ملائکه در قرآن مجید

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 
تفسیر نمونه جلد 18
سوره فاطر / آیه 4 - 7 در اینجا به چند «امر» باید توجه کرد:



در قرآن مجید از «ملائکه» فراوان یاد شده است.
آیات زیادى از قرآن درباره صفات، ویژگیها، مأموریت ها و وظائف فرشتگان سخن مى گوید، حتى قرآن، ایمان به ملائکه را در ردیف ایمان به خدا و انبیاء و کتب آسمانى، قرار داده است، و این دلیل بر اهمیت بنیادى این مسأله است: آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ: «پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده، و مؤمنان نیز به خدا و فرشتگان او و کتابها و رسولانش همگى ایمان دارند».(1)
بدون شک، وجود فرشتگان از امور غیبیه اى است که براى اثبات آن با این صفات و ویژگیها راهى جز ادله نقلیه نیست، و به حکم ایمان به غیب آنها را باید پذیرفت.

* * *

قرآن مجید روى هم رفته ویژگیهاى آنها را چنین مى شمرد:
1 ـ فرشتگان موجوداتى عاقل و با شعورند، و «بندگان گرامى خدا هستند»، (بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ).(2)
2 ـ «آنها سر بر فرمان خدا دارند و هرگز معصیت او نمى کنند» (لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ).(3)
3 ـ آنها وظائف مهم و بسیار متنوعى از سوى خداوند بر عهده دارند:
گروهى حاملان عرشند.(4)
و گروهى مدبرات امرند.(5)
گروهى فرشتگان قبض ارواحند.(6)
و گروهى مراقبان اعمال بشرند.(7)
گروهى حافظان انسان از خطرات و حوادثند.(8)
گروهى مأمور عذاب و مجازات اقوام سرکشند.(9)
گروهى امدادگران الهى نسبت به مؤمنان در جنگها هستند.(10)
و بالاخره، گروهى مبلغان وحى و آورندگان کتب آسمانى براى انبیاء مى باشند(11) که اگر بخواهیم یک یک وظائف و مأموریتهاى آنها را بر شمریم، بحث به درازا مى کشد.
4 ـ آنها پیوسته مشغول تسبیح و تقدیس خداوند هستند، چنان که در آیه 5 سوره «شورى» مى خوانیم: وَ الْمَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ: «فرشتگان تسبیح و حمد پروردگار خود را به جا مى آورند، و براى کسانى که در زمین هستند استغفار مى کنند».
5 ـ با این حال، انسان به حسب استعداد تکامل، از آنها برتر و والاتر است، تا آنجا که همه فرشتگان بدون استثناء، به خاطر آفرینش آدم به سجده افتادند، و آدم معلم آنها گشت.(12)
6 ـ آنها گاه به صورت انسان در مى آیند، و بر انبیاء، و حتى غیر انبیاء ظاهر مى شوند، چنان که در سوره «مریم» مى خوانیم: «فرشته بزرگ الهى به صورت انسان موزون بر مریم ظاهر شد» (فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیّاً).(13)
در جاى دیگر، به صورت انسان هائى بر «ابراهیم» و بر «لوط» ظاهر شدند.(14)
حتى از ذیل این آیات، استفاده مى شود که: قوم «لوط» نیز آنها را در همان اشکال موزون انسانى دیدند.(15)
آیا ظهور، در چهره انسان، یک واقعیت عینى است؟ یا به صورت تمثل و تصرف در قوّه ادراک؟ ظاهر آیات قرآن، معنى اول است، هر چند بعضى از مفسران بزرگ، معنى دوم را برگزیده اند.
7 ـ از روایات اسلامى استفاده مى شود: تعداد آنها به قدرى زیاد است که به هیچ وجه قابل مقایسه با انسان نیست، چنان که در روایتى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم: هنگامى که از آن حضرت پرسیدند: آیا عدد فرشتگان بیشترند یا انسانها؟ فرمود: «سوگند به خدائى که جانم به دست او است، فرشتگان خدا در آسمانها بیشترند از عدد ذرات خاکهاى زمین، و در آسمان جاى پائى نیست مگر این که: در آنجا فرشته اى تسبیح و تقدیس خدا مى کند».(16)
8 ـ آنها نه غذا مى خورند، نه آب مى نوشند، و نه ازدواج دارند، چنان که در  حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: المَلائِکَةُ لایَأْکُلُونَ وَ لایَشْرَبُونَ وَ لایَنْکِحُونَ، وَ إِنَّما یَعِیْشُونَ بِنَسِیمِ الْعَرْشِ: «فرشتگان غذا نمى خورند، آب نمى نوشند و ازدواج نمى کنند، بلکه با نسیم عرش الهى زنده اند»!.(17)
9 ـ آنها نه خواب دارند، نه سستى و غفلت، چنان که على(علیه السلام) در حدیثى چنین مى گوید: فَلَیْسَ فِیْهِمْ فَتْرَةٌ، وَ لا عِنْدَهُمْ غَفْلَةٌ، وَ لا فِیْهِمْ مَعْصِیَةٌ... لایَغْشاهُمْ نَوْمُ الْعُیُونِ وَ لا سَهْوُ الْعُقُولِ، وَ لا فَتْرَةُ الأَبْدانِ، لَمْ یَسْکُنُوا الْأَصْلابَ وَ لَمْ تَضُمُّهُمُ الْأَرْحامُ: «در آنها نه سستى است، و نه غفلت، و نه عصیان... خواب بر آنها چیره نمى گردد و عقل آنها گرفتار سهو و نسیان نمى شود، بدن آنها به سستى نمى گراید ، و در صلب پدران و رحم مادران قرار نمى گیرند».(18)
10 ـ آنها مقامات مختلف و مراتب متفاوت دارند، بعضى همیشه در رکوعند و بعضى همیشه در سجود: وَ ما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ * وَ إِنّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ * وَ إِنّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ: «هر یک از ما مقام معلومى دارد * ما همواره صف کشیده منتظر فرمان او هستیم * و پیوسته تسبیح او مى گوئیم».(19)
امام صادق(علیه السلام) مى گوید: وَ إِنَّ لِلّهِ مَلائِکَةً رُکَّعاً إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ إِنَّ لِلّهِ مَلائِکَةً سُجَّداً إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ: «خداوند فرشتگانى دارد که تا روز قیامت در رکوعند، و فرشتگانى دارد که تا قیامت در سجودند»!.(20)

* * *

آیا با این اوصاف که براى فرشتگان ذکر شد، آنها موجوداتى مجرّدند یا مادى؟!
بدون شک، با این اوصاف نمى توانند از این ماده کثیف عنصرى باشند، ولى مانعى ندارد که از اجسام لطیفى آفریده شده باشند، اجسامى مافوق این ماده معمولى که ما با آن آشنا هستیم.
اثبات «تجرد مطلق» براى فرشتگان ـ حتى از زمان و مکان و اجزاء ـ کار آسانى نیست، و تحقیق در این مسأله نیز فایده زیادى در بر ندارد، مهم آن است که: ما فرشتگان را به اوصافى که قرآن و روایات مسلم اسلامى توصیف کرده بشناسیم، و آنها را صنف عظیمى از موجودات والا و برجسته خداوند بدانیم، بى آن که مقامى جز مقام بندگى و عبودیت براى آنها قائل باشیم، و آنها را شریک خداوند در خلقت، یا عبادت بدانیم، که این شرک و کفر محض است.
در بحث، پیرامون فرشتگان، به همین مقدار قناعت مى کنیم، و تفصیل را به کتبى که بالخصوص در این زمینه نگاشته شده موکول مى نمائیم.
در بسیارى از عبارات «تورات» از فرشتگان تعبیر به «خدایان» مى کند، که تعبیرى است شرک آلود، و از نشانه هاى تحریف «تورات» کنونى است، ولى «قرآن مجید» از این گونه تعبیرات پاک و منزه است، چرا که براى آنها مقامى جز بندگى و عبادت، و اجراى فرمانهاى الهى قائل نشده است، و حتى چنان که گفتیم، از آیات مختلف قرآن بر مى آید که: مقام انسان کامل، از فرشتگان والاتر و بالاتر است.
 

* * *

 


1 ـ بقره، آیه 285.
2 ـ انبیاء، آیه 26.
3 ـ انبیاء، آیه 27.
4 ـ حاقه، آیه 17.
5 ـ نازعات، آیه 5.
6 ـ اعراف، آیه 37.
7 ـ انفطار، آیات 10 تا 13.
8 ـ انعام، آیه 61.
9 ـ هود، آیه 77.
10 ـ احزاب، آیه 9.
11 ـ نحل، آیه 2.
12 ـ بقره، آیات 30 تا 34.
13 ـ مریم، آیه 17.
14 ـ هود، آیات 69 و 77.
15 ـ هود، آیه 78.
16 ـ «بحار الانوا»، جلد 59، صفحه 176، حدیث 7 ـ روایات فراوان دیگرى در این زمینه نیز نقل شده است.
17 ـ «بحار الانوار»، جلد 59، صفحه 174، حدیث 4.
18 ـ «بحار الانوار»، جلد 59، صفحه 175.
19 ـ صافات، آیات 164 تا 166.
20 ـ «بحار الانوار»، جلد 59، صفحه 174.
براى آگاهى بیشتر از اوصاف ملائکه و اصناف آنها به کتاب «السماء و العالم» «بحار الانوار»، ابواب ملائکه، جلد 59، صفحات 144 تا 326 مراجعه فرمائید، (همچنین «نهج البلاغه»، خطبه هاى اول و 91 ـ خطبه اشباح ـ و 109 و 171).
سوره فاطر / آیه 4 - 7 در اینجا به چند «امر» باید توجه کرد:
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma