گواهی تاریخ دلیلی بر عدم «تحریف قرآن»

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

گواهی تاریخ دلیلی بر عدم «تحریف قرآن»

پرسش : چگونه می توان برای اثبات عدم «تحریف قرآن» به گواهی تاریخ استشهاد نمود؟
پاسخ اجمالی:

به گواهي تاریخ، قرآن از روز نخست مورد عنايت همگان به ويژه مسلمانان بوده و پيامبر(ص) شخصا محافظ قرآن بود و پيوسته دستور حفظ و ضبط آن را مى دادند. لذا بسیاری به عنوان «حافظان قرآن» منزلت مهمّى يافتند. علاوه بر توده مردم، دانشمندان اسلامى نیز به اين كتاب توجه داشتند، و دانش هاى بسيارى از قرآن نشأت گرفته است. «كاشف الغطاء» می گوید: «روايات نقيصه به روشنى مردود شناخته شده، به ويژه رواياتى كه ثلث قرآن را افتاده می دانند، ... چگونه ممكن است چنين شده باشد؛ در حالى كه مسلمانان فوق العاده در حفاظت و حراست و ضبط آيات و حروف آن كوشا بوده اند؟».

پاسخ تفصیلی:

قرآن از روز نخست مورد عنايت همگان به ويژه مسلمانان بوده است. پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) شخصا محافظ قرآن بود و پيوسته دستور حفظ، ثبت و ضبط آن را مى داد و مسلمانان موظّف بودند آن را ثبت و حفظ كنند و بدين منظور از آن نسخه هاى متعدد تهيه مى كردند و در خانه هاى خود در ميان صندوق يا كيسه هاى مخصوص نگهدارى مى كردند. از همان زمان مسئله حفظ قرآن رواج يافت و عدّه بى شمارى به عنوان «حافظان قرآن» پيوسته در ميان جوامع اسلامى منزلت مهمّى يافتند و علاوه بر ثبت و ضبط قرآن در مصاحف، نسخه هاى متعددى را تهيه و در گستره كشور اسلامى پخش كردند. خلاصه، مسلمانان هميشه حافظ و پاسدار اين كتاب آسمانى بودند و لحظه اى از آن غافل نمى ماندند.
علاوه بر توده مردم، نقش بزرگان و دانشمندان اسلامى در عنايت به اين كتاب قابل توجه است. اين كتاب همواره در شؤون گوناگون و سرنوشت سازِ مسلمين نقش اول را داشته و در علوم مختلف اسلامى پايه و اساس شمرده مى شده است. هر دانشمندى كه در رشته اى از علوم اسلامى مطالعه مى كرد، راهنما و هدايت كننده او قرآن بود. بسيارى از علوم اسلامى صرفا به جهت رسيدن به حقايق قرآن به وجود آمده است و دانش هاى بسيارى در ميان مسلمانان از قرآن نشأت گرفته است؛ بنابراين دانشمندان علوم اسلامى همواره نيازمند به قرآن بودند و با آن سر و كار داشتند. «سيد مرتضى علم الهدى» در اين زمينه چنين مى گويد: «يقين به صحت نقل قرآن، مانند يقين به شهرهاى بزرگ جهان و حادثه هاى بزرگ تاريخ و كتاب هاى مشهور از نويسندگان معروف و نيز اشعار و قصايد از بزرگان شعراست كه در طول تاريخ هم چنان استوار مانده و از گزند حوادث در امان بوده است. مسلّما توجّه به قرآن نسبت به موارد مذكور همواره بيشتر و داعيه بر حفظ و حراست آن افزون تر بوده است؛ زيرا قرآن معجزه اسلام و دليل صدق نبوّت است و نيز منبع و مأخذ همه معارف دينى و احكام شريعت است. دانشمندان علوم اسلامى پيوسته سعى در حفظ و حراست آن داشته اند تا آنجا كه تمام جزئيات آن مورد بررسى دقيق بوده است، مانند اِعراب و قرائت و حتى عدد حروف و كلمات و آيات آن. پس چگونه مى شود با وجود اين همه عنايت و ضبط و حراست شديد كه بر آن بوده و هست؛ در قرآن تغييرى ايجاد شود و كاستن و افزودنى تحقق يابد ... .
... يقين به جزئيّات قرآن و اجزاء و ابعاض آن مانند يقين به تمام و كلّ قرآن است و همانند ديگر كتب معروف جهان؛ مانند كتاب سيبويه و مُزنى، ضرورت دارد هر عالِمى بدان آگاه باشد؛ زيرا عنايت دانشمندان و دانشوران به اين دو كتاب موجب گشته است كه علاوه بر كلّ اين كتاب ها، جزئيّات آنها نيز مورد نظر و دقّت قرار گيرد تا آنجا كه اگر كسى خواسته باشد از آنها چيزى كم كند يا چيزى بر آنها بيفزايد، آن قسمت مورد شناسايى قرار مى گيرد و مشخّص مى شود كه از اصل كتاب نيست و بر آن افزوده شده است ... به خوبى روشن است كه اين گونه عنايت نسبت به قرآن، بيشتر و بهتر از عنايت به كتاب سيبويه و مُزنى و ديوان هاى شعرى انجام مى گرفته است».(1)
«شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء» نيز بر همين رويّه استدلال كرده است: «روايات نقيصه [كم شدن قرآن] به روشنى مردود شناخته شده است و ظاهر آن اصلا مورد قبول نمى تواند باشد. به ويژه رواياتى كه ثلث [يعني بيش از دو هزار آيه] قرآن يا بسيارى از آن را افتاده پنداشته است؛ زيرا اگر چنين اتفاقى رخ داده بود بايد شهرت همگانى مى يافت، چون انگيزه بر آن بسيار است و همواره دشمنان اسلام آن را دستاويز قرار مى دادند و بزرگترين طعن بر قرآن كريم تلقى مى كردند ... چگونه ممكن است چنين شده باشد؛ در حالى كه مسلمانان فوق العاده در حفاظت و حراست و ضبط آيات و حروف آن كوشا بوده اند؟ در برخى روايات آمده كه در قرآن نامِ بسيارى از منافقين بوده و افتاده است. چگونه ممكن است باور كرد در حالى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) با حكمت و اخلاق كريمانه خود هرگز به آنان تصريح نمى كردند و با آنان همانند ديگر مسلمانان رفتار مى كردند؟ ...
... جاى شگفتى است، كسانى كه باور دارند احاديث وارده از پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) تاكنون محفوظ و سالم مانده است و استدلال مى كنند كه اين كلمات پيوسته بر زبان ها جارى و در كتب، ثبت و ضبط شده و در طول بيش از هزار سال به سلامت باقى مانده است؛ گويند اگر گزندى بر آنها وارد مى شد، مسلّما برملا مى گرديد، ولى اين باور را درباره قرآن ندارند و مى گويند بر آن نقيصه وارد شده و در طول تاريخ مخفى مانده است با آنكه عنايت به قرآن بيش از احاديث بوده و هست و بيشتر بر زبانها جريان دارد و ثبت و ضبط آن استوارتر بوده و هست».(2)،(3)

پی نوشت:

(1). ر. ك: مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 هـ ش، چاپ سوم، ج 1، مقدمه، فن خامس، ص 44.

(2). كشف الغطاء، كاشف الغطاء، جعفر بن خضر، مهدوي‏، اصفهان، بی تا، چاپ اول، مبحث 7 و 8، ص 298 و 299؛ الحقّ المبين في تصويب المجتهدين و تخطئة الأخباريين‏، كاشف الغطا، الشيخ أحمد الشيرازي‏، بی جا، بی تا، ص 11.

(3). برگرفته از کتاب: علوم قرآنی، معرفت، محمد هادی، موسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، قم، 1381 هـ ش، ص 372 الی 374.

تاریخ انتشار: « 1398/04/28 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 12