پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

مرجع تعیین حاذق بودن طبیب [پزشك غير همجنس]

پرسش : تعيين حاذق بودن طبيب به عهده چه مرجعى است؟ بيمار يا مراجع ديگر؟
پاسخ : بديهى است حاذق بودن را تنها اهل خبره مىتوانند تشخيص دهند.

الزام بیمار به مراجعه به پزشک همجنس [پزشك غير همجنس]

پرسش : آيا مىتوان بيماران را به مراجعه به پزشك هم جنس، حتّى با ادّعاى اضطرار و مجوّز شرعى، ملزم كرد؟
پاسخ : در صورتى كه بيمار خود را نا گزير از مراجعه به غير همجنس ببيند، مراجعه به غير همجنس مجاز است.

لمس و نظر بیماران غیرهمجنس کودک [پزشك غير همجنس]

پرسش : لمس و نظر بيماران غير همجنس تا چه سنّى جايز است؟
پاسخ : مادامى كه مميّز نباشند، لمس و نظر جايز است. و هنگامى كه به حدّ تميز رسيدند نگاه كردن قبل از بلوغ، اگر مفسده خاصّى نداشته باشد، اشكالى ندارد.

خودداری پزشک از معاینه بیمار غیر همجنس [پزشك غير همجنس]

پرسش : آيا پزشك مىتواند از معاينه بيمار غير همجنس، كه به او مراجعه كرده، خوددارى كند؟
پاسخ : در صورتى كه بيمار بتواند به وسيله طبيب همجنس مشكل خود را حل كند، بايد به او مراجعه نمايد.

مراجعه به پزشک غیر همجنس در روستا [پزشك غير همجنس]

پرسش : اگر جان بيمار در خطر نباشد بلكه يك بيمارى خفيف يا متوسّط باشد، آيا خانم بيمار حتماً بايد به پزشك همجنس در شهر مراجعه كند، يا در روستا پزشك مرد مجاز است با انجام معاينات ضرورى، اقدام به تشخيص و درمان نمايد؟
پاسخ : اگر رفتن به شهر كارى شاقّ و موجب عسر و حرج باشد، و بيمار مزبور نياز به مراجعه به طبيب داشته باشد جايز است.

معاینه غیر همجنس توسط دانشجوی پزشکی جهت آموزش [پزشك غير همجنس]

پرسش : با توجّه به اينكه هر پزشكى در طول دوران دانشجويى خود بايد هر چند مختصر از انواع و اقسام اختلالات و بيمارىها چه در مورد آقايان و چه خانمها آگاهى يافته و آموزش ببيند، و با توجّه به اينكه در مورد دانشجويان، اين موارد بيشتر آموزشى هستند تا درمانى، و در واقع دانشجو براى مراحلى كه در آينده زندگى بيماران وابسته به وجود او خواهد بود، آماده مىشود. با در نظر گرفتن تمامى اين شرايط، بفرماييد تكليف و وظيفه دانشجو در جمع بين وظيفه پزشكى و دانشجويى كه در كتب پزشكى بر انجام آن تأكيد شده، و وظيفه شرعى و اسلامى چيست؟
پاسخ : چنانچه نجات مسلمين (ولو در آينده) متوقّف بر اين گونه آموزشها باشد، و راه منحصر به اين معاينات و مشاهدات باشد جايز است.

معاینه عورت بیمار همجنس جهت تشخیص بیماری [پزشك غير همجنس]

پرسش : با توجّه به اينكه جهت معاينه ساده پروستات، حتماً بايد از طريق مقعد، بيمارى را مورد بررسى قرار داد، تا تشخيص قطعى بيماريهاى پروستات داده شود همچنين در بسيارى از بيماريهاى آلت تناسلى، مشاهده و گاه لمس آن ضرورى است. آيا در چنين مواردى پزشك مرد مىتواند بيمار مرد را بدون اشكال شرعى معاينه نمايد؟ اگر با عدم انجام اين معاينه، بيمارى را تشخيص ندهد، و بيمارى ـ مثلاً سرطان ـ پيشرفت كند، آيا پزشك مسئول است؟ (با توجّه به اينكه استفاده از آيينه هميشه امكانپذير نيست، و در ضمن عمل لمس نيز بايد با ديد كامل و با دست انجام شود، و از اين رو در حال حاضر در تمامى مراكز درمانى اين معاينه مستقيماً انجام مىشود).
پاسخ : از سؤال استفاده مىشود كه اين امر ضرورى است، و در اين صورت معاينات مزبور اشكالى ندارد. و اگر در اين گونه موارد پزشك كوتاهى كند مسئوليّت دارد.

نحوه اجرای حد بر بیمار و زن باردار [احكام حدود و تعزيرات]

پرسش : در صورتى كه حدّى بر شخص مريضى واجب شود، آيا مىتوان هشتاد چوب نازك در كنار هم گذاشت و با آن يك ضربه بر بدن بيمار زد؟ در صورتى كه پاسخ مثبت باشد، آيا تعزير هم همين حكم را دارد؟ با توجّه به اين مقدّمه حكم مسأله زير را بيان فرماييد: زنى در زمان مجرّد بودن كارى كرده كه حكمش تعزير بوده، و اكنون پس از ازدواج در حالى كه در دوران حمل به سر مىبرد و شوهرش نيز از اين كار او مطّلع نبوده، جرم او ثابت شده است، با توجّه به اينكه اين زن در حال حاضر هم بيمار است و هم دوران حمل را سپرى مىكند و هم اگر تعزير شود شوهر وى مطّلع گشته و ممكن است وى را طلاق دهد، يا مفاسد ديگرى ايجاد مىشود، آيا در چنين مواردى مثلا مىتوان سى تركه نازك كنار هم گذاشت و به عنوان تعزير با آن يك ضربه بر بدن او وارد كرد؟
پاسخ : در مورد بيمار مىتوان به تعداد حد، چوبه روى هم گذارد و بر بدن او زد. و در مورد زن حامل بايد بعد از وضع حمل اجراى حد شود. امّا در مورد تعزير مىتوان به يك يا چند شلّاق هم قناعت كرد، و تعزير منحصر به شلاّق نيست، و مىتوان در اين گونه موارد به وسيله توبيخ يا نصيحت به شرط اينكه اميد اثر در آن باشد قناعت كرد.

اجرای حد بر بیمار مبتلا به صرع [احكام حدود و تعزيرات]

پرسش : شخصى كه حالت صرع (غش) دارد محكوم به شلاق شده، و هر زمان كه او را براى اجراى حدّ حاضر مىكنيم دچار صرع مىشود. چه بايد كرد؟
پاسخ : بايد حدّ را متوقف كرد، تا از اين حالت بهبودى يابد. و اگر اميد بهبودى نيست بايد از ضغث و شماريخ استفاده كرد.

خودکشی [احكام حفظ جان]

پرسش : حکم خودکشی چیست؟
پاسخ : خودکشي از گناهان کبيره محسوب مي شود و مجازات شديدي در جهان آخرت دارد، و شخص مؤمن هرگز به آن فکر نمي کند، و نشانه ضعف ايمان و ناتواني او است.

دعا و شرکت در مراسم کسی که خودکشی کرده [احكام حفظ جان]

پرسش : آیا برگزاری مراسم و شرکت در مراسم کسی که خودکشی کرده است جایز است؟
پاسخ : خودکشى به یقین از گناهان کبیره است، و مالکیّت انسان نسبت به نفس خویش، نمى تواند دلیل بر خودکشى شود. همان گونه که مالکیّت انسان نسبت به اموالش، نمى تواند مجوّز آتش زدن آن گردد. البتّه باید تمام مراسم را براى این گونه افراد مانند مسلمان عادّى انجام داد، و شرکت در این مراسم و دعا براى نجات آنها مانعی ندارد، شاید مشمول عفو الهى واقع شوند.

ممانعت از خودکشی [احكام حفظ جان]

پرسش : نسبت به شخصى كه قصد خودکشی دارد؛ 1. آيا جلوگيرى از خودكشى وى بر ديگران واجب است؟ 2. اگر ممانعت از خودكشى آن شخص، مستلزم مخارجى باشد، تا چه مبلغى بايد تحمّل كرد؟ و پرداخت آن بر عهده كيست؟ 3. اگر بازدارى شخص فوق از خودكشى، مستلزم استقبال از خطر جانى يا به خطر افتادن سلامت نجات دهنده باشد، تا چه اندازه بايد از اين خطر استقبال نمايد؟
پاسخ : 1 تا 3. جلوگيرى از خودكشى بر هر مسلمانى واجب است، و اگر هزينه كمى داشته باشد بايد شخص بازدارنده بپردازد. امّا اگر هزينه آن سنگين باشد، يا مستلزم خطر جانى باشد، بر آن شخص لازم نيست ولى چنانچه بيت المال توانايى داشته باشد بايد آن را بپردازد.

نجات جان کافر [احكام حفظ جان]

پرسش : آيا نجات جان كافر حربى و كافر غير حربى لازم است؟
پاسخ : نجات جان كافر حربى لازم نيست، و در مورد كافر ذمّى احتياط نجات دادن است.

عدم رضایت نجات شونده [احكام حفظ جان]

پرسش : آيا براى ممانعت از خودكشى شخص، رضايت يا عدم رضايت وى ـ براى نجات ـ در تكليف نجات دهنده، مدخليّت دارد؟ و در صورت عدم رضايت براى نجات جان خود، اگر كسى اقدامى در جهت نجات وى انجام داد كه در ضمن آسيبى هم به شخص خودكشى كننده وارد شد، آيا منجى ضامن است؟
پاسخ : رضايت او لازم نيست. و در صورتى كه نجاتش منحصر به راهى است كه آسيبى به او مىرسد اشكالى ندارد و ضامن نيست.

خودداری بیمار از درمان [احكام حفظ جان]

پرسش : آيا بيمار حق دارد از درمان سرپيچى كند، حتّى اگر وضعيّت او بدتر شود، يا بميرد؟
پاسخ : در صورت خطر مرگ، بيمار نمىتواند درمان را قطع كند. همچنين جايى كه ضرر مهمّى به او مىرسد، و درمان آزار مهمّى به او نمىرساند.

حفظ جان اعتصاب کننده غذا [احكام حفظ جان]

پرسش : نسبت به كسى كه اعتصاب غذا نموده، و جان خود را به خطر انداخته، يا لااقل سلامتى خود را دچار مخاطره كرده، و تنها با تغذيه اجبارى توسّط پزشك مىتوان او را از خطر جانى حفظ نمود، بفرماييد: 1. آيا اين كار براى پزشك واجب است، يا مىتواند اقدامى نكند؟ 2. اگر تغذيه واجب، و راه آن منحصر به ضرب و جرح اعتصاب كننده باشد، براى نجات وى، چه مقدار ضرب و جرح او مجاز است؟ 3. اگر ضرب و جرح چنين كسى موجب تغيير رنگ پوست وى، و مستلزم ديه گردد، ديه آن بر عهده كيست؟ 4. آيا حكم فوق نسبت به اعتصاب كنندهاى كه مىداند با اعتصاب غذا، خود را در معرض مرگ قرار مىدهد، با شخصى كه از عواقب كارش بى خبر است فرق مىكند؟ اگر فرق دارد، وظيفه طبيب در مورد او چيست؟ 5. اگر پزشك را مجبور به تغذيه اجبارى نسبت به اعتصاب كننده غذا بنمايند، نه به جهت حفظ جان اعتصاب كننده، بلكه براى اقرار گرفتن از وى نسبت به امرى، پزشك چه تكليفى دارد؟
پاسخ : 1. اين كار براى پزشك و ساير مسلمانان در موارد وجوب، واجب است. 2. حدّاقلّ لازم در موارد احساس خطر براى اعتصاب كننده غذا جايز است. 3. در موارد وجوب ديه ندارد. 4. براى طبيب تفاوتى ندارد. 5. هرگاه جان بيمار در خطر نباشد، طبيب نمىتواند او را مجبور به غذا خوردن كند مگر در مواردى كه مصالح مهمّ كشور و جامعه اسلامى در ميان باشد.

عيبهاى مخصوص زنان [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : زوج در چه مواردى حقّ فسخ عقد نكاح را دارد؟
پاسخ : هرگاه مرد بعد از عقد بفهمد كه همسرش يكى از هفت عيب زير را دارد مىتواند عقد را فسخ كند: 1. ديوانگى 2. بيمارى خوره 3. بيمارى برص4. كور بودن 5. شَل بودن، به طورى كه آشكار باشد 6. افضا شدن (يعنى راه بول و حيض او، يا راه حيض و غائطش يكى شده باشد، و به طور كلّى پارگى طورى باشد كه قابل استفاده براى آميزش جنسى نباشد) 7. گوشت يا استخوان يا غدّهاى در او باشد كه مانع نزديكى شود. و چنانچه مرد به سبب يكى از اين عيوب عقد را به هم بزند نياز به طلاق نيست، همان فسخ كافى است.

عدم بکارت [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : آيا نبودن بكارت در دختر باعث جواز فسخ عقد مىشود؟ معناى فسخ چيست؟
پاسخ : در صورتى كه شرط بكارت كرده باشد حق فسخ دارد، و معمولاً در محيطهاى ما، شرط بكارت به عنوان يك شرط ضمنى و از پيش توافق شده مىباشد.

معنای فسخ عقد [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : معناى فسخ عقد چيست؟
پاسخ : معناى فسخ اين است كه بگويد: من عقد را فسخ كردم، يا به هم زدم و به هر زبانى باشد كافى است.

قصدی بودن تدلیس [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : با توجّه به این که درمورد ترمیم پرده بکارت می فرمایید؛ «.... قصد تدليس نداشته باشند» آيا تدليس يك امر قصدى است؟
پاسخ : آرى تدليس يك امر قصدى است.

آزمايش پرده بكارت [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : چنانچه عروسى از باب احتياط، براى بررسى بكارت به دكتر زن، و در صورت نبودن زن به طبيب مرد مراجعه كند، با توجّه به لزوم لمس و نظر اين كار چه حكمى دارد؟
پاسخ : هرگاه ترك اين كار مظنّه مفاسد و اختلافات مهمّى بوده باشد جايز است. و در اين صورت بايد حتّى الامكان از طبيب زن استفاده شود، و اگر ممكن است از غير طريق رؤيت مثلاً با استفاده از لمس غير مستقيم به وسيله دستكش و مانند آن انجام گيرد.

عيوب و بيماريهاى قابل درمان [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : مواردى كه قبلاً بيان مىشد كه مرد مىتواند عقد را به هم زند، مانند بيمارى برص (ويتيليگو)، نقص مادر زادى، افضا، موانع مقاربت (مانع استخوانى يا پرده پوستى و مانند آن) همگى امروزه با درمان قابل رفع مىباشد. حال چنانچه مردى پس از ازدواج متوجّه موارد مذكور گردد، آيا باز هم اختيار بر هم زدن عقد را دارد؟
پاسخ : چنانچه به سهولت قابل معالجه بوده باشد، و زن با هزينه خود اقدام به درمان نمايد، خيار فسخ جارى نيست.

درمان عیوب موجب فسخ نکاح قبل از عقد [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : اگر يكى از مجوّزات فسخ نكاح قبل از عقد وجود داشته، لكن با عمليّات پزشكى درمان شده، و عيب مزبور رفع گرديده باشد، آيا حقّ فسخ نكاح براى طرف ديگر پابرجاست؟
پاسخ : حقّ فسخ ندارد.

سوختگى و پرده ضخيم مانع آميزش [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : پس از ازدواج معلوم شد كه در قسمتهاى بالاى پاى زوجه آثار سوختگى به طور ضعيفى به جاى مانده است، و از طرفى پرده بكارت از نوع گوشتى و بسيار ضخيم است كه آميزش قبل از عمل جرّاحى ممكن نيست. چنانچه در خصوص سلامتى زوجه قبل از ازدواج هيچ سؤالى مطرح نشده باشد، آيا اين مورد از موارد فسخ است؟
پاسخ : در صورتى كه با جرّاحى معمولى مشكل حل شود و عوارض خاصى نداشته باشد، اين مقدار عيب باعث فسخ نمىشود.

عيوب مخصوص مردان [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : زوجه در چه مواردى حق فسخ ازدواج را دارد؟
پاسخ : زن در چند صورت مىتواند عقد را به هم زند: 1. ديوانه بودن شوهر 2. نداشتن آلت مردى 3. ناتوانى از نزديكى جنسى 4. در صورتى كه بيضههاى او را كشيده باشند. و چنانچه زن به خاطر يكى از این عيوب عقد را بر هم زند نيازى به طلاق نيست، و همان فسخ كافى است.

حکم مهریه زن در صورت فسخ نکاح [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : در صورتى كه زوجه با استفاده از حقّ فسخ، عقد را بر هم زند حكم مهريّه چيست؟
پاسخ : هرگاه زن به خاطر ناتوانى مرد از نزديكى، عقد را بر هم زند، شوهر بايد نصف مهر او را بپردازد، ولى اگر به خاطر يكى ديگر از عيبهايى كه گفته شد مرد يا زن عقد را بر هم زند، چنانچه با هم نزديكى نكرده باشند چيزى بر مرد نيست، و اگر آميزش كرده باشند بنابر احتياط واجب بايد تمام مهر را بپردازد.

بیماری هایی که مخل روابط زناشویی است [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : با توجّه به اينكه كشور ما در حال حاضر در مرحله حدف بيمارى جذام است، آيا مىتوان جايگزينهاى ديگرى، مانند بيمارى ايدز، يا ساير بيماريهاى پوستى كه مخلّ به روابط زناشويى است، براى آن در نظر گرفت؟
پاسخ : در صورتى كه واقعاً مخلّ روابط زناشويى باشد، حقّ فسخ ثابت است.

حکم ازدواج با مبتلایان به ایدز [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : با توجّه به اينكه يكى از راههاى سرايت بيمارى ايدز تماس جنسى است، لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد: 1. ازدواج و همبستر شدن با همسر مبتلا به ايدز چه حكمى دارد؟ 2. آيا بيمارى ايدز مبطل عقد است و مجوّز فسخ مىشود؟
پاسخ : ازدواج با مبتلايان به ايدز باطل نيست، ولى چنانچه اطّلاع نداشته قابل فسخ است. امّا احتياط آن است كه زن با اجازه حاكم شرع خود را مطلّقه كند. و در هر صورت، اگر آميزش خطر ابتلا به ايدز را به همراه داشته باشد، جايز نيست.

احکام ازدواج متبلایان به ایدز [احکام مرتبط با ازدواج]

پرسش : الف) اگر پسر يا دخترى قبل از ازدواج دچار ايدز باشند آيا عقد ازدواج آنها جايز است؟ ب) با توجّه به مادّه 648 قانون مجازات اسلامى، كه افشاى اسرار پزشكى را جرم دانسته و از طرفى عدم بيان واقعيّت موجب ابتلاى همسر به ايدز مى‌گردد و در نهايت مرگ بيمار را به دنبال دارد، تكليف شرعى پزشك چيست؟ ج) اگر پس از ازدواج، يكى از زوجين دچار ايدز شود، آيا مى‌تواند عقد را فسخ كند؟ واگر مرد بيمار شود و زوجه از آميزش جنسى امتناع ورزد، زن ناشزه محسوب مى‌شود؟ د) اگر فردى از طريق ارتباط نامشروع مبتلا به ايدز شده باشد وظيفه پزشك معالج در قبال خانواده يا همسر فعلى (اگر ازدواج كرده باشد) يا همسر آينده (اگر ازدواج نكرده باشد) چيست؟
پاسخ : الف) چنانچه بيمارى آنها در حد خطرناك بوده باشد اشكال دارد. ب) در صورتى كه بيم خطراتى مىرود بر پزشك لازم است كسان بيمار و همسرش را در جريان قرار دهد. ج) هرگاه زن آلوده شود شوهر مىتواند او را طلاق دهد و اگر مرد آلوده شود زن مىتواند از حاكم شرع تقاضاى طلاق كند. و در صورتى كه بيمارى مرد خطرناك باشد زن ناشزه محسوب نمىشود. د) در صورتى كه در مرحله خطرناكى باشد بايد اعلام كند.
تعداد صفحات : 537