آغاز نبرد احد

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
تفسیر نمونه جلد 03
سوره آل عمران / آیه 121 - 122 1 ـ سرچشمه وقوع غزوه احد


از اینجا آیاتى شروع مى شود که درباره یک حادثه مهم و پر دامنه اسلامى یعنى جنگ «احد» نازل شده است; زیرا از قرائنى که در آیات فوق وجود دارد استفاده مى شود این دو آیه، بعد از جنگ احد نازل شده و اشاره به گوشه اى از جریانات این جنگ وحشتناک مى کند و بیشتر مفسران نیز بر همین عقیده اند.
در آغاز اشاره به بیرون آمدن پیامبر(صلى الله علیه وآله) از «مدینه» براى انتخاب لشکرگاه در دامنه کوه «احد» کرده، مى فرماید: «اى پیامبر! به خاطر بیاور آن روز را که صبحگاهان از «مدینه» از میان بستگان و اهل خود بیرون آمدى تا براى مؤمنان پایگاه هائى براى نبرد با دشمن آماده سازى» (وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِکَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِینَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ).
در آن روز گفتگوهاى زیادى در میان مسلمانان بود و همان طور که در شرح حادثه احد به زودى اشاره خواهیم کرد. درباره انتخاب محل جنگ و این که داخل «مدینه» بوده باشد یا بیرون «مدینه»، در میان مسلمانان اختلاف نظر شدید بود.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) پس از مشورت کافى نظر اکثریت مسلمانان را ـ که جمع زیادى از آنان را جوانان تشکیل مى دادند ـ انتخاب کرد و لشکرگاه را به بیرون شهر و دامنه کوه احد منتقل ساخت، و طبعاً در این میان، افرادى بودند که در دل، مطالبى پنهان مى داشتند و به جهاتى حاضر به اظهار آن نبودند.
جمله آخر آیه به این معنى اشاره کرده مى گوید: «خداوند هم سخنان شما را مى شنید و هم از اسرار درون شما آگاه بود» (وَ اللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ).


* * *

سپس به گوشه دیگرى از این ماجرا اشاره کرده مى فرماید: «در آن هنگام دو طایفه از مسلمانان تصمیم گرفتند که سستى به خرج دهند و از وسط راه به مدینه بازگردند» (إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْکُمْ أَنْ تَفْشَلا).
که این دو طایفه طبق نقل تواریخ «بنو سلمه» از قبیله اوس و «بنو حارثه» از قبیله خزرج بودند.
علت این تصمیم، شاید این بود که آنها از طرفداران نظریه «جنگ در شهر» بودند و پیامبر با نظر آنها مخالفت کرده بود.
به علاوه چنان که خواهیم گفت: «عبداللّه بن ابى سلول» با سیصد نفر از یهودیانى که به لشکر اسلام پیوسته بودند بر اثر مخالفت پیامبر(صلى الله علیه وآله) با ماندن آنها در اردوگاه اسلام، به «مدینه» بازگشتند.
و همین موضوع، تصمیم آن دو طایفه مسلمان را بر ادامه راهى که در پیش گرفته بودند سست کرد.
اما چنان که از ذیل آیه استفاده مى شود: آن دو طایفه به زودى از تصمیم خود بازگشتند، و به همکارى با مسلمانان ادامه دادند، لذا قرآن مى گوید: «خداوند یاور و پشتیبان این دو طایفه بود و افراد با ایمان باید بر خدا تکیه کنند» (وَ اللّهُ وَلِیُّهُما وَ عَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ).
ضمناً باید توجه داشت: ذکر ماجراى «احد» به دنبال آیاتى که قبلا درباره عدم اعتماد به کفار بود، اشاره به یک نمونه زنده از این واقعیت است; زیرا همان طور که گفتیم و نیز بعداً مشروحاً خواهیم گفت، پیغمبر اجازه نداد یهودیانى که به ظاهر به حمایت او برخاسته بودند، در لشکرگاه اسلام بمانند; زیرا هر چه بود آنها بیگانه بودند و بیگانگان نباید محرم اسرار و تکیه گاه مسلمانان در آن شرایط حساس شوند.


* * *

سوره آل عمران / آیه 121 - 122 1 ـ سرچشمه وقوع غزوه احد
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma