دعاى 16

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
مفاتیح نوین
دعاى 15دعاى 17

على بن ابراهیم به سند معتبر از عبدالرّحمن بن سیّابه روایت مى کند که امام صادق(علیه السلام) این دعا را به من مرحمت فرمود (دعایى که مضامین بسیار عالى دارد):

اَلْحَمْدُ للهِِ وَلِىِّ الْحَمْدِ وَ اَهْلِهِ، وَ مُنْتَهاهُ وَ مَحَلِّهِ، اَخْلَصَ مَنْ وَحَّدَهُ،

ستایش خداى را که سرپرست ستایش و شایسته آن و منّت هاى آن و جایگاه آن است اخلاص دارد کسى که او را به یگانگى شناخت

وَاهْتَدى مَنْ عَبَدَهُ، وَ فازَ مَنْ اَطاعَهُ، وَ اَمِنَ الْمُعْتَصِمُ بِهِ، اَللّهُمَّ یا ذَا

و راه یافت کسى که پرستشش کرد و رستگار شد کسى که فرمانبریش کرد و امان یافت کسى که به او پناه برد خدایا اى صاحب

الْجُودِ وَالْمَجْدِ، وَ الثَّنآءِ الْجَمیلِ وَالْحَمْدِ، اَسْئَلُکَ مَسْئَلَةَ مَنْ خَضَعَ لَکَ

جود و شوکت و ستایش شایان و ستودگى از تو خواهم خواستن کسى که خاضع تو گشته

بِرَقَبَتِهِ، وَ رَغِمَ لَکَ اَنْفَهُ، وَ عَفَّرَ لَکَ وَجْهَهُ، وَ ذَلَّلَ لَکَ نَفْسَهُ، وَ فاضَتْ مِنْ

با سر خود و به خاک مالیده در برابرت بینیش را و چهره خود به خاک ساییده و خود را به خوارى انداخته و ریزان گشته از

خَوْفِکَ دُمُوعُهُ، وَ تَرَدَّدَتْ عَبْرَتُهُ، وَاعْتَرَفَ لَکَ بِذُنُوبِهِ، وَفَضَحَتْهُ عِنْدَکَ

ترست اشک هایش و سرشک در دیده اش بغلتد و به گناهان خود در برابرت اعتراف دارد و خطایش او را در پیش تو

خَطیئَتُهُ، وَ شانَتْهُ عِنْدَکَ جَریرَتُهُ، فَضَعُفَتْ عِنْدَ ذلِکَ قُوَّتُهُ، وَ قَلَّتْ

رسوا کرده و زشتش کرده او را در نزد تو جنایتش و از این رو ناتوان گشته در این حال نیرویش، و کم شده

حیلَتُهُ، وَ انْقَطَعَتْ عَنْهُ اَسْبابُ خَدایِعِهِ، وَاضْمَحَلَّ عَنْهُ کُلُّ باطِل،

چاره اش و منقطع گشته از او وسایل نیرنگ هایش و دور گشته از او هر باطلى

وَاَلْجَاَتْهُ ذُنُوبُهُ اِلى ذُلِّ مَقامِهِ بَیْنَ یَدَیْکَ،وَخُضُوعِهِ لَدَیْکَ،وَابْتِهالِهِ اِلَیْکَ،

و به ناچار کشانده است او را گناهانش به خوارى ایستادن در نزد تو و فروتنیش در نزد تو و زاریش به درگاهت

اَسْئَلُکَ اللّهُمَّ سُؤالَ مَنْ هُوَ بِمَنْزِلَتِهِ، اَرْغَبُ اِلَیْکَ کَرَغْبَتِهِ، وَ اَتَضَرَّعُ اِلَیْکَ

از تو خواهم خدایا خواستن کسى که او چنین است و مایلم به درگاهت چون میل او و فروتنى کنم

کَتَضَرُّعِهِ، وَاَبْتَهِلُ اِلَیْکَ کَاَشَدِّ ابْتِهالِهِ، اَللّهُمَّ فَارْحَمِ اسْتِکانَةَ مَنْطِقى،

چون فروتنى او و زارى کنم به درگاهت به سخت ترین زارى او خدایا پس رحم کن به زار و نزارى گفتارم

وَذُلَّ مَقامى وَ مَجْلِسى، وَ خُضُوعى اِلَیْکَ بِرَقَبَتى، اَسْئَلُکَ اللّهُمَّ الْهُدى

و خوارى جایگاه و مجلسم و فروتنیم به درگاهت به سر و گردنم از تو خواهم خدایا راهنمایى

مِنَ الضَّلالَةِ، وَالْبَصیرَةَ مِنَ الْعَمى، وَالرُّشْدَ مِنَ الْغَوایَةِ، وَاَسْئَلُکَ اللّهُمَّ

از گمراهى و بینایى از کورى و راهیابى از بیراهه رفتن و از تو خواهم خدایا

اَکْثَرَ الْحَمْدِ عِنْدَ الرَّخآءِ، وَاَجْمَلَ الصَّبْرِ عِنْدَ الْمُصیبَةِ، وَ اَفْضَلَ الشُّکْرِ

ستایش بیشتر در هنگام آسایش و شکیبایى بهترى را در وقت مصیبت و سپاسگزارى کاملترى

عِنْدَ مَوْضِعِ الشُّکْرِ، وَ التَّسْلیمَ عِنْدَ الشُّبُهاتِ، وَ اَسْئَلُکَ الْقُوَّةَ فى

در جاى سپاسگزارى و تسلیم در پیش شبهه ها و از تو خواهم نیرویى در

طاعَتِکَ، وَالضَّعْفَ عَنْ مَعْصِیَتِکَ، وَالْهَرَبَ اِلَیْکَ مِنْکَ، وَ التَقَرُّبَ اِلَیْکَ

فرمانبرداریت و سستى از انجام نافرمانیت و گریز بسوى خودت از (عذاب) تو و تقرّب به درگاهت

رَبِّ لِتَرْضى، وَالتَّحَرِّىَ لِکُلِّ ما یُرْضیکَ عَنّى فى اِسْخاطِ خَلْقِکَ،

پروردگارا تا خشنود شوى و پیدا کردن هر چه تو را خشنود سازد از من در به خشم آوردن خلقت

اِلْتِماساً لِرِضاکَ، رَبِّ مَنْ اَرْجُوهُ اِنْ لَمْ تَرْحَمْنى، اَوْ مَنْ یَعُودُ عَلَىَّ اِنْ

به خاطر تحصیل رضایت تو پروردگارا به که امید داشته باشم اگر توام رحم نکنى یا کیست که به من توجه کند اگر

اَقْصَیْتَنى، اَوْ مَنْ یَنْفَعُنى عَفْوُهُ اِنْ عاقَبْتَنى، اَوْ مَنْ امُلُ عَطایاهُ اِنْ

تو دورم کنى یا کیست که گذشتش به من سود بخشد اگر تو کیفرم کنى یا آرزومند عطاى که شوم اگر

حَرَمْتَنى، اَوْ مَنْ یَمْلِکُ کَرامَتى اِنْ اَهَنْتَنى، اَوْ مَنْ یَضُرُّنى هَوانُهُ اِنْ

تو محرومم کنى یا کیست که بدست داشته باشد گرامى داشتنم را اگر تو خوارم کنى کیست که خوار کردنش به من زیان زند اگر

اَکْرَمْتَنى، رَبِّ ما اَسْوَءَ فِعْلى، وَ اَقْبَحَ عَمَلى، وَ اَقْسى قَلْبى، وَ اَطْوَلَ

تو گرامیم دارى پروردگارا چه بد است رفتارم و چه زشت است کردارم و چه سخت است دلم و چه دراز است

اَمَلى، وَ اَقْصَرَ اَجَلى، وَ اَجْرَأَنى عَلى عِصْیانِ مَنْ خَلَقَنى، رَبِّ وَ ما

آرزویم و کوتاه است عمرم و چه گستاخم بر نافرمانى آفریدگارم پروردگارا

اَحْسَنَ بَلائَکَ عِنْدى، وَ اَظْهَرَ نَعْمآئَکَ عَلَىَّ، کَثُرَتْ عَلَىَّ مِنْکَ النِّعَمُ فَما

و چه نیکوست آزمایشت از من و آشکار است نعمتهایت بر من بسیار شد نعمت هاى تو بر من که

اُحْصیها، وَ قَلَّ مِنّىِ الشُّکْرُ فیما اَوْلَیْتَنیهِ فَبَطِرْتُ بِالنِّعَمِ، وَتَعَرَّضْتُ

شماره اش نتوانستم و اندک شد سپاسگزارى من در آنچه به من عطا کردى و سرمست شدم به نعمت هایت و خود را در معرض

لِلنِّقَمِ، وَسَهَوْتُ عَنِ الذِّکْرِ، وَ رَکِبْتُ الْجَهْلَ بَعْدَ الْعِلْمِ، وَ جُزْتُ مِنْ الْعَدْلِ

کیفر تو قرار دادم و از یاد تو غافل شدم و به مَرکب جهل سوار شدم پس از دانایى و گذشتم از عدالت

اِلَى الظُّلْمِ، وَ جاوَزْتُ الْبِرَّ اِلَى الاِْثْمِ، وَ صِرْتُ اِلَى اللَّهْوِ مِنَ الْخَوْفِ

به سوى ظلم و ستم و تجاوز کردم از نیکى به گنهکارى و درافتادم به سرگرمى بجاى ترس

وَالْحُزْنِ، فَما اَصْغَرَ حَسَناتى، وَ اَقَلَّها فى کَثْرَةِ ذُ نُوبى، وَ ما اَکْثَرَ ذُنُوبى،

و اندوه پس چه خُرد است نیکیهایم و اندک است آنها در مقابل بسیارى گناهانم و چه بزرگ است آنها

وَاَعْظَمَها عَلى قَدْرِ صِغَرِ خَلْقى، وَ ضَعْفِ رُکْنى، رَبِّ وَ ما اَطْوَلَ اَمَلى

در جنب خُردى خلقتم و ناتوانى بنیادم پروردگارا و چه دراز است آرزویم

فى قِصَرِ اَجَلى، وَ اَقْصَرَ اَجَلى فى بُعْدِ اَمَلى، وَ ما اَقْبَحَ سَریرَتى

در مقابل کوتاهى عمرم و چه کوتاه است عمرم در دورى آرزویم و چه زشت است باطنم

وَعَلانِیَتى، رَبِّ لا حُجَّةَ لى اِنِ احْتَجَجْتُ، وَلا عُذْرَلى اِنِ اعْتَذَرْتُ، وَلا

و ظاهرم پروردگارا حجّتى ندارم اگر حجّت بخواهم و عذرى ندارم اگر بخواهم عذرخواهى کنم

شُکْرَ عِنْدى اِنِ ابْتَلَیْتُ وَ اُولیتُ اِنْ لَمْ تُعِنّى عَلى شُکْرِ ما اَوْلَیْتَ، رَبِّ ما

و سپاسگزارى ندارم اگر مبتلا گردم و مورد احسان قرار گیرم اگر تو کمکم ندهى بر سپاسگزارى بدانچه احسانم کردى پروردگارا چه

اَخَفَّ میزانى غَداً اِنْ لَمْ تُرَجِّحْهُ، وَ اَزَلَّ لِسانى اِنْ لَمْ تُثَبِّتْهُ، وَ اَسْوَدَ

سبک است ترازوى اعمالم فرداى قیامت اگر تو چربش نکنى و چه پرلغزش است زبانم اگر تونگاهش ندارى و چه سیاه است

وَجْهى اِنْ لَمْ تُبَیِّضْهُ، رَبِّ کَیْفَ لى بِذُنُوبِىَ الَّتى سَلَفَتْ مِنّى قَدْ هُدَّتْ لَها

چهره ام اگر تو سفیدش نکنى پروردگارا چه کنم با گناهانى که از من در پیش گذشته و بنیادم براى آن

اَرْکانى، رَبِّ کَیْفَ اَطْلُبُ شَهَواتِ الدُّنْیا، وَ اَبْکى عَلى خَیْبَتى فیها، وَ لا

درهم شکسته پروردگارا چگونه مى جویم شهوات دنیا را و مى گریم بر کامیاب نشدنم در آنها ولى

اَبْکى وَ تَشْتَدُّ حَسَراتى عَلى عِصْیانى وَ تَفْریطى، رَبِّ دَعَتْنى دَواعِى

نمى گریم و سخت نمى شود افسوسم به نافرمانیم و کوتاهى کردنم پروردگارا انگیزه هاى

الدُّنْیا فَاَجَبْتُها سَریعاً، وَ رَکَنْتُ اِلَیْها طآئِعاً، وَ دَعَتْنى دَواعِى الاْخِرَةِ

دنیا مرا خواندند بشتاب پذیرفتم و به میل و رغبت بدانها دل بستم ولى چون دواعى آخرت مرا خواندند

فَتَثَبَّطْتُ عَنْها، وَ اَبْطَاْتُ فِى الاِْجابَةِ وَالْمُسارَعَةِ اِلَیْها، کَما سارَعْتُ

واپس کشیدم و از پذیرفتنشان و شتافتن بسوى آنها کُندى کردم چنانچه شتافتم

اِلى دَواعىِ الدُّنْیا، وَ حُطامِهَا الْهامِدِ، وَ هَشیمِهَا الْبایِدِ، وَ سَرابِهَا

بسوى انگیزه هاى دنیا و متاع پوسیده اش و کالاى بى خاصیت و نابود شونده اش و سراب

الذّاهِبِ، رَبِّ خَوَّفْتَنى وَ شَوَّقْتَنى، وَاحْتَجَجْتَ عَلَىَّ بِرِقّى، وَ کَفَلْتَ لى

بى حقیقتش پروردگارا مرا ترساندى و تشویقم کردى و دلیل آوردى به بندگیم و کفالت کردى

بِرِزْقى، فَاَمِنْتُ خَوْفَکَ، وَتَثَبَّطْتُ عَنْ تَشْویقِکَ، وَ لَمْ اَتَّکِلْ عَلى

روزیم را پس من از ترست ایمن گشتم و واپس کشیدم از تشویقت و اعتماد نکردم بر

ضِمانِکَ، وَ تَهاوَنْتُ بِاحْتِجاجِکَ، اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ اَمْنى مِنْکَ فى هذِهِ الدُّنْیا

ضمانتت و سبک گرفتم دلیل آوردنت را خدایا قرار ده ایمنیم را از تو در این دنیا

خَوْفاً، وَحَوِّلْ تَثَبُّطى شَوْقاً، وَ تَهاوُنى بِحُجَّتِکَ فَرَقاً مِنْکَ، ثُمَّ رَضِّنى بِما

ترس و تبدیل کن واپس کشیدنم را از شوق و سبک شمردنم را به دلیل تو هراسى از خودت سپس قانعم گردان بدانچه

قَسَمْتَ لى مِنْ رِزْقِکَ یا کَریمُ ]یا کَریمُ[، اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ، رِضاکَ

قسمتم کرده اى از روزیت اى بزرگوار از تو خواهم بنام بزرگت خشنودى تو را

عِنْدَ السُّخْطَةِ، وَ الْفَرْجَةَ عِنْدَ الْکُرْبَةِ، وَالنُّورَ عِنْدَ الظُّلْمَةِ، وَالْبَصیرَةَ عِنْدَ

هنگام خشم و گشایش در هنگام گرفتارى و روشنى در وقت تاریکى و بینایى در وقت

تَشَبُّهِ الْفِتْنَةِ، رَبِّ اجْعَلْ جُنَّتى مِنْ خَطایاىَ حَصینَةً، وَ دَرَجاتى فِى

مشتبه شدن فتنه پروردگارا قرار ده سپر مرا از خطاهایم محکم و درجه هایم را در

الْجِنانِ رَفیعَةً، وَاَعْمالى کُلَّها مُتَقَبَّلَةً، وَ حَسَناتى مُضاعَفَةً زاکِیَةً، اَعُوذُ

بهشت بلند و کارهایم را همگى پذیرفته و کارهاى خوبم را چند برابر و پاک پناه مى برم

بِکَ مِنَ الْفِتَنِ کُلِّها، ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ، وَمِنْ رَفیعِ الْمَطْعَمِ وَالْمَشْرَبِ،

به تو از فتنه ها همه آنها چه آنچه آشکار است و چه پنهان و از خوراکى و آشامیدنى ممتاز

وَ مِنْ شَرِّ ما اَعْلَمُ وَ مِنْ شَرِّ ما لا اَعْلَمُ، وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ اَنْ اَشْتَرِىَ الْجَهْلَ

و از شرّ آنچه مى دانم و از شرّ آنچه نمى دانم و پناه برم به تو از این که بخرم نادانى را

بِالْعِلْمِ، وَالْجَفا بِالْحِلْمِ، وَالْجَوْرَ بِالْعَدْلِ، وَالْقَطیعَةَ بِالْبِرِّ، وَالْجَزَعَ بِالصَّبْرِ،

به دانش و جفا را به بردبارى و ستم را به عدالت و بریدن از خویشان را به نیکوکارى و بى تابى را به شکیبایى

وَ الْهُدى بِالضَّلالَةِ، وَ الْکُفْرَ بِالاِْیمانِ.(1)

یا هدایت را به گمراهى یا کفر را به ایمان.

 


1. کافى، جلد 2، صفحه 590، حدیث 31.
دعاى 15دعاى 17
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma