زیارت چهارم

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
مفاتیح نوین
زیارت سومزیارت ائمّه بقیع(علیهم السلام)

زیارتى است که در بخش اعمال ماه ها براى روز سوم جمادى الثانى (صفحه 619)، روز وفات آن حضرت خواهد آمد.

زیارت پنجم: زیارت دیگرى را «سیّد بن طاووس» در اقبال براى روز بیستم جمادى الثانى، روز تولّد آن حضرت ذکر کرده است که مثل زیارت بالاست تا «ساخِطٌ عَلى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ» و از این جا به بعد به این نحو است:

وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکِ، وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداکِ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکِ، اَ نَا یا

و من دوستم با هر که تو را دوست دارد و دشمنم با هر که تو را دشمن دارد و در حال جنگم با هر که با تو بجنگند و من اى

مَوْلاتى بِکِ وَبِاَبیکِ وَبَعْلِکِ، وَالاَْئِمَّةِ مِنْ وُلْدِکِ مُوقِنٌ، وَبِوِلایَتِهِمْ مُؤْمِنٌ،

بانوى محترم نسبت به تو و پدرت و شوهرت و امامان از فرزندانت یقین و اعتقاد دارم و به ولایت و زمامداریشان ایمان دارم

وَبِطاعَتِهِمْ مُلْتَزِمٌ، اَشْهَدُ اَنَّ الدّینَ دینُهُمْ، وَالْحُکْمَ حُکْمُهُمْ، وَهُمْ قَدْ بَلَّغُوا

و به پیرویشان ملتزمم گواهى دهم که دین همان دین آنهاست و فرمان فرمان آنهاست و آنان بخوبى وظیفه خود را

عَنِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ، وَدَعَوْا اِلى سَبیلِ اللهِ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، لا

از جانب خداى عزوجل ابلاغ کردند و دعوت کردند بسوى خدا بوسیله حکمت و اندرز نیکو

تَاْخُذُهُمْ فِى اللهِ لَوْمَةُ لائِم، وَصَلَواتُ اللهِ عَلَیْکِ وَعَلى اَبیکِ وَبَعْلِکِ،

و اعتنایى نکردند در راه خدا به سرزنش سرزنش کننده اى و درودهاى خدا بر تو و بر پدرت و شوهرت

وَابْنَیْکِ وَذُرِّیَّتِکِ الاَْئِمَّةِ الطّاهِرینَ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَاَهْلِ بَیْتِهِ،

و فرزندانت آن امامان پاکیزه خدایا درود فرست بر محمّد و خاندانش

وَصَلِّ عَلَى الْبَتُولِ الطّاهِرَةِ، اَلصِّدیقَةِ الْمَعْصُومَةِ، اَلتَّقِیَّةِ النَّقِیَّةِ، اَلرَّضِیَّةِ

و درود فرست بر بتول طاهره صدیقه معصومه آن بانوى پاک پاکیزه خشنود از حق

الزَّکِیَّةِ الرَّشیدَةِ، اَلْمَظْلُومَةِ الْمَقْهُورَةِ، اَلْمَغْصُوبَةِ حَقُّهَا، اَلْمَمْنُوعَةِ اِرْثُهَا،

و آراسته و با رشد و هدایت و ستمدیده مقهورى که حقش را غصب کردند و از ارثش جلوگیرى کرده

اَلْمَکْسُورَةِ ضِلْعُهَا، اَلْمَظْلُومِ بَعْلُهَا، اَلْمَقْتُولِ وَلَدُها، فاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِکَ،

و پهلویش شکستند به شوهرش ستم کردند و فرزندش را به قتل رساندند (یعنى) فاطمه دختر رسول تو

وَبِضْعَةِ لَحْمِهِ، وَصَمیمِ قَلْبِهِ، وَفِلْذَةِ کَبِدِهِ، وَالنُّخْبَةِ مِنْکَ لَهُ، وَالتُّحْفَةِ

و پاره اى از گوشت تنش و سویداى قلبش و جگر گوشه اش و انتخاب شده ات براى او و آن تحفه اى که

خَصَصْتَ بِهاوَصِیَّهُ،وَحَبیبَةِ الْمُصْطَفى،وَقَرینَةِ الْمُرْتَضى،وَسَیَّدَةِ النِّساءِ،

مخصوص داشتى بوسیله اش وصى پیغمبرت را و آن محبوبه مصطفى و همسر مرتضى و بانوى زنان

وَمُبَشِّرَةِ الاَْوْلِیآءِ، حَلیفَةِ الْوَرَعِ وَالزُّهْدِ، وَتُفّاحَةِ الفِرْدَوْسِ، وَالْخُلْدِ

و مژده دهنده اولیا ملازم پارسایى و زهد و سیب باغ فردوس و خُلد برین

الَّتى شَرَّفْتَ مَوْلِدَها بِنِسآءِ الْجَنَّةِ، وَ سَلَلْتَ مِنْها اَنْوارَ الاَْئِمَّةِ، وَاَرْخَیْتَ

آن بانوى محترمى که با شرافت کردى ولادتش را به زنان بهشتى و انوار ائمه طاهرین را از آن گوهر پاک خارج کردى و بیاویختى

دُونَها حِجابَ النُّبُوَّةِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلَیْها صَلاةً تَزیدُ فى مَحَلِّها عِنْدَکَ،

در برابرش پرده نبوت خدایا درود فرست بر او درودى که بیفزاید بر مقام او در نزد تو

وَشَرَفِها لَدَیْکَ، وَمَنْزِلَتِها مِنْ رِضاکَ، وَ بَلِّغْها مِنّا تَحِیَّةً وَسَلاماً، وَآتِنا مِنْ

و بر شرفش در پیش تو و بر منزلتش از خشنودیت و برسان بر او از جانب ما تحیّت و سلامى و بده به ما از

لَدُنْکَ فى حُبِّها فَضْلاً وَاِحْساناً، وَرَحْمَةً وَغُفْراناً، اِنَّکَ ذُوالْعَفْوِ الْکَریمِ.

نزد خودت در برابر دوستیش فضیلت و احسان و مهر و آمرزشى که براستى تو داراى گذشت و بزرگوارى هستى.

آنگاه نماز زیارت مى خوانى و اگر توانستى نماز خود آن حضرت (که دو رکعت است در هر رکعتى یک حمد و شصت مرتبه قل هو الله) را مى خوانى و اگر نتوانستى دو رکعت با حمد و قل هو الله و حمد و قل یا ایها الکافرون بجا آور و پس از سلام بگو:

اَللّهُمَّ إِنّى أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّنا مُحَمَّد وَ بِأَهْلِ بَیْتِهِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِمْ،

خداوندا من به واسطه پیامبر ما محمّد و اهل بیتش که درود تو بر آنها باد به سوى تو روى مى آورم

وَأَسْئَلُکَ بَحَقِّکَ الْعَظیمِ عَلَیْهِمْ، اَلَّذی لا یَعْلَمُ کُنْهَهُ سِواکَ، وَ أَسْئَلُکَ بِحَقِّ

و از تو درخواست مى کنم به حقّ عظیمى که بر آنان دارى حقّى که غیر از تو از کنه آن آگاه نیست، و از تو مى خواهم به حقّ

مَنْ حَقُّهُ عِنْدَکَ عَظیمٌ، وَبِأَسْمائِکَ الْحُسْنى، اَلَّتی أَمَرْتَنی أَنْ أَدْعُوکَ بِها،

کسى که حق او در نزدت عظیم است و به اسماى حسنایى که به من امر کرده اى که با آن تو را بخوانم

وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الاَْعْظَمِ الَّذی أَمَرْتَ بِهِ اِبْراهیمَ اَنْ یَدْعُوَ بِهِ الطَّیرَ

و از تو مى خواهم به اسم اعظمى که ابراهیم را امر کردى که با آن پرنده را صدا زند

فَأَجابَتْهُ، وَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الَّذی قُلْتَ لِلنّارِ بِهِ کُونى بَرْداً وَ سَلاماً عَلى

و آن نیز اجابت کرد و به اسم عظیمى که با آن به آتش امرکردى که بر ابراهیم سرد و سلامت

إِبْراهیمَ فَکانَتْ بَرْداً، وَ بِأَحَبِّ الاَْسْماءِ إِلَیْکَ، وَأَشْرَفِها وَ أَعْظَمِها لَدَیْکَ،

شود و آن نیز سرد شد و به محبوب ترین اسماى در نزد تو و اشرف و اعظم اسماى در محضرت

وَأَسْرَعِها إِجابَةً، وَأَنْجَحِها طَلِبَةً، وَبِما أَنْتَ أَهْلُهُ وَمُسْتَحِقُّهُ وَمُسْتَوْجِبُهُ،

و به سریع ترین آن در اجابت و پیروزترین آن در برآوردن حاجت و به آنچه که تو اهل و مستحقّ و مستوجب آن هستى

وَأَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ وَ أَرْغَبُ إِلَیْکَ، وَ أَتَضَرَّعُ اِلَیْکَ وَ أَلَحُّ عَلَیْکَ، وَأَسْئَلُکَ

و توسّل مى جویم و رغبت پیدا مى کنم به سوى تو وتضرّع و زارى مى نمایم و اصرار مىورزم و از تو مى خواهم

بِکُتُبِکَ الَّتى أَنْزَلْتَها عَلى أَنْبِیائِکَ وَرُسُلِکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِمْ، مِنَ التَّوْریةِ

به کتابهایى که بر پیامبران و رسولانت که درود تو بر آنها باد نازل کردى از تورات

وَالاِْنْجیلِ، وَ الزَّبُورِ وَ الْقُرآنِ الْعَظیمِ، فَإِنَّ فیهَا اسْمُکَ الاَْعْظَمُ، وَبِما فیها

و انجیل و زبور وقرآن عظیم چرا که در آنها اسم اعظم تو وجود دارد و به اسماى عظمایى

مِنْ أَسْمائِکَ الْعُظْمى، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَأَنْ تُفَرِّجَ عَنْ

که در آن کتب موجود است قسمت مى دهم که بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و فرج

آلِ مُحَمَّد وَشیعَتِهِمْ وَ مُحِبّیهِمْ وَ عَنّی، وَ تَفْتَحَ أَبْوابَ السَّماءِ لِدُعائی،

آل محمّد و شیعیان و محبّان آنان و فرج مرا برسانى و درهاى آسمان را براى دعاى من بگشایى

وَتَرْفَعَهُ فی عِلّیّینَ، وَ تَأْذَنَ فی هذَا الْیَوْمِ، وَ فى هذِهِ السّاعَةِ بِفَرَجى،

و دعایم را در علّیین بالا ببرى و در این روز و در این ساعت اذن به گشایش من

وَإِعْطاءِ أَمَلى وَ سُؤْلی فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ، یا مَنْ لا یَعْلَمُ أَحَدٌ کَیْفَ هُوَ

و اعطاى آرزو و درخواست مربوط به دنیا و آخرتم را بدهى، اى کسى که احدى از کیفیّت

وَقُدْرَتُهُ إِلاَّ هُوَ، یا مَنْ سَدَّ الْهَواءَ بِالسَّماءِ، وَ کَبَسَ الاَْرْضَ عَلَى الْماءِ،

و قدرتش آگاهى ندارد جز خودش، اى کسى که آسمان را از هوا و زمین را از آب پر کردى

وَاخْتارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الاَْسْماءِ، یا مَنْ سَمّى نَفْسَهُ بِالاِْسْمِ الَّذی تُقْضى

و براى خود زیباترین اسمها را برگزیدى، اى کسى که اسمى براى خود گذاشتى که با آن حاجت

بِهِ حاجَةُ مَنْ یَدْعُوهُ، أَسْئَلُکَ بِحَقِّ ذلِکَ الاِْسْمِ، فَلا شَفیعَ أَقْوى لی مِنْهُ،

دعاکنندگان برآورده مى شود از تو مى خواهم به حق آن اسم که شفیعى نیرومندتر از آن برایم نیست

اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،وَتَقْضِیَ لی حَوائِجى،وَتَسْمَعَ بِمُحَمَّد

این که بر محمّد و آل محمّد درودفرستى و حوائج مرا برآورده سازى و به محمّد

وَعَلىٍّ وَ فاطِمَةَ، وَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، وَعَلىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ

و على و فاطمه و حسن و حسین و على بن الحسین و محمّد بن

عَلىٍّ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد، وَمُوسَى بْنِ جَعْفَر، وَعَلِىِّ بْنِ مُوسى وَمُحَمَّدِ

على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد

بْنِ عَلِىٍّ، وَعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد، وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ، وَالْحُجَّةِ الْمُنْتَظِرِ لاِِذْنِکَ،

بن على و على بن محمّد و حسن بن على و حجّتى که منتظر اذن توست

صَلَواتُکَ وَسَلامُکَ وَ رَحْمَتُکَ وَ بَرَکاتُکَ عَلَیْهِمْ صَوْتی، لِیَشْفَعُوا لی

صلوات و سلام و رحمت و برکات تو بر آنان باد قسمت مى دهم که صداى من را بشنوى تا آنان شفیع من

إِلَیْکَ، وَ تُشَفِّعَهُمْ فِیَّ، وَلا تَرُدَّنی خائِباً، بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ.

به سوى تو شوند و تو به آنان اجازه شفاعت در حقّ من را بدهى و به حق «لا اله الاّ انت» مرا دست خالى برنگردانى.

سپس حوائجت را طلب مى کنى که برآورده خواهد شد ان شاءالله تعالى.(1)

 


1 اقبال، صفحه 624 - 626 و بحارالانوار، جلد 97، صفحه 199، حدیث 20 (با اندکى تفاوت).
زیارت سومزیارت ائمّه بقیع(علیهم السلام)
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma