منافات علم امامان و اولیای الهی به اعمال مردم، با ستّارالعیوبی خداوند!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

منافات علم امامان و اولیای الهی به اعمال مردم، با ستّارالعیوبی خداوند!

پرسش : شیعیان عقیده داردند که امامان آنها به اعمال شیعیان و دیگر انسانها علم دارند؛ همچنین معتقد هستند که هر هفته اعمال آنها به امام زمان ارائه می شود؛ از طرفی اعتقاد دارند که بعضی از اولیای الهی علم برزخی یا چشم بصیرت دارند و می توانند ماهیّت واقعی دیگران را ببینند. آیا این عقاید با عقیده قرآنی که می گوید خداوند ستار العیوب است منافات ندارد؟!
پاسخ اجمالی:

اطلاع از اعمال دیگران از دو طریق ممکن است و هیچیک با ستارالعیوبی خداوند منافات ندارد: 1) از طریق عرضه آنها به امامان، که ضروری و برای تربیت نفوس می باشد؛ چنانکه بیمار دکتر را از بیماری خود با خبر می کند. 2) از طریق علم به آثار گناه که در حقیقت انسانها خودشان اولیاء الهی را از کار خود مطلع می کنند. در هر دو طریق حضرات معصومین و اولیای الهی بواسطه ظرفیت اخلاقی و روحی پرده دری نمی کنند و در حقیقت منظور از ستار العیوب بودن خداوند این است که گناه کسی پیش انسانهای معمولی آشکار نمی شود.

پاسخ تفصیلی:

در میان پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) با توجه به اخبار فراوانى که از امامان رسیده عقیده معروف و مشهور بر این است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان(علیهم السلام) از اعمال همه امت آگاه مى شوند، یعنى خداوند از طرق خاصى اعمال امت را بر آنها عرضه مى دارد؛ همچنین این اعتقاد نیز وجود دارد که بعضی از اولیای الهی علم برزخی یا چشم بصیرت دارند و می توانند ماهیّت واقعی دیگران را ببینند. آیا این عقاید با عقیده قرآنی که می گوید «خداوند ستار العیوب است» منافات ندارد؟!

پاسخ: علم به اعمال دیگران از دو طریق ممکن است که هیچ یک از آن دو منافاتی با ستار العیوب بودن خداوند ندارند:

طریق نخست: عرضه اعمال مردم توسط خدا برای افراد خاص و در زمان های خاص؛ چنانکه در روایات مختلف آمده و در بعضى از آنها تنها سخن از پیامبر(صلی الله علیه وآله) به میان آمده و در پاره اى از على(علیه السلام)، و در بعضى پیامبر و همه امامان اهل بیت(علیهم السلام) ذکر شده اند. بعضى از این روایات تنها عصر پنجشنبه را وقت عرض اعمال مى شمرند، بعضى همه روز ها را و بعضى هفته اى دوبار و بعضى آغاز هر ماه و بعضى هنگام مرگ و گذاردن در قبر را وقت عرضه دانسته اند.(1)

این عرضه اعمال در راستای تربیت انسانها می باشد و منافاتی با ستار العیوب بودن خداوند ندارد؛ همانطور که اطلاع عموم مردم از بیماری های پنهان یک شخص پسندیده نیست، ولی علم پزشک از آنها برای کمک به درمان آنها لازم و ضروری می باشد و از این قاعده استثنا می شود.

در مورد گناهان و رذائل افراد نیز با وجود اینکه خداوند هم از جهت تکوینى انسان را چنان آفریده است که بسیارى از عیب هایش پنهان است و هم از جهت تشریعى دستور داده مردم‌ عیب هاى همدیگر را بپوشانند،(2) امّا حضرات معصومین به لحاظ اینکه وظیفه دارند نفوس مردم را تربیت کنند و به اندازه ای که انسانها قابلیت دارند برای رسیدن آنها به کمال به آنها کمک کنند،(3) علم آنها به اعمال و رفتار و صفات انسانها منافاتی با ستار العیوب بودن خداوند ندارد و برعکس در راستای اصلاح و پوشاندن عیوب انسانها در دنیا و آخرت و عدم شقاوت آنها می باشد. چنانکه در همه روایاتی که از آگاهی پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه(علیهم السلام) از اعمال انسانها خبر داده است غالبا به جنبه تربیتی انسانها اشاره شده است.

به عنوان مثال در روایتى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) مى خوانیم که شخصى به خدمتش عرض کرد براى من و خانواده ام دعائى فرما، فرمود مگر من دعا نمى کنم؟ «وَ اللَّهِ إِنَّ أَعْمَالَکُمْ لَتُعْرَضُ عَلَیَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ قَالَ فَاسْتَعْظَمْتُ ذَلِکَ- فَقَالَ لِی أَ مَا تَقْرَأُ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‌» قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ»(4)؛ (بخدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه مى شود [و همواره آنچه خیر و صلاح شماست را از خدا می خواهم]. راوى این حدیث مى گوید این سخن بر من گران آمد، امام متوجه شد و به من فرمود: آیا کتاب خداوند عز و جل را نمى خوانى که می گوید: «عمل کنید خدا و پیامبرش و مؤمنان عمل شما را مى بینند»؟! بخدا سوگند منظور از مؤمنان على بن ابى طالب [و امامان دیگر از فرزندان او] مى باشد).

و در روایت دیگرى از رسول خدا(صلى اللّه علیه و آله) مى خوانیم که به اصحابش فرمود: «هم حیات من براى شما خیر است و هم مرگ من! پرسیدند مى دانیم زندگى شما براى ما خیر است اما مرگتان چطور؟ فرمود: اعمال‌ شما بر من عرضه‌ مى شود و من برایتان استغفار مى کنم».(5)

همچنین در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: «إنَّ الأعمَال تُعْرَضُ عَلَى نَبِیِّکُمْ کُلَّ عَشِیَّةِ الْخَمِیسِ فَلیَستح أَحَدُکُمْ ان تُعْرَضُ عَلَى نَبِیِّهِ الْعَمَلُ الْقَبِیحُ»(6)؛ (تمامى اعمال‌ شما بر پیامبرتان هر عصر پنجشنبه عرضه‌ مى شود، بنا بر این باید از اینکه عمل زشتى از شما بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرضه شود شرم کنید).

در حقیقت منظور از ستار العیوب بودن خداوند این است که پیش انسانهای معمولی، آثار گناه کسی آشکار نمی شود و انسان گناه کار بواسطه گناهش پیش دیگران رسوا نمی گردد؛ امّا اگر اولیاء الهی از گناه بندگان اطلاع پیدا کنند نه تنها آن بنده را رسوا نمی کنند، بلکه برای اصلاح و درمان او اقدام می کنند؛ چراکه آنها برای اطلاع از احوال دیگران ظرفیت معنوی و اخلاقی دارند و خطا پوش هستند. چنین خصلت خطا پوشانه را به صورت محدود تر در انسانهای خود ساخته معمولی هم می بینیم، چه رسد به پیامبر و ائمه معصومین(علیهم السلام) که تمام حرکات و گفتار خود را با نظر و اراده خدا هماهنگ می کنند!

طریق دوم: از طریق مشاهده عینى و دیدن آثاری است که اعمال در نظام تکوین بر جای می گذارد؛ چراکه اعمال و گفتار ما انرژیهاى مختلفى هستند که هرگز محو و نابود نمى شوند(7) و هر کسی به اندازه ای که بر نظام تکوین تسلط دارد از آنها آگاه می شود؛ کسانی که چشم بصیرت دارند تا حدی از این آثار مطلع می شوند. اهل بیت(علیهم السلام) بخاطر اینکه بتوانند انسان ها را به لحاظ تکوینی نیز تربیت کنند، بیشترین تسلط را بر نظام تکوین دارند؛ لذا بیشتر از دیگران به آثاری که اعمال هر کس بر روی خود شخص و محیط اطراف او می گذارد علم پیدا می کنند. در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که: «خداوند در هر قریه اى ستونى از نور براى امام نصب مى کند که مى تواند تمام اعمال اهل آن قریه را به وسیله آن ببیند».(8)

این طریق از آگاهی امامان نیز منافاتی با ستار العیوب بودن خداوند ندارد؛ زیرا اولا: آگاهی آنها از آثاری است که گناه بر جای گذاشته است و خود شخص گناهکار این اثر را ایجاد کرده و آنها را از گناه خود مطلع کرده است، نه اینکه امامان به دنبال تجسس از اعمال آنها باشند! ثانیا: آنها بواسطه ظرفیت اخلاقی وعظمت روحی که دارند پرده دری نمی کنند؛ همانطور که یک انسان عادی وقتی چشمش به گناه کسی بیفتد تا وقتی گناه او را برای دیگران آشکار نکند با ستار العیوب بودن خدا و حکم شرعی وجوب پوشاندن عیب دیگران مخالفت نکرده است.

در پایان لازم به ذکر است که مساله عرضه اعمال و علم اهل بیت(علیهم السلام) از اعمال و رفتار انسان اثر تربیتى فوق العاده اى نیز در معتقدان به آن دارد؛ زیرا هنگامى که من بدانم علاوه بر خداوند که همه جا با من است پیامبر(صلی الله علیه وآله) و پیشوایان محبوب من همه روز یا همه هفته از هر عملى که انجام مى دهم، در هر نقطه و هر مکان اعم از خوب و بد همه آگاه مى شوند، بدون شک بیشتر رعایت مى کنم و مراقب اعمال خود خواهم بود.

درست مثل اینکه کارکنان مؤسسه اى بدانند همه روز یا همه هفته گزارش تمام جزئیات اعمال آنها به مقامات بالاتر داده مى شود و آنها از همه آنها با خبر مى گردند.(9)

نکته دیگری که در مورد گناهان انسان لازم به ذکر است، این است که علم به گناه بلافاصله نمی باشد و اگر توبه نکرد آثار آن ثبت می شود و اگر توبه انسان از گناهش کاملًا خالص باشد، خداوند آنچنان آثار گناه‌ را مى پوشاند که در حدیث آمده(10) حتّى فرشتگانى را که مأمور ثبت اعمال او هستند به فراموشى وا مى دارد و به اعضاء پیکر او که مأمور گواهى بر اعمال وى در قیامتند دستور مى دهد که گناهان او را، مستور دارند، و به زمین که گناه بر آن کرده و گواه بر عمل او در قیامت است نیز فرمان مى دهد که آن را کتمان ‌کند به گونه اى که روز قیامت هنگامى که در صحنه رستاخیز حضور می یابد، هیچ کس و هیچ چیز برضدّ او گواهى نخواهد داد.(11)

پی نوشت:

( 1 ). تفسیر نمونه، مکارم شیرازى، ناصر، محقّق / مصحّح: تهیه و تنظیم جمعى از فضلاء، دار الکتب الإسلامیه، تهران، 1374هـ ش، چاپ سی و دوم، ج 8، ص126 و نیز ج 1، ص 438.

( 2 ). گفتار معصومین(ع)، مکارم شیرازى، ناصر، محقّق / مصحّح: عبدالله زاده‌، سید محمد، مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، قم‌، 1387هـ ش، چاپ اول، ج 2، ص140.

( 3 ). تفسیر نمونه، همان، ج 1، ص 438.

( 4 ). الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‌، محقّق / مصحّح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، دار کتب الإسلامیة، تهران، 1407هـ ق، چاپ چهارم، ج 1، ص 219، «باب رْضِ الْأَعْمَالِ عَلَى النَّبِیِّ(ص) وَ الْأَئِمَّةِ(ع)»، ح 4.

( 5 ). ترجمه گویا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه، مکارم شیرازى، ناصر، موسسه مطبوعاتى هدف، قم‌، بی تا، چاپ اول، ج 2، ص 557.

( 6 ). البرهان فى تفسیر القرآن، بحرانى، سید هاشم، محقّق / مصحّح: موسسة بعثت، بنیاد بعثت، تهران، 1416 هـ ق، چاپ اول، ج 2، ص 841، ح 4703.

( 7 ). پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهيه و تنظيم جمعى از فضلاء، دارالکتاب الاسلامیه، تهران، 1386هـ ش، چاپ نهم؛ ج 6، ص 108.

( 8 ). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، محقّق / مصحّح: جمعى از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت‌، 1403هـ ق‌، چاپ دوم، ج 26، ص 134، باب 8، ح 8.

( 9 ). تفسیر نمونه، همان، ج 8، ص 128.

( 10 ). الکافی، همان، ج 2، ص 430، «باب التَّوْبَة»، ح 1؛ بحار الانوار، همان، ج 6، ص 28، باب20، ح 31.

( 11 ). تفسیر نمونه، همان، ج 26، ص 229؛ اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، قم، 1377 ه. ش، چاپ اول‌، ج ‌1، ص 245.

تاریخ انتشار: « 1396/11/10 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 23257