14. مکتب «اصالت العمل» چه مى گوید؟

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
پاسخ به پرسش های مذهبی
13. آیا با تکامل اخلاق، نیاز بشر به دین باقى است؟15. مکتب یوگا چیست؟

سؤال: مکتب «اصالت العمل» چه مى گوید و روش آنها در تحلیل مسائل فلسفى چیست؟
 
پاسخ: «مکتب اصالت العمل» روش دانشمندانى است که توجّه خود را فقط به مسائل حسّى و عملى معطوف داشته و از بحث در پیرامون مسائل عقلى و فکرى محض خوددارى مى نمایند; براى این که روش و در ضمن خطاى آنان روشن شود نظر آنها را بیان مى کنیم:
اصولا مسائل فلسفى (مسائل فلسفى یک سلسله مسائل کلّى و عمومى است که هرگز اختصاص به موضوع معیّنى ندارد; مثلا بحث در پیرامون علّت و معلول، بحثى فلسفى است; زیرا این گونه مسائل در رشته مخصوصى بحث نمى کند، ولى بحث از آثار ظاهرى اجسام (فیزیک) و یا باطنى آنها (شیمى) بحث علمى است نه فلسفى) بر دو قسم است:
اوّل: مسائلى که از قلمرو حس بیرون است و با ابزار علمى مادّى قابل آزمایش نیست و در «لابراتوار» و با ادوات مادّى نمى توان آنها را اندازه گیرى نمود، مانند تمام مسائل ماوراى الطّبیعه که فقط جنبه تعقّلى دارد و باید در عالم وسیع عقل بررسى شود.
دوّم: آن سلسله بحثهاى کلّى که از روى مسائل قطعى علوم طبیعى و ریاضى که متّکى به تجربه و آزمایش است مى توان بر آنها استدلال نمود و درباره آن نظر داد.
مکتب اصالت العمل معتقد است که آن رشته از مسائل کلّى که متّکى به علوم حسّى نیست و از طریق آزمایش و دستگاههاى سنجش علمى قابل اندازه گیرى نمى باشد اظهار نظر درباره آنها مشکوک خواهد بود.
آنها مى گویند: فلاسفه تعقّلى هزارها سال است که پیرامون مسائل فلسفى بحثها نموده اند و هنوز که هنوز است اختلافات آنها بر این مسائل یکسره نشده و گاهى دامنه اختلاف وسیع تر مى گردد و این اختلاف گواه بر این است که این مسائل پیچیده اند و قابل حل نیستند.
این بود خلاصه نظریه پیروان این مکتب که در قرن هفدهم پایه گذارى گردیده و تاکنون طرفدارانى دارد.
دانشمندان الهى (کسانى که دایره وجود را منحصر به مادّه و انرژى نکرده و با نظر واقع بینى وسیع، دیده به صفحه هستى مى گشایند) نسبت به این طرز تفکّر اشکالات زیادى دارند و با اصول علمى این نظریه را رد کرده اند و در این جا به قسمت مختصرى از آن اشاره مى شود:
این که گفته مى شود فقط به امور حسّى باید اعتماد کرد سخنى است که حتّى پیروان این مکتب عملا با آن مخالفند; زیرا آنان در علوم، قضایا را بطور «کلّى» تلقّى مى کنند، مثلا مى گویند سرعت نور در ثانیه سیصد هزار کیلومتر است; در صورتى که این قضیّه به صورت کلّى آزمایش نشده است و آنچه مورد آزمایش واقع شده، یک سلسله موارد مخصوص آن هم در شرایط معیّنى بوده، سپس آن را با یک نوع استدلال عقلى تعمیم داده اند و آن این که:
سرعت مزبور مربوط به حقیقت نور است و شرایط هرگز در آن دخالت ندارد; پس نور در هر کجا باشد این سرعت را خواهند داشت.
روشنتر بگوییم: دانشمندان، آزمایشهاى خود را درباره سرعت نور در شرایط مختلفى انجام داده اند و چون سرعت نور را در تمام این شرایط ثابت دیده اند از این آزمایشها، پى به یک قانون کلّى عقلى برده و ادّعا کرده اند که هر نورى در هر نقطه و در هر زمان که باشد سرعت ثابتى خواهد داشت، ما از این آقایان مى پرسیم: آیا این قانون به صورت کلّى محسوس شماست، یا این که از چند محسوس پى به غیر محسوس برده اید؟ بطور مسلّم پاسخ همان دومّى است.
وانگهى، دانشمندان طبیعى در بسیارى از تئوریها و فرضیّه ها به یک سلسله مسائل عقلى حدسى تکیه کرده و نتایجى گرفته و مى گیرند; مثلا، دانشمندان زمین شناس در پیدایش زمین و طبقات مختلف آن نظریّاتى دارند که هرگز براى احدى محسوس نبوده و آنچه محسوس است همان آثارى است که نشانه یک سلسله علل مى باشد که از طریق حدس و تفکّر به دست مى آید.
این که مى گویند: «دانشمندان تعقّلى، همواره بر سر این مسائل اختلاف دارند پس این مسائل قابل حل نیست» دور از حقیقت است; زیرا همواره چهره حقیقت با پرده هایى پوشیده شده است که به وسیله بحث و گفتگو تدریجاً از میان مى رود; و در واقع هر یک از این اختلافها قدمى است به سوى واقع، و وجود اختلاف هرگز دلیل بر آن نیست که این دانشمندان به واقع نرسیده اند; بلکه از آن جا که موضوع وسیع و پراهمّیّت است هر یک از این دانشمندان قسمتى از واقع را درک کرده اند و هر روز حقایق تازه اى روشن مى گردد. امروز بسیارى از مسائل فلسفى تعقّلى به همین صورت درآمده است و پس از طىّ مراحلى روى اصول مخصوص به خود، قطعى گردیده و به اصطلاح از مسائل فنّ فلسفه تعقّلى شمرده شده است و وجود مسائل مورد اختلاف دیگر، دلیل بر عدم پیشرفت گفتگوهاى فلسفى در همه زمینه ها نیست.

 

13. آیا با تکامل اخلاق، نیاز بشر به دین باقى است؟15. مکتب یوگا چیست؟
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma