دروازه‌های جهان دیگر گشوده می‌شود!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

دروازه‌های جهان دیگر گشوده می‌شود!

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem news

چکیده: پیشرفت علوم تجربی برای نخستین بار نشان داد که فنای مطلق و نابودی مواد جهان که فکر جمعی از پیشینیان را به خود مشغول داشته بود، مطلقا وجود ندارد. «لاوازیه» دانشمند بزرگ فرانسوی اثبات کرد هیچ ماده ای در جهان از بین نمی رود؛ بلکه مواد جهان دائما در حال تغییر شکل هستند...
کلمات کلیدی: علم,دانش,برزخ,معاد,جهان,ماده,معدوم,اعاده معدوم,مادّه,رستاخیز,قیامت,خداشناسی,جهان دیگر,انرژی,خداباوری,علوم تجربی,پایان جهان,لاوازیه,بقای ماده,ماده پرستان,ماتریالیست,مادام کوری,پیر کوری,رادیو اکتیو,رادیوم,آدلف بوهلر

دروازه‌های جهان دیگر گشوده می‌شود!

حضرت آیت الله العظمی ‌مکارم شیرازی؛ مجله مکتب اسلام، تیر 1352، سال چهاردهم، شماره 6.


دروازه‌های جهان دیگر گشوده میشود!

چگونه پژوهشهای علمی جدید، بسیاری از مشکلاتی را که بر سر راه زندگی پس از مرگ به نظر می رسید و آن‌را به صورت یک محال در نظر کوته‌بینان جلوه می داد از میان برداشت.

 ... مرد عرب از پیدا کردن یک قطعه استخوان پوسیده انسانی که شاید طعمه حیوان درنده ای گشته بود و یا از تشنگی در بیابان سوزان حجاز جان داده بود خوشحال و سرمست فریاد کشید: «لاخصمن محمدا»؛ ([با این دلیل دندان شکن] به مخاصمه با «محمد» بر می خیزم [و به او ثابت می کنم که چیزی را که او به عنوان زنده شدن مردگان می گوید محال است]). شاید او پیش خود چنین فکر می کرد: «آیا هیچ کس دیده یا شنیده میوه گندیده و سپس پوسیده و خشکیده ای دوباره میوه تروتازه ای شود؟! آیا هیچ کس شنیده این شیری که بچه شتر از مادر می خورد و جزء گوشت و پوست او می شود، بار دیگر به شکل شیر درآید و به پستان برگردد؟ وانگهی این استخوان پوسیده امروز که فردا خاک می شود، و در میان طوفان های شن در این بیابانهای وسیع پخش و گم می گردد، و کمترین اثری از آن باقی نمی ماند، کدام عقل می گوید: بار دیگر به صورت کودک زیبا و جوان نیرومند و پیرمرد فرزانه ای خواهد شد؟ این سخن را جز دیوانگان باور نمی کنند؟ «و کافران گفتند: آیا کسی را به شما نشان دهیم که می گوید: هنگامی که شما مردید و ازهم متلاشی شدید آفرینش جدیدی پیدا خواهید کرد؟ این شخص یا به خدا تهمت می زند و یا دیوانه است».(1) و به این ترتب بعد از مسأله ایمان به خدای نادیده، این مشکلترین مطلبی بود که بر فکر جمعی از مردم جاهلیت سنگینی می کرد.

با اینکه از درون فطرت خود زمزمه لطيف رستاخیز را می شنیدند اما جنجالی که از رهگذر جهل و نادانی آنها برمیخاست این زمزمه را در خود گم می کرد. آنها نمی دانستند همین دانه خرمای خشکیده و پوسیده ای که در لابلای خاکها گم می شود، شاید تاکنون ده‌ها بار جزء زمین شده و سپس از مجرای ریشه درخت خرمائی سر از شاخهها برآورده و دوباره شکوفه و سپس خرمای لذيذ و تروتازه ای شده و باز هم خشکیده و بروی خاک افتاده است. و یا آن شیر شتر بارها جزء بدن بچه شتری شده و پس از مردن و خاک شدن او به زمین برگشته و از مجرای ریشه گیاه و یا بوته خاری جزء بدن شتر دیگری گشته و از عروق او به پستانش انتقال یافته و سپس شیر تازه ای گردیده است.

* * *

این فکر جاهلی که موجودات زنده این جهان «معدوم» می گردند، و بازگشت معدومان ممکن نیست، تنها در مغز آن عرب بیابانی نبود؛ بلکه شاید از مغز یک فیلسوف نیز در شکل دیگری خودنمائی کرده باشد که اگر بنا باشد رستاخیز و معاد صورت گیرد «اعاده معدوم»! لازم می آید و اعاده معدوم محال است! ولی پیشرفت و تکامل علوم طبیعی -برخلاف انتظار ماده پرستان و ماتریالیستها- پرده از اسراری برداشت که در پرتو آنها جاده معاد و زندگی جدید بعد از مرگ روشنتر گردید. در حقیقت دانشمندان علوم طبیعی به سان کاوشگرانی هستند که هر روز در حفاریهای خود به آثار تازه و جالبتری از تمدنهای پیشین پی می برند. ممکن است این کاوشگران روی حساب سود مادی به دنبال این اشیاء قدیمی و عتقيقه در تلاش و کوشش باشند ولی مسلما کاوشهای آنها اثر مهمتر دیگری دارد و آن کشف چگونگی تمدنهای کهن و میزان هنر بنیانگزاران این تمدنهاست.

* * *

توضیح اینکه:

پیشرفت علوم تجربی برای نخستین بار نشان داد که فنای مطلق و نابودی مواد جهان که فکر جمعی از پیشینیان را به خود مشغول داشته بود، مطلقا وجود ندارد. «لاوازیه» دانشمند بزرگ فرانسوی اثبات کرد هیچ ماده ای در جهان از بین نمی رود؛ بلکه مواد جهان دائما در حال تغییر شکل هستند. اگر درختی را بسوزانیم و خاکسترش را بر باد دهیم، و یا اگر مقداری بنزین را به طور کامل بسوزانیم به طوری که کمترین دوده سیاهی از آن برنخیزد و تا آخرین قطره شعله گیرد و تمام شود، هیچگونه تفاوتی در مواد موجود جهان صورت نگرفته، بلکه در فرض اول ذرات درخت تجزیه و در زمین و هوا پراکنده شده، قسمتی خاکستر و قمستی تبدیل به گازهای کربن (ترکیبی از کربن درخت و اکسیژن هوا) گردیده است و اگر با وسایلی آنها را از لابلای اجزای زمین و آسمان جمع آوری کنیم و اکسیژن هوا را از آنها جدا کرده و سپس همه اجزای آن‌را باهم ترکیب نمائیم همان درخت اول، حتی بدون اینکه یک هزارم گرم از آن کاسته شود، بدست می آید. و در فرض دوم (سوختن کامل بنزین) همه آن تبدیل به گازهایی شد که با جمع آوری و تجزیه آن همان بنزین نخستین بدون اینکه سر سوزنی از آن کم شود بهدست خواهد آمد، منتها سهل انگاریها و عدم دقت ما به ما اجازه می دهد که بگوئیم آنها نابود شده اند!

در حقیقت همانطور که در تبدیل پولها به یکدیگر با نرخهای ثابت، مثلا تبدیل ریال به لیره، تنها شکل پول عوض می شود، وگرنه ارزش آن ثابت است و هر زمان قابل تبدیل به صورت اول می باشد، مواد این جهان نیز با نرخ ثابتی قابل تبدیل به یکدیگر اند. و به این ترتیب در مسأله متلاشی شدن ذرات بدن انسان نیز هیچ چیز ازمیان نرفته و در صندوق پس انداز جهان طبیعت ذخیره شده و هر زمان قابل پس گرفتن است. البته در اینجا مسأله دیگری طرح می شود که این اجزاء گاهی جزء بدن انسانهای دیگر می شوند، و به نظر می رسد مشکلی در امر تجدید حیات مردگان ایجاد خواهد کرد؛ زیرا ممکن است ارواح متعددی بر سر تصاحب اجزاء معینی به مبارزه و دعوا برخیزند و هرکدام آن‌را از آنِ خود بدانند.ولی به زودی خواهیم دید که این یک اشتباه بیش نیست و هیچگونه دعوائی از این نظر وجود نخواهد داشت؛ و حتی اگر انسانی فرضا تمام بدن انسان دیگری را بخورد مشکلی در امر معاد به وجود نخواهد آمد. 

به هرحال محاسبات «لاوازیه» در همه جا درست بود جز در یک مورد که ماده در آنجا وجود خود را به کلی از دست می داد بدون اینکه به ماده دیگری تبدیل شده باشد؛ و آن در مورد تجزیه اتمها و انفجارات اتمی بود که ماده تبدیل به انرژی می شد... این موضوع را نخستین بار «مادام کوری» و همسرش «پیر کوری» به هنگام مطالعه روی اجساد «رادیو اکتیو» (اجسامی که تشمشع اتمی دارند و به اصطلاح، اتم‌های آنها در حال پوسیدن و متلاشی شدن است کشف کردند.

آنها در سال ۱۸۹۸ در آزمایشگاه غیرمجهز خود در پاریس عنصر جدیدی را بنام «رادیوم» کشف کردند. از خاصیت عجیب این عنصر آن بود که دائما حرارت و نور از خود بیرون می داد و خاطره گوهرهای شبچراغ افسانه ای را در دلها زنده می کرد. این وضع بسیار جالب به نظر می رسید و پس از تحقیق کافی در این زمینه دانشمندان به این نتیجه رسیدند که اتمهای «رادیوم» مرتبا در حال تجزیه شدن و پوسیدن است. در حقیقت این اجسام در همان موقع که انرژی حرارتی و نورانی از خود بیرون می فرستند جزئی از وجود خود را از دست می دهند. این اکتشاف بزرگ، قانون «بقاء ماده» لاوازیه را اصلاح کرد و قانون «بقاء ماده ـ انرژی» جای آن‌را گرفت. یعنی ثابت شد که مجموعه «ماده‌انرژی» جهان کاملا ثابت است و سر سوزنی از آن کم نمی شود. تبدیل ماده به ماده ممکن است، تبدیل انرژی به انرژی ممکن است. تبدیل ماده به انرژی ممکن است. اما فنا و نیستی به هیچ وجه در این جهان راه ندارد.

بنابراین نه تنها ذرات وجود ما در جهان هرگز از میان نمی روند، بلکه به نام خود ما در این دفتر بزرگ بایگانی می گردند. افعال و اعمال و گفتار و کردار ما و حتی امواج مغناطیسی مغز ما به هنگام فکر کردن که همگی اَشکال مختلفی از انرژیهای ما هستند نیز در این صندوق بزرگ به امانت سپرده می شوند؛ و اگر دستگاهها و وسایل کافی در دست داشته باشیم می توانیم تمام امواج صوتی پیشینیان و حتی نقش چهره های آنها را از محیط زیست آنها بگیریم. می دانیم هم اکنون این کار در مقیاس کوچکی انجام شده و دانشمندان توانسته اند با استفاده از امواج صوتی که بر روی ظروف سفالینی که از دو هزار سال پیش به یادگار مانده، صدای کوزه گران آن زمان را زنده کنند، به طوری که همه آن‌را بشنوند!

مطالعه روی بدنه این ظروف سفالین نشان می دهد که به هنگام ساختن آنها امواج صوتی سازندگان از طريق ارتعاشات دستشان روی بدنه آنها نقش بسته است و به کمک همین ها صدای آنها باز می گردد. آیا اینها هرکدام گام برجسته تازه ای به سوی اثبات علمی رستاخیز نیست؟ اگر آن مرد عرب بیابانی امروز هم زنده بود و دوره تحصیلات عالی را می دید باز حاضر بود استخوان پوسیده را دستاویزی برای اثبات محال بودن معاد قرار دهد و به خدمت پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) بَرَد؟! اگر آن مرد عرب تحصیلاتی هم نمی کرد ولی دستگاههای ضبط صدا و فیلمبرداریهای امروز را می دید، باز می توانست امکان معاد را انکار کند؟ آیا با این حال نباید اعتراف کنیم همانطور که به گفته «آدلف بوهلر» شیمیدان معروف: «هر قانونی که بشر کشف می کند، او را یک گام به خدا نزدیکتر می سازد و هر قانونی که کشف می شود، او را یک قدم به رستاخيز و زندگی پس از مرگ نیز نزدیکتر می نماید».

پیشنهاد برای مطالعه:  «رستاخیز» به زندگی مفهوم می دهد

منبع:
مجله مکتب اسلام، تیر 1352، سال چهاردهم، شماره 6، از صفحه 8 تا 11.
تاریخ انتشار: « 1399/05/23 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 671