الف

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
احکام خانواده در پرتو فقه اسلامى
2 ارث زنب

اِحتِلام: خارج شدن منى از انسان در حالت خواب.

احتیاط: رعایت تمام جوانب نمودن که در این صورت موجب اطمینان انسان به رسیدن به واقع مى شود.

احتیاط لازم: احتیاط لازم آن است که قبل یا بعد از آن فتوایى از فقیه صادر نشده باشد.

احتیاط مستحب: احتیاط مستحب آن است که قبل یا بعد از آن فتوایى از فقیه در مورد آن صادر شده باشد.

احتیاط واجب: به معناى احتیاط لازم است که گذشت. در چنین مواردى مقلد مى تواند به فتواى مجتهد دیگرى که در رتبه بعد قرار دارد عمل نماید.

احتیاط را ترک نکند: اشاره به احتیاط واجب است.

اِدِعا: چیزى را به نفع خود یا دیگرى اظهار داشتن.

اِذن: اجازه.

اِرتِماس: فرو رفتن در آب براى غسل ـ فرو کردن دست و صورت در آب براى وضوء.

اِرث: ماترک متوفى که براى ورثه باقى مى ماند.

اِستِبراء: سعى در برائت و پاکى از آلودگى و نجاست . در سه مورد بکار رفته است:

الف) استبراء از بول.

ب) استبراء از منى یعنى ادرار کردن پس از خروج منى به قصد اطمینان از اینکه ذرات منى در مجراى بول نمانده باشد.

ج) استبراء حیوان نجاستخوار یعنى باز داشتن آن از خوردن نجاست انسان تا وقتى که به خوراک طبیعى خود عادت کند.

اِستِحاضه: بطور کلّى تمام خونهایى که غیر از حیض و نفاس و زخم و دمل است و از رحم زن خارج مى شود خون استحاضه است.

اِستِفتاء: مطالبه فتوا، سؤال کردن و کسب نظر مجتهد درباره حکم شرعى یک مسئله.

اِستِطاعَت: توانایى انجام فریضه حج از حیث بدن، مال و راه.

اِستِمتاع از همسر: لذت بردن از همسر.

اِستِمناء: انجام کارى با خود که موجب انزال منى مى شود.

اشکال دارد: به معناى احتیاط واجب است که معنى آن گذشت.

اضطرار: ناگزیرى، ناچارى.

اَعلَم: عالم تر.

اِفضاء: باز شدن ـ یکى شدن و تداخل مجارى بول و حیض یا مجارى حیض و غائط یا هر سه مجرى.

اِفطار: باز کردن روزه.

اِقامه معروف: بپاداشتن کارهاى واجب یا مستحب است.

اِکتفا به رفع ضرورت کند: به اندازه ناچارى اکتفا کند و بیشتر از آن انجام ندهد.

اِلزام کردن: اجبار نمودن.

اِمرار معاش: گذراندن زندگى.

اَمر به معروف: واداشتن افراد به انجام احکام و سنتى که از نظر شارع پسندیده است.

اَموال محترمه: اموالى که بنابر ضوابط اسلامى داراى احترام است.

اِنتقال: جابجایى، جابجا شدن چیز نجس به نحوى که دیگر شىء اول محسوب نشود مانند انتقال خون انسان به پشه.

اِنزال: بیرون ریختن منى.

اورع: پرهیزکارتر. کسى که تقواى او بیشتر است.

اولى: سزاوارتر، بهتر.

اهل کتاب: غیر مسلمانى که خود را پیرو یکى از پیامبران صاحب کتاب مى داند مانند یهودى و مسیحى.

2 ارث زنب
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma