نقش نگين

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 
حلية المتقين
اهميّت نقش نگين انگشتر
1. در روايتى مى‌خوانيم كه امام صادق عليه السلام فرمود: «عقل مردان را در سه چيز مى‌توان آزمود: بلندى ريش، نقش انگشتر، كنيه آنها[1] ».[2]
 2. در حديث است كه حسين بن خالد از امام رضا عليه السلام پرسيد: آيا كسى كه نقش نگين انگشترش «لا إلـهَ إلّا الله» است جايز است با آن حال خود را تطهير كند؟ حضرت فرمود: «اين كار را براى او خوب نمى‌دانم».[3]
3. در روايتى معتبر آمده است كه رسول خدا صلی الله عليه و آله دستور دادند مسلمانان شكل حيوانات را بر نگين انگشتر خود حك نكنند.[4]
 
 
نقش نگين انگشتر پيامبران
1. از حضرت رضا عليه السلام روايت شده است كه فرمود: نقش نگين انگشتر حضرت آدم عليه السلام «لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ» بود كه از بهشت همراه خود آورده بود».[5]
2. در حديث است هنگامى كه حضرت نوح سوار بر كشتى شد خداوند به او وحى كرد: «هرگاه از غرق شدن ترسيدى هزار مرتبه «لا اِلـهَ اِلّا الله» بگو، سپس دعا كن تا تو و مؤمنين را از غرق شدن نجات دهم». كشتى حركت كرد، باد تندى وزيدن گرفت، حضرت نوح از غرق شدن ترسيد و فرصت پيدا نكرد هزار مرتبه «لا اِلـهَ اِلّا الله» بگويد، پس به زبان سريانى گفت: «هَلُو ليا اَلْفاً يا مارا ثَقَنْ» سپس طوفان فرو نشست و كشتى به حركت خود ادامه داد. آن‌گاه با خود گفت: «سخنى كه خداوند مرا با آن نجات داد سزاوار است هميشه همراه من باشد». ازاين‌رو، جمله «لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ اَلْفَ مَرَّةٍ يا رَبِّ اَصْلِحْني»[6]  را به زبان عربى بر نگين انگشتر خويش حك كرد.[7]
3. در حديث است هنگامى كه نمروديان ابراهيم عليه السلام را در كفّه منجنيق[8]  نهاده تا در آتش افكنند، جبرئيل به خشم آمد. خداوند از جبرئيل پرسيد: چه چيز تو را خشمگين ساخته است؟ عرض كرد: پروردگارا، ابراهيم خليل (دوست) تو است چطور دشمن مشتركمان را بر وى كه تنها يكتاپرست است مسلّط فرموده‌اى؟ خداوند فرمود: ساكت باش، كسى در امور عجله مى‌كند كه همچون تو بنده است. من هر زمان اراده كنم او را از كام خطر نجات مى‌دهم. جبرئيل خيالش راحت شد وبه جانب ابراهيم رفت. از او پرسيد: آيا در اين هنگامه خطر حاجتى دارى؟ حضرت فرمود: با تو كارى ندارم واز تو حاجتى نمى‌طلبم. پس از آن خداوند متعال انگشترى براى آن حضرت فرستاد كه جملات زير بر نگين آن نقش بسته بود: «لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ، فَوَّضْتُ اَمْرى اِلَى اللهِ، اَسْنَدْتُ ظَهْرى اِلَى اللهِ، حَسْبِىَ اللهُ»[9] ، سپس به او وحى كرد: «اين انگشتر را در دستت كن تا آتش را بر تو سرد و سالم گردانم».[10]
نقش نگين انگشتر حضرت موسى عليه السلام دو جمله برگرفته از تورات بود: «إصْبِرْ تُوجَرْ اُصْدُقْ تَنْجَحْ» (صبر كن تا پاداشت دهند و راستگو باش تا نجات يابى).[11]
5. نقش نگين انگشتر حضرت سليمان عليه السلام اين جمله بود: «سُبْحانَ مَنْ اَلْجَمَ الجِنَّ بِكَلِماتِهِ» (منزّه است خداوندى كه جنّ را با كلماتش مسخّر و تحت فرمان گرفت).[12]
6. در حديث است كه نقش نگين انگشتر حضرت مسيح دو جمله برگرفته از انجيل بود: «طُوبى لِعَبْدٍ ذُكِرَ اللهُ مِنْ اَجْلِهِ وَوَيْلٌ لِعَبْدٍ نُسِىَ اللهُ مِنْ اَجْلِهِ» (خوشا به حال بنده‌اى كه منشأ ياد خداست وبدا به حال بنده‌اى كه سبب فراموشى ياد خداست).[13]
7. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين حضرت رسول صلی الله عليه و آله «مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله» بود».[14]
8. در حديث است كه عبداللّه بن سنان گويد: حضرت صادق عليه السلام انگشتر رسول خدا صلی الله عليه و آله را به من نشان داد. نگين انگشتر آن حضرت سياه و جمله «مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله» در دو سطر بر آن حك شده بود.[15]
9. از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين رسول خدا صلی الله علیه و آله «لا إلـهَ إلّا الله، مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله» بود».[16]
 
 
نقش نگين انگشتر امامان :
1. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين حضرت على عليه السلام «اللهُ المَلِک» بود».[17]
2. از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «انگشتر حضرت امير مؤمنان عليه السلام از نقره و نقش آن «نِعمَ الْقادِرُ اللهُ» بود».[18]
3. در برخى روايات نيز نقش آن «اَلْمُلْکُ لِلّهِ» ذكر شده است.[19]
4. در روايتى ديگر آمده است كه حضرت على عليه السلام انگشترى از حديد چينى صاف داشت كه جملات زير در هفت سطر بر آن نقش بسته بود و آن را هنگام جنگ‌ها و كارهاى سخت به دست مى‌كرد :
اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ «لاإلهَ إلّااللهُ» وَلِكُلِّ كَرْبٍ «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلّا بِالله» وَلِكُلِّ مُصيبَةٍ نازِلَةٍ «حَسْبِىَ اللهُ» وَلِكُلِّ ذَنْبٍ كَبيرَةٍ «اَسْتَغْفِرُ اللهَ» وَلِكُلِّ هَمٍّ وَغَمٍّ قادِحٍ «ماشاءَ اللهُ» وَلِكُلِّ نِعْمَةٍ مُتَجَدِّدَةٍ «الْحَمْدُ للهِِ» ما بِعَلِىِّ بْنِ اَبى‌طالِبٍ مِنْ نِعَمِ اللهِ فَمِنَ اللهِ».[20]
5. از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين امام حسن عليه السلام «العِزّةُ لِلّهِ» بود».[21]
6. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين امام حسن عليه السلام «حَسبِىَ الله» بود».[22]
7. در حديثى ديگر فرمود: «نقش نگين امام حسين عليه السلام «حَسبِىَ الله» بود».[23]
8. از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين امام حسين علیه السلام «اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِه» بود».[24]
9. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: نقش نگين امام علىّ بن الحسين علیه السلام «الْحَمْدُ لِلّهِ الْعَلِى» بود».[25]
10. از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين امام زين‌العابدين، همچون پدر بزرگوارش، «اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِه» بود».[26]
11. در حديثى ديگر فرمود: «نقش نگين امام سجّاد علیه السلام ، جمله «خَزِىٌّ وَشَقِىٌّ قاتِلُ حُسَينِ بْنِ عَلىٍّ» بود».[27]
12. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين پدرم «اَلْعِزَّةُ لِلّهِ» بود».[28]
13. از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين امام باقر عليه السلام همچون جدّش امام حسين علیه السلام ، «اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ» بود».[29]
14. در حديثى ديگر فرمود: «نقش نگين امام باقر عليه السلام جمله «ظَنّى بِاللهِ حَسَنٌ وَبِالنَّبِىِّ الْمُؤْتَمَنْ وَبِالْوَصِىِّ ذِى الْمِنَنَ وَبِالْحُسَيْنِ وَالْحَسَن» بود».[30]
15. در حديث است كه از امام صادق عليه السلام پرسيدند: آيا كراهت دارد كه انسان در نگين انگشترش غير از نام خود و پدرش، چيز ديگرى حك كند؟ فرمود : نقش نگين انگشتر من، جمله «اللهُ خالِقُ كُلِّ شَىْءٍ» است».[31]
16. در حديثى معتبر آمده است كه نقش نگين امام صادق عليه السلام جمله «اَللّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتى فَقِنى شَرَّ خَلْقِکَ» بوده است.[32]
17. در حديثى صحيح و معتبر مى‌خوانيم كه امام رضا عليه السلام فرمود: «نقش نگين انگشتر امام جعفر صادق عليه السلام «اَنْتَ ثِقَتي فَاعْصِمْني مِنَ النّاسِ» بوده است».[33]
18. از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين انگشتر امام صادق علیه السلام جمله «اَللّهُ وَلِيّى وَعِصْمَتي مِنْ خَلْقى» بود».[34]
19. اسماعيل بن موسى مى‌گويد: انگشتر امام صادق عليه السلام به طور كامل از نقره بود و بر نگين آن، جمله «يا ثِقَتي قِني شَرَّ جَميعِ خَلْقِکَ» نقش بسته بود».[35]
20. از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «نقش نگين حضرت كاظم عليه السلام «حَسْبِىَ الله» بود و در زير آن گُل و در بالايش هلالى نيز نقش بسته بود».[36]
21. در حديث است كه حسين بن خالد مى‌گويد: امام رضا عليه السلام فرمود: «نقش نگين امام كاظم عليه السلام «حَسبِىَ الله» بود». حسين بن خالد ادامه مى‌دهد: سپس امام رضا عليه السلام دست مبارك را دراز كرد و انگشتر پدرش را كه در دست داشت به من نشان داد.[37]
22. در روايتى صحيح و معتبر مى‌خوانيم كه نقش نگين امام رضا علیه السلام ، جمله «ما شاءَ اللهُ لا قُوَّةَ إلّا بِالله» بود.[38]
 


 
آثار و خواصّ نقش نگين
1. سيّد بن طاووس به نقل از قاسم بن العلا از صافى، خادم امام هادى عليه السلام چنين نقل مى‌كند: از امام محمّد نقى عليه السلام اجازه گرفتم كه به زيارت جدّش امام رضا عليه السلام (در خراسان) بروم. حضرت فرمود: «انگشترى با نگين عقيق زرد كه جمله «ما شاءَ اللهُ لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ، اَسْتَغْفِرُ الله» بر آن نقش بسته و بر روى ديگر نگين، نام‌هاى محمّد و على حك شده باشد همراه داشته باش، زيرا اگر چنين انگشترى با خود ببرى از شرّ دزدان و راهزنان در امان خواهى بود و براى سلامتى‌ات مؤثّر و از دين تو حفاظت مى‌كند».
صافى خادم مى‌گويد: از خدمت حضرت بيرون شدم و انگشترى كه وصف فرمودند تهيّه كردم و براى خداحافظى نزد آن حضرت رفتم. پس از خداحافظى، مقدارى از آن حضرت دور شدم، مرا صدا زد، خدمتشان رسيدم، فرمودند: «لازم است انگشتر فيروزه نيز همراه داشته باشى، زيرا در بين راه طوس و نيشابور، شيرى سدّ راه تو و كاروان همراهت مى‌شود. انگشتر فيروزه‌ات را به شير نشان بده و بگو مولايم مى‌گويد: از جلوى راه ما دور شو! بر يك روى نگين فيروزه جمله «اللّهُ الْمَلِکُ» و بر روى ديگر آن جمله «اَلْمُلْکُ لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّار» را حك كن، چرا كه نقش نگين حضرت على عليه السلام «اَللهُ الْمَلِک» بود و چون خلافت آن حضرت برگشت، جمله «اَلْمُلْکُ للهِِ الْواحِدِ الْقَهّار» را بر نگين انگشترش كه از فيروزه بود حك كرد. و چنين نگينى انسان را از حيوانات درنده در امان مى‌دارد و موجب پيروزى در جنگ‌ها مى‌شود».
صافى خادم مى‌گويد: به سفر رفتم. به خدا سوگند، در همان مكانى كه حضرت فرموده بود شيرى بر سر راه ما ظاهر شد. به فرمايش حضرت عمل كردم و شير بازگشت. هنگامى كه از سفر برگشتم آنچه بر من گذشته بود خدمت حضرت گزارش دادم. حضرت فرمود: «مطلبى را نقل نكردى، مى‌خواهى من بگويم؟» عرض كردم: شايد فراموش كرده باشم. حضرت فرمود: «شبى كه در طوس نزديك ضريح مطهّر امام رضا عليه السلام خوابيده بودى، گروهى از جنّيان به زيارت قبر آن حضرت مى‌رفتند. آن نگين را در دست تو ديدند و نقش آن را خواندند، آن را از دست تو درآوردند، نزد بيمارى كه همراه داشتند بردند و آن را در آبى شسته، آب را به بيمار خود نوشاندند و بيمارشان شفا پيدا كرد. سپس انگشتر را بازگردانده و آن را در دست چپ شما كردند، در حالى كه شما آن را در دست راست خود كرده بوديد. هنگامى كه از خواب برخاستى، از اين مطلب تعجّب كردى ولى علّت آن را نفهميدى و بر بالين خود ياقوتى يافتى و آن را برداشتى كه اكنون همراه تو است، آن هديّه جنّيان است كه براى تو آورده‌اند. آن را به بازار ببر كه به هشتاد اشرفى از تو خواهند خريد».
صافى خادم مى‌گويد: آن را به بازار بردم و به فرمايش حضرت به هشتاد دينار فروختم.[39]
2. سيّد بن طاووس مى‌گويد: در حديث است كه كسى خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و عرض كرد: مى‌ترسم دشمنانم خشم حاكم شهرمان را عليه من برافروزند و در نتيجه جانم به خطر افتد. حضرت فرمود: انگشترى كه نگين آن حديد چينى باشد تهيّه كن و بر روى نگين آن سه جمله در سه سطر حك كن: در سطر اوّل «اُعُوذُ بِجَلالِ الله» و در سطر دوم «اَعُوذُ بِكَلِماتِ الله» و در سطر سوم «اَعُوذُ بِرَسُولِ الله» و در زير نگين نيز سه جمله به ترتيب زير حك كن: «آمَنْتُ بِاللّهِ وَكُتُبِه»، «اِنّى واثِقٌ بِاللهِ وَرُسُلِه»، «اَشْهَدُ اَنْ لا إلـهَ إلّا اللهُ مُخْلِصآ» و آن را هنگامى كه حاجتى دارى و از دشمن ترسان هستى در دست كن كه حاجات تو برآورده و ترس تو به آرامش و امنيّت تبديل مى‌شود. و اگر آن انگشتر را در دست زنى كه زايمان بر او سخت شده كنيد، به خواست خدا به زودى وضع حمل مى‌كند. همچنين اثر چشم زخم را از بين مى‌برد. امّا مراقب باش كه نجاست و چربى به نگين آن نرسد و آن را همراه خود به حمّام و حاجتگاه نبر و آن را به خوبى حفظ كن كه از اسرار خداست. و شما شيعيان كه از دشمنان خود ترسان هستيد لازم است هماره اين انگشتر را همراه داشته باشيد و آن را از دشمنان خود پنهان سازيد و آن را جز به كسانى كه به آنها اعتماد داريد تعليم ندهيد». راوى مى‌گويد: من تجربه كردم و آثار آن را ديدم.[40]
3. از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «هر كه شب را به صبح برساند در حالى كه انگشتر عقيق در دست راست داشته باشد و پيش از آنكه نگاهش به كسى بيفتد نگين آن را به سمت كف دست بچرخاند و در حالى كه به آن نگاه مى‌كند سوره قدر را تا آخر بخواند، سپس بگويد: «آمَنْتُ بِاللهِ وَحْدَهُ لا شَريکَ لَهُ وَكَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَآمَنْتُ بِسِرِّ آلِ مُحَمّدٍ وَعَلانِيَتِهِمْ وَظاهِرِهِمْ وَباطِنِهِمْ وَاَوَّلِهِمْ وَآخِرِهِمْ»[41]  خداوند دو جهان او را از شرّ آنچه در زمين و آسمان است در آن روز نگه مى‌دارد و تا شب در حمايت پروردگار باشد».[42]
4. در حديثى ديگر فرمود: «هر كس آيه‌اى از قرآن بر نگين انگشتر خود حك كند آمرزيده مى‌شود».[43]
5. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «هر كه انگشترى از عقيق بسازد و جمله «مُحَمَّدٌ نَبِىُّ اللهِ وَعَلِىٌّ وَلىُّ اللهِ» را بر نگين آن حك كند، خداوند او را از مرگ بد حفظ مى‌كند و جز بر دين حق نمى‌ميرد».[44]
6. در حديثى ديگر فرمود: «هر كه جمله «ما شاءَ اللهُ لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ اَسْتَغْفِرُ اللهَ» را بر نگين انگشترش حك كند از فقر در امان خواهد بود».[45]
[1] . اشاره به اينكه اگر نقش نگين‌اش پرمعنا باشد وكنيه خوب انتخاب كند وريش او بيش از حد بلند نباشد،دليل بر عقلانيّت اوست.
[2] . بحارالأنوار، ج 1، ص 107، ح 2؛ سفينة البحار، ج 7، ص 584.
[3] . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 54، ح 206؛ امالى صدوق، ص 457، ح 5.
[4] . كتاب من لايحضره الفقيه،ج3،ص5؛ وسائل‌الشيعه، ج4، ص 443، ح5667؛ امالى صدوق، ص426، ح1.
[5] . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 54، ح 206؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 411، باب 62، ح 9.
[6] . ترجمه: «هزار بار لا اله الا الله و گفتن يارب اصلحنى (پروردگارا كار مرا سامان بخش)».
[7] . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 54، ح 206؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 411، باب 69، ح 9.
[8] . «مَنْجَنيüق» آلتى است كه در جنگهاى قديم براى پرتاب كردن سنگ يا گلوله‌هاى آتش به كار مى‌رفت... درعربى منجليق نيز مى‌گويند. ودر فارسى منجنيك هم گفته شده است. (فرهنگ عميد)
[9] . ترجمه: «خدايى جز الله نيست، محمّد رسول اوست، هيچ پناهگاه وقدرتى جز به ذات خداوند نيست،اموراتم را به خدا واگذار كردم، تكيه‌گاهم خداست واو براى من بس است».
[10] . همان ؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 411، باب 62، ح 9.
[11] . عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 54، ح 206؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 411، باب 62، ح 9.
[12] . عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 54، ح 206؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 411، باب 62، ح 9.
[13] . عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 54، ح 206؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 411، باب 62، ح 9.
[14] . كافى، ج 6، ص 473، ح 1؛ مكارم الأخلاق، ص 89.
[15] . كافى، ج 6، ص 474، ح 7؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 394، باب 47، ح 2.
[16] . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 54، ح 206؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 409، باب 62، ح 1.
[17] . كافى، ج 6، ص 473، ح 1؛ مكارم الأخلاق، ص 89.
[18] . مكارم الأخلاق، ص 90.
[19] . الامان من اخطار الاسفار والازمان، ص 34؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 412، باب 62، ح 9.
[20] . ترجمه: «براى هر ترسى ذكر «لاإله إلّاالله» وبراى هر اندوهى ذكر «لا حول ولا قوّة إلّا بالله» وبراى هرمصيبتى كه نازل مى‌شود ذكر «حسبى الله» وبراى هر گناه بزرگى ذكر «استغفر الله» وبراى هر اندوه زيانبارىذكر «ما شاء الله» وبراى هر نعمت تازه‌اى ذكر «الحمد لله» را آماده كرده‌ام؛ هر نعمتى كه به علىّ ابن ابى‌طالبرسيده از ناحيه خداست». مكارم الأخلاق، ص 91.علّامه مجلسى مطابق آنچه در بحار الأنوار، (ج 43، ص 19) نقل كرده، معتقد است كه نقش نگين حضرتفاطمه 3 «أمن المتوكّلون» بوده است.
[21] . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 54، ح 206؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 412، باب 62، ح 9.
[22] . كافى، ج 6، ص 473، ح 2؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 408، باب 60، ح 1.
[23] . كافى، ج 6، ص 473، ح 2؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 408، باب 60، ح 1.
[24] . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 54، ح 206.
[25] . كافى، ج 6، ص 473، ح 2.
[26] . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 54، ح 206.
[27] . كافى، ج 6، ص 473، ح 6؛ عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 56.
[28] . كافى، ج 6، ص 473، ح 1.
[29] . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 54، ح 206.
[30] . ترجمه: «گمانم به خداوند وپيامبر امين‌اش وجانشين پربركت پيامبرش وبه امام حسن وامامحسين :، خوب ونيكوست». عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 27، ح 15، مكارم الأخلاق، ص 92.
[31] . كافى، ج 6، ص 473، ح 2.
[32] . كافى، ج 6، 473، ح 3، دعائم الاسلام، ج 2، ص 163، ح 592.
[33] . كافى، ج 6، ص 473، ح 4.
[34] . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 54، ح 206.
[35] . مكارم الأخلاق، ص 91.
[36] . كافى، ج 6، ص 473، ح 4، مكارم الأخلاق، ص 90.
[37] . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 54، ح 206.
[38] . كافى، ج 6، ص 473، ح 5.نقش نگين امام جواد 7 «نعم القادر الله» (سفينة البحار، ج 2، ص 354) ونقش نگين امام هادى 7 «حفظالعهود من اخلاق المعبود» (بحارالأنوار، ج 50، ص 117) ونقش نگين امام حسن عسكرى 7 «إنّ اللهشهيد» (بحارالأنوار، ج 50، ص 238) بود.گفتنى است كه برخى از آن بزرگواران، دو يا چند انگشتر با نقش‌ها ونگين‌هاى متفاوت داشتند.
[39] . الامان من اخطار الاسفار والازمان، ص 34 و35.
[40] . الامان من اخطار الاسفار والازمان، ص 37 و38.
[41] . ترجمه: «به خداوند يگانه‌اى كه همتا ندارد ايمان آوردم وبه جبت وطاغوت كافر شدم وبه پنهان و آشكارآل محمّد وظاهر وباطنشان واوّل وآخرشان ايمان آوردم».
[42] . الامان من اخطار الاسفار والازمان، ص 39؛ عدّة الدّاعى، ص 118.
[43] . مكارم الأخلاق، ص 91.
[44] . ثواب الأعمال، ص 208، ح 8.
[45] . همان، ص 214، ح 1.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma