شعر امیرالمؤمنین على(ع) در بارۀ غدیر

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

شعر امیرالمؤمنین على(ع) در بارۀ غدیر

پرسش : امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در بارۀ حدیث غدیر چه سروده ای دارند؟
پاسخ اجمالی:

امیرالمؤمنین ضمن شعری که سروده است،  واژه مولی را در حدیث غدیر به معنای امامت مطلق می داند و اطاعت از امام را اطاعت از پیامبر می داند. امیرالمومنین این اشعار را در پاسخ به معاویه که در نامه ای به ذکر فضائل خود پرداخته بود نوشت و فضائل خود را در نزدیکی به پیامبر و همسری دخترش و چندین و چند فضیلت دیگر متذکر شد. بسیاری از محدثان شیعه و سنی با سندهای صحیح این قصیده را از امام علی نقل کرده اند.

پاسخ تفصیلی:

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) لفظ «مولى» در کلام پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله): «من کنت مولاه فعلیّ مولاه»، را چنین تبیین فرموده اند که مولا یعنى کسى که امامت مطلقه دارد و اطاعت از او همانند اطاعت از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) واجب است.
آن حضرت این مطلب را در ضمن اشعارى بیان فرمودند:
1 ـ محمّد النبیّ أخی و صنوی(1) *** و حمزةُ سیّدُ الشهداءِ عمّی
2 - و جعفرٌ الّذی یُضحی و یُمسی *** یطیرُ مع الملائکة ابنُ اُمّی
3 - و بنتُ محمّد سَکَنی و عِرْسی *** منوطٌ لحمُها بدمی و لحمی
4 - و سبطا أحمد وَلَدای منها *** فَأیّکمُ له سَهْمٌ کسهمی
5 - سبقْتُکمُ إلى الإسلام طُرّاً *** على ما کان من فَهْمی و علمی(2)
6 - فأوجبَ لی ولایتَهُ علیکمْ *** رسولُ الله یومَ غدیر خُمّ
7 - فویلٌ ثمّ ویلٌ ثمّ ویلٌ *** لمن یلقى الإله غداً بظلمی
(1 ـ محمّدِ پیغمبر، برادر بسیار مهربان، و همتاى من است، و حمزه ـ سرور شهیدان ـ عموى من است. 2 ـ و جعفر همان که روز و شب با ملائکه در پرواز است، پسرِ مادر من است. 3 ـ دختر محمّد مایه آرامشِ من و همسرِ من است که گوشت او با خون و گوشت من در آمیخته است. 4 ـ و دو نوه احمد(صلى الله علیه وآله) پسران من از او(فاطمه) هستند. پس براى کدامیک از شما نصیبى مانند نصیب من وجود دارد؟ 5 ـ در اسلام آوردن بر همه شما سبقت گرفتم علاوه بر فهم و دانشى که دارم. 6 ـ پس پیامبر خدا در روز غدیر خم ولایت خویش بر شما را براى من قرار داد و آن را بر شما واجب نمود. 7 ـ پس صدها بار واى بر کسى که در روز قیامت خدا را در حالى ملاقات کند که بر من ظلم کرده باشد).
توضیحى پیرامون شعر:
امیرالمؤمنین(علیه السلام) این ابیات را در پاسخ به نامه معاویه نگاشته است. نامه معاویه چنین بود: «من صاحب فضایلى هستم! پدرم در دوران جاهلیّت سرور عرب بود و خود من هم در اسلام به پادشاهى رسیدم، من خویشاوند رسول خدا و دائى مؤمنان و نگارنده وحى الهى هستم».
امام(علیه السلام) پس از خواندن این نامه فرمودند: «أبـِالفضائل یبغی علىَّ ابنُ آکلة الأکباد؟!»؛ (آیا پسر هند جگر خوار با این فضایل بر من ستم مى کند؟!). آنگاه به جوانى که نزد حضرت بود، فرمود: اى جوان بنویس: «محمّد النبىّ أخی وصنوی...» و ابیات فوق را سرودند، و نامه وى را پاسخ گفتند.
هنگامى که معاویه این نامه را خواند به اطرافیانش دستور داد که آن را مخفى کنند تا کسى از اهل شام آن را نخواند؛ زیرا با خواندن آن به سوى فرزند ابوطالب(علیه السلام) متمایل خواهند گشت.
علماى شیعه و سنّى صدور این روایت را حتمى دانسته و بر نقل آن اتّفاق نظر دارند، امّا هر یک مقدارى از آن را که به موضوع بحثشان مربوط بوده است، مورد تحقیق و بررسى قرار داده اند. بدون اینکه کوچکترین تردیدى نسبت به صدور آن از حضرت، ابراز کنند، بلکه این روایت از روایات مشهور است و راویان اهل دقّت نظر و حفّاظ مورد اطمینان و ثقه آن را نقل کرده اند.
جمعى از بزرگان اهل سنّت از بیهقى نقل کرده اند که حفظ این اشعار بر همه موالیان على(علیه السلام) واجب است، تا دنیاى اسلام مفاخر آن حضرت را بداند.
برخى از علماى شیعه که این اشعار را روایت کرده اند عبارتند از:
1 ـ معلم امّت اسلامى، شیخ ما مفید، متوفّاى (413 هـ ق).
2 ـ شیخ کراجکى، متوفّاى (449 هـ ق).
3 ـ ابوعلى فتّال نیشابورى.
4 ـ ابومنصور طبرسى، که از اساتید روایى ابن شهر آشوب است.
5 ـ ابن شهر آشوب، متوفّاى (588 هـ ق).
6 ـ علامّه مجلسى، متوفّاى (1111).(3)
و بعضى از علماى بزرگ اهل سنّت که این قصیده را نقل کرده اند عبارتند از:
1 ـ حافظ بیهقى، (متوفّاى 458). او درباره این شعر گفته است:
حفظ این شعر بر همه موالیان على(علیه السلام) واجب است، تا دنیاى اسلام مفاخر او را بداند.
2 ـ ابوحجّاج، یوسف بن محمّد بلوى مالکى، مشهور به ابن شیخ، متوفّاى (حدود 605). او در کتاب «ألف باء» خود چنین مى گوید(4):
امّا على(رضی الله عنه) جایگاهى بلند و شرافتى بس رفیع دارد، او نخستین کسى است که اسلام آورد، و همسر فاطمه(علیها السلام) دختر پیامبر اکرم است. هنگامى که یکى از دشمنان آن حضرت که به نهایت او نرسیده بود (و شخصیّت و مقام او را نمى شناخت)، بر حضرت فخر فروخت، ایشان نیز ابیاتى را در بیان مفاخر و فضایل خویش سرودند.
ابن شیخ پس از این مطلب، ابیات یاد شده را ذکر مى کند و مى گوید:
مرادِ على(علیه السلام) از وجوب ولایت همان سخن پیامبر است که فرمود: «من کنت مولاه فعلیٌّ مولاه، اللّهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه».
3 ـ حافظ ابوحسین زید بن حسن تاج الدین کندى حنفى، متوفّاى (613).(5)
4 ـ یاقوت حموى، متوفّاى (626).(6)
5 ـ سبط ابن جوزى حنفى، متوفّاى (654).(7)
6 ـ ابن ابى الحدید، متوفّاى (656).(8)
7 ـ ابن حجر، متوفّاى (974).(9)
8 ـ متّقى هندى، متوفّاى (975).(10)، (11)

پی نوشت:

(1). در تاریخ ابن عساکر، ج 12، ص 397؛ و در ترجمة الإمام علیّ بن أبی طالب(علیه السلام) ـ چاپ تحقیق شده ـ، شماره 1328؛ و مصادر دیگر به جاى «صنو»؛ (برادر شقیق و بسیار مهربان)، کلمه «صهر»؛ (پدر زن) آمده است.

تاریخ انتشار: « 1393/02/15 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1522