پیشگفتار

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
مفاتیح نوین
آخرین سخن:

 

   پيشگفتار

 

    

اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذِي جَعَلَ الدُّعَاءَ ذَرِيعَةً إِلَى رَحْمَتِهِ، وَ سَبَباً لاِِجَابَتِهِ، وَ قَالَ: «أُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» وَ جَعَلَ زَيَارَةَ أَوْلِيَائِهِ وَسِيلَةً إِلَى رِضْوَانِهِ، وَ سَبِيلا إِلَى مَرْضَاتِهِ، وَ نَيْلِ الشَّفَاعَةِ عِنْدَهُ.

ثُمَّ جَعَلَ جَمِيعَ ذلِكَ سَبَباً لِتَرْبِيَةِ النُّفُوسِ، وَ تَهْذِيبِ الْقُلُوبِ، وَ تَطْهِيرِ الاَْرْوَاحِ عَنْ دَنَسِ الذُّنُوبِ. وَ صَلَّى اللهُ عَلَى نَبِيِّهِ مُحَمَّد وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّاهِرِينَ النُّجَباءِ، أَلَّذِينَ عَلَّمُونا طُرُقَ الزِّيَارَةِ وَ الدُّعَاءِ، لاَ سِيَّمَا بَقِيَّةَ اللهِ الْمُنْتَظَرَ أَرْوَاحُنَا فِدَاهُ، وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً.

* * *

 

 

 

 

   پيشگفتار

   قبل از ورود در مباحث اين كتاب ذكر چند نكته ضرورى به نظر مى رسد:

 

 

 

 

1ـ كتب دعا و زيارت و كتاب مفاتيح الجنان

در طول تاريخ شيعه جمعى از بزرگان به گردآورى دعاها و زياراتى كه از جانب پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)و ائمّه هدى(عليهم السلام) صادر شده، پرداخته اند تا همه عاشقان راز و نياز با خدا و شيفتگان زيارت اولياءالله را از اين چشمه جوشان معنويّت، سيراب سازند كه از ميان آنها مى توان به اين افراد اشاره كرد:

1ـ مرحوم كلينى (مولّف كتاب شريف كافى و «كتاب الدعاء»، متوفّاى سال 329 هجرى قمرى).

2ـ ابن قولويه (مؤلّف كتاب «كامل الزيارات»، متوفّاى سال 368).

3ـ شيخ صدوق (مؤلّف كتاب «الدعاء والمزار»، متوفّاى سال 381).

4ـ شيخ الطائفه شيخ طوسى (مؤلّف كتاب «مصباح المتهجّد»، متوفّاى سال 460).

5ـ سيّدبن طاووس (نويسنده كتابهاى «مُهج الدّعوات، فلاح السائل، زهرة الربيع، جمال الاسبوع، اقبال و...» متوفّاى سال 664).

6ـ ابن فهد حلّى (نويسنده كتاب «عدّة الداعى» و «المزار» متوفّاى سال 841).

7ـ كفعمى (نويسنده كتاب «المصباح» و «البلدالامين» متوفّاى سال 905).

8ـ شيخ بهايى (نويسنده كتاب «مفتاح الفلاح» متوفّاى سال 1031).

9ـ علاّمه مجلسى (نويسنده كتاب هاى «زاد المعاد، ربيع الاسابيع، تحفة الزائر، مفاتيح الغيب و مقباس المصابيح»، متوفّاى سال 1110).

هر يك از اين بزرگان در عصر خود رسالت خويش را در زمينه دعا به نحو احسن انجام دادند تا اين كه نوبت به مرحوم ثقة المحدثين حاج شيخ عبّاس قمى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ (متوفاى 1359 ق) رسيد; ايشان با ذوق سرشار و سليقه بسيار خوب و احاطه وسيعى كه بر آثار اهل بيت(عليهم السلام)و كتب دعا و زيارات سابقين داشت، به تأليف كتاب جامع «مفاتيح الجنان» پرداخت و روى خلوص نيّتى كه اين محدّث عاليقدر از آن برخوردار بود، در مدّت كوتاهى، كتابش جهانگير شد و به همه مساجد و خانه ها،راه يافت وهمگان از رشحات قلم اين عالم با اخلاص سيراب شدند.

قابل توجه اينكه، قبل از كتاب «مفاتيح الجنان» كتاب دعايى به نام «مفتاح الجنان» چاپ و در بسيارى از خانه ها منتشر شده بود، كه كتاب دعاى بسيارى از مردم را تشكيل مى داد و متأسّفانه اين كتاب آلوده به روايات مجعول و نادرستى بود كه مرحوم حاج شيخ عباس قمى و استادش حاجى نورى را سخت عصبانى كرده بود (كه در مفاتيح الجنان، ذيل زيارت مطلقه وارث، اين ناراحتى به طور مشروح منعكس است) و همين امر سبب شد كه مرحوم حاج شيخ، به نوشتن اثر پر ارزش «مفاتيح الجنان» (به جاى «مفتاح الجنان») اقدام نمايد، كه در مقدمه مفاتيح الجنان به اين مطلب اشاره شده است.

ولى از آن جا كه اين كتاب مانند بسيارى از كتاب ها براى شرايط زمانى و مكانى خاصّى نوشته شده بود و مخاطبان ويژه اى داشت، لازم بود در عصر و زمان ما مورد تجديد نظر وسيع قرار گيرد; كاستى ها برطرف گردد، و از پاره اى از مطالب اضافى كه مايه ايراد بدخواهان است صرف نظر شود; مدارك و منابع دعاها و زيارات و... افزوده گردد; رمز و راز، فلسفه، آثار و بركات دعاها و زيارات يادآورى شود; سپس نظم نوينى به آن داده شود و در مجموع كتاب دعا و زيارتى كه از هرنظر جامع ومتناسب عصر و زمان ما ـ مخصوصاً براى نسل جوان خداجو ـ باشد، فراهم گردد.

* * *

سال ها بود كه اين فكر را در سر مى پروراندم و از خدا توفيق آن را مى خواستم; پس از مطالعه كافى در اين زمينه لازم ديدم كه از دو نفر از فضلاى گرانقدر، باذوق، مخلص و پركار حوزه علميّه، يعنى: استادان ارجمند، حجج اسلام آقايان سعيد داودى و احمد قدسى براى كمك و همكارى دعوت كنم; بحمدالله آنها استقبال كردند و با پشتكار تمام به آن پرداختند و زحمات فراوان در تنقيح و تحقيق مباحث كشيدند، و اينجانب در تمام مراحل بر كار آنان نظارت داشتم و آنچه لازم بود بر آن افزودم. بعد از اتمام كتاب، يك بار ديگر از آغاز تا پايان با حضور اين آقايان مورد بررسى مجدّد قرار گرفت و در نتيجه، مجموعه  حاضر  كه  تصوّر  مى كنم  اهداف  فوق  را كاملاً  تأمين  مى كند،فراهم شد.خداوندازهمه قبول فرمايد.

 

 

 

 

 

2ـ آثار روح پرور دع

يكى از مزاياى مهمّ مكتب اهل بيت(عليهم السلام) دعاهاى بسيار عالى، روح پرور، پرمحتوا و آموزنده اى است كه از آن امامان بزرگوار به يادگار مانده، بعضى از آنها شبيه اعجاز است; دعاهايى همچون دعاى كميل، صباح، ندبه، ابوحمزه و دعاى عرفه. راستى چنين است; مانند اين دعاها را در هيچ جا و نزد هيچ گروهى نمى توان يافت.

اين دعاها كه منبع الهام بخش معارف غنىّ اسلام است، راه و رسم خودسازى و «سير و سلوك الى الله» را به ما مى آموزد و چون روى سخن در آنها با خدا است، چنان اوج مى گيرد كه از قلّه افكار آدميان فراتر مى رود.

شكّى نيست كه دعا نقش بسيار مؤثّرى در تربيت نفوس انسانى و سوق آنها به مراتب كمال دارد كه شايد بسيارى از دعاكنندگان از آن غافل باشند.

با اين كه خداوند به انسان بسيار نزديك است، ولى آدمى با غفلت و بى توجّهى، از او فاصله گرفته و دور مى شود; در اين ميان، دعا و ذكر است كه حجاب ميان دعاكننده و خداوند متعال را برطرف مى سازد و انسان، قرب و نزديكى را كاملا احساس مى كند.

«دعا» همچون باران بهارى است كه سرزمين دلها را سيراب و شكوفه هاى ايمان و اخلاص و عشق و عبوديّت را بر شاخسار روح آدمى ظاهر مى سازد!

«دعا» نسيم روح بخش قدسى است كه همچون دَم مسيح، «عظم رميم» را«باذن الله» حيات مى بخشد!

«دعا» درياى موّاجى است كه گوهرهاى فضايل اخلاق را در درون خود پرورش مى دهد!

هر نَفَسى كه با دعا همراه است مُمدّ حيات است و مُفرّح ذات، و هر دلى كه با نور دعا قرين است، با تقواى الهى همنشين است.

دعاكننده، وصول به مقاصد شخصى خود را از خدا مى طلبد و خداوند تربيت و پرورش روحانى او را از طريق دعا مى خواهد، و بقيّه بهانه است!

و از اين جا مى توان گفت: دعا اكسير اعظم، كيمياى سعادت، آب حيات و روح عبادت است; همان گونه كه در حديث وارد شده «اَلدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ».(1) و جالب اين كه طبق گواهى قرآن، ارزش انسانها در پيشگاه پروردگار به خاطر دعاهاى آنهاست! (قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّى لَوْلاَ دُعَاؤُكُمْ).(2)

كوتاه سخن اين كه:

دعا عامل مهمّى براى تربيت و پرورش روح انسان است.

دعا از نوميدى و يأس جلوگيرى كرده و نور اميد بر دل مى پاشد.

دعا در مشكلات به انسان نيرو مى بخشد و در برابر حوادث سخت درس مقاومت مى دهد.

دعا نشاط و شادابى روح و دل را تضمين مى كند و انسان را از افسردگى رهايى مى بخشد.

دعا در برابر مصائب زندگى به انسان پايدارى و تحمّل مى دهد.

 

 

ـ1. بحارالانوار، جلد 90، صفحه 302، حديث 39 .

2. سوره فرقان، آيه 77.

 

 

3ـ مزاياى «مفاتيح نوين» و روش ما در اين كتاب

1ـ نخستين مزيّت آن اين است كه به قلم روز نگاشته شده و براى همگان، به ويژه نسل جوان، به سهولت قابل درك است.

2ـ براى هر بخش از دعاها و زيارات، مقدّمات فشرده و پرمعنايى نوشته شده كه به تحصيل آثار معنوى و حالات عرفانى دعا كمك مى كند.

3ـ منابع و مدارك دعاها و زيارات با دقّت تمام در پاورقى آمده است و در همه جا بر منابع قابل قبول تكيه شده است.

4ـ با توجّه به اين كه وقت مردم در عصر ما فشرده و محدود است در مواردى كه اعمالى مشابه يكديگر بوده، از ميان آنها بهترين ها گزينش شده است.

5ــ نظم و ترتيب منطقى روشن، به مطالب كتاب داده شده تا پيداكردن دعاها و زيارات آسانتر و راحت تر باشد.

6ـ مطالب ضعيف يا امورى كه بهانه به دست ناآگاهان مى دهد، كنار گذاشته شده است.

7ـ سعى شده است از ترجمه خوب و روان براى همه دعاها استفاده شود. (كه در اين مرحله از ترجمه فاضل ارجمند جناب حجة الاسلام والمسلمين آقاى رسولى محلاّتى ـ با اندكى اصلاحات ـ بهره گرفته شده است).

8ـ در آن جا كه نسخه ها متعدّد بوده، در دعاها و زيارات معروف، تنها به نسخه متداول اكتفا شده است تا مايه سردرگمى نشود، (مگر آن كه اختلاف نسخه، مهم و قابل توجّه باشد) و در ديگر موارد، دقيقاً مطابق منبع و مصدر نقل شده، آمده است.

9ـ در برخى موارد، براى پرهيز از حجيم شدن كتاب، رواياتى كه در فضيلت دعا و زيارت و غير آن نقل شده، تلخيص و نقل به معنا گرديده و با ترجمه اى روان و احياناً كمى آزاد، بيان شده است، بى آن كه لطمه اى به محتواى آن وارد گردد.

10ـ از آن جا كه يكى از نشانه هاى اعتبار سند روايات، محتواى روايت است، در گزينش دعاها و زيارات علاوه بر دقّت در اسناد، به محتواى آن نيز توجّه شده است.

 

 

 

 

 

4ـ راه تحصيل حضور قلب در دعا و نماز

بى شك روح دعا و نماز، به حضور قلب است و بدون آن، آثار مهمّ تربيتى و خودسازى و نورانيّت و صفاى روح، كمتر بدست مى آيد و اين جاى ترديد نيست; آنچه مهمّ است و بايد به آن توجّه جدّى شود پيداكردن راههاى تحصيل اين امر مهم است; چون بسيارند كسانى كه اشتياق فراوان براى كسب حضور قلب و خضوع در نماز و دعا دارند; امّا هر چه مى كوشند توفيق آن را نمى يابند.

براى تحصيل خشوع و حضور قلب در دعا و نماز و ساير عبادات، به امور ذيل توصيه مى شود:

1ـ به دست آوردن شناخت و معرفتى كه دنيا را در نظر انسان كوچك و خدا را در نظر انسان بزرگ كند، تا هيچ كار دنيوى نتواند به هنگام راز و نياز با معبود، نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.

2ـ توجّه به كارهاى پراكنده و مختلف، معمولا مانع تمركز حواس است و هر قدر انسان، توفيق پيدا كند كه مشغله هاى تشويش آور و پراكنده را كم كند، به حضور قلب در عبادات خود، كمك كرده است.

3ـ انتخاب محل و مكان نماز و دعا و ساير عبادات نيز در اين امر، اثر بسيار دارد; به همين دليل، نماز خواندن در برابر اشيا و چيزهايى كه ذهن انسان را به خود مشغول مى دارد مكروه است و همچنين در برابر درهاى باز و محلّ عبور و مرور مردم و در مقابل آينه و عكس و مانند آن. به همين دليل، مساجد و معابد مسلمين هر قدر ساده تر و خالى از زرق و برق و تشريفات باشد، بهتر است; چرا كه به حضور قلب كمك مى كند.

4ـ پرهيز از گناه عامل مؤثّر ديگرى است; زيرا گناه آينه قلب را مكدّر ساخته، مانع آن مى شود كه جمال محبوب حقيقى در آن منعكس گردد، و با حجابى كه به وجود مى آيد انسانِ دعاكننده، يا نمازگزار، خويشتن را در محضر او نمى بيند، به همين دليل، قبل از هر نماز و دعا بايد از گناهان توبه كرد و خود را به خدا سپرد. توجّه به اذكارى كه در مقدّمه نماز آمده است بسيار مؤثّر است.

5ـ آشنايى با معناى نماز و دعا و فلسفه افعال و اذكار آن، عامل بسيار مهمّ ديگرى براى حضور قلب است; چرا كه وقتى انسان معانى و فلسفه هاى عبادات را بداند و به آن توجّه كند، راه حضور قلب براى او هموار مى شود.

6ـ انجام مستحبّات نماز و آداب مخصوص عبادت و دعا، چه در مقدّمات و چه در اصل نماز نيز، كمك مؤثّرى به اين امر مى كند.

7ـ از همه اينها گذشته، اين كار، مانند هر كار ديگر، نياز به مراقبت، تمرين، استمرار و پى گيرى زياد

صفحه 20

دارد; بسيار مى شود انسان در آغاز كار تنها در يك، يا چند لحظه كوتاه، قدرت تمركز فكر و حضور قلب پيدا مى كند، امّا با ادامه اين كار و پى گيرى و تداوم، چنان قدرتى در نفس او پيدا مى شود كه مى تواند به هنگام نماز و دعا، دريچه هاى فكر خود را بر غير معبود، مطلقاً ببندد و خود را در حضور او ببيند و با او به راز و نياز بپردازد.

بنابراين، به همه ـ مخصوصاً جوانان ـ توصيه مى كنيم كه از پرت شدن حواس و عدم حضور قلب در عبادات خود، رنجيده و مأيوس نشوند، راه را ادامه دهند، ان شاءالله پيروز خواهند شد.

8ـ در عباداتى كه جنبه تكرارى دارد، مانند نماز، تغيير شكل ظاهرى آن نيز در حضور قلب بسيار مؤثّر است. مثلا سوره هايى را كه در نماز بعد از حمد مى خواند، تغيير دهد; در بعضى از ركوع و سجودها ذكر «سبحان الله» و در بعضى ذكر كبير «سبحان ربّى العظيم و بحمده» و «سبحان ربّى الأعلى و بحمده» بخواند، دعاهاى قنوت را عوض كند، يا مثلا دعاى كميل را گاه به صورت عادى، گاه ترتيل، گاه با صوت بخواند; يا در دل، به هنگام خواندن نماز و دعا خود را در مناطق و حرمهاى مكّه و مدينه و غير آن ببيند.

تجربه نشان داده اين تغيير صورت، كمك زيادى به تمركز فكر و حضور قلب مى كند.

9ـ پرهيز از غذاهاى شبهه ناك نيز در اين امر بسيار مؤثّر است.

10ـ از همه اينها گذشته، بايد با تمام وجود، نعمت بزرگ حضور قلب را در دعا و نماز و زيارت از خدا خواست; او كريم و رحيم است و جوينده را نااميد بر نمى گرداند.

چنين شنيدم كه لطف ايزد *** به روى جوينده در نبندد!

درى كه بگشايد از حقيقت *** بر اهل عرفان، دگر نبندد!

 

 

 

 

 

5ـ آداب دعا كردن و شرايط استجابت دع

براى دعا كردن و باريافتن به محضر دوست، و بهره مندى بيشتر از فيض و رحمت الهى، آدابى ذكر شده است، كه يقيناً براى استجابت دعا، مؤثّر خواهد بود. در اين جا به اهمّ آنها (با استفاده از روايات) اشاره مى شود.

الف) معرفت الهى

دعاكننده بايد خدا را به درستى بشناسد و به مالكيّت، قدرت، عظمت، توانايى، علم و آگاهى و كرم و لطف خداوند ايمان داشته باشد.

ب) حسن ظنّ به خد

در روايات آمده است كه هنگام دعا، به خداوند و اجابت دعا توسّط او، اطمينان داشته باشيد و باور شما اين باشد كه خداوند، دعايتان را به اجابت مى رساند.(1) (و اگر طبق مصالحى به اجابت نرسد بهتر از آن را به شما خواهد داد).

ج) دعا همراه با احساس نياز

دعا بايد، همراه با احساس نياز شديد و درماندگى باشد به گونه اى كه انسان باور كند، جز خداوند پناهگاهى ندارد.(2)

د) دعا همراه با توجه تامّ

به هنگام دعا، بايد همه توجّه و حواسّ دعاكننده به جانب حق باشد و قلبش را از هرچه غير خداست تهى سازد.(3)

هـ) دعا همراه با خضوع و دل شكستگى

دعاكننده بايد با نهايت خضوع، رقّت قلب و فروتنى به درگاه خدا روى آورد(4); در اين هنگام دستانش را به سمت آسمان (به علامت تسليم و تعظيم) بلند مى كند(5) و با چشمان اشكبار و قلبى ترسان، حاجت مى طلبد.(6)

و) دعا همراه با استغفار و صلوات

در ابتداى دعا، حمد الهى، ثناى پروردگار، استغفار و توبه و صلوات بر محمّد و آلش براى استجابت دعا بسيار مؤثّر است.(7)

ز) اصرار و پافشارى در دع

اصرار و پافشارى در دعا، مورد سفارش معصومين(عليهم السلام) است;(8) دعاكننده نبايد نااميد شود، و از دعا كردن دست بردارد.

علاوه بر نكات فوق، به يقين، دعا در برخى از زمان ها، مثل شب و روز جمعه، دعا در نيمه هاى شب و سحرگاهان، مخصوصاً ماه مبارك رمضان، شب هاى قدر و مانند آن و همچنين در برخى از مكان ها، مانند مسجدالحرام، مسجد پيغمبراكرم(صلى الله عليه وآله)، مشاهد مشرّفه و مانند آن، تأثير بسزايى دارد.(9)

اين بخش را با سخنى از عارف كامل، عالم ربّانى و مرد ميدان علم و عمل، مرحوم «سيّدبن طاووس» به پايان مى بريم; ايشان مى گويد: «هرگاه از خداوند حاجتى مى طلبى، حال تو در برابر او ـ لااقلّ ـ مانند عرض نياز، به نزد فرمانروايان دنيا باشد. همان گونه كه براى جلب نظر آنان، از هيچ كوششى دريغ نمىورزى و به هر طريق ممكن، خشنودى آنان را تحصيل مى كنى، بايد در برابر خداوند و به هنگام خواستن حاجتى از او نيز، در تحصيل رضايتش كوشش فراوان نمايى! مبادا كه توجّه ات به خداوند، از اقبال و توجّه ات به قدرتمندان دنيا كمتر باشد! اگر چنين باشى و منزلت خدا، در نزد تو، از منزلت آنها كمتر باشد ـ در حالى كه همه آنها مملوك و بندگان خدايند ـ به يقين خداوند بزرگ را كوچك شمرده اى و عظمت و جلالش را به حساب نياورده اى!.

ديگر آن كه: نماز و روزه اى كه براى طلب حاجت به جا مى آورى، هرگز از روى امتحان و آزمايش خداوند نباشد! زيرا انسان كسى را مى آزمايد كه نسبت به او بدگمان باشد و خداوند از كسانى كه در حقّ او گمان بد دارند، مذمّت كرده و فرموده: «(أَلظَّانِّينَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ); آنان كه به خداوند، گمان بد مى برند، حوادث ناگوار به آنان مى رسد».(10) بلكه بايد به خداوند كمال اعتماد و اطمينان را داشته باشى و به وعده هاى او اميدوارتر از وعده يك انسانِ توانگرِ سخاوتمند باشى!

سزاوار است به هنگام نماز و يا روزه حاجت، نخست حاجت هاى دينى را به ترتيب اهميّت در نظر بگيرى و البتّه مهمترين خواسته ها، حاجت آن مولايى است كه تو در پناه هدايت و حمايت او به سر مى برى! يعنى نخست بايد براى حاجت هاى امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشريف) دعا كنى وآنگاه حاجت هاى دينى خود را بخواهى و در نهايت، حاجت و نياز دنيوى خود را كه در دل دارى با خداى خويش مطرح نمايى...».(11)

 

 

1. كافى، جلد 2، صفحه 473، حديث 1.

2. وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 1174، حديث 1.

3. كافى، جلد 2، صفحه 473، حديث 2.

4. همان مدرك، صفحه 481، حديث 6.

5. همان مدرك، صفحه 479 و 480، حديث 1 و 2.

6. وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 1120، حديث 1.

7. همان مدرك، صفحه 1126 و 1127 و 1135.

8. بحارالانوار، جلد 90، صفحه 300 و 374

9. براى آگاهى بيشتر از روايات، به بحارالانوار، جلد 90، صفحه 348، حديث 15 و صفحه 351، حديث 16 مراجعه فرماييد.

10. سوره فتح، آيه 6.

11. جمال الاسبوع، صفحه 326 (با تلخيص).

 

 

 

 

6ـ عوامل عدم استجابت دع

بعضى از مردم از تأخير اجابت دعا يا عدم اجابت آن گله دارند، و توجّه ندارند كه اجابت دعا مانند همه كارها شرايطى دارد:

لازم است بدانيم، دعا كردن به درگاه خدا، از دو سو، مقرون به رحمت الهى است: از يك سو، توفيق الهى براى دعا كردن، و از سوى ديگر استجابت دعا از جانب خداوند.

همين كه انسان به دعا و راز و نياز با خداوند مى پردازد، يقيناً به سبب توفيق الهى است (چه دعايش به اجابت برسد، يا نرسد); زيرا هر كسى توفيق شرفيابى به بارگاه الهى و گفتگو با حضرت حقّ را ندارد و اين خود براى هر دعاكننده اى بسيار با ارزش است; امّا با اين حال، در روايات عواملى براى عدم استجابت دعا ذكر شده است كه از مهمترين آنهاست:

الف) دست كشيدن از تلاش و اكتفا به دع

اين نكته را بايد بدانيم،كه دعاكردن به معناى دست از تلاش كشيدن نيست، زيرا در اين صورت دعاى دعاكننده به اجابت نمى رسد; چرا كه هيچ دعايى براى جبران تنبلى و تن پرورى وارد نشده است.

درباره برخى از افراد كه دعايشان به اجابت نمى رسد، امام صادق(عليه السلام) فرمود: «... وَ رَجُلٌ جَلَسَ فِي بَيْتِهِ وَ قالَ: يا رَبِّ ارْزُقْنِي، فَيُقالُ لَهُ: أَ لَمْ أَجْعَلْ لَكَ السَّبيلَ إِلى طَلَبِ الرِّزْقِ...; و آن كس كه در خانه اش بنشيند و بگويد: پروردگارا! روزى مرا برسان! به او گفته مى شود: آيا براى طلب روزى و كسب درآمد، راه و مسيرى (كه همان تلاش و كوشش است) قرار نداده ام؟!».(1)

ب) گناهان از موانع مهم است

بسيارى از گناهان، سبب عدم استجابت دعا مى شود. در روايتى امام على(عليه السلام) در پاسخ به مردى كه گفت دعاى ما به اجابت نمى رسد، فرمود: «چگونه دعايتان به اجابت برسد، در حالى كه راه هاى آن را مسدود ساخته ايد! اعمالتان را اصلاح كنيد، درونتان را خالص گردانيد، امر به معروف و نهى از منكر كنيد، آنگاه خداوند دعايتان را به اجابت مى رساند».(2) (و به اين ترتيب دعا وسيله اى براى تربيت و خودسازى مى شود).

در روايات ديگرى، عقوق والدين،(3) ناپاكى هاى درونى، نفاق، تأخير نماز از وقتش، ترك نيكى و صدقه، بدزبانى و... از عوامل عدم استجابت دعا ذكر شده است.(4)

ج) دعا بر ضدّ مؤمنان و دوستان

اگر كسى برضدّ مؤمنى و دوستى دعا كند (نفرين نمايد) و بدون جهت و ظالمانه، از خداوند بدِ او را بخواهد، دعايش به اجابت نمى رسد.(5)

د) دعا فقط در دشواريه

اگر كسى در حالت خوشى و آسودگى به درگاه خدا نرود و دعا نكند و فقط در مشكلات و شدّت و گرفتارى به سوى خدا برود، ممكن است دعايش به اجابت نرسد. در روايات آمده است: اگر بخواهى در مشكلات و دشواريها خداوند دعايت را به اجابت برساند، در آسودگى و خوشى، خدا را فراموش مكن و فراوان دعا كن!.(6)

هـ) غذاهاى حرام و ناپاك

در روايت آمده است: «آن كسى كه مى خواهد، دعايش به اجابت برسد، بايد از راه حلال كسب درآمد كند»(7) و در روايت ديگر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به كسى كه گفت دوست دارم، دعايم مستجاب شود، فرمود: «وجودت را از لقمه حرام پاك كن».(8)

 

1. وسائل الشيعه، جلد 4، كتاب الصلاة، ابواب الدعاء، باب 50، صفحه 1159، حديث 3.

2. بحارالانوار، جلد 90، صفحه 377، حديث 17.

3. كافى، جلد 2، صفحه 447، حديث 1.

4. معانى الاخبار، صفحه 271، حديث 2 و بحارالانوار، جلد 70، صفحه 376، حديث12.

5. بحارالانوار، جلد 90، صفحه 378، حديث 21.

6. وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 1096، باب 9 از ابواب الدعاء.

7. بحارالانوار، جلد 90، صفحه 358 و 373.

8. همان مدرك، صفحه 373.

 

 

 

 

7ـ فلسفه پاداش هاى فراوان دعاها، زيارات و نمازه

گاه در روايات براى دعاها و زيارات و نمازها و اذكار پاداش هاى عظيمى ذكر شده است كه ممكن است اين دو سؤال را براى خوانندگان مطرح كند:

1ـ آيا هر فرد مسلمانى كه چنين اعمال ساده اى را انجام دهد از چنان پاداش هاى عظيم بهره مند مى شود و اصولا چه رابطه اى ميان اين اعمال و آن همه ثواب و پاداش است؟

2ـ گرچه رحمت الهى بى پايان است و هر قدر پاداش به افراد بدهد، كاستى در آن ايجاد نمى شود (وَلا تَزيدُهُ كَثْرَةُ الْعَطاءِ إِلاّ جُوداً وَ كَرَماً).(1) ولى گاه اين پاداش ها از حدّ نياز در زندگى آخرت نيز افزون است و گاه مى شود كه رسيدن به يك پاداش معنوى و فوق العاده براى آرامش و لذّات مؤمن كافى است.

در پاسخ سؤال اول بايد به اين نكته توجّه كرد كه اوّلا: دريافت اين پاداش هاى عظيم مطابق صريح آيات قرآن و روايات، متوقّف بر ايمان و اخلاص و تقواست، چنانكه در قرآن كريم مى خوانيم: (إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ).(2)

در روايتى از امام صادق(عليه السلام) آمده است: «مَنْ قالَ لا إِلهَ إِلاَّ اللهُ مُخْلِصاً، دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَ اِخْلاصُهُ اَنْ يُحْجِزَهُ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَمّا حَرَّمَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ; كسى كه «لا اله الا الله» را با اخلاص بگويد، داخل بهشت مى شود و اخلاصش اين است كه «لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ» او را از تمام آنچه خداوند متعال حرام كرده، باز دارد».(3)

قابل توجّه اينكه مرحوم علاّمه مجلسى در بحارالانوار چندين حديث به اين مضمون نقل كرده است.(4)

و نيز در پاره اى از رواياتى كه در مورد پاداش عظيم زيارت ها آمده، جمله «عارِفاً بِحَقِّهِ» ديده مى شود كه مفهومش آن است: آن امام را واجب الاطاعة بداند و دستوراتش را بكار گيرد; در يكى از اين روايات امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد: «اِذا عَرَفَ حَقَّهُ وَ حُرْمَتَهُ وَ وَلايَتَهُ...».(5)

ثانياً: حفظ اين دستاوردها و پاداش ها نيز مهمّ است; زيرا ممكن است كسى با اعمال صالحى پاداش هاى عظيمى براى خود فراهم سازد، ولى بعداً با اعمال زشت و گناهان عظيم آنها را از نامه اعمال خود بشويد; در حديث معروفى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه: هر كس لا اله الا الله بگويد، خداوند درختى در بهشت براى او غرس مى كند (حضرت همين سخن را درباره اذكار ديگرى نيز فرمود). مردى از قريش در آنجا حاضر بود، عرض كرد: اى رسول خدا! بنابراين درختان ما در بهشت بسيار زياد است! حضرت فرمود: «نَعَمْ! وَ لكِنْ اِيّاكُمْ اَنْ تُرْسِلُوا عَلَيْها نِيراناً فَتُحْرِقُوها; آرى! ولى برحذر باشيد كه آتشى نفرستيد كه آن درختان را بسوزاند». سپس پيامبر به آيه 33 سوره محمد: (وَلاَ تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ...) استدلال فرمود.(6)

در مورد سؤال دوم به اين نكته بايد توجه داشت كه پاداش هاى عظيم قيامت متناسب با آن عالم عظيم است; تمام دنيايى كه ما در آن زندگى مى كنيم در برابر جهان آخرت به منزله خانه كوچكى در مقابل تمام منظومه شمسى است و يا از آن كوچكتر; بنابراين، نبايد از عظمت آن پاداش ها تعجب كرد. به علاوه، پاداش هاى الهى متناسب لطف و كرم اوست نه متناسب اعمال ما و اضافه بر اينها گاه اعداد و ارقامى كه در اين روايات وارد شده، كنايه از يك سلسله پاداش هاى مهم معنوى است كه در لباس پاداش هاى مادى به تناسب جهانى كه در آن زندگى مى كنيم، بيان شده است.

 

 

 

1. دعاى افتتاح.

2. سوره مائده، آيه 27 .

3. بحارالانوار، جلد 90، صفحه 197، حديث 21 .

4. همان مدرك .

5. كافى، جلد 4، صفحه 582، حديث 9. (مرحوم كلينى در همان باب روايات ديگرى نزديك به همين مضمون آورده است).

6. بحارالانوار، جلد 90، صفحه 168، حديث 3 .

 

 

 

 

 

 

 

8ـ تبديل خواسته ه

از برخى روايات استفاده مى شود كه گاهى اوقات، خداوند دعاى مؤمنان را اجابت نمى كند و در عوض، گناهانى را از آنها مى آمرزد و يا آن را ذخيره براى آخرت مى سازد.

رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: «هر مسلمانى كه دعا كند، دعايش به اجابت مى رسد: يا به زودى در دنيا خداوند حاجتش را برآورده مى سازد و يا براى آخرتش ذخيره مى كند و يا گناهانش را مى آمرزد».(1)

در روايتى ديگرى آمده است: «گاه در قيامت، خداوند پاداش دعاهايى را كه در دنيا به اجابت نرسيده، به مؤمن مى دهد; در آن زمان مؤمن آرزو مى كند، اى كاش در دنيا هيچ دعايى به اجابت نمى رسيد و همه آنها امروز به پاداش الهى تبديل مى شد».(2)

اين را نيز بايد كاملا توجّه داشت كه گاه انسان بر اثر بى اطّلاعى، حاجتى را با تمام وجودش از خدا مى خواهد كه به ضرر اوست و اگر به آن رسد دنيا و آخرت او تباه مى شود، خداوند به لطفش آن چيز را دريغ مى دارد و به جاى آن، نعمت ديگرى به او مى بخشد; زيرا معلومات ما محدود و ناقص است و علم بى پايان، نزد خداست.

 

1. همان مدرك، صفحه 378، حديث 22.

2. همان مدرك.

 

 

 

9ـ توصيه ما به شما عزيزان

در اين جا توجه شما خوانندگان عزيز را به توصيه هاى زير جلب مى كنيم:

1ـ آنچه در اين كتاب آمده است به كتب معتبرى چون «مصباح المتهجّد» شيخ طوسى(ره) و «كامل الزيارات» ابن قولويه و كتابهاى مرحوم سيّد بن طاووس و مرحوم كفعمى برمى گردد. كتب بزرگانى كه اهتمام فراوانى داشتند تا بدون مدرك چيزى را نقل نكنند و اگر دعا يا زيارتى از انشاى نفس ربّانى و ملكوتى خودشان است به آن تصريح نمايند. آنان به هنگام نوشتن ادعيه، كتب فراوانى را در اختيار داشته اند كه با اقتباس از آن، چنين آثارى از خويش به يادگار گذاشته اند:

مرحوم سيّد بن طاووس، به هنگام نوشتن كتاب «اقبال» هزار و پانصد جلد كتاب در اختيار داشت(1) و به تصريح خودش در كتاب«كشف المحجّه»: «بيش از شصت جلد از آن، كتاب دعا بود».(2)

محقّق متتبّع، دانشمند بزرگوار، مرحوم آقا بزرگ طهرانى نيز در كتاب وزين «الذريعه» درباره سيّد بن طاووس مى نويسد: «هنگامى كه او كتاب «مُهج الدّعوات» را مى نوشت بيش از هفتاد كتاب از كتب ادعيه قدماى اماميّه (كسانى كه تمامى آنها مقدّم بر شيخ طوسى بوده اند) را در اختيار داشت. بلكه با مراجعه به كلمات و تعبيراتى كه سيّد بن طاووس در لابه لاى كتابهايش در ارتباط با اسناد و مدارك محتويات آن دارد، انسان مطمئن مى شود كه جميع آنچه را كه اين بزرگوار از ادعيه و زيارات نقل كرده، مورد اعتمادش بوده است; خصوصاً وقتى ملاحظه مى شود كه اين بزرگ مرد، هرگاه مى خواست دعايى را از جانب ذهن لطيف و روح پاكش انشا كند، تصريح مى كند كه: «چون براى اين مورد دعايى را از روايات نيافتم دعايى را مناسب با اين مقام، انشا نمودم» با اين بيان معلوم مى شود كه در ساير موارد كه چنين نكته اى را متذكّر نشده است، به مدرك روايى خاصّ، اعتماد كرده است».(3)

با اين بيان و با توجّه به اين كه آنچه را «سيّد بن طاووس» در قسمت دعا تأليف كرده(4) در واقع تتمّه و تكميلى براى كتاب «مصباح المتهجّد» جدّ مادرى ايشان مرحوم شيخ طوسى(رحمه الله) مى باشد،(5)روشن مى شود كه اگر كسى مجموع اين يازده جلد (مربوط به اين دو بزرگوار) را تهيّه نمايد، گويا تقريباً مجموعه كاملى از ادعيه و اعمال و زيارات را در اختيار گرفته است (و ما از تمام اين آثار در كتاب حاضر استفاده كرده ايم).

درباره كتاب «مصباح كفعمى» مى گويد: «او، در مقدّمه كتاب «جنّة الامان الواقيه» (معروف به مصباح كفعمى) تصريح كرده است كه اين كتاب را از كتابهاى معتبر و مورد اعتماد جمع آورى نموده است».(6)

مرحوم علاّمه مجلسى نيز در مقدّمه «زادالمعاد» مى گويد: در اين كتاب منتخبى از اعمال سال و فضايل ايّام و ليالى و اعمال آنها را ـ كه به سندهاى صحيح و معتبر وارد شده است ـ آورده ام.

اصولا اصحاب ائمّه(عليهم السلام)، براى ضبط و انتقال صحيح احاديث، دعاها و عباراتى كه از آن بزرگواران نقل مى شد، اهتمام فراوانى داشتند.

«عبدالله بن زيد» كه از اصحاب امام كاظم(عليه السلام) است، مى گويد: «جمعى از ياران ويژه اهل بيت آن حضرت، به محضرش شرفياب مى شدند و هنگامى كه امام(عليه السلام) كلمه اى مى فرمود و درباره حادثه اى فتوا مى داد، آنان با دقّت مى نوشتند (و همه جملات، آداب و نكته ها را كاملا يادداشت مى كردند)».(7)

خواننده عزيز! با توجه به آنچه گذشت جايى براى ترديد در اعتبار منابعى كه محتواى اين كتاب از آنها گرفته شده، باقى نمى ماند، پس مى توان با دلى روشن و ضميرى پاك به ادعيه و زيارات و اعمال وارده در اين كتاب، عمل كرد.

خصوصاً وقتى به دو امر ديگر نيز در اين رابطه توجّه شود:

نخست اين كه: همان گونه كه اشاره شد محتواى برجسته و اوج معانى بسيارى از اين دعاها و زيارات، بهترين گواه صدور آنها از جانب معصوم(عليه السلام) است، چرا كه چنين الفاظ و مفاهيمى جز از روح بلند معصومين(عليهم السلام) نمى تواند صادر شود.

ديگر اين كه: در تمام دعاها و اعمال مستحب، مى توان از «قصد رجا» يعنى به اميد مطلوبيّت نزد پروردگار، استفاده كرد; زيرا در روايات از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده كه «هرگاه كسى از سوى من ثوابى بر عملى به او برسد و به اميد رسيدن به آن ثواب و يا به احترام من آن را بجا آورد، به اجر و پاداش مذكور براى آن عمل، خواهد رسيد و تلاش او بى نتيجه نخواهد ماند».(8)

* * *

2ـ توصيه ديگر ما به خوانندگان عزيز ـ مخصوصاً به قشر جوان با ايمان و پاكدل ـ اين است كه بيش از آنچه به «كمّيت» و مقدار دعا اهميّت مى دهند به «كيفيّت» و حال و هواى معنوى آن اهميّت دهند و بدانند كه چه بسا خواندن يك دعاى كميل يا ندبه و يا ابوحمزه و يا خواندن دعاى عرفه امام حسين(عليه السلام) با حضور قلب، چنان انقلاب و دگرگونى در انسان ايجاد مى كند كه فصل نوينى در زندگى او آغاز مى شود; روحش را به اوج آسمانها برده، با فرشتگان دمساز مى كند و از اين جا روشن مى شود كه ثوابهاى عظيمى كه براى بعضى از دعاها ذكر شده، فلسفه اش چيست و براى كيست؟

عزيزان! همه ما سعى كنيم با مرور در مطالبى كه در بحث حضور قلب و آداب دعا آمد و با انديشه در محتواى دعاها، چنان حال و هوايى به هنگام خواندن دعا و نماز و زيارت پيدا كنيم كه لذّت بخش ترين لحظات زندگى ما باشد و ما را روز به روز به خدا نزديك تر كند.

سعى ما بر اين باشد كه با تدبّر در محتوا و توجّه به اين كه در چه محضرى قرار گرفته ايم و با التفات به قصورها و تقصيرها، و كوچكى نفسِ خويش از يك طرف و عظمت و بزرگى كسى كه در حضورش واقع شده ايم از طرف ديگر، روح ما با عالم بالا تماس برقرار كند و با محبوب حقيقى راز و نياز نمايد.

اگر دعايى از ادعيه را مى خوانيم كه مخاطب در آن، خداست، به لطفها و محبّت هايى كه در طول عمرمان در حقّ ما روا داشت و گناهانى را كه پوشاند و لغزشهايى را كه دفن كرد و نعمتهايى را كه ارزانى داشت، يكى پس از ديگرى اشاره كنيم و بر زبان جارى سازيم تا محبّتى كه او به خوب شدن و هدايت ما دارد را لمس كنيم و قُرب و اُنسش را احساس نماييم.

و اگر زيارتى از زيارات ائمّه طاهرين (صلوات الله عليهم اجمعين) است، باز هم قرب و لطف و رحمت و كرامت آنها را در نظر بياوريم و اين كه آنها شفيعان درگاه و مقرّبان خدايند; كلام ما را مى شنوند و سلام ما را جواب مى گويند و بر جايگاه و مقامى كه هم اكنون در آن قرار داريم شاهد و ناظرند (وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفاءَكَ أَحْياءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ، يَرَوْنَ مَكانِي، وَ يَسْمَعُونَ كَلامِي، وَ يَرُدُّونَ سَلامِي)(9) تا آن كه لذّت و شيرينى نجوا و مناجات با آنان را احساس كنيم (وَ فَتَحْتَ بابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُناجاتِهِمْ).(10)

اگر آن گونه دعا بخوانيم و اين گونه زيارت كنيم، مى توانيم مطمئن باشيم با هر دعا و زيارت، گويا به محضر خداوند و معصومين(عليهم السلام) شرفياب شده ايم و روح و جانمان را صفا و صيقل تازه اى داده ايم و زنگارها و تيرگى هاى گناه را از خود زدوده ايم و اين جاست كه دعا و زيارت، جايگاه واقعى خود را پيدا مى كند و هدف اصلى آن تحقّق مى يابد.

در پايان لازم مى دانم از تمام كسانى كه براى تهيه اين مجموعه ما را يارى دادند و در تطبيق دقيق مدارك، و تصحيح، و تطبيق ترجمه ها با متن، و چاپ و نشر آن تلاش و كوشش كردند، از جمله فضلاى محترم آقايان محمد رضا حامدى، مسعود مكارم و سيد عبدالمهدى توكّل (دامت تأييداتهم) تشكر و سپاسگزارى كنم و براى توفيق هر چه بيشتر همه عزيزان دعا نمايم. همچنين از همگان التماس دعا دارم كه اين جانب وتمام كسانى را كه براى فراهم آوردن اين مجموعه زحمت كشيده اند، فراموش نكنند.

ذكر اين نكته لازم است كه براى تهيّه اين مجموعه، چند سال زحمت كشيده شده; با اين حال، اگر صاحب نظران تذكّرات تكميلى داشته باشند، از آن استقبال مى شود.

قم ـ ناصر مكارم شيرازى

فروردين 1384 ـ صفر 1426

 

 

 

1. اقبال، جلد 1، مقدّمه تحقيق، صفحه 17 (چاپ مكتب الاعلام الاسلامى).

2. كشف المحجّة، صفحه 131.

3. الذريعه، جلد 8، صفحه 176و177.

4. كه مجموع آن ده جلد مى شود و هر جلد آن مربوط به بخش خاصّى از اعمال است. مثلا «فلاح السائل» فقط در اعمال شب و روز و «اقبال» فقط در اعمال ماههاى سال مى باشد (رجوع كنيد به: الذريعه، جلد 8، صفحه 178).

5. الذريعه، جلد 8، صفحات 177 و 178.

6. همان مدرك، صفحه 179.

7. الذريعه، جلد 8، صفحه 173 و مستدرك الوسائل، جلد 17، صفحه 292، حديث 27.

8. وسائل الشيعه، جلد 1، صفحه 59، ابواب مقدّمات العبادات، باب 18 (در اين باب چندين روايت به همين مضمون آمده است).

9. مصباح الزائر، چاپ مؤسسه آل البيت، صفحه 44. لازم به ذكر است كه اين جملات، در اصل بخشى از اذن دخول زيارت رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) در مدينه، در مسجد النبى مى باشد و از آن جا به بعضى از مشاهد مشرّفه ديگر منتقل شده است.

10. همان مدرك.

آخرین سخن:
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma