تخریب هدفمند تمدن و اماکن تاریخی ایرانی در حمله اعراب مسلمان به ایران!؟

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

تخریب هدفمند تمدن و اماکن تاریخی ایرانی در حمله اعراب مسلمان به ایران!؟

پرسش : آیا درست است که اعراب مسلمان به محض ورود به ایران به شکل هدفمند و متاثر از عقیده، شروع به تخریب آثار تمدن و اماکن مهم ایرانی مثل تخت جمشید کردند!؟
پاسخ اجمالی:

هر چند تخریب از آثار ناگریز جنگ است، امّا ادّعای تخریب هدفمند و متاثر از عقیده، از چند جهت مخدوش است: 1) اسناد معتبری برای این ادعا وجود ندارد. 2) با صریح دستورات اسلامی مبنی بر لزوم احترام به سایر ادیان الهی و حفظ آثار تمدن آنها و پرهیز از خیانت، منافات دارد. 3) در بسیاری از شهرها آثار تمدن ایران قبل از اسلام حفظ شده است و این امر نشان می دهد در مواردی که تخریبی داده به خاطر لوازم جنگ و یا کینه های نژادی عرب و عجم بوده و ربطی به اسلام ندارد.

 

پاسخ تفصیلی:

یکی از ایراداتی که به مسلمانان وارد می کنند مربوط به جنگ اعراب مسلمان با ایرانیان است و اینکه اعراب مسلمان به محض ورود به ایران، شروع به تخریب آثار تمدن و اماکن مهم ایرانی کردند. امّا اگرچه تخریب از آثار ناگریز جنگ است، امّا ادّعای تخریب هدفمند و متاثر از عقیده اسلامی، از چند جهت مخدوش است:

1) اسناد معتبری برای این ادعا وجود ندارد:
نقل های فراوانی درباره جنگ اعراب مسلمان و ایرانیان وجود دارد و طبیعی است که در این جنگ بزرگ و طولانی حوادث فراوانی رخ داده باشد، اما اینکه مسلمانان از باب دشمنی با علم و فرهنگ بخواهند آثار تمدن و اماکن مهم علمی و مذهبی را تخریب کنند هیچ سند معتبری برای آن وجود ندارد و حتی قرائن فراوانی بر خلاف آن وجود دارد. به عنوان مثال دکتر سُیلمز (Söylemez، Mehmet Mahfuz) در تحقیقی که در سال 2005 در ژورنال آمریکایی علوم اجتماعی اسلامی چاپ شد با اشاره به سالم ماندن دانشگاه جندی شاپور در حمله اعراب به ایران می نویسد: «اعراب به اهمیت مؤسسهٔ آموزشی جندی شاپور پی بردند و شکوه آن را و کتابخانه و دیگر سازمان های شهر را باقی نگاه داشتند».(1) حتی ابوبکر به خالد بن ولید از فرماندهان اعراب دستور داده بود به کشاورزان آسیبى نرسانند، بلکه آنان را واگذارند تا به کار آبادانى آن سرزمین بپردازند.(2)
مشاوره امام علی(علیه السلام) با عمر نیز کمک فراوانی به جلوگیری از کشتار زیاد و تخریب فراوان مکان های مهم کرد؛ چرا که در شرایطی که برخی پیشنهاد دادند از شام و یمن و... درخواست نیرو شود و شخص خلیفه در جنگ حضور یابد که در نتیجه آن ایرانیان قتل عام و شهرهای ایران با خاک یکسان می شد. حضرت علی(علیه السلام) فرمود: این درست نیست که مردم شام را روانه جبهه جنگ بکنی، چون در این صورت رومیان حمله می کنند و زن و بچه آنان را می کشند. مردم یمن را هم حرکت نده چون حبشه حمله می کند و یمن را قتل و غارت می کند. اگر مردم مدینه و مکه را بیرون ببری اعراب اطراف حمله می کنند و این دو شهر را غارت می کنند. تو خودت هم نرو بلکه به بصره نامه بنویس و تعدادی از آنان را به کمک مسلمانان بفرست. این نظر را عمر بن خطاب پسندید و گفت: نظر درست همین است و باید مطابق آن عمل می کنم.(3)
با این پیشنهاد امام علی(علیه السلام) خدمت فراوانی به ایرانیان شد و از کشتار زیاد و تخریب بیشتر شهرها جلوگیری شد. البته این احتمال وجود دارد که در بین اعراب تازه مسلمان، برخی که هنوز از فرهنگ اسلام اطلاع کامل نداشته اند و در این جنگ کینه دیرینه عرب و عجم را در نظر داشته اند، آسیب های جزئی به برخی مکان ها وارد کرده باشند، اما اینکه مکان های مهم مثل تخت جمشید و دانشگاه ها و کتابخانه ها به دستور فرماندهان اسلام مورد تهاجم قرار گرفته باشد، دلیل معتبری برای آن ارائه نشده است.

2) تخریب آثار تمدن و مکان های مهم علمی و مذهبی توسط مسلمانان با صریح دستورات اسلام مبنی بر احترام به سایر ادیان الهی و حفظ آثار تمدن آنها منافات دارد:
در اسلام مسأله همزیستى مسالمت آمیز با پیروان‌ ادیان‌ آسمانى دیگر مورد تأکید قرار گرفته، و در آیات و روایات و فقه اسلامى بحثهاى مشروحى در این زمینه آمده است.(4)
در آیه 14 سوره جاثیه می خوانیم: «قُلْ لِلَّذینَ آمَنُوا یِغْفِرُوا لِلَّذینَ لایَرْجُونَ ایَّامَ اللَّهِ لِیَجْزِىَ قَوْماً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»؛ ([اى پیامبر ما] به مؤمنان بگو: کسانى را که امید به روز رستاخیز ندارند، مورد عفو قرار دهند تا خداوند هر قومى را به اعمالى که انجام مى دهند جزا دهد). طبق این آیه شریفه، رحمت و عطوفت اسلامى اختصاص به مسلمانان و مؤمنان ندارد؛ بلکه خداوند به مسلمانان دستور مى دهد که با غیرمسلمان هم مهربان باشند.(5)
رحمت و رأفت اسلامى به قدرى وسیع و فراگیر است که در میدان جنگ نیز بروز و ظهور دارد؛ به تعبیر دیگر، اسلام آن قدر به محبّت و عطوفت و رحمت اهمّیّت مى دهد که حتّى در کانون خشونت و تندى، پیروانش را نسبت به آن سفارش مى کند! بدین جهت در روایات مربوط به آداب جنگ، نکات جالبى در این زمینه به چشم مى خورد، که به یک نمونه آن اشاره مى‌ کنیم: امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هنگامى که رسول مکرّم اسلام(صلى الله علیه و آله) تصمیم مى گرفت سربازان اسلام را به سوى میدان جنگ روانه کند، آنها را فرا مى خواند و این نکات را به آنها گوشزد مى‌کرد (به گونه اى که اگر سربازى از این آداب تخلّف مى کرد مورد مؤاخذه قرار مى گرفت)(6):
1. «سیرُوا بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فى‌ سَبیل اللَّهِ وَ عَلى‌ مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ‌»؛ (به سوى میدان جنگ حرکت کنید، امّا نه از سر هوى‌ و هوس، بلکه با نام و یاد خدا و براى رضاى او، و با نیّتى پاک و خالى از هر گونه انگیزه غیر خدائى، و بر طبق برنامه هاى اسلامى عمل کنید).
2. «لا تَغُلُّوا»؛ (در جنگ هرگز خیانت نکنید)، یعنی نه تنها به همرزمانتان، بلکه به دشمنان هم خیانت نکنید و با آنها جوانمردانه بجنگید.
3. «وَ لا تُمَثِّلُوا»؛ (پس از این که دشمن را از پاى درآوردید، بر پیکر بى جان او هجوم نیاورید، و آن را مُثله [قطعه قطعه] نکنید).
4. «وَ لا تَغْدِروا»؛ (اهل مکر و فریب و غدر و پیمان شکنى نباشید). اگر با دشمن از درِ صلح وارد شدید، و با او پیمان آتش بس امضا کردید، عهد و پیمانتان را محترم بشمرید، و آن را زیر پا ننهید.
5. «وَ لا تَقْتُلُوا شَیْخاً فانِیاً وَ لا صَبیّاً وَ لا امْرَأَةً»؛ (به افراد ضعیف و ناتوان، که دخالتى در جنگ ندارند، حمله نکنید، و پیرمردهاى ناتوان و بچّه‌ها و زنها را به قتل نرسانید).
6. «وَ لا تَقْطَعُوا شَجَراً الّا انْ تَضْطَرُّوا الَیْها»؛ (و درختان را قطع نکنید، مگر که ناچار شوید).
انسان با مطالعه این قوانین متعالى و دستورات حساب شده و مترقّى، به عظمت اسلام و گستره رحمت اسلامى پى مى‌برد و انگشت حیرت به دهان مى‌ گیرد؛ چرا که رحمت اسلامى در کانون خشونت، حتّى شامل درختان نیز مى گردد؛ و لذا پیامبرِ رحمةٌ للعالمین به سربازان خویش دستور مى دهد که هیچ درختى را در هنگام جنگ‌ و نبرد قطع نکنند و به محیط زیست احترام بگذارند؛ مگر این که درخت‌ یا درختانى مانع پیشروى سربازان اسلام و لشکریان قرآن باشد، که در این صورت قطع آن از باب ضرورت- و البتّه به مقدارى که ضرورت اقتضا مى کند- مانعى ندارد.(7)
چگونه ممکن است دینی که حتی راضی به قطع شدن درختان در جنگ نمی باشد، تخریب آثار تمدن و مکانهای مهم علمی و مذهبی را تایید کرده باشد.

3) برخی تخریب ها از جمله تخریب ساختمان هایی که دشمن در آن مخفی شده از لوازم جنگ می باشد:
اینکه چرا بین اعراب مسلمان و ایرانیان جنگ درگرفت و حکومت ساسانی بخاطر ضعف و بی کفایتی حاکمان و نارضایتی مردم از ظلم و ستم آنها و... شکست خوردند یک بحث می باشد، و اینکه در این جنگ مانند همه جنگ ها برخی مکان ها تخریب شد و خسارت هایی نیز به بار آمد، بحث دیگری است. غالبا کسانی که به تخریب برخی مکان ها ایراد می گیرند در حقیقت دنبال بهانه ای هستند تا شکست حکومت ساسانی را توجیه کنند و مسلمانان را خشن جلوه دهند؛ در حالی که می بینیم بسیاری از شهرهای ایران از جمله قم(8) و همدان(9) و... بدون درگیری زیاد و بی آنکه آثار تاریخی تخریب شود فتح شده است. اینکه در برخی شهرها آثار تمدن حفظ شده است نشان می دهد در مواردی که تخریبی هم رخ داده بخاطر کینه عرب و عجمی بوده است و ربطی به اسلام ندارد.
برخی تخریب ها هم از سوی هر دو گروه و در پی نبرد ایجاد می شد. وقتی دو سپاه با هم درگیر می شوند و چه بسا به وسیله منجنیق و سایر ادوات جنگی یکدیگر را می کشند طبیعی است که در ضمن این درگیری ها برخی مکان ها هم تخریب می شود؛ در نتیجه تخریب برخی مکان ها ارتباطی با دین یا ملیت دو سپاه ندارد. گرچه در این زمینه نیز اسلام فقط در موارد ضرورت که هیچ راهی جز استفاده از منجنیق و امثال آن برای پیروزی وجود ندارد آن را جایز دانسته و در غیر این صورت با آن مخالف است.
در مجموع ادعای خشونت سپاه اسلام و تخریب آثار تمدن و مکان های مهم نه واقعیت تاریخی دارد و نه با آموزه های اسلام همخوانی دارد و اگر چنین عملی توسط برخی از اعراب انجام شده باشد، هیچ ربطی به اسلام ندارد.

پی نوشت:

(1). Söylemez, M. M. (2005). The Jundishapur School: Its History, Structure, and Function. American Journal of Islamic Social Sciences (Association of Muslim Social Scientists), 2:7.

(2). تاریخ ابن خلدون، عبد الرحمن بن خلدون، مترجم: عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى‏، تهران، 1363هـ ش، چاپ اول، ج 1، ص 492.

(3). تاریخ الأمم و الملوک، طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، محقّق/ مصحّح: محمد أبو الفضل ابراهیم، دار التراث، ج 4، ص 125.

(4). آیین رحمت، مکارم شیرازى، ناصر، محقّق/ مصحّح: علیان نژادى، ابوالقاسم، مدرسه امام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم‏، 1385هـ ش‏، چاپ اول، ص 78.

(5). همان، ص 23.

(6). الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، محقّق/ مصحّح: علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1383هـ ش، چاپ هفتم، ج 5، ص 27، بَابُ وَصِیَّةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(ع) فِی السَّرَایَا، ح 1.

(7). آیین رحمت، همان، ص 33.

(8). تاریخ قم، قمى، حسن بن محمد بن حسن، مترجم: قمى، حسن بن على بن حسن عبد الملک، محقّق/ مصحّح: تهرانى، سید جلال الدین، انتشارات توس، تهران، 1361هـ ش، ص 26.

(9). تاریخ الأمم و الملوک، طبری، همان، ص 146.

تاریخ انتشار: « 1396/12/06 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2586