ظالمین مرفّه و مظلومین محروم، و مسئله عدل الهی؟

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

ظالمین مرفّه و مظلومین محروم، و مسئله عدل الهی؟

پرسش : آیا اینکه برخی از ظالمان تا آخر عمر در ناز و خوشبختی زندگی می کنند و در مقابل مظلومین تا آخر عمر تنها رنج و بدبختی دیده اند، در تضاد با عدل الهی نیست؟!
پاسخ اجمالی:

اولین پاسخهای این سوال این است که اولا نیل به سعادت مادّی با معیار ظالم و مظلوم یا کافر و مؤمن پذیرفته نیست؛ بلکه هر انسان و هر ملّتی با هر نوع منش و تفکری با توجّه به مدیریت صحیح و تلاش و علم گستری می تواند به سعادت مادی برسد. ثانیا بخش مهمّی از دارایی ظالمان حاصل استعمار، دزدی، کم فروشی، احتکار، اختلاس و خیانت است که این روش از کسب مادّیات در آئین و مرام مؤمنان و مظلومان جایز نیست.
با وجود این پاسخ ها باید توجه داشت که گاهی انسان در عین فقر، مورد رحمت و بهره مند از نعمت الهی است. و گاهی نیز در عین ثروتمندی، مورد غضب پروردگار است. مثلا خداوند عده ای از ستمگران را با بهره مندی از ثروت به عذاب استدراج دچار می سازد، و یا با اعطای امکانات دنیوی و ثروت در دنیا، پاداش اعمال نیک اندک ایشان را در همین دنیا می دهد تا در آخرت تکلیفشان مشخّص باشد و ادّعایی نداشته باشند.
رنج و مشكلات مومن در دنیا مي تواند از جمله نعمت‌ ها و الطاف خداوند بر انسان ‌ها باشد و با عدل الهی منافات ندارد؛ چون آثار مثبت دنيايی و آخرتی بسيار به ارمغان مي ‌آورد، از قبيل بيداري از خواب غفلت، رشد و شكوفايي استعدادها و توانايی های بالقوه، پاك شدن از بعضي گناهان و رسيدن به درجات و ثواب ‌هاي بزرگ و... .

پاسخ تفصیلی:

انسان گاهی با توجّه به زندگی و اطراف خویش و با توجه به اوضاع دنیا و ممالک دیگر چنین نتیجه می گیرد که افراد یا ساکنان کشور هایی که به ظلم و تجاوز مشهور هستند، در خوشبختی مادی به سر می برند، امّا افراد و ملّتهای مظلوم - خصوصا آنانکه ادعای ایمان و اسلام دارند - در فقر و فلاکت زندگی می کنند؛ آیا اینکه برخی از ظالمان تا آخر عمر در ناز و خوشبختی زندگی می کنند و در مقابل مظلومین تا آخر عمر تنها رنج و بدبختی دیده اند، در تضاد با عدل الهی نیست؟!

اولین پاسخهای این سوال این است که اولا نیل به سعادت مادّی با معیار ظالم و مظلوم یا کافر و مؤمن پذیرفته نیست؛ بلکه هر انسان و هر ملّتی با هر نوع منش و تفکری با توجّه به مدیریت صحیح و تلاش و علم گستری می تواند به سعادت مادی برسد. ثانیا بخش مهمّی از دارایی ظالمان حاصل استعمار، دزدی، کم فروشی، احتکار، اختلاس و خیانت است که این روش از کسب مادّیات در آئین مرام و مؤمنان و مظلومان جایز نیست.

با وجود این پاسخ ها جهت درک بهتر پاسخ این سؤال به چند نکته دیگر نیز باید توجه کرد:

1) خوشبختی به ثروتمندی نیست:
اولین نکته ای که باید مدّنظر قرار داد این است که معیار آرامش و خوشبختی انسانها فقط داشتن ثروت و امکانات مادی نیست و این طور نیست که انسان های ظالم و چپاولگر هيچ رنج و ناراحتي در دنیا نداشته باشند. چه بسیار انسان هایی که مال و ثروت اندکی دارند و به سختی امرار معاش می کنند اما چون حرص و طمع به مال دنیا نیز ندارند و همواره با توکّل به خدا و تلاش برای کسب روزی حلال به آینده امید دارند، احساس خوشبختی می کنند؛ و در زندگی آرامش دارند. در مقابل انسان هایی که مدام در حال چپاول اموال دیگران هستند و حرص و طمع به کسب اموال بیشتری دارند حتی یک شب نیز خواب آرامی ندارند و همیشه در یک حالت نگرانی زندگی می کنند. لذا عذاب‌ هاي الهي دامنگیر ظالمان منحصر در عذاب ‌هاي مادّي و ملموس نيست، چنانکه قرآن كريم در آیه 124 سوره طه می فرماید: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى»؛ (و هرکس از یاد من روى گردان شود، زندگى تنگى خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور مى کنیم). آیت الله العظمی مکارم شیرازی در تفسیر این آیه می فرمایند: گاهى تنگى معیشت به خاطر درآمد کم نیست، اى بسا پول و درآمدش هنگفت است، ولى بخل، حرص و آز، زندگى را چنان بر او تنگ مى کند که به فرموده امام على(علیه السلام): «همچون فقیران زندگى مى کند و همانند اغنیاء و ثروتمندان حساب پس مى دهد».(1)،(2)

2) آسایش ظاهری برخی ظالمان، یا همان سنّت استدراج:
چه بسا که این بسیاری از ظالمانِ مرفّه دچار سنّت استدراج شده باشند؛ از آیات استدراج به دست مي آيد كه اين مهلت دادن براي كساني است كه خداوند حجت را بر همه آن ها تمام كرده است و آنها علي رغم هدايت هاي گوناگون الهي، سر به طغيان زده و گرفتار گناه، بلكه غرق در آن هستند و هيچ گونه نداي هدايتي را حاضر نيستند بشنوند. حالِ آنان مانند كساني است كه مبتلا به سرطان و يا ايدز هستند كه سال‌ هايِ سال هيچ احساس دردي نمي ‌كنند، تا اين ‌كه بيماري در تمام بدنشان منتشر مي‌ شود و زماني متوجّه مي‌ شوند كه ديگر كار از كار گذشته است.

خداوند در آیه 182 سوره اعراف به سنّت استدراج اشاره کرده و می فرماید: «وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ»؛ (آنهايي كه آيات ما را تكذيب كردند تدريجاً از آن راه كه نمي دانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد) و در روایات نیز به این مساله اشاره شده است. به عنوان نمونه در روایتی ذکر شده است: «إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَةٍ لِيـُنـْسـِيـَهُ الِاسـْتِغْفَارَ وَ يَتَمَادَى بِهَا»(3)؛ (هنگامی که بنده اى شر خواهد و او گناهى كند خدا دنبالش نعمتى باو دهد تا استغفار را از ياد او ببرد و به آن حال ادامه دهد). در آیه 44 سوره حج نیز می خوانیم: «فَأَمْلَيْتُ لِلْكافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ»؛ (من در گذشته به كافران مهلت دادم، تا امتحان‏ خود را كاملا بدهند، و بر آنها اتمام حجت شود، و غرق ناز و نعمت‏ گردند، سپس آنها را زير ضربات مجازات گرفتم).(4)

3) اعطای نعمت ها، جهت تسویه حسابِ حسنات اندکشان در همین دنیا:
این مطلب را نباید نادیده گرفت ‌كه، ممكن است ظالمان بالاخره حسناتي نيز داشته باشند، و چون خداوند تعالي عادل است و هيچ خوبي و بدي را بي‌ پاداش و مجازات نمي‌ گذارد، کما اینکه قرآن در آیه 7 و 8 سوره زلزال می فرماید: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ *وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ»؛ (پس هر کس هموزن ذرّه اى کار خیر انجام دهد آن را مى بیند * و هر کس هموزن ذرّه اى کار بد کرده آن را مى بیند)، لذا نعمت ‌ها و پاداش‌ هايي در دنيا به آنها عطا مي ‌كند تا بازتاب عمل خود را ببینند، که روز قيامت حجتی نداشته و طلبكار نباشند و يكسره در عذاب بسر برند. چنان‌ كه در حدیث قدسی خداوند عزّوجلّ می فرمایند: «وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا أُخْرِجُ عَبْداً مِنَ الدُّنْيَا وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أُعَذِّبَهُ حَتَّى أُوَفِّيَهُ كُلَّ حَسَنَةٍ عَمِلَهَا إِمَّا بِسَعَةٍ فِي رِزْقِهِ وَ إِمَّا بِصِحَّةٍ فِي جِسْمِهِ وَ إِمَّا بِأَمْنٍ فِي دُنْيَاهُ فَإِنْ بَقِيَتْ عَلَيْهِ بَقِيَّةٌ هَوَّنْتُ عَلَيْهِ بِهَا الْمَوْت‏‏»(5)؛ (سوگند به عزّت و جلالم، وقتى كه مى‏ خواهم بنده ‏اى را عذاب کنم او را از دنيا نمى ‏برم، و به وى سلامتى و وسعت رزق و ايمنى مى‏ دهم تا همه اعمال خويش را با گناهان از بين ببرد و اگر چيزى از آن حسنات باقى بماند، مرگ را به وى آسان مى‏ كنم تا در آن دنيا حجتّى نداشته باشد).

4) حکمت دچار شدن مومنین به مشکلات و سختی ها:
این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که، بسياري از رنج و گرفتاري هاي اشخاص از این جهت است که اين عالم، عالم اسباب و مسببات است و سنّت الهی بر این است که جریان امور دنیوی به طور عادی و طبیعی پیش رود؛ چنانکه در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابِهَا»(6)؛ (خداوند از جریان و تحقّق اشیا جز از راه اسباب و علل ابا دارد). لذا هر كس اسباب رسيدن به امكانات مادي را بتواند به چنگ آورد مي تواند از آن بهره مند گردد و کسی که مدیریت درستی برای سرمایه خود نمی کند نمی تواند آن را افزایش دهد و چه بسا همان را نیز از دست می دهد. در چنین شرایطی نباید مشکلات اقتصادی را به خداوند نسبت داد و عدل الهی را زیر سؤال برد.

گاهی نیز زندگی مرفه به صلاح انسان نیست و اگر به امکانات مادی فراوان دست پیدا کند خدا را فراموش می کند؛ لذا چه بسا كساني دوست دارند از نظر زندگي در رفاه باشند، ولي پروردگار صلاح آنان را در ثروت نمي‏ بيند، کما اينكه قرآن مجيد در آیه 216 سوره بقره مي‏ فرمايد: «وَعَسَى‏ أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى‏ أَن تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»؛ (چه بسا شما را چيزي خوش نيايد، در حالي كه خيرتان در آن است و يا چيزي را دوست داشته باشيد، در حالي كه شرّتان در آن است و خدا مي‏ داند و شما نمي‏ دانيد).

پس اگر انسان نهايت تلاش خود را به كار گرفت اما باز درها را به روي خودش بسته ديد، بايد بداند در اين کار مصلحتي مي باشد. چه بسيار كساني که وقتي ثروتمند شدند، خدا را فراموش كردند. کما اينکه قرآن كريم در آیه 27 سوره شوري مي‏ فرمايد: «وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ»؛ (اگر خداوند روزي را براي تمام بندگانش گسترش دهد، در زمين طغيان و ستم مي‏ كنند).

بعضي از سختي‌ ها و رنج‌ ها در زندگي انسان‌ ها نیز عواقب و آثار اعمال بد و سيئه خود آنها است. حضرت علي(عليه السّلام) در توضیح آیه 30 سوره شوري(7) می فرماید: «لَيْسَ مِنِ الْتِوَاءِ عِرْقٍ وَ لَا نَكْبَةِ حَجَرٍ وَ لَا عَثْرَةِ قَدَمٍ وَ لَا خَدْشِ عُودٍ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ لَمَا يَعْفُو اللَّهُ أَكْثَرُ فَمَنْ عَجَّلَ اللَّهُ عُقُوبَةَ ذَنْبِهِ فِي الدُّنْيَا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يَعُودَ فِي عُقُوبَتِهِ فِي الْآخِرَةِ»(8)؛ (حتّي پيچ خوردن رگي در انسان يا برخورد کردنش با سنگي و لغزيدن پايش و ... به سبب گناهان اوست و چه بسیار از گناهان که خداوند می گذرد و هر آنچه را خداوند عزوجل در دنیا عقوبت نموده در اخرت باز خواست نمی نماید).

رنج‌ ها و دشواري ‌ها در زندگي بعضي انسان ها بدین جهت است كه خداوند تبارك و تعالي مي خواهد، آنها مكافات همه بدي‌ ها و سيئاتشان را در دنيا بكشند تا در روز قيامت بدهكار نباشند و يكسره در بهشت رحمت الهي بسر برند. همان گونه كه در حديث قدسی خداوند عزّوجلّ فرمودند: «وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا أُخْرِجُ عَبْداً مِنَ الدُّنْيَا وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَرْحَمَهُ حَتَّى أَسْتَوْفِيَ مِنْهُ كُلَّ خَطِيئَةٍ عَمِلَهَا إِمَّا بِسُقْمٍ فِي جَسَدِهِ وَ إِمَّا بِضِيقٍ فِي رِزْقِهِ وَ إِمَّا بِخَوْفٍ فِي دُنْيَاهُ فَإِنْ بَقِيَتْ عَلَيْهِ بَقِيَّةٌ شَدَّدْتُ عَلَيْهِ عِنْدَ الْمَوْت‏»(9)؛ (به عزّت و جلالم سوگند كه بنده اي را كه بخواهم مورد رحمت قرار دهم، از دنيا نمي برم تا اين كه مكافات هر گناهي را كه كرده است در همين دنيا به او بدهم، حال يا به وسيله بيماري در بدنش يا به تنگي در روزيش يا با ترس و هراس در دنيايش و اگر باز هم چيزي باقي ماند، مردن را بر او سخت مي كنم).

در نتیجه، رنج و مشكلات مومن در دنیا مي تواند از جمله نعمت‌ ها و الطاف خداوند بر انسان ‌ها باشد و با عدل الهی منافات ندارد؛ چون آثار مثبت دنيايي و آخرتي بسيار به ارمغان مي ‌آورد، از قبيل بيداري از خواب غفلت، رشد و شكوفايي استعدادها و توانايي‌ هاي بالقوه، پاك شدن از بعضي گناهان و رسيدن به درجات و ثواب ‌هاي بزرگ و... .

پی نوشت:

(1). تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران، 1374 هـ ش، چاپ سی و دوم، ج ‏13، ص 328.

(2). نهج البلاغة، شريف الرضى، محمد بن حسين‏، محقق / مصحح: صالح، صبحي، انتشارات هجرت، قم، 1414 هـ ق، چاپ اول، ص 84.

(3). الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1407 هـ ق، چاپ چهارم، ج ‏2، ص 452، باب (الِاسْتِدْرَاج‏)، ح 1.

(4). تفسير نمونه، همان، ج‏ 14، ص 125.

(5). الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى)، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، انتشارات دهقان‏، تهران، 1380 هـ ش، چاپ سوم، ص 248.

(6). الکافی، همان،‏ ج 1، ص 183.

(7). «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِير»؛ (هر مصیبتى به شما رسد بخاطر اعمالى است که انجام داده اید، و بسیارى را نیز عفو مى کند).

(8). همان، ج ‏2، ص 445، باب (تَعْجِيلِ عُقُوبَةِ الذَّنْب‏)، ح 6.

(9). همان، ج ‏2، ص 444، باب (تَعْجِيلِ عُقُوبَةِ الذَّنْب‏)، ح 3.

تاریخ انتشار: « 1398/11/03 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 118