افشاگران فداکار!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

افشاگران فداکار!

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem news

چکیده: درمیان یاران پیامبر(ص) و علی(ع) به دو چهره کاملا متفاوت برخورد می کنیم: گروهی سرسختانه در برابر دستگاه‌ جباران زمان خود بپاخاستند و از نعره‌های وحشتناک جلادان خلافت نترسیدند؛ بلکه فریاد زدند، خروشیدند و قیام کردند و گروه دیگر چنین جوش و خروشی نداشته‌اند و یا ساکت بوده‌اند...
کلمات کلیدی: جهاد,مبارزه,حق طلبی,تقیه,علی,میثم تمار,حجر ابن عدی

افشاگران فداکار!

حضرت آیت الله العظمی‌‌‌‌ مکارم شیرازی؛ مجله مکتب اسلام، آذر 1357، سال هجدهم، شماره 9.


افشاگران فداکار!

- چرا گروهی سد تقیه را شکستند و تا سرحد مرگ پیش رفتند، در حالی که گروه دیگر ظاهرا ساکت و خاموش بوند؟

آنهایی که در تاریخ مجاهدان اسلام، مخصوصا در سالهای حکومت خفقان بار «معاویه»، پس از آنکه ابرمرد بزرگ تاریخ بشر علی(علیه السلام) چهره در نقاب خاک کشید، مطالعه دارند، با یک سئوال پیچیده روبه رو می شوند و آن اینکه: درمیان یاران راستین پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) و دوستان باوفای علی(علیه السلام) به دو چهره کاملا متفاوت برخورد می کنیم: گروهی سرسختانه در برابر دستگاه‌ جباران زمان خود بپاخاستند؛ نه به نصیحت ناصحان کوته بین که «سعادت» را تنها در «سلامت» می دیدند و سلامتی را به هر قیمت پذیرا بودند گوش دادند، و نه از نعره‌های وحشتناک جلادان خلافت ترسیدند؛ بلکه فریاد زدند، خروشیدند، جوشیدند، و قیام کردند و همه نقابهای عوام‌فربیانه ظالمان را کنار زدند و سرانجام پروانه‌سان خود را به شعله عشق آتش حق سوختند و خاکستر شدند. در این تابلوی طلائی نام «حجربن عدی»ها، «میثم تمار»ها، «عبدالله بن عفیف‌»ها و مانند آنها را می بینیم. در حالی که گروه دیگر از چهره‌های شناخته شده و ثابت قدم یاران علی(علیه السلام) نامشان در این لوحه نیست؛ و معلوم می شود آنها چنین جوش و خروشی نداشته‌اند و یا ساکت بوده‌اند.
آیا می توان گفت: گروه اول دست به قیامی حساب نشده و انقلابی زودرس و عجولانه زدند و بی جهت جان خود را به خطر ‌انداختند و کاری شبیه انتحار انجام دادند؟! حاشا که چنین سخنی بگوئیم؛ چه این که بینش عمیق، و آگاهی وسیع، و دامان پاک آنها اینگونه لکه‌ها را نمی پذیرد. آنها که در صفوف نخستین شاگردان مکتب علی(علیه السلام) بودند حتما به برنامه‌های خود آشنا بودند. حتی در موارد متعددی می خوانیم که خود علی(علیه السلام) آنها را از جزئیات جانبازیشان، با لحنی کاملا موافق، آگاه ساخته بود، و مشتاقانه در انتظار تحقق وعده‌های مولا و پیشوای خود بودند. و آیا می توان گفت: گروه دیگر که ظاهرا خاموش بودند و ساکت، و این مسیر را نپیمودند افرادی وظیفه ناشناس و ترسو و بی تفاوت و ناآکاه بودند؟! این سخنی است که تاریخ آن‌را تحمل نمی کند. پس چگونه این تضاد را برطرف سازیم؟!

نه تنها در یاران علی(علیه السلام) بلکه در میان یاران پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) نیز به همین چهره‌های متفاوت برخورد می‌کنیم؛ چهره‌هائی همانند: «ابوذر» و «عماریاسر» که پرچم اعتراض را برافراشتند و افکار توده مسلمانان را بر ضد منحرفان شوراندند؛ اما گروه دیگری ظاهرا ساکت بودند، و یا مانند «سلمان» در متن حکومت قرار گرفتند و به استانداری مدائن رسیدند. گروهی از یاران امامان دیگر، بر اثر سرسختی فوق العاده در زندان ‌«هارون» جان سپردند و شربت شهادت را با افتخار نوشیدند، اما کسانی همانند «علی بن یقطین» چنان در دستگاه حکومت نفوذ کرذند که به مقام وزارت ‌هارون رسیدند. اگر آن دوران، دوران افشاگری بود، علی بن یقطین‌ها چه می گفتند؟ و اگر دوران «تقیه» بود انقلابیون چه می گفتند؟

برای حل این تضاد و پاسخ گفتن به این سوال مهم تاریخی بعضی از فقهای ما راهی را پیموده‌اند، و ما راه دیگری را انتخاب کردیم که در عین حال هر دو را از نظر شما خوانندگان گرامی می‌گذرانیم:

آنها می گویند: گاه میشود افساگری و شکستن سد تقیه و قربانی دادن در راه آن «وجوب عینی» دارد؛ ولی گاهی شکل یک «مستحب» به خود می گیرد. در صورت دوم نه «افشاگر» کار خلافی کرده و نه آنها که در نقطه مقابل قرار گرفته‌اند؛ هرچند افشاگران برای فداکاری‌هائی که در راه وصول به این هدف مقدس و شکستن سد تقیه به خرج دادند، افتخار بزرگ و سعادت غیر قابل انکاری را کسب کردند. به همین دلیل گروه میثم‌ها و حُجرها و رشید هجری‌ها همواره در انظار مسلمین و پیشوایان اسلام مقام ویژه ای داشته‌اند، و همه جا از آنها با احترام فوق العاده ای یاد می شود.

این درست به آن می ماند که افرادی برای حمایت از محرومان یک جامعه اقدام به «ایثار» کنند؛ یعنی از حقوق مسلم خود به نفع آنان صرف نظر نمایند و تن به محرومیت دردهند. شکی نیست که این فداکاری و قبول محرومیت (جز در موارد استثنائی) واجب نیست؛ زیرا «عدالت» واجب است نه «ایثار»؛ اما بدون شک یک کار انسانی و پرارج محسوب می شود و نشان می دهد که فاعل آن دارای عالی ترین عواطف مردمی و انسانی است که شعاعش چنان وجود او را روشن ساخته که از منافع خویش می گذرد و تن به محرومیت میدهد تا انسان‌های دیگر راحت باشند. شکستن سد تقیه در پاره ای از شرایط و ظروف درست همین گونه است؛ و آن در جائی است که به مرز وجوب حتمی نرسیده است والا همه باید در آن شرکت جویند، به هر قیمتی تمام شود.

اما راه دوم:

اشخاص و موقعیت‌ها و محیط‌ها با هم متفاوت‌اند؛ در محیط پر خفقانی همچون محیط حکومت معاویه که تبلیغات دروغین دستگاهش که به وسیله جیره خواران و مزدوران و پاره ای از دانشمندان دین فروش همچون «ابوهریره» که زمانی هم در صف صحابه پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) قرار داشته‌اند چنان اوج گرفته که مردم به کلی از عقاید اسلام و آنچه حکومت جبار با آنها می کند بی خبر ماندند، و مکتب انسان ساز علی(علیه السلام) با تمام نقاط درخشانش چنان سانسور شده و زیر پرده‌های سکوت و خفقان قرار گرفته که برای عقب راندن این ابرهای ضخیم و تیره و تار قربانیانی لازم است که مرگشان طوفان‌های عظیمی بپا میکند. در این گونه موارد -ولو به عنوان واجب کفائی- افشاگرانی لازم‌اند که تا سرحد مرگ و قربانی شدن در این راه پیش بروند. ولی آیا شهادت همه کس طوفان و موج افکن است؟ و آیا از دست رفتن هر کسی می تواند لرزه بر افکار خفته بیافکند و پایه‌های این حکومت را بلرزاند؟ مسلما نه. حجربن عدی‌ها، میثم‌ها، و در موارد مشابه ابوذر‌ها، و عماریاسر‌ها، می بایست در این میدان‌ها گام بگذارند و دست به افشاگری بزنند، و دیدیم که تنها خونشان چه طوفان‌هائی بپا کرد. 

درباره «حجربن عدی» و ده نفر (یا شش نفر) از یارانش می خوانیم: بعد از آنکه مهر سکوت را در عصر پرخفقان معاویه شکستند و در همه جا با طنین رعدآسای گفتار خود به روشنگری پرداختند، به وسیله دژخمیان اموی گرفتار و در سرزمینی نزدیک به شام به نام «عزرا» (یا مرج عزرا) شربت شهادت نوشیدند بدون آنکه حاضر شوند جان خود را با گفتن یک جمله ساده در رد و جدائی از مکتب علی(علیه السلام) نگه دارند، مرگشان طوفانی از خشم و اعتراض در سراسر حجاز و عراق بر انگیخت؛ طوفانی که معاویه هرگز انتظارش را نداشت.

امام حسین(علیه السلام)، در نامه ای که در آن  اعمال زشت و ننگین معاویه را بر می شمرد به او نوشت: «أَلَسْتَ قَاتِلَ حُجْرِ بْنِ عَدِيٍّ أَخِي كِنْدَةَ وَ أَصْحَابِهِ اَلصَّالِحِينَ اَلْمُطِيعِينَ اَلْعَابِدِينَ كَانُوا يُنْكِرُونَ اَلظُّلْمَ وَ يَسْتَعْظِمُونَ اَلْمُنْكَرَ وَ اَلْبِدَعَ- وَ يُؤْثِرُونَ حُكْمَ اَلْكِتَابِ وَ لاَ يَخَافُونَ فِي اَللَّهِ لَوْمَةَ لاَئِمٍ؟»؛ (آیا تو آن کس نیستی که حجربن عدی بزرگ قبیله را با گروهی از نمازگزاران و عبادت کنندگانی که با ظلم و ستمگری مبارزه می کردند و از بدعتها و تخلف از نافرمانی‌های الهی بیزار بودند و در این راه از ملامت کنندگان (محافظه کار و ترسو) بیم نداشتند به قتل رساندی؟).(1)
حتی در کتاب «اعلام الوری» می خوانیم که عایشه نیز در این مورد بانگ اعتراض برداشت و به هنگامی که معاویه به مدینه سفر کرد و برای دیدارش به منزل او آمد، شدیدا از او انتقاد کرد و او را به خاطر کشتن حجر و یارانش مورد ملامت قرار داد و گفت: از پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) شنیدم که فرمود: «سَيُقْتَلُ بِعَذْرَاءَ أُنَاسٌ يَغْضَبُ اَللَّهُ لَهُمْ وَ أَهْلُ اَلسَّمَاءِ»؛ (در سرزمین عزرا گروهی به قتل می رسند که قتل آنها خدا و فرشتگان آسمان را به خشم می آورد). و همین طوفان‌ها بود که بنیان بنی امیه را متزلزل ساخت، و این بود دلیل قیام آنها.

و اما آن‌ها که در درون حکومت‌های فاسد نفوذ کردند و به پستهای حساس رسیدند حسابشان جداست؛ آنها نه به خاطر پول و ثروت و نه به خاطر مقام و موقعیت، بلکه به عنوان یک «تاکتیک حساب شده» زیر نظر پیشوایان بزرگ اسلام به این کار‌ها دست زدند، و علاوه بر اینکه پناهگاهی برای ستمدیدگان بودند، و عملا قسمتی از مظالم این دستگاه‌های جبار را خنثی می کردند. در تسریع نابودی آنها سهم موثری داشتند، و تنها به خاطر همین اهداف به چنان همکاری تن در میدادند.

ولی اشتباه نشود؛ راه سوء استفاده در این زمینه چنان وسیع است که هرکس باید خود را در این گونه موارد متهم کند مبادا گرفتار وسوسه‌های دروغین گردد و به گمان خدمت به خلق خدا و پیشبرد هدف‌های انقلابی در خدمت ظالمان و صاحبان «زر و زور» در آید و خود را سلمان فارسی یا علی بن یقطین بشمارد، در حالی که در واقع نقش «ابن زیاد» یا «عمر سعد» را دارد.

ادامه دارد...  موضع‌گیری «تقیّه» در یک مکتب انقلابی

منبع:
مجله مکتب اسلام، آذر 1357، سال هجدهم، شماره 9، از صفحه 11 تا 15.
تاریخ انتشار: « 1399/05/19 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 244