گفتار ابن ابی الحدید در عدم احتجاج علی(ع) به حدیث غدیر

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

گفتار ابن ابی الحدید در عدم احتجاج علی(ع) به حدیث غدیر

پرسش : ابن ابی الحدید درباره عدم احتجاج علی(عليه السلام) به حدیث غدیر چه گفتاری دارد و آیا گفته او صحیح است؟
پاسخ اجمالی:

ابن ابی الحدید می گوید: همه مواردی که علی(ع) تظلم و دادخواهی از خلافت می کند، به دلیل دو امتیاز خویشاوندی با پیامبر(ص) و برتری بر اصحاب است نه بخاطر وجود دستور الهی. پاسخ: علی(ع) در موارد متعددی به حدیث غدیر و دستور خاص پیامبر(ص) به جانشینی خویش اشاره کرده و به گفتار رسول خدا (ص) احتجاج نموده است. نمونه ای از این روایات در مناقب خوارزمی، مستدرک حاکم و فرائد السمطین جوینی، موجود است.

پاسخ تفصیلی:

ابن ابی الحدید می گوید: همه مواردی که علی (عليه السلام) در آن صحبت از تظلم و دادخواهی و خلافت بعد از رسول خدا می کند، نزد ما حمل بر استناد به خویشاوندی با پیامبر(ص) و برتری علی(عليه السلام) می شود و او به دلیل این دو امتیاز یعنی خویشاوندی با پیامبر(ص) و برتری بر اصحاب، چنین تظلم و دادخواهی دارد، نه اینکه این تظلم و دادخواهی بخاطر وجود دستوری در امر خلافت نسبت به او بوده است.(1)
در پاسخ می گوییم: گفتار ابن ابی الحدید برداشت شخصی وی از تاریخ می باشد، زیرا با مراجعه به منابع تاریخی در می یابیم که امیرمؤمنان علی (عليه السلام) در موارد متعددی به حدیث غدیر و دستور خاص پیامبر(ص) به جانشینی خویش اشاره کرده و به گفتار رسول خدا (ص) درباره خود احتجاج نموده است.
در اینجا به برخی از این موارد اشاره می کنیم:
1- در کتاب مناقب خوارزمی از ابوطفیل عمرو بن واثله روایت شده است که: در روز شورا کنار درب منزل ایستاده بودم و شنیدم که علی(عليه السلام) به اهل شورا فرمود: «لاحتجن علیکم بما لا یستطیع عربیکم و لا عجمیکم تغییر ذلک»؛ (من بر علیه شما استدلالی می آورم که هیچ عرب و عجمی قدرت تغییر آن را نداشته با شد). سپس حضرت بعد از چندین احتجاج می فرماید: شما را به خدا سوگند آیا درباره کسی غیر از من رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: « من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه، وانصر من نصره» و آنگاه فرمان داد حاضران به غایبان اطلاع دهند؟ همگان گفتند: بار خدایا خیر!»(2)
2- حاکم در کتاب مستدرک به سند خود از رفاعه از پدرش از جدّش روایت کرده است: در روز جنگ جمل با علی(عليه السلام) بودیم، حضرت به طلحة بن عبید الله خبر رساند که به دیدار من بیا! پس از حضور طلحه حضرت فرمود: تو را به خدا سوگند، آیا از رسول خدا شنیدی که فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه »؛ (هر کس من مولای اویم پس این علی مولای اوست. بار خدایا دوست بدار دوست دار او را و دشمن بدار دشمن اورا!؟) گفت: بله، فرمود: پس چرا به جنگ من آمدی؟(3)
3-جوینی در فرائد السمطین می نویسد: علی (عليه السلام) در احتجاجی طولانی که با گروهی از انصار و مهاجرین در زمان خلافت عثمان داشته است، می فرماید:« شما را به خدا سوگند آیا می دانید زمانی که آیه «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم » (4) و آیه « انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»(5) و آیه «ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم الله اذین جاهدوا منکم و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجة»(6) نازل شد ، گروهی از مردم گفتند: ای رسول خدا! آیا این آیات مخصوص بعضی از مؤمنین است یا همه را شامل می شود ؟ در اینجا بود که خداوند پیامبر (صلي الله عليه و آله) را مأمور کرد تا والیان امر را به مردم بشناساند و برای آنان همان گونه که نماز و روزه و زکات و حج را تفسیر کرد ، ولایت را نیز تفسیر کند. پس پیامبر(صلي الله عليه و آله) مرا در روز غدیر به ولایت منصوب فرمود...
همگان گفتند: بار خدایا آری! این را از رسول خدا شنیدیم و آنچه را گفتی شاهد بودیم.(7)

تاریخ انتشار: « 1393/02/22 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1439