير او را كه لبريز از احساسات ضد عباسى بود، سخت آزرده مى‏ ساخت، ولى به علت نامساعد بودن اوضاع و شرائط، ناگزير از سكوت درد آلودى بود.
او كه قبلاً احساساتش جريحه‏ دار شده بود، بيدادگري هاى هادى عباسى و مخصوصاً حاكم مدينه، كاسه صبرش را لبريز نموده او را به سوى قيام بر ضدّ حكومت هادى پيش برد.
[امام کاظم(علیه السلام) نیز گرچه شكست نهضت را پيش بينى مى‏ كرد و با او همراه نشد، ليكن هنگامى كه احساس كرد حسين در تصميم خود استوار است، به او فرمود:
«گرچه تو شهيد خواهى شد، ولى باز در جهاد و پيكار كوشا باش، اين گروه، مردمى پليد و بدكارند كه اظهار ايمان مى‏ كنند ولى در باطن ايمان و اعتقادى ندارند، من در اين راه اجر و پاداش شما را از خداى بزرگ مى‏ خواهم».]
به محض آنكه حسين قيام كرد، عده زيادى از هاشمیان و مردم مدينه با او بيعت كرده با نيروهاى هادى به نبرد پرداختند و پس از آنكه طرفداران هادى را مجبور به عقب ‏نشينى كردند، به فاصله چند روز، تجهيز قوا نموده به سوى مكه حركت كردند تا با استفاده از اجتماع مسلمانان در ايام حج، شهر مكه را پايگاه قرار داده دامنه نهضت را توسعه بدهند. گزارش جنگ مدينه و حركت اين عده به سوى مكه، به اطلاع هادى رسيد. هادى سپاهى را به جنگ آنان فرستاد. در سرزمين «فخ» دو سپاه به هم رسيدند و جنگ سختى در گرفت. در جريان جنگ، حسين و عده ‏اى ديگر از رجال و بزرگان هاشمى به شهادت رسيدند و بقيه سپاه او پراكنده شدند و عده‏اى نيز اسير شده پس از انتقال به بغداد، به قتل رسيدند.
مزدوران حكومت هادى به كشتن آنان اكتفا نكرده از دفن اجساد آنان خوددارى نمودند و سرهايشان را از تن جدا كرده ناجوان مردانه براى هادى عباسى به بغداد فرستادند كه به گفته بعضى از مورخان تعداد آنها متجاوز از صد بود.(5)
شكست نهضت شهيد فخ فاجعه بسيار تلخ و دردآلودى بود كه دل همه شيعيان و مخصوصاً خاندان پيامبر(صلی الله علیه وآله) را سخت به دردآورد و خاطره فاجعه جان گداز كربلا را در خاطرها زنده كرد.
اين فاجعه به قدرى دل خراش و فجيع بود كه سال ها بعد، امام جواد مى‏ فرمود: پس از فاجعه كربلا هيچ فاجعه ‏اى براى ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده است.(6)، (7)

پی نوشت:

(1). ابن واضح، تاريخ يعقوبى، نجف، منشورات‏ المكتبه الحيدريه، 1384 ه.ق، ج 3، ص 142.

تاریخ انتشار: « 1392/11/28 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 951