جنگ های امام علی(ع) از دیدگاه صحابه

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

جنگ های امام علی(ع) از دیدگاه صحابه

پرسش : آیا صحابه جنگ های امام علی(علیه السلام) را مشروع می دانستند؟
پاسخ اجمالی:

اصحابی مانند ابو ایّوب انصارى و ابو سعید خُدْرى نقل کرده اند: پیامبر خدا(ص) ایشان را بر پیکار با ناکثین، قاسطین و مارقین به همراه على بن ابى طالب(ع) فرمان داده است. همچنین از اصحاب دیگری چون حُذَیفه و عبد الله بن عمر اخباری نقل شده که مضمون آن تأیید جنگهای علی(ع) است.

پاسخ تفصیلی:

در کتاب تاریخ دمشق آمده است: ابو ایّوب انصارى(1) گفت: پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله)، مرا بر پیکار با ناکثین، قاسطین و مارقین به همراه على بن ابى طالب(علیه السلام) فرمان داد(2).
در کتاب مستدرک على الصحیحین نقل شده است: ابو ایّوب انصارى، در زمان خلافت عمر بن خطّاب گفت: پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)، على بن ابى طالب(علیه السلام) را بر پیکار با ناکثین، قاسطین و مارقین، فرمان داد(3).
همچنین معجم الکبیر می نویسد: محنف بن سلیم گفت: نزد ابو ایّوب انصارى که در روستاى صَعْنَبى [در یمامه] اسبانش را علوفه مى داد رفتیم. و پیش از ظهر، نزد او استراحت کردیم. من به وى گفتم: ای ابو ایّوب! تو همراه پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) با مشرکان پیکار کردى و اینک با مسلمانان مى جنگى؟
گفت: من به دستور پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) جنگ می کنم؛ همانا پیامبر خدا(ص)، مرا بر پیکار با سه گروه، فرمان داد: ناکثین، قاسطین و مارقین. [تاکنون ] با ناکثین و قاسطین - به همراه علی(علیه السلام) - پیکار کرده ام و اگر خدا بخواهد، بر سر کوه ها، در راه ها و حاشیه رودخانه ها با مارقین هم جنگ خواهم کرد؛ اگر چه اکنون نمى دانم آنان چه کسانى هستند(4).
تاریخ بغداد ـ به نقل از علقمه و اَسود ـ می نویسد: به هنگام بازگشت ابو ایّوب انصارى از صِفّین، نزدش رفتیم و گفتیم: اى ابو ایّوب! به درستى که خداوند، تو را با فرستادن محمّد (صلى الله علیه وآله) گرامى داشت و نشستن شترش بر در خانه ات، تفضّل و کرامتى از سوى خداوند براى تو بود، نه دیگران .(5) حال، شمشیرت را بر دوش گرفته اى و اهلِ توحید را [گردن ] مى زنى؟!
ابو ایّوب گفت: اى مرد! به درستى که راهنما، هیچ گاه به گروهش دروغ نمى گوید؛ پیامبر خدا، پیکار با سه گروه را به همراه على(علیه السلام) به من فرمان داد: پیکار با ناکثین، قاسطین و مارقین را. امّا ناکثین، با آنان رو به رو شدیم، [یعنى] اهل جمل، طلحه و زبیر؛ و امّا قاسطین، اینک از [جنگ با آنان] باز مى گردیم [یعنى معاویه و عمرو]؛ و امّا مارقین، آنان در حاشیه روخانه ها و نخلستان ها و کنار نهرها اقامت خواهند گزید. به خدا سوگند، اکنون نمى دانم آنان کجایند؛ ولى از پیکار با آنان چاره اى نیست، به خواست خداوند(6).
همچنین تاریخ دمشق به نقل از ابو سعید خُدْرى می نویسد: پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله)، ما را بر پیکار با ناکثین، قاسطین و مارقین، فرمان داد. گفتیم: اى پیامبر خدا! ما را بر پیکار با اینان فرمان دادى؛ امّا به فرماندهى چه کسى؟ پیامبر (صلى الله علیه وآله) فـرمود: « به فرماندهى على بن ابى طالب(علیه السلام)، که عمّار بن یاسر، به همراه او کشته خواهد شد»(7).
و نیز فتح البارى ـ به نقل از زید بن وَهْب ـ می نویسد: اطراف حُذَیفه گرد آمده بودیم، حذیفه گفت: هرگاه خاندان پیامبر شما دو گروه شوند و گروهى با شمشیر، گروه دیگر را بزنند، شما چه خواهید کرد؟
گفتیم: اى ابو عبد الله! آیا چنین حادثه اى رُخ خواهد داد؟ آنگاه برخى از یاران حذیفه گفتند: اگر در آن زمان بودیم، چه کنیم؟
حذیفه گفت: بله، اما بنگرید به گروهى که به سوى على(علیه السلام) فرا مى خواند. همراه آنان باشید که آن گروه، هدایت یافته اند(8).
در کتاب استیعاب ـ به نقل از عبد الله بن عمرـ آمده است که گفت: بر چیزى تأسّف نمى خورم، جز آن که به همراه على(علیه السلام) با گروه سرکش (باغى)، پیکار نکردم(9).
ونیز درالمستدرک على الصحیحین ـ به نقل از زُهرى ـ آمده است که گفت: حمزة بن عبد الله بن عمر به من خبر داد که با عبد الله بن عمر نشسته بودم که مردى عراقى نزد عبد الله بن عمر آمد و گفت: اى ابو عبد الرحمان! به خدا سوگند که من، حقیقتاً خیلى مشتاق بودم که به تو اقتدا کنم و به هنگام اختلاف مردم، پیرو تو باشم و تا آن جا که بتوانم، از آشوب ها کناره گیرم. من آیه اى از آیات محکم (10) قرآن را تلاوت مى کنم که قلب مرا مى فشُرَد. مرا از آن با خبر کن. این سخن خداوند که می فرماید: «و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید، و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدّى کرد، با آن [طایفه اى] که تعدّى مى کند، بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مى دارد» (11) از معناى این آیه مرا خبر ده.
عبد الله گفت: تو را با این آیه چه کار؟ از نزد من برو. آن مرد، باز گشت تا سایه او نیز از چشم ما پنهان شد و [آن گاه] عبد الله بن عمر، رو به ما کرد و گفت: در خودم نسبت به این آیه چیزى ندیدم، جز این که مى بینم من با این گروه سرکش (معاویه و یارانش)، آن گونه که خداوند مرا بدان فرمان داده بود، پیکار نکردم.(12).(13)

پی نوشت:

(1). ابو ایوب انصاری کسی است، که پیامبر خدا (ص) زمانی که به مدینه آمد افتخار میزبانی پیامبر(ص) نسیب او شد.

تاریخ انتشار: « 1393/02/21 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 538