تدابیر امنیتی امام عسکری برای حفاظت از شیعیان

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

تدابیر امنیتی امام عسکری برای حفاظت از شیعیان

پرسش : امام عسکری(علیه السلام) چه تدابیری در جهت حفاظت از شیعیانشان به کار بردند؟
پاسخ اجمالی:

اسناد و شواهدى در دست است كه از يك سو عمق شيطنت و وسعت نقشه‏ هاى خائنانه دربار عباسى در مورد امام و يارانش را نشان مى ‏دهد، و از سوى ديگر هوشيارى و تدابير امنيتى امام را به خوبى جلوه گر مى ‏سازد.
شناسایی و معرفی نفوذی ها و خنثی کردن دسیسه آنها، نوشتن مکتوبات، گاهى با قلم باريك و گاهى با قلم پهن برای اجتناب از شناسایی و دادن دستور العمل به یاران خود در مورد نحوه برخورد و معاشرت با حضرت، از نمونه اقدامات تامینی امام(ع) به شمار می رود.
 

پاسخ تفصیلی:

اسناد و شواهدى در دست است كه از يك سو عمق شيطنت و وسعت نقشه‏ هاى خائنانه دربار عباسى در مورد امام و يارانش را نشان مى ‏دهد، و از سوى ديگر هوشيارى و تدابير امنيتى امام را به خوبى جلوه گر مى ‏سازد كه از آن جمله چند مورد ياد شده در زير را مى ‏توان نام برد:
1 - «ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى» (1) مى‏ گويد: ما چند نفر در زندان بوديم كه «امام عسكرى» و برادرش «جعفر» را وارد زندان كردند. براى عرض ادب و خدمت، به سوى حضرت شتافتيم و گرد ايشان جمع شديم. در زندان، مردى «جمحى» (خ ل: عجمى) بود و ادعا مى ‏كرد كه از علويان است. امام متوجه حضور وى شد و گفت: اگر در جمع شما فردى كه از شما نيست نمى ‏بود، مى ‏گفتم كى آزاد مى‏ شويد. آنگاه به مرد «جمحى» اشاره كرد كه بيرون رود، و او بيرون رفت. سپس فرمود: اين مرد از شما نيست، از او بر حذر باشيد، او گزارشى از آنچه گفته ‏ايد براى خليفه تهيه كرده كه هم اكنون در ميان لباس هاى اوست. يكى از حاضران او را تفتيش كرد و گزارش را كه در لاى لباسش پنهان كرده بود، كشف كرد، مطالب مهم و خطرناكى درباره ما نوشته بود. (2)
اين حادثه نشان مى‏د هد كه حتى در زندان هم براى كنترل امام و شيعيان، مأمور مخفى گماشته بودند.
2 - يكى از ياران امام به نام «احمد بن اسحاق» مى ‏گويد: به حضور امام رسيدم و از او درخواست كردم كه چيزى بنويسد و من خط او را ببينم تا اگر نامه‏ اى از او رسيد، خطش را بشناسم (و دشمن نتواند بنام امام نامه جعل كند) امام فرمود: خط من، گاهى با قلم باريك و گاهى با قلم پهن است، اگر چنين تفاوتى مشاهده كردى نگران نباش.... (3)
3 - يكى از ياران امام مى‏گويد: ما گروهى بوديم كه وارد سامرّاء شديم و مترصد روزى بوديم كه امام از منزل خارج شود تا بتوانيم او را در كوچه و خيابان ببينيم. در اين هنگام نامه‏ اى به اين مضمون از طرف امام به ما رسيد: هيچ كدام بر من سلام نكنيد، هيچ كس از شما به سوى من اشاره نكند، زيرا براى شما خطر جانى دارد!. (4)
4 - «عبدالعزيز بلخى» مى ‏گويد: روزى در خيابان منتهى به بازار گوسفند فروشها نشسته بودم. ناگهان امام حسن عسكرى را ديدم كه به سوى دروازه شهر حركت مى ‏كرد. در دلم گفتم: خوب است فرياد كنم كه: مردم! اين حجت خدا است، او را بشناسيد. ولى با خود گفتم در اين صورت مرا مى ‏كشند! امام وقتى به كنار من رسيد و من به او نگريستم، انگشت سبابه را بر دهان گذاشت و اشاره كرد كه سكوت! من به سرعت پيش رفتم و بوسه بر پاهاى او زدم. فرمود: مواظب باش، اگر فاش كنى، هلاك مى‏ شوى! شب آن روز به حضور امام رسيدم. فرمود: بايد رازدارى كنيد وگرنه كشته مى ‏شويد، خود را به خطر نيندازيد. (5)، (6)

پی نوشت:

(1). ابوهاشم جعفرى از نسل جعفر طيّار (سمعانى، الأنساب، ج 1، ص 67) و اهل بغداد بود و از چهره ‏هاى بسيار درخشان و گران مايه شيعه و از ياران بسيار صميمى امام جواد و امام هادى و امام عسكرى(عليهم السلام) به شمار مى‏ رفت و نزد آنان مقام و منزلت والايى داشت (محمد تقى شوشترى، قاموس الرجال، ج 4، ص 255 - 258) او كه مردى آزاده و شجاع و بى باك بود، در سال 252 ه در بغداد بازداشت، و به زندان سامرّا منتقل گرديد (خطيب، تاريخ بغداد، ج 8، ص 369؛ سمعانى، الأنساب، ج 2، ص 67). به گفته شيخ طوسى، زندانى شدن او و همراهانش، با قتل «عبدالله بن محمد عباسى» مرتبط بوده است (الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 136). طبرسى مى‏ گويد: او در سال 258 ه . ق با امام عسكرى و گروهى از علويان در زندان بوده است (أَعلام الورى، ص 373). خطيب بغدادى و سمعانى، در گذشت او را در سال 251 نوشته ‏اند.

تاریخ انتشار: « 1392/11/17 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 787