6 حضانت

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
احکام خانواده در پرتو فقه اسلامى
5 عقیقه1 شرایط شیر دادنى که سبب محرم شدن است

سؤال 775. زن بیوه اى، که یک پسر پنج ساله از شوهر مرحوم خود دارد، چند سال پس از فوت شوهرش ازدواج کرده است، پدر بزرگ این پسر مى گوید: «من به عنوان ولیّ نمی گذارم نوه ام در خانه مرد بیگانه اى تربیت شود». و مادر پسر مى گوید: «من به عنوان مادر، خود او را پرورش مى دهم». حقّ حضانت این پسر بچّه با کیست؟

جواب: در مورد نگهدارى بچّه و پرورش او تا زمان بلوغ، مادر بچّه بر جدّ او مقدّم است; حتّى در صورتى که شوهر کند، ولى در مسأله ولایت بر اموال، حقّ با جدّ است و مادر ولایتى بر اموال کودک ندارد.

سؤال 776. در مواردى که بین زوجین مفارقت حاصل مى شود و فرزند مشترکى دارند، فتواى مشهور فقهاى شیعه این است که مادر در مورد دختر تا هفت سالگى و در مورد پسر تا دو سالگى اولویت در حضانت دارد، و پس از آن، فرزند در حضانت پدر قرار مى گیرد. از آنجا که مادّه 1169 قانون مدنى با الهام از این فتوا تنظیم شده، محاکم دادگسترى نیز در موارد مطروحه در پرونده هاى جارى بر این اساس عمل مى نمایند; ولى این امر چند مشکل اجرایى در بر دارد:

الف) تعلّق عاطفى فرزندان، اعمّ از پسر و دختر، در سنین پایین به مادر بیشتر است، و گرفتن پسر بچّه هاى دو تا هفت ساله از مادر، در موارد زیادى موجب اخلال در مسائل تربیتى و عاطفى آنان مى شود.

ب) غالباً پدرهاى ازدواج نکرده در نگهدارى این گونه کودکان دچار مشکلات مهمّى مى شوند، و بیشتر به خاطر لجاجت، اصرار در گرفتن کودک دارند. و معمولاً بعد از تحویل، کودک را به عمّه، یا مادر بزرگ، یا یکى دیگر از اقوام مى سپارند، و خود مباشرت در حضانت ندارند.

ج) به دلیل تعلّق عاطفى شدید بین مادر و فرزند، در اغلب موارد گرفتن پسر بچّه سه یا چهار ساله از مادر، موجب عُسر و حرج بر مادر است; در صورتى که با حضانت مادر، پدر نیز از طریق اعمال ولایت و نظارت کلّى، با بچّه هاى خود ارتباط دارد، و فشارى بر وى وارد نمى شود.

د) نگران کننده ترین نکته این که در خانواده اى که بیش از یک فرزند وجود دارد، بچّه ها با هم مأنوس و وابسته به هم مى باشند، و جدا کردن بچّه هاى خردسال از یکدیگر، و سپردن بعضى به پدر و بعضى به مادر، فشار شدیدى بر آنان وارد مى آورد.

از طرفى بر طبق فتاواى برخى از فقها، از جمله مرحوم آیت الله العظمى خویى(رحمه الله)اولویت در حضانت تا سنّ هفت سالگى، هم در دختر و هم در پسر، با مادر است. و احادیثى، از جمله روایت ایوب بن نوح(1)، نیز دلالت بر این مسأله دارد. با توجّه به مطالب فوق نظر حضر تعالى در این مسأله چیست؟

جواب: در صورتى که مصالح فرزندان واقعاً به خطر بیفتد، و گرفتار ضرر عاطفى شدیدى شوند، مى توان حضانت را به مادر سپرد.

سؤال 777. همسرم چند سال قبل، بنا به عللى، مرا طلاق داد، و حضانت تنها فرزندمان، که دخترى خردسال بود، نیز به من سپرده شد. با تمام مشکلات اقتصادى، که جهت تأمین مخارج زندگى دخترم وجود داشت، او را بزرگ نمودم، حال که دخترم به سنّ ازدواج رسیده، شوهر سابقم اصرار دارد که دختر را از من بگیرد. قابل ذکر است که:

اوّلا) در طول مدّتى که از هم جدا شده ایم، هیچ گونه کمکى از جانب شوهر سابقم به دخترمان نشده است.

ثانیاً) چون دخترم در طول این مدّت پدر را اصلاً ندیده، شدیداً در برابر تقاضاى او امتناع مى کند، با توجّه به مطالب فوق به دو سؤال زیر پاسخ فرمائید:

الف) آیا شوهرم حق دارد دختر را از من بگیرد؟

جواب: هرگاه دختر به سنّ بلوغ رسیده، نه پدر مى تواند او را اجبار کند و نه مادر; بلکه نزد هر کدام دوست داشته باشد، مى تواند زندگى کند.

ب) نفقه دخترم بر عهده کیست؟ آیا مى توانم حقوق و نفقه او را از شوهر سابقم مطالبه کنم؟

جواب: در صورتى که به میل خود نفقه او را داده اید، نمى توانید از پدر او چیزى بگیرید; ولى اگر پدر نفقه او را نمى داده، و شما به این قصد نفقه او را داده اید که از او بگیرید، حقّ مطالبه دارید.

سؤال 778. شوهر خانمى بر اثر تصادف از بین رفته، و پنج فرزند از او باقى مانده است، که بعضى کبیر و بعضى صغیرند. این زن با میل و رضایت خود حقّ حضانت اولادش را به جدّ پدرى بچّه ها واگذار کرده، و کلاًّ حقّ حضانت را از خود اسقاط نموده است; بعد از یک سال و اندى ادّعاى رجوع به حقّ حضانت مى کند، آیا حقّ رجوع دارد؟

جواب: بعد از واگذارى حقّ حضانت، حقّ بازگشت ندارد.

سؤال 779. زوجه علاوه بر بذل تمام یا مقدارى از مهریه، سرپرستى بدون نفقه و یا با نفقه فرزندان دختر بالاتر از هفت سال خود را بر عهده مى گیرد; ولى بعد از طلاق از نگهدارى اطفال امتناع مىورزد. آیا دادگاه مى تواند زوجه را الزام به حضانت از فرزندان دختر کند، یا این که حضانت به زوج منتقل مى شود؟

جواب: چنانچه شرعاً (از طریق مصالحه، یا شرط ضمن العقد) موظّف شده باشد، دادگاه مى تواند زوجه را به نگهدارى اطفال اجبار کند.

سؤال 780. لطفاً فتواى خود را با عنایت به شرایط فعلى زنان در جامعه، و با توجّه به مهر و علاقه اى که خداوند در ضمیر آنان نهاده، در مورد اصلاح مدّت حضانت فرزندان در نزد مادران بفرمایید، تا با ارائه آن به مجلس و قانون گذاران بتوانیم این ماده قانونى را اصلاح نماییم.

جواب: مشهور در میان فقهاى ما این است که حضانت دختر تا هفت سال، و پسر تا دو سال، در اختیار مادر است; مگر این که عسر و حرج شدیدى براى مادر پیدا شود، که براى پدر نباشد، و بیش از این مقدار را ایجاب کند. ضمناً به این نکته توجّه داشته باشید که قوانین اسلام بلکه هر قانونى ناظر به حال اکثریت است، و موارد نادر و اتّفاقى معیار نیست. بى شک مصلحت فرزندان غالباً ایجاب مى کند که زیر نظر پدران باشند، و به خاطر همین بوده که اسلام چنین قانونى وضع کرده است، ولى چون شما تنها به موارد خاصّى توجّه کرده اید، تعجّب نموده اید. البتّه مسأله صلاحیت پدر، یا مادر در مورد حضانت شرط است، و اگر یکى از آن دو فاقد صلاحیت باشد، حقّ آنها سلب مى شود.

سؤال 781. مى دانیم که مادر، 9 ماه فرزند را در شکم دارد، و مقدار زیادى از قوّت و نیروى او به این طریق از دست مى رود، و به خاطر زایمان، نیز دچار بیمارى هایى مى شود. چرا با تمام این مشکلات، که یک زن در بزرگ کردن طفل خود و حتّى شیر دادن او دارد، به هنگام جدایى زن و شوهر از یکدیگر، (جز در موارد معدودى) فرزند به پدر سپرده مى شود؟

جواب: شکى نیست که مرد براى حمایت از فرزند خود قدرت بیشترى دارد، و موارد استثنایى نمى تواند حکم کلّى را تغییر دهد.

سؤال 782. اگر کسى همسر منحرف خود را (که رابطه نا مشروع داشته و محکوم به حدّ شرعى شده) طلاق دهد، و دختر سه ساله اى داشته باشد، آیا از نظر شرع مقدّس، این زن مطلّقه منحرف مى تواند حضانت آن دختر بچّه را بر عهده گیرد؟

جواب: اگر خوف انحراف بچّه باشد، نباید بچّه را به چنان مادرى سپرد.

سؤال 783. ولایت و حضانت زنازاده با چه کسى است؟

جواب: ولایت و نفقه بر عهده زانى و حضانت طبق موازین فقهى با زانى و زانیه است.

سؤال 784. چندى پیش راجع به یک نزاع خانوادگى چند سؤال از محضرتان نمودیم که فرمودید: «در صورت احراز حرج واقعى و عدم رضایت زوج به طلاق، حاکم شرع مى تواند ولایتاً طلاق را اجرا کند» حال پس از مذاکره مجدّد با زوج، ایشان قبول کرده که همسرش را طلاق شرعى بدهد مشروط بر این که همسرش در محکمه مدنى کشور سوئد به صورت رسمى کلاً از حضانت فرزندان صرف نظر کند و امر نگهدارى فرزندان را به شوهر بسپارد، همسرش اظهار مى دارد که جدایى از فرزندانم برایم بسیار مشکل و غیر قابل تحمّل است; لکن شوهر اصرار دارد که یا بچّه ها را بطور کامل در اختیار او بگذارد که بتواند آنها را به هر کشورى که بخواهد ببرد و زن هیچ حقّى نداشته باشد و یا این که حاضر به طلاق نیستم، آیا شوهر مى تواند امر طلاق را منوط به انصراف قانونى همسرش از حضانت فرزندان نماید؟

جواب: در صورتى که شوهرش حقّ شرعى خود را در مورد حضانت مطالبه کند و حاضر به طلاق باشد، نمى توان اجباراً صیغه طلاق را جارى کرد; ولى مى توان مرد را وادار کرد که به مقدار متعارف به زن، حقّ دیدن بچه ها را بدهد و مرد باید از این امر امتناع نکند و مسأله حضانت غیر از مسأله حقّ دیدار است.

سؤال 785. پسر بچّه اى دو سال دوران حضانت خود را نزد مادر سپرى نموده است. اکنون با انقضاى مدّت حضانت مادر، پدر قصد استرداد طفل را دارد. امّا طفل و مادر آن چنان به یکدیگر وابسته و علاقه مند هستند، که جدا کردن آنها حتّى هفته اى یک روز، با مشقّت صورت مى گیرد. با توجّه به این مطلب، در صورتى که متخصّصین روانشناسى نظر دهند که جدا کردن طفل از مادر، به سلامت روحى و روانى و جسمانى کودک صدمه وارد مى کند، و موجب مشقّت و فشار شدید روحى و روانى به مادر خواهد بود، تکلیف چیست؟ اگر پدر به دلیل اشتغال خارج از منزل، بلکه خارج از شهرِ محلِّ سکونت، بخواهد طفل را به دیگرى بسپارد، چه حکمى دارد؟

جواب: در صورتى که طبق گواهى کارشناسان خبره و متدین ثابت شود که جدا کردن پسر بچّه دو ساله از مادرش خطرات شدیدى براى مادر یا آن بچّه به همراه دارد، نباید او را از مادرش جدا کرد.

سؤال 786. حضانت طفل خنثاى مشکل پس از اتمام مدّت شیرخوارگى با کدام یک از والدین خواهد بود؟ و ملاک آن چیست؟

جواب: در صورتى که بتوانند با هم توافق کنند مشکل نیست; در غیر این صورت قرعه مى زنند.

سؤال 787. آیا کفر مانع حقّ حضانت به شمار مى آید؟

جواب: در صورتى که خطر مادّى و معنوى بچّه را تهدید نکند اشکالى ندارد; هر چند (بنابر احتیاط) در زمان حیات پدر مسلمان، حضانت آنها در اختیار اوست.

سؤال 788. آیا مباشرت در حضانت ضرورى است، و با عدم امکان آن، حقّ حضانت ساقط مى شود، یا استنابت نیز جایز است؟

جواب: استفاده از کمک خادم، یا کمک کار با نظارت خودش مانعى ندارد، ولى سپردن به دیگرى به طور کامل اشکال دارد.

سؤال 789. در فرض سؤال بالا، در صورتى که استنابت در حضانت جایز باشد، آیا جواز مشروط بر عدم قدرت بر مباشرت مى باشد، یا بطور مطلق جایز است؟

جواب: مشروط نیست.

سؤال 790. در حکم دادگاه آمده: «چون براى نگهدارى و حضانت طفل از محکمه اذن نگرفته، حقّ حضانت ندارد» این مسأله چه صورت دارد؟

جواب: در مدّتى که حضانت وظیفه زن است، اجازه دادگاه شرط نیست.

سؤال 791. طبق مادّه 1167 قانون مدنى، ولد زنا ملحق به زانى نیست، آیا مى توان با درنظر گرفتن وضعیت این اطفال و آینده آنان، ولایت قهرى پدرشان را بر آنان مقرّر نموده، و از این باب آنان را ملزم به حضانت طفل و پرداخت نفقه و نگهدارى از آنان نمود؟ و در صورت نبودن پدر، جدّ پدرى، و در صورت فقدان وى، دیگر اقوام پدرى را، با رعایت قاعده الأقرب فالأقرب، ملزم به این کار کرد؟

جواب: عدم الحاق ولد الزنا به زانى در مورد ارث است; ولى در نفقه و حضانت، زانى موظّف است آن را بر عهده بگیرد. به تعبیر دیگر، ولد الزّنا احکام ولد را دارد، الاّ ما خرج بالدلیل.

سؤال 792. آیا در سقوط حقّ حضانت (حقّ سرپرستى و نگهدارى کودک) به وسیله ازدواج مجدّد فرقى بین ازدواج موقّت و دائم هست؟ و در صورتى که زن از شوهر دوم طلاق بگیرد آیا حقّ حضانت که به خاطر شوهر کردنش ساقط شده بود دوباره باز مى گردد؟

جواب: در صورت ازدواج حقّ حضانت زن ساقط مى شود خواه ازدواج دائم باشد یا موقّت، مگر این که مدّت ازدواج موقّت کم و کوتاه باشد که در این صورت ساقط نمى شود و هرگاه از شوهر دوم طلاق بگیرد حقّ حضانت باز نمى گردد هر چند احتیاط مستحب آن است که زوج و زوجه در این مورد تراضى و تصالح کنند.

سؤال 793. اگر بچّه ولدالزّنا به دست زانیه داده شود باعث فساد مى شود و موجب لطمه به آبروى یک عدّه مومن آن روستا مى شود امّا اگر شرع مقدّس یا قانون دولت، این بچه را به اداره بهزیستى تحویل نماید، هم فساد کم مى شود و هم آبروى چندین مؤمن حفظ مى شود، در این صورت وظیفه چیست؟

جواب: باید حاکم شرع در این گونه موارد تصمیم بگیرد و اگر فسادى هست جلوى آن را بگیرد.

سؤال 794. اگر صغیر، جدّ پدرى نداشته باشد آیا مادر مى تواند بااجازه حاکم شرع قیم او بشود؟

جواب: با اجازه حاکم شرع مانعى ندارد.

سؤال 795. اگر مردى با زن نامحرمى تفخیذ کند و انزال شود و فرزندى منعقد گردد بى آن که دخول صورت گرفته باشد حکم فرزند و زوال بکارت که بر اثر تولد فرزند حاصل مى شود چیست؟

جواب: هرگاه یقین داشته باشد که انزال نمى شود، بعید نیست فرزند آنها همچون فرزند شبهه باشد و اگر احتمال مى داده است، خالى از اشکال نیست و در مورد مهرالمثل اگر زن با میل و رضایت خود حاضر شده و احتمال این امر را مى داده مهرالمثل ندارد و اگر احتمال نمى داده و رضایت به غیر تفخیذ نداشته، احتیاط واجب دادن مهرالمثل است.

سؤال 796. همسر شهیدى که یک پسر دارد پس از گذشتن چند سالى ازدواج کرده است، پدر شهید مى گوید: من به عنوان ولیّ نمی گذارم نوه ام در خانه بیگانه بماند چون من وظیفه دارم او را پرورش دهم و فعلاً این پسر بچه 5 ساله است، مادرش مى گوید: من به عنوان مادر، او را پرورش مى دهم، از نظر اسلام کدام یک مقدّم هستند؟

جواب: در مورد نگهدارى بچه و پرورش او تا زمان بلوغ، مادر بچه بر جدّ او مقدّم است حتّى در صورتى که شوهر کند، ولى در مسأله ولایت بر اموال حق با جدّ است و مادر ولایتى بر اموال کودک ندارد.


1 . وسائل الشیعة، ج 15، ابواب احکام الاولاد، باب 81، ح 6 و 7.

 

 

5 عقیقه1 شرایط شیر دادنى که سبب محرم شدن است
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma