حکمت های عدم امداد الهی در کربلا؟

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

حکمت های عدم امداد الهی در کربلا؟

پرسش : چرا خداوند در روز عاشورا امام حسین (ع) و یارانش را با امداد های غیبی یاری ننمود؟! آیا اينکه خداوند انبياء حتي پيامبر اسلام(ص) را به وسيله امداد هاي غيبي و ملائک ياري نمود، ولي امام حسين(ع) را تنها و بي ياور گذاشت، بي عدالتي نيست؟!
پاسخ اجمالی:

اولا: قرار نیست همیشه ظلم از طریق امدادهای غیبی از بین برود؛ بلکه از آنجا که خداوند جریان امور عالم را از راه جریان اسباب و مسببات قرار داده است، اصل بر این است که خود انسان ها برای مبارزه با ظلم تلاش کنند. اگر قرار باشد ظالمان را خدا نابود کند طرف مقابل آنها برای چه آفریده شده اند؟! کربلا و عاشورا نیز فرصت آزمودن مسلمانان مدعی آن جامعه بود که بیشتر آنها «رفوزه» شدند. ثانیا: انبیاء و اولیاء بوسیله مصائب «امتحان» می شوند و به تناسب رنجی که تحمل می کنند، «ترفیع درجه» پیدا می کنند؛ «هر که در این بزم مقرب تر است *** جام بلا بیشترش می دهند». ثالثا: اگر هر عمل ظالمانه ای، بلافاصله جزا داده شود، هیچ کس جرأتی برای بروز اراده واقعی و باطنش نخواهد داشت و با پدید آمدن حالتی شبیه به جبر، اختیار و جسارت هر کس برای انتخاب آزادانه اعمال از بین خواهد رفت و مجالِ کامل شدنِ «حجّت» روز جزا فراهم نخواهد آمد. رابعا: روایاتی وجود دارد که نصرت ملائک الهي در کربلا به یاری امام حسين(ع) آمد ولی ایشان نپذیرفت و بين پيروزى بر دشمنانش و لقاى پروردگارش، لقاى پروردگارش را برگزيد. خامسا: اگر امام پيروزی ظاهری از طریق معجزه را می پذیرفت، ديگر نمی توانست براي بشريت نقش «الگو» را ايفا نماید.

پاسخ تفصیلی:

سنّت یاری انبیاء با امدادهای غیبی الهی:
در مبارزه بسیاری از انبیاء بر علیه ظلم و استبداد همیشه امدادهای غیبی نیز به کمک آنها می آمد، به عنوان مثال در مبارزه حضرت موسی(علیه السلام) بارها عصای ایشان به یاری ایشان آمد. همچنین آیات و روایات فراوانی گواه این حقیقت اند که پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) در جنگ های شان با امداد غیبی الهی یاری می شده اند. به عنوان مثال در آیات ابتدای سوره انفال به جریان یاری مسلمانان در جنگ بدر اشاره شده است؛ در آیه 9 این سوره صراحتا بیان شده است: «إِذْ تَسْتَغيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفينَ»؛ (بخاطر بياوريد زمانى را كه از پروردگار خود استمداد مى ‏كرديد، و خداوند درخواست شما را اجابت نمود و فرمود من هزار فرشته پى در پى به يارى شما مى ‏فرستم). حال سؤالی که به ذهن خطور می کند این است که این امدادهای غیبی چرا در کربلا به کمک امام حسین(علیه السلام) نیامدند؟ آیا اينکه خداوند انبياء را به وسيله امداد هاي غيبي و ملائک ياري نمود، ولي امام حسين(علیه السلام) را تنها و بي ياور گذاشت، بي عدالتي نيست؟!


در پاسخ به این سؤال به چند نکته لازم است توجه شود:
1) امداد الهی به اندازه «تلاش» انسان ها وجود دارد و پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز همیشه به وسيله امداد هاي غيبي و ملائک ياري نمی شد:
اولین نکته در بحث مبارزه با ظلم این است که قرار نیست همیشه ظلم از طریق امدادهای غیبی از بین برود؛ بلکه از آنجا که خداوند جریان امور عالم را از راه جریان اسباب و مسببات قرار داده است، اصل بر این است که خود انسان ها برای مبارزه با ظلم تلاش کنند و با یکدیگر متحد شوند. البته این وعده الهی همیشه پا برجاست که اگر مظلومان برای مبارزه با ظلم تلاش خود را انجام دهند یاری خداوند نیز پشت و پناه آنها خواهد بود. همان گونه كه قرآن مجيد در آیه 128 سوره نحل مى فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ»؛ (خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است). نيز در آیه 120 آل عمران مى فرمايد: «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً»؛ (هرگاه شكيبايى و تقوا پيشه كنيد مكر مخالفان به شما نمى رسد). در آيه 51 سوره غافر نیز می خوانیم: «إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»؛ (ما يقينا پيامبران خود و کسانى را که ايمان آورده اند، در زندگى دنيا يارى مى دهيم).
در مورد پیامبران الهی نیز امداد الهی همین شرایط را داشته است و اینگونه نبوده است که همیشه از طریق امدادهای غیبی پیروز گردند و هیچ سختی تحمل نکنند. حتی در مورد پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) تا زمانی امداد غیبی خداوند به مسلمانان کمک می کرد که خودشان نیز مخلصانه برای پیروزی تلاش کنند؛ اما در جایی که خود مسلمانان از مبارزه دست می کشند و به دنبال هوا و هوس می روند امداد الهی نیز از آنها روی گردان می شود؛ چنانکه در جریان «جنگ احد» طبق وعده خداوند مسلمانان در آغاز پيروز شدند، ولى سستى و نافرمانى گروهى سبب شكست در پايان كار شد و ده ها مسلمان شهید شدند و پیامبر(ص) و امام علی(علیه السلام) و برخی دیگر از اصحاب نیز به شدت زخمی شدند. در آيه 152 سوره آل عمران مى خوانیم: خداوند، وعده‏ خود را به شما، [درباره پيروزى]، تحقّق بخشيد، ولى سستى و اختلاف و نافرمانى شما در پايان سبب شكست شما شد و تقصير از شما بود نه خلف وعده از سوى خدا. (1) «وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ ۚ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الْآخِرَةَ ۚ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ ۖ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ»؛ (خداوند، وعده خود را به شما، [درباره پیروزى بر دشمن در اُحُد،)] تحقّق بخشید؛ در آن هنگام که دشمنان را به فرمان او، به قتل مى رساندید؛ تا این که سست شدید؛ و در کار [حفظ سنگرها] به نزاع پرداختید؛ و بعد از آن که خداوند آنچه را دوست مى داشتید (از غلبه بر دشمن) به شما نشان داد، نافرمانى کردید. بعضى از شما، خواهان دنیا بودند؛ و بعضى خواهان آخرت. سپس خداوند شما را از غلبه بر آنان بازگرداند؛ [و پیروزى شما به شکست انجامید؛] تا شما را بیازماید. و او شما را بخشید؛ و خداوند نسبت به مؤمنان، داراى احسان و بخشش است).


2) انبیاء و اولیاء بوسیله مصائب «امتحان» می شوند و به تناسب رنجی که تحمل می کنند «ترفیع درجه» پیدا می کنند:
خداوند متعال بنابر حکمت خویش انسان را در جهان آفرینش خلق کرده تا با «اختیار» و قدرت انتخاب خود مسیر «کمال» را بپیماید و به «سعادت ابدی» برسد. در مسیر رسیدن به چنین هدف والایی، خداوند انسان را به آزمون های مختلف می آزماید تا انسان هایی که اعمال برتری دارند، شناسایی گردند و «جایگاهی متناسب» با آن اعمال بیابند. گرفتار شدن به مصائب نیز در راستای آزمایش و امتحان انسان ها می باشد و در این بین امتحان هاى اولياى خدا سخت و سنگين تر است؛ «هر که در این بزم مقرب تر است *** جام بلا بیشترش می دهند».(2)
در روایتی از امام صادق نیز در این باره می خوانیم: «أَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِيَاءُ، ثُمَّ الْأَوْصِيَاءُ، ثُمَّ الْأَمَاثِل ‏فَالْأَمَاثِل»(3)؛(سخت ترین مردم به لحاظ بلا و گرفتاری پیغمبرانند پس از آنان اوصیای خدا و سپس به ترتیب صالحان از مردم هستند).
البته انبیاء و اولیاء به تناسب بلا و گرفتاری که تحمل می کنند «ترفیع درجه» نیز خواهند داشت؛ چنانکه از رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) نقل شده است که فرمود: «إِنَّ عَظِيمَ الْبَلَاءِ يُكَافَأُ بِهِ عَظِيمُ الْجَزَاء»(4)؛ (حقیقتا بلاى بزرگ به اجر بزرگ پاداش داده مى ‏شود).
امام حسین(علیه السلام) نیز با وجود امکان امداد الهی حاضر به تحمل سختی ها شد و به همین دلیل به بالاترین درجات دست پیدا کرد.


3) قرار نیست ظالمان همیشه با امداد غیبی از بین بروند:
نکته دیگر درباره مجازات ظالمان بوسیله امداد غیبی این است که اگر هر عمل ظالمانه ای، بلافاصله و به صورت فوری، جزا داده شود، هیچ کس جرأتی برای بروز اراده واقعی و ظهور باطنش نخواهد داشت و با پدید آمدن حالتی شبیه به جبر، اختیار و جسارت هر کس برای انتخاب آزادانه اعمال از بین خواهد رفت و مجالِ کامل شدنِ حجتِ روز جزا فراهم نخواهد آمد. از طرفی خداوند گاهی به ظالمان فرصت می دهد و این امر در واقع زمینه بیشتر و سنگین تر شدن عذاب اخروی آنها را مهیا می کند. این همان موضوعی است که در ادبیات دینی به «سنت استدراج» و «امهال»؛ (مهلت دادن) معروف است. قرآن کریم در آیه 178 سوره آل عمران به همین سنت الهی اشاره کرده و می فرماید: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ»؛ (آنها که کافر شدند [و راه طغیان پیش گرفتند] تصوّر نکنند اگر به آنان مهلت مى ‌دهیم به سودشان است. ما به آنان مهلت مى ‏دهیم براى این که بر گناهان خود بیافزایند و براى آنها عذاب خوارکننده ایست). حضرت زینب(علیها السلام) نیز در شام و در پاسخ به یزید و یزیدیان که از جنایات خود خوشحال بودند به همین آیه استدلال کردند.(5) مهمتر از همه اینها امتحانی است که مدعیان حق و ظلم ستیزی باید از سر بگذرانند؛ چرا که آنها نیز از قدرت و اختیار لازم برخوردار هستند و تکلیف و حجّت برایشان مشخص شده است؛ اگر قرار باشد ظالمان را خدا نابود کند طرف مقابل آنها برای چه آفریده شده اند؟! کربلا و عاشورا نیز فرصت آزمودن مسلمانان مدعی آن جامعه بود که بیشتر آنها رفوزه شدند.


4) روایاتی وجود دارد که نصرت ملائک الهي در کربلا به یاری امام حسين(ع) آمد ولی ایشان نپذیرفت:
در صحنه کربلا با اینکه کوفیان خلف وعده کردند و با تبعیت از هوا و هوس امام حسین(علیه السلام) را تنها گذاشتند، اما اینگونه نبود که امداد الهی به کمک امام حسین(علیه السلام) نیامده باشد. در منابع اسلامي، درباره کمک و نصرت الهي به ایشان رواياتي آمده است، براي نمونه امام صادق(عليه اسلام) فرمودند: «چون امام حسين(عليه السلام) با عمر بن سعد تلاقى نمودند و جنگ بر پا شد، خداوند نصرت خود را فرو فرستاد تا آن جا که بر سر حسين(عليه اسلام) سايه گسترد، و آن گاه امام مخير شد بين پيروزى بر دشمنانش و بين ملاقات و لقاى پروردگارش، او لقاى پروردگارش را برگزيد».(6) يا در روايت دیگري از امام صادق(عليه اسلام) آمده است: «چهار هزار فرشته نازل شدند تا همراه امام حسين(عليه السلام) بجنگند، ولي به آنان اجازه جنگيدن داده نشد. دوباره اذن گرفتند و فرود آمدند و اين وقتي بود که امام حسين(عليه السلام) شهيد شده بود...».(7)
ضمن اینکه زنده ماندن امام سجاد(علیه السلام) و همچنین اتفاقاتی که در شام افتاد و باعث شد مظلومیت امام حسین(علیه السلام) از طریق خطبه های امام سجاد(علیه السلام) و حضرت زینب(علیها السلام) به جهانیان ثابت شود، خود نمونه ای از «امداد الهی» است؛ لذا می بینیم امام حسين(عليه اسلام) با اینکه در ظاهر شکست خوردند اما در حقیقت پیروز شدند. قيام‏هاى خونين پس از حادثه عاشورا نیز سند گویای این حقیقت اند که پیروز حقیقی کربلا امام حسین(علیه السلام) و یاران ایشان بودند.(8)


5) اگر امام پيروزی ظاهری از طریق معجزه -که براي مردم عادي مقدور نيست- را می پذیرفت، ديگر نمی توانست براي بشريت نقش الگو را ايفا نماید:
امام حسین(علیه السلام) پيروزي حقيقي آن هم با تحقق حکمت هاي الهی را بر پیروزی ظاهري از طریق معجزه و امدادهای غیبی برگزيند، لذا هم ميان مسلمانان و هم در ميان آزادي خواهان غير مسلمان، جايگاه بلندي يافت که با اين شهادت مظلومانه، معنا و الگويی والا از ايمان و عشق به پروردگار را به جهانيان ارائه نمود و موجب شد تا جريان ماندگار و پايداري را همراه با جان فشاني ها در راستاي حفظ آموزه هاي وحياني و ظلم ستيزي ايجاد نمايد.
اينکه در واقعه منحصر به فرد کربلا حضرت سيدالشهدا(عليه اسلام) از امداد های الهی استفاده نکرد، (در حالي که بدون شک امام توان و قدرت داشت که با معجزه و قدرت ولايي که از طرف خداوند داشت، بر دشمنان غلبه پيدا نمايد و حتي نيازي به کمک ملائکه نيز نداشت)، مربوط به معرفت والاي امام است. ایشان با هدایت الهی حکمت هاي فراواني را مد نظر داشته اند؛ اگر پيروزي ظاهري حاصل مي ‌شد، ديگر امام حسين(عليه اسلام) براي بشريت نقش پيشوا و الگو را ايفا نمي ‌کرد. اگر از معجزه استفاده کرده بود - در حالیکه معجزه براي مردم عادي مقدور نيست - انگيزه های مردمی براي قيام در برابر ظالمان به خاموشي مي گرائيد. اما قيام امام حسين(عليه اسلام) آن هم در شرايط سخت و جنگ نابرابر، بهترين الگوي جنبش هاي عدالت طلبي، ظلم ستيزي و آزادي خواهي در جهان شد، تا حدی که نه تنها شیعیان بلکه بسیاری از آزادی خواهان جهان مانند گاندی (رهبر موفق هندی ها) و محمدعلی جناح (رهبر موفق پاکستان) و ... نیز امام حسین(علیه السلام) را الگوی خود قرار دادند و در اهداف خود موفق شدند.(9)
این قیام به جهت تحمل مصائب و مشکلات دشوار اهل بیت در صحنه کربلا، از نظر بُعد تربيتي نیز مهم است؛ زیرا عملکرد صحيح حضرت سيدالشهدا(عليه اسلام)، یاران و خانواده وی در مقابل اين مصائب، الگوي مناسبي براي شکیبایی ديگر مومنان مي باشد و آنان با الگوگيري از آن حضرات و ذکر اين مصايب، دشواری ها را راحت تر تحمّل کرده و در مقابل آن صبر پيشه مي کنند.

پی نوشت:

(1). پيام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران، 1386 هـ ش، چاپ نهم‏، ج ‏4، ص443.

(2). انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، مکارم شیرازی، امام على بن ابى طالب(عليه السلام‏)، قم، 1390 هـ ش، چاپ اول‏، ص 84.

(3). الكافی، محمد بن يعقوب‏ كلينى، دار الكتب الإسلامية، تهران‏، سال 1407 هـ ق، چاپ چهارم، ج 3، ص 634.

(4). بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403هـ ق، چاپ دوم، ج ‏45، ص 133.

(5). لهوف، سيد بن طاووس، ترجمه مير ابوطالبي، سيد ابوالحسن، انتشارات دليل ما، قم، 1380 هـ ش، چاپ اول، ص 188-189.

(6). امالي، ابن بابويه، محمد بن على‏، ترجمه کمره اي، محمد باقر، اسلاميه، تهران، 1376 هـ ش، چاپ ششم، ص 638.

(7). اين روايت در «کافي» مرحوم کليني نیز آمده است: «...أَنَّ الْمَلَائِكَةَ سَأَلَتِ اللَّهَ فِي نُصْرَتِهِ فَأَذِنَ لَهَا وَ مَكَثَتْ تَسْتَعِدُّ لِلْقِتَالِ وَ تَتَأَهَّبُ لِذَلِكَ حَتَّى قُتِلَ فَنَزَلَتْ وَ قَدِ انْقَطَعَتْ مُدَّتُهُ وَ قُتِلَ...»؛ الکافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، دار کتب الإسلامية، تهران، 1407 هـ ق، چاپ چهارم، ج 1، ص 283 و 284.

(8). ر.ک: عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، مکارم شیرازى، ناصر، مدرسه امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم،‏ 1387 هـ ش، چاپ پنجم، ص 665-676.

(9). همان، ص 663.

تاریخ انتشار: « 1397/06/17 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 694