1 کلیات و شرایط لازم در عقد ازدواج

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
احکام خانواده در پرتو فقه اسلامى
4 عقد معاطاتى3 شرایط غیر مجاز عقد ازدواج

سؤال 350. شرایط عقد ازدواج کدام است؟

جواب: عقد ازدواج شرایطى دارد از جمله:

الف) احتیاط آن است که صیغه آن به عربى صحیح خوانده شود، ولى در صورتى که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى بخوانند مى توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل براى خواندن صیغه به زبان عربى واجب نیست، ولى باید لفظى بگویند که معنى همان صیغه عربى را بفهماند.

ب) کسى که صیغه را مى خواند باید قصد انشاء داشته باشد یعنى قصدش این باشد که با گفتن این الفاظ همسرى در میان آن دو برقرار گردد، زن خود را همسر مرد قرار دهد و مرد این معنى را قبول کند، وکیل نیز باید چنین قصدى را داشته باشد.

ج) کسى که صیغه عقد را مى خواند باید عاقل و احتیاطاً بالغ باشد هر چند از طرف دیگرى وکیل باشد.

د) ولى یا وکیل در اجراى صیغه عقد باید زن و شوهر را معین کند، بنابراین اگر کسى چند دختر دارد نمى تواند به مردى بگوید: «زَوَّجْتُکَ اِحْدى بَناتى» (یکى از دخترانم را به همسرى تو درآوردم).

هـ) زن و مرد باید از روى اختیار به ازدواج راضى باشند ولى اگر یکى از آن دو ظاهراً با کراهت اجازه مى دهد، امّا مى دانیم قلباً راضى است عقد صحیح است.

و) صیغه عقد باید صحیح خوانده شود و اگر طورى غلط بخوانند که معنى آن را عوض کند عقد باطل است، امّا اگر معنى عوض نشود اشکالى ندارد.

سؤال 351. آیا صیغه عقد فضولى صحیح است؟

جواب: اگر عقد زنى را براى مردى بدون اجازه آنها بخوانند و بعداً آنها راضى شوند و اجازه دهند عقد صحیح است.

سؤال 352. زن و مردى یا یکى از آن دو را مجبور به ازدواج نمایند ولى بعد از خواندن عقد راضى شوند، عقد صحیح است؟

جواب: اگر زن و مردى یا یکى از آن دو را مجبور به ازدواج نمایند ولى بعد از خواندن عقد راضى شوند و اجازه دهند احتیاط واجب آن است که صیغه عقد را از نو بخوانند.

سؤال 353. آیا پدر و جدّ پدرى مى توانند براى فرزند نابالغ یا دیوانه خود ازدواج کنند؟

جواب: پدر و جدّ پدرى مى توانند (در صورت ضرورت) براى فرزند نابالغ یا دیوانه خود ازدواج کنند و بعد از آن که طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید بنابر احتیاط واجب نباید آن را به هم زد.

سؤال 354. آیا دخترى که به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است، مى تواند بدون اجازه خانواده ازدواج نماید؟

جواب: دخترى که به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است، یعنى مصلحت خود را تشخیص مى دهد چنانچه باکره باشد باید با اجازه پدر یا جدّ پدرى ازدواج نماید ولى اگر همسر مناسبى براى دختر پیدا شود و به تایید بزرگان فامیل پدر بدون دلیل مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جدّ پدرى دسترسى نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد و همسر مناسبى براى دختر پیدا شود مى تواند با اطلاع بزرگان فامیل ازدواج کند، یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد که در این صورت اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.

سؤال 355. مرد مقلّد مرجعى است که مثلاً تعدد موجب و قابل را شرط مى داند و زن از مجتهدى تقلید مى کند که اتّحاد موجب و قابل را کافى مى داند، در این جا طبق نظر کدام یک از این دو مرجع باید عمل کرد؟

جواب: در چنین مواردى احتیاط آن است که مطابق فتواى مرجعى که تعدد را شرط مى داند عمل کنند.

سؤال 356. به دخترى گفتند مهریه شما 15 هزار روپیه هندى است و او به این مهریه راضى شد ولى در عقد نامه 10 هزار نوشته شد، وکیل بعد از خواندن عقدنامه، بر مهریه نوشته شده صیغه جارى کرد، آیا این صیغه (ازدواج دائمى) صحیح است؟

جواب: احتیاط آن است که صیغه عقد را مجدّداً با مهریه مورد توافق جارى کنند.

سؤال 357. اگر زن، مرد را وکیل در اجراى عقد دائم کند و مرد مدعى اجراى عقد موقّت باشد (آن هم بعد از چند سال) حکم عقد، مهر و توارث بین زن و شوهر و فرزندان چیست؟

جواب: چنانچه یقین داشته باشد که مرد راست مى گوید و عقد موقّت خوانده است، عقد باطل است و زن و مرد از هم ارث نمى برند ولى فرزندان آنها از آنها ارث مى برند مگر این که مرد عالم بوده به بطلان عقد بوده باشد، که در این صورت فرزندان، تنها از زن ارث مى برند نه از مرد و حدّ زنا بر مرد جارى مى شود و در هر حال باید مهرالمثل زن را بپردازد.

سؤال 358. آیا یک نفر مى تواند عقد را به فارسى یا عربى اصالتاً از طرف خود و وکالتاً از سوى طرف مقابل اجرا کند؟

جواب: مرد مى تواند از طرف زن وکیل شود و عقد را بخواند و از طرف خودش قبول کند مثل این که بگوید: موکله خودم فلان کس را به عقد موقّت خودم در فلان مدّت به فلان مبلغ مهر در آوردم سپس بگوید قبول کردم، در صورتى که عربى بتواند، به عربى بخواند و اگر نتواند به فارسى بخواند و زن هم مى تواند از طرف مرد وکیل شود.

سؤال 359. کسى که بدون انقضاى عقد موقّت، عقد دائم اجرا کند و بعداً متوجّه شود، آیا عقد دائم او باطل است؟

جواب: احتیاط واجب آن است که مجدّداً عقد را بخواند ولى اگر قبلاً فرزندانى به وجود آمده باشند، حلال زاده اند.

سؤال 360. آیا تعدّد وکیل از سوى مرد و زن در اجراى عقد لازم است؟

جواب: تعدّد وکیل در اجراى عقد احتیاط مستحب است.

سؤال 361. همان گونه که مستحضرید در احکام عقود از قبیل بیع و اجاره و نکاح و... طرفین عقد (یا وکیل آنها) به منظور ایجاب و قبول باید صیغه بخوانند مخصوصاً در عقد ازدواج و منظور از صیغه کلمات و جملات به هر لفظ و زبانى که باشد، البتّه مقصود و مطلوب بالذّات، معانى و مفاهیم و مفاد کلمات و جملات مى باشد، بنابراین عقل و منطق حکم مى کند که صیغه به زبانى باشد که طرفین ازدواج و شاهدان قضیه و حضّار مجلس با آن زبان آشنایى داشته باشند; سؤال این است که براى غیر عرب چه لزومى دارد که این صیغه به عربى باشد در حالى که هر شخصى با زبان مادرى و رسمى خودش بهتر مى تواند مطلبى را بیان و تفهیم و یا تفهّم نماید؟

جواب: اجراى صیغه به هر زبانى که براى طرفین مفهوم باشد جایز است، فقط در نکاح و طلاق احتیاط اجراى صیغه به زبان عربى است مشروط بر این که معناى آن را بدانند بنابراین اگر مجرى صیغه آشنا به عربى نباشد مى تواند آن را هم به زبان خودش اجرا نماید.

سؤال 362. اگر صیغه به زبان غیر عربى خوانده شود، آیا عبارتى که خوانده مى شود، باید حتماً مطابق عبارت عربى باشد؟

جواب: همین مقدار که زن به مرد براى خواندن عقد وکالت دهد، و مرد بگوید: «این زن را براى همیشه، یا براى فلان مدّت، به فلان مبلغ مهریه به عقد خود درآوردم» و بعد بگوید: «از سوى خودم قبول کردم»، کافى است.

سؤال 363. آیا اجراى صیغه عقد دائم، یا غیر دائم از طریق مکالمه تلفنى و امثال آن، توسّط مرد و زن، یا وکیل آن دو صحیح است؟

جواب: هرگاه شرایط رعایت شود، اشکالى ندارد.

سؤال 364. نظر شریفتان راجع به عقد معاطاتى نکاح چیست؟ منظور این است که معیار حلّیت در نکاح، آیا صرفاً لفظ «انکحت» و مانند آن مى باشد، یا این که فقط نیت و قصد انشا و رضایت قلبى طرفین کفایت مى کند؟ اگر ملاک روح توافق و قصد انشاى طرفین است، در این فرض چه لزومى به اداى الفاظ مخصوص است؟ بویژه آن که به جاى آن الفاظ مخصوص، مى توان به وسیله حرکات نیز از قصد و رضایت طرفین مطّلع شد.

جواب: اوّل این که درست است که عقد نکاح از نظر قرارداد مانند سایر عقود است; ولى اجماع علماى اسلام بر این است که در نکاح باید صیغه عقد خوانده شود و روایات نیز شاهد بر اعتبار صیغه است; بلکه در میان عقلاى اهل عرف نیز همیشه در عقد نکاح نوعى قرارداد لفظى یا کتبى وجود داشته و دارد و این نشان مى دهد که نکاح وضعى مخصوص به خود دارد.

دوم این که معروف در میان فقها این است که نکاح به عبادات شبیه تر است تا به معاملات; منظور این است که نکاح در شرع مقدّس قیود تعبّدى زیادى دارد که آن را شبیه به عبادات مى کند که جنبه توقیفى دارد.

سؤال 365. بعضى از سردفتران ازدواج به گمان این که چون لفظ «انکحت و زوّجت» گاهى بنفسه وگاهى به حروف «مِن» و «باء» متعدّى مى شود، در جواب «أنکحت موکلتى فلانه من موکلک فلان» این طور مى خوانند «قبلت النکاح من موکلى، و یا قبلت التزویج بموکلى» با این که به آنها تذکر داده مى شود که این عبارت غلط است و باید گفته شود «قبلت النکاح یا قبلت التزویج لموکلى» باز به اشتباه خود ادامه مى دهند. خواهشمند است مرقوم فرمایید در صورت غلط بودن چنین صیغه اى، آیا عقد صحیح است؟

جواب: اجراى عقد با صیغه مزبور اشکالى ندارد; هرچند بهتر است که صیغه بطور صحیح تر، طبق موازین ادبیات عرب خوانده شود.

سؤال 366. آیا عقد نکاح دائم، الفاظ معینى دارد، یا با هر لفظى که معنا و مفهوم آن را برساند جارى مى شود؟

جواب: عقد را با هر عبارتى که مفهوم آن را به وضوح برساند مى توان جارى نمود; ولى اگر انسان به عربى آشنا باشد، احتیاط آن است که صیغه را عربى بخواند.

سؤال 367. در اجراى صیغه عقد دائم، زوج باید مقدّم شود، یا زوجه؟

جواب: تفاوتى نمى کند; ولى تقدّم زوجه بهتر است.

سؤال 368. «نَکحَ» در لغت چندین معنا دارد، و از الفاظ مشترکه است. هنگام قصد انشاء، کدام معنا را باید قصد کنیم؟ در حالى که «به زنىِ دائمى دادم...» از معانى لغویه آن نیست؟

جواب: معناى مشهور نکاح همان عقد ازدواج است; و اگر زمان خاصّى در آن قید نشود، ظهور در عقد دائم دارد.

سؤال 369. نکاح دائم چند رکن دارد؟ آیا صداق نیز از ارکان آن است؟

جواب: صداق از ارکان عقد دائم نیست; و اگر ذکر نشود باید مهرالمثل پرداخت شود.

سؤال 370. آیا در عقد نکاح، تقدّم ایجاب بر قبول لازم است؟

جواب: لازم نیست; ولى بهتر است ایجاب مقدّم شود.

سؤال 371. اگر روحانى سُنّى عقد نکاح پسر یا دختر شیعه را بخواند، حکمش چیست؟

جواب: در صورتى که شرایط معتبر نزد شیعه در آن رعایت شود اشکالى ندارد.

سؤال 372. صیغه محرمیت بین زن و مرد نامحرم (صیغه برادرى و خواهرى) چگونه است؟

جواب: چیزى به نام صیغه برادرى و خواهرى نداریم. و صیغه محرمیت یا به وسیله ازدواج دائم، و یا ازدواج موقّت حاصل مى شود; (البتّه با شرایطش) و غیر آن ممنوع است.

سؤال 373. اگر دختر باکره بدون اجازه پدر و یا جدّ پدرى شوهر کند شرعاً تکلیف چیست؟

جواب: احتیاط آن است که دختر اجازه پدر را به دست آورد.

سؤال 374. طبق فتواى علما در صورتى که پدر و یا جدّ پدرى غایب باشد و دختر باکره احتیاج به شوهر داشته باشد، اجازه ساقط مى شود، معناى احتیاج داشتن به شوهر چیست؟

جواب: منظور این است که به سنّى رسیده باشد که اگر شوهر نکند به زحمت یا به خطر مى افتد.

سؤال 375. آیا براى ازدواج با دختر باکره، اذن پدر یا ولى لازم است؟ آیا در این مسأله، ازدواج موقّت با دائم فرق دارد؟

جواب: واجب است که اجازه بگیرند و تفاوتى میان ازدواج موقّت و دائم نیست.

سؤال 376. دختر جوانى بدون اذن پدر و مادر خود به خانه کسى مى رود و به درخواست پسر و دختر عقد نکاح بدون رضایت پدر خوانده مى شود و اعمال مترتّب بر نکاح انجام مى گیرد، در حالى که اگر دختر با پدر مشورت مى کرد مانعى هم وجود نداشت، در این دو صورت (تحصیل رضایت پدر بعد از عقد و عدم تحصیل رضایت)، حکم عقد چیست؟

جواب: بهتر این است که بعداً رضایت پدر را جلب نماید.

سؤال 377. دخترى قبل از نه سالگى به عقد شخصى در آمده است در حالى که دختر از موضوع خبر نداشته و عقد را پدر دختر جارى کرده است و در ضمن، فاصله سنّى بین این دختر و آن مرد حدود 25 سال است و آن مرد زن دیگرى نیز دارد و حتى دخترش با این زن دوم هم سن است. وقتى دختر بالغ مى شود عدم رضایت خود را از این عقد اعلام داشته و اصرار مى کند که این ازدواج به مصلحت من نیست و من طلاق مى خواهم ولى مرد حاضر به طلاق نمى شود، آیا این عقد درست است و باید به این عقد ملتزم باشد یا مى تواند با کسى دیگر ازدواج کند با توجّه به این که دختر به حدّى رسیده که احتیاج به شوهر کردن دارد؟

جواب: چنانچه این عقد به مصلحت دختر نبوده، باطل است و دختر مى تواند بدون طلاق شوهر کند ولى اگر دختر بعد از بلوغ رضایت داده نمى تواند آن را به هم بزند.

سؤال 378. اگر دخترى با پسر هم شأن شرعى و عرفى خود قصد ازدواج داشته باشد، آیا اذن پدر ساقط است؟

جواب: در فرض مسأله اگر به تایید بزرگان فامیل پدر بدون دلیل مخالفت کند اذن او ساقط مى شود.

سؤال 379. براى خاله بنده خواستگارهاى زیادى آمده که بیشتر آنها افرادى متدین بوده اند ولى پدر ایشان آنها را رد کرده، و مى گوید فقط با فامیل من باید ازدواج کند تکلیف او با چنین پدرى چیست؟

جواب: هرگاه خواستگاران با او تناسب داشته اند و کفو شرعى و عرفى بوده اند، او حق نداشته آنها را رد کند همچنین حق ندارد اصرار بر ازدواج با فامیل کند و اجازه و اذن او در این صورت ها ساقط است، در عین حال اگر بتواند رضایت پدر را به دست آورد کار خوبى کرده است.

سؤال 380. اگر مرد، مقلّد مرجعى باشد که معتقد است ازدواج موقّت دختر باکره بدون اجازه پدرش جایز است ولى دختر مقلّد کسى است که مى گوید اجازه پدر لازم است، آیا آن مرد مى تواند این دختر را بدون اجازه پدرش عقد کند؟

جواب: دختر نمى تواند بدون اجازه پدر ازدواج کند.

سؤال 381. آیا شرایط نکاح باید در متن عقد ذکر شود، یا در خارج عقد؟

جواب: شرایط باید در متن عقد باشد; مگر این که قبلاً بر آن توافق شود و عقد را مبنى بر آن شرایط بخوانند.

سؤال 382. با توجّه به این که طبق بند 3 مادّه 15 کنوانسیون محو اشکال تبعیض علیه زنان، کلّیه قراردادها و اسناد خصوصى که در جهت محدود کردن اختیارات و اهلیت قانونى زنان است ملغى اعلام مى شود، آیا زن و مرد هنگام ازدواج مى توانند شروطى را در ضمن عقد بگنجانند که مفاد آن محدود کردن اختیارات همسر باشد؟

جواب: در بعضى از موارد مى توان از طریق شرطى حقّ همسر را محدود کرد، مانند حقّ سکنى و امثال آن; امّا در مواردى که شرط بر خلاف کتاب و سنّت یا مقتضاى عقد باشد جایز نیست، خلاصه موارد مختلف است.

سؤال 383. اگر مردى قبل از جارى شدن صیغه عقد، و به هنگام گفتگوهاى مقدّماتى ازدواج، توافقنامه هاى شروط ضمن عقد کتبى با دختر امضا کند، که متضمّن شروط رفتارى و فعلى باشد. یعنى در زندگى این کار را بکند یا نکند، و مخالف مقتضاى عقد هم نباشد. از جمله «با دار و ندار شوهر بسازد» و «تا قبل از بچّه دار شدن و سر و سامان گرفتن زندگى، ما بقى مهریه را از او مطالبه نکند» و دختر پس از گفتگو و مطالعه آنها، کتباً بنویسد: «من با تمام آنها موافقم» و امضا کند. ولى این شرط در ذیل قباله رسمى نوشته نشود. آیا این شروط اعتبار و سندیت دارد؟ اگر زن جهت فریب و جلب رضایت مرد آنها را قبول کرده، ولى پس از ازدواج تخلّف و عهد شکنى کند، و آنها را به تمسخر بگیرد، و سه ماه بعد از عروسى مهریه خود را به اجرا بگذارد، با توجّه به این که با عدم قبول شروط، عقد واقع نمى شد، وضعیت این عقد چگونه است؟ آیا زوجه تدلیس کرده است؟ آیا وى مى تواند على رغم این که سه دانگ از منزل مسکونى به نام وى شده، و مبالغ هنگفتى طلاجات و جواهرات و بقیه اقلام مهریه خود را گرفته، بقیه آن را طلب کند؟ آیا منزل مسکونى و محلّ کسب شوهر از مستثنیات دین و مهر زوجه محسوب مى شود؟

جواب: هرگاه قبلاً توافق بر شروطى شده و طرفین آن را امضا کرده اند، سپس عقد خوانده شده، این شروط لازم الاجراست و به اصطلاح فقهى از قبیل شروط مبنىّ علیها العقد است.

سؤال 384. آیا کسى که دستور زبان عربى را نمیداند میتواند عقد را بخواند؟

جواب: کسى که دستور زبان عربى را نمى داند ولى کلمات عقد را صحیح ادا مى کند و معنى آن را نیز مى داند عقد او صحیح است.

 

4 عقد معاطاتى3 شرایط غیر مجاز عقد ازدواج
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma