نخستین خانه مردم

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
تفسیر نمونه جلد 03
سوره آل عمران / آیه 96 - 97 1 ـ منظور از «بکّه» چیست؟


همان طور که در ذیل آیات سابق گفتیم، یهود به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) دو ایراد داشتند که پاسخ نخستین ایرادشان در آیات سابق آمد، و پاسخ دومین ایراد که درباره فضیلت بیت المقدس و برترى آن بر کعبه بود، در این آیات آمده است.
نخست مى فرماید: «نخستین خانه اى که براى مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکّه است که پر برکت و مایه هدایت جهانیان است» (إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ).
به این ترتیب، اگر کعبه به عنوان قبله مسلمانان انتخاب شده است، جاى تعجب نیست; زیرا این نخستین خانه توحید است، و بى سابقه ترین معبدى است که در روى زمین وجود دارد.
هیچ مرکزى پیش از آن، مرکز نیایش و پرستش پروردگار نبوده.
خانه اى است که براى مردم و به سود جامعه بشریت در نقطه اى که مرکز اجتماع و محلى پربرکت است ساخته شده است.
تاریخ و منابع اسلامى هم به ما مى گوید: خانه کعبه به دست آدم(علیه السلام) ساخته شد، در طوفان نوح(علیه السلام) آسیب دید و به وسیله ابراهیم خلیل(علیه السلام) تجدید بنا گردید.(1)
بنابراین، انتخاب پرسابقه ترین خانه توحید براى قبله از هر نقطه دیگرى شایسته تر است.
جالب توجه این که: در این آیه خانه کعبه که نام دیگرش «بیت اللّه» است به عنوان خانه مردم معرفى شده، این تعبیر بیان کننده این حقیقت است که: آنچه به نام خدا و براى خداست باید در خدمت مردم و بندگان او باشد، و آنچه در خدمت مردم و بندگان خدا است براى خدا محسوب مى شود.
ضمناً از این آیه، اهمیت سابقه داشتن در مسیرهاى الهى و سازنده، روشن مى شود، لذا در آیه فوق، نخستین فضیلتى که براى خانه کعبه ذکر شده همان سابقه ممتد و طولانى آن است و از اینجا پاسخ ایرادى که در مورد احترام «حجر الاسود» مى شود نیز روشن مى گردد:
زیرا عده اى مى گویند: یک قطعه سنگ چه ارزش و اهمیتى دارد که همه سال میلیون ها نفر از مردم براى «استلام» آن (دست گذاشتن بر آن) بر یکدیگر پیشى گیرند و به عنوان یک مستحب مؤکد در برنامه زائران خانه خدا گنجانیده شود؟!
ولى توجه به تاریخچه این سنگ مخصوص، نشان مى دهد: امتیازى در آن است که در هیچ سنگ دیگرى در جهان نمى توان پیدا کرد و آن این که: پرسابقه ترین چیزى است که به عنوان مصالح ساختمان، در یک مرکز عبادت و پرستش خداوند، به کار رفته; چرا که تمام معابد روى زمین و حتى کعبه که نخستین پرستشگاه است بارها تجدید بنا شده و مصالحى که در ساختمان آنها به کار رفته، تغییر یافته است تنها همین قطعه سنگ است که با مرور هزاران سال هنوز به عنوان مصالح ثابت در این معبد پر سابقه پا بر جا مانده است.
بنابراین اهمیت آن در واقع همان سابقه داشتن در مسیر خدا و خدمت به مردم است.
به علاوه این سنگ، تاریخ خاموشى از نسل هاى فراوان مؤمنان در قرون و اعصار مختلف است.
این سنگ زنده کننده خاطره استلام انبیاى بزرگ و بندگان خاص خدا است که در کنار آن به نیایش پروردگار برخاستند.
موضوع دیگرى که توجه به آن در اینجا لازم است این است که آیه فوق مى گوید: این نخستین خانه اى بوده که براى مردم ساخته شده است.
روشن است: منظور نخستین خانه عبادت و پرستش است، بنابراین، هیچ مانعى ندارد که بپذیریم قبل از آن، خانه هاى مسکونى دیگرى در روى زمین وجود داشته است.
و این تعبیر، پاسخ روشنى است به آنها (مانند نویسنده تفسیر المنار) که مى گویند: خانه کعبه نخستین بار به دست ابراهیم(علیه السلام) ساخته شد و ساخته شدن آن را به دست آدم(علیه السلام) در ردیف افسانه ها قلمداد مى کنند.
در حالى که به طور مسلّم قبل از ابراهیم(علیه السلام)، معبد و پرستشگاه در جهان وجود داشته و انبیاى پیشین همچون نوح(علیه السلام) از آن استفاده مى کردند، بر این اساس چگونه ممکن است خانه کعبه که نخستین معبد جهان است به دست ابراهیم(علیه السلام) ساخته شده باشد؟
به هر حال، در این آیه براى کعبه علاوه بر امتیاز «نخستین پرستشگاه بودن» به دو امتیاز «مبارک» و «مایه هدایت جهانیان» بودن آن نیز اشاره شده است.


* * *

سپس در آیه بعد دو امتیاز دیگر آن را ذکر مى کند، مى فرماید: «در آن نشانه هائى روشن است (از جمله) مقام ابراهیم» (فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیمَ).
نشانه دیگر آن آرامش و امنیت حاکم بر این شهر است، مى گوید: «و هر کس داخل آن شود در امان خواهد بود» (وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً).
و در جمله بعد به همه مردم دستور انجام مناسک حج را داده، مى گوید: «و براى خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند آنها که توانائى رفتن به سوى آن دارند» (وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً).
از این دستور، تعبیر به یک بدهى و دَین الهى شده است که بر ذمه عموم مردم مى باشد; زیرا فرموده است: وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ: «براى خدا بر مردم است».
واژه «حجّ» در اصل، به معنى «قصد» است و به همین جهت به جاده و راه «مَحَجّة» (بر وزن مودّة) گفته مى شود; زیرا انسان را به مقصد مى رساند، و به دلیل و برهان، «حجت» مى گویند; زیرا مقصود را در بحث روشن مى سازد.

و اما این که این مراسم مخصوص را «حجّ» نامیده اند براى این است که: به هنگام حرکت براى شرکت در این مراسم «قصد زیارت خانه خدا» مى کنند و به همین دلیل در آیه فوق اضافه به «بیت» (خانه کعبه) شده است.
همان طور که سابقاً اشاره کرده ایم مراسم زیارت خانه کعبه نخستین بار در زمان ابراهیم(علیه السلام) رسمیت یافت، و سپس به صورت یک سنت حتى در زمان عرب جاهلى ادامه یافت، و در اسلام به صورت کامل تر و خالى از هر گونه خرافه دوران جاهلى تشریع گردید.(2)
البته از «نهج البلاغه» (خطبه قاصعه) و بعضى از روایات به خوبى استفاده مى شود که فریضه حج از زمان آدم(علیه السلام) تشریع شده بود، ولى رسمیت یافتن آن بیشتر مربوط به زمان ابراهیم(علیه السلام) است.
حجّ بر هر انسانى که توانائى داشته باشد در عمر فقط یک بار واجب مى شود و از آیه فوق نیز بیش از این استفاده نمى گردد; زیرا حکم، مطلق است و با یک بار انجام دادن امتثال حاصل مى شود.
تنها شرطى که در آیه براى وجوب حج ذکر شده «استطاعت» است که با تعبیر: مَنِ اسْتَطاعَ اِلَیْهِ سَبِیْلاً: «کسى که توانائى راه پیمائى به سوى خانه کعبه داشته باشد» بیان شده.
در روایات اسلامى و کتب فقهى، «استطاعت»، به معنى «داشتن زاد و توشه، و مرکب، و توانائى جسمى، و باز بودن راه، و توانائى بر اداره زندگى به هنگام بازگشت از حج» تفسیر شده است.(3)
ولى در حقیقت همه اینها در آیه فوق مندرج است; زیرا «استطاعت» در اصل به معنى توانائى است که شامل تمام این امور مى شود.
ضمناً از آیه فوق استفاده مى شود که: این قانون، مانند سایر قوانین اسلامى اختصاص به مسلمانان ندارد بلکه همه موظفند آن را انجام بدهند و قاعده معروف اَلْکُفّارُ مُکَلَّفُونَ بِالْفُرُوعِ کَما أَنَّهُمْ مُکَلَّفُونَ بِالاُصُولِ: «کافران همان طور که به اصول دین موظفند به انجام فروع نیز مکلف مى باشند»(4) با آیه فوق و مانند آن تأیید مى شود، گرچه شرط صحیح بودن این گونه اعمال و عبادات، این است که: نخست اسلام را بپذیرند و سپس آنها را انجام بدهند ولى باید توجه داشت عدم قبول اسلام، مسئولیت آنها را در برابر این گونه وظائف از بین نمى برد.
درباره اهمیت این مراسم بزرگ، و فلسفه حج، و آثار فردى و اجتماعى آن در ذیل آیات 196 تا 203 در سوره «بقره» مشروحاً بحث شد.(5)
و در پایان آیه براى تأکید و بیان اهمیت مسأله حج مى فرماید: «و هر کس کفر بورزد (و حج را ترک کند به خود زیان رسانیده; زیرا) خداوند از همه جهانیان بى نیاز است» (وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمینَ).
واژه «کفر» در اصل به معنى «پوشانیدن» است و از نظر اصطلاح دینى معنى وسیعى دارد و هر گونه مخالفت با حق را ـ چه در مرحله عقائد، و چه در مرحله دستورات فرعى ـ شامل مى شود، و اگر مشاهده مى کنیم «کفر» غالباً در مخالفت با اصول دین استعمال مى شود، دلیل بر این نیست که منحصراً به همان معنى بوده باشد، به همین دلیل در آیه بالا در مورد «ترک حج» به کار رفته است، لذا در روایتى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که: «کفر» را در آیه به معنى «ترک»، تفسیر فرموده است.(6)
به عبارت دیگر، کفر و فاصله گرفتن از حق ـ همانند ایمان و توجه به حق ـ مراحل و درجاتى دارد که هر کدام براى خود داراى احکام مخصوصى است، و با توجه به این حقیقت، بسیارى از مشکلات که در معنى آیات و روایات مربوط به کفر و ایمان پیش مى آید، حل مى شود.
به هر حال از آیه فوق دو مطلب استفاده مى شود:
نخست، اهمیت فوق العاده حج است که از «ترک» آن تعبیر به «کفر» شده است، مرحوم «صدوق» در کتاب «من لا یحضره الفقیه» از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل مى کند: به على(علیه السلام) فرمود: یا عَلِیُّ تارِکُ الْحَجِّ وَ هُوَ مُسْتَطِیعٌ کافِرٌ یَقُولُ اللّهُ تَبارَکَ وَ تَعالى: وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا ًوَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ.
یا عَلِیُّ! مَنْ سَوَّفَ الْحَجَّ حَتَّى یَمُوتَ بَعَثَهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرانِیّاً:
«اى على! کسى که حج را ترک کند ـ با این که توانائى دارد ـ کافر محسوب مى شود، زیرا خداوند مى فرماید: بر مردمى که استطاعت دارند به سوى خانه خدا بروند، لازم است حج به جا بیاورند و کسى که کفر بورزد (آن را ترک کند) به خود زیان رسانیده است، و خداوند از آنان بى نیاز است.
اى على! کسى که حج را به تأخیر بیاندازد تا این که از دنیا برود خداوند او را در قیامت یهودى یا نصرانى محشور مى کند».(7)
دیگر این که: انجام این فریضه مهم الهى مانند همه فرائض و برنامه هاى دینى به سود مردم و براى تربیت آنها است و هیچگونه نفعى براى خداوند ـ که از همگان بى نیاز است ـ نخواهد داشت.


* * *


1 ـ براى توضیح بیشتر درباه مدارک این موضوع از آیات و روایات به جلد اول تفسیر «نمونه»، ذیل آیه 127 سوره «بقره» مراجعه شود (صفحه 521 ویرایش جدید).
2 ـ از بعضى روایات استفاده مى شود: این فریضه در اسلام نخستین بار در سال دهم هجرى تشریع گردید و در همان سال بود که پیامبر(صلى الله علیه وآله) به جمعى دستور داد در همه جا این فرمان را به گوش مردم برسانند و آنها را آماده زیارت خانه خدا کنند اگر چه مراسم «عمره» را پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و جمعى از مسلمانان قبل از آن هم انجام دادند. («وسائل الشیعه»، جلد 11، صفحه 235، حدیث 14675 چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 21، صفحات 382، 383، 389، 402، 403 و جلد 30، صفحات 604 و 605).
3 ـ «کافى»، جلد 4، صفحه 266، باب استطاعة الحج (دار الکتب الاسلامیه) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 11، صفحه 7 و 33 (چاپ آل البیت).
4 ـ «کتاب الزکاة» آیت اللّه خوئى، صفحه 124 (انتشارات لطفى) ـ «مختلف الشیعه» علامه حلى، جلد 3، صفحه 251 (انتشارات جامعه مدرسین) ـ «تهذیب الاصول» امام خمینى، جلد 1، صفحه 271 (انتشارات دار الفکر).
5 ـ به تفسیر «نمونه» جلد 2، ذیل آیه 196 سوره «بقره» و همچنین جلد 1، ذیل آیه 158 سوره «بقره» مراجعه فرمائید.
6 ـ تفسیر «صافى»، جلد 1، صفحه 362، ذیل آیه مورد بحث (مکتبة الصدر تهران) ـ «التهذیب»، جلد 5، صفحه 18 (دار الکتب الاسلامیه) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 11، صفحات 29، 32 و 43 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 96، صفحه 110.
7 ـ «من لا یحضره الفقیه»، جلد 4، صفحه 368 (انتشارات جامعه مدرسین) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 11، صفحه 31 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 74، صفحه 58.
سوره آل عمران / آیه 96 - 97 1 ـ منظور از «بکّه» چیست؟
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma