توسل به پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى استغفار

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
تفسیر نمونه جلد 03
سوره نساء / آیه 64 سوره نساء / آیه 65


قرآن در آیات گذشته، مراجعه به داوران جور را شدیداً محکوم نمود، و در این آیه به عنوان تأکید این سخن مى گوید: «ما هیچ پیامبرى را که نفرستادیم، مگر براى این که به فرمان خدا از آنها اطاعت شود». و هیچگونه مخالفتى نسبت به آنها انجام نگردد (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول إِلاّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللّهِ).
زیرا آنها هم رسول و فرستاده خدا بوده اند و هم رئیس حکومت الهى، بنابراین مردم موظف بوده اند، هم از نظر بیان احکام خداوند و هم از نظر چگونگى اجراى آن از آنها پیروى کنند، و تنها به ادعاى ایمان قناعت نکنند.
از این جمله، به خوبى استفاده مى شود: هدف از فرستادن پیامبران، اطاعت و فرمانبردارى همه مردم بوده است، حال اگر بعضى از مردم از آزادى خود سوء استفاده کردند و اطاعت ننمودند، تقصیر متوجه خود آنها است.
بنابراین، آیه فوق عقیده جبریّون ـ که مى گویند: بعضى از مردم از آغاز، موظف به اطاعت، و بعضى محکوم به عصیان و مخالفت هستند ـ را نفى مى کند.
ضمناً از تعبیر «بِاِذْنِ اللّهِ» استفاده مى شود: پیامبران الهى هر چه دارند از ناحیه خدا است و به عبارت دیگر، وجوب اطاعت آنها بالذات نیست، بلکه آن هم به فرمان پروردگار و از ناحیه اوست.
پس از آن، در دنباله آیه، راه بازگشت را به روى گناهکاران و آنها که به طاغوت مراجعه کردند، و یا به نحوى از انحاء مرتکب گناهى شدند، گشوده، مى فرماید: «اگر آنها هنگامى که به خویش ستم کردند، به سوى تو مى آمدند و از خدا طلب آمرزش مى نمودند، و پیامبر هم براى آنها طلب آمرزش مى نمود، خدا را توبه پذیر و مهربان مى یافتند» (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحیماً).
قابل توجه این که: قرآن به جاى این که بگوید: نافرمانى خدا کردند و مراجعه به داوران جور نمودند، مى گوید: اِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ: «هنگامى که به خویش ستم کردند»!
اشاره به این که: فایده اطاعت فرمان خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله) متوجه خود شما مى شود، و مخالفت با آن در واقع یک نوع ستم به خویشتن است; زیرا زندگى مادى شما را بر هم مى ریزد و از نظر معنوى مایه عقب گردى شما است.
در ضمن از این آیه، پاسخ کسانى که توسل جستن به پیامبر و یا امام را یک نوع شرک مى پندارند روشن مى شود; چرا که این آیه صریحاً مى گوید: آمدن به سراغ پیامبر(صلى الله علیه وآله) و او را بر درگاه خدا شفیع قرار دادن، و وساطت و استغفار او براى گنهکاران، مؤثر، و موجب پذیرش توبه، و رحمت الهى است.
اگر وساطت، دعا، استغفار و شفاعت خواستن از پیامبر(صلى الله علیه وآله) شرک بود، چگونه ممکن بود قرآن چنین دستورى را به گنهکاران بدهد!
منتها افراد خطاکار باید نخست خود توبه کنند و از راه خطا برگردند، سپس براى قبول توبه خود از استغفار پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز استفاده نمایند.
بدیهى است: پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمرزنده گناه نیست، او تنها مى تواند از خدا طلب آمرزش کند، و این آیه پاسخ دندان شکنى است به آنها که این گونه وساطت را انکار مى کنند (دقت کنید).
جالب توجه این که: قرآن نمى گوید: تو براى آنها استغفار کن بلکه مى گوید: «رسول» براى آنها استغفار کند، این تعبیر گویا اشاره به آن است که پیامبر(صلى الله علیه وآله) از مقام و موقعیتش استفاده کند و براى خطاکارانِ توبه کننده، استغفار نماید.
این معنى (تأثیر استغفار پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى مؤمنان) در آیات دیگرى از قرآن نیز آمده است مانند: آیه 19 سوره «محمّد» و آیه 5 سوره «منافقون» و آیه 114 سوره «توبه» که درباره استغفار ابراهیم نسبت به پدرش (عمویش) اشاره مى کند، و آیات دیگرى که نهى از استغفار براى مشرکان مى کند و مفهومش این است که استغفار براى مؤمنان بى مانع است.
و نیز از بعضى از آیات استفاده مى شود: فرشتگان براى جمعى از مؤمنان خطاکار در پیشگاه خداوند استغفار مى کنند.(1)
خلاصه این که: آیات زیادى از قرآن مجید حکایت از این معنى مى کند که: پیامبران یا فرشتگان و یا مؤمنان پاکدل مى توانند براى بعضى از خطاکاران استغفار کنند، و استغفار آنها در پیشگاه خدا اثر دارد.
این خود یکى از معانى شفاعت کردن پیامبر و یا فرشتگان و یا مؤمنان پاکدل براى خطاکاران است، ولى همان طور که گفتیم چنین شفاعتى نیازمند به وجود زمینه، شایستگى و آمادگى در خود خطاکاران است.
شگفت انگیز این که از پاره اى از کلمات بعضى از مفسران استفاده مى شود که: خواسته اند استغفار پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آیه فوق را مربوط به تجاوز به حقوق شخصى خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) بدانند، و بگویند: چون نسبت به خود پیغمبر(صلى الله علیه وآله) ستم کرده بودند، لازم بود رضایت او را به دست آورند، تا خداوند از خطاى آنها بگذرد!
ولى روشن است: ارجاع داورى به غیر پیامبر(صلى الله علیه وآله) ستمى به شخص پیغمبر نیست، بلکه مخالفت با منصب خاص او و یا به عبارت دیگر مخالفت با فرمان خدا است و به فرض که ستمى بر شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) باشد، قرآن روى آن تکیه نکرده است، بلکه تکیه قرآن روى این مطلب است که آنها بر خلاف فرمان خدا رفتار کردند.
به علاوه، اگر ما به کسى ستم کنیم، رضایت او کافى است، چه نیازى به استغفار او در پیشگاه خدا است؟
و از همه گذشته، به فرض که چنین تفسیرى براى آیه فوق کنیم، در مورد آن همه آیات دیگر که استغفار پیامبران، فرشتگان و مؤمنان را در حق خطاکاران مؤثر مى داند چه خواهیم گفت؟
آیا در مورد آنها نیز پاى حقوق شخصى در میان بوده است؟!.


* * *


1 ـ سوره «غافر» آیه 7 و سوره «شورى» آیه 5.
سوره نساء / آیه 64 سوره نساء / آیه 65
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma