کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 044 - 99/07/13

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 044 - 99/07/13

بحث در شرطیت تأثیر در امر به معروف و نهی از منکر است و به مسأله ی پنجم رسیده ایم. امام قدس سره می فرماید:

موضوع: تکرار در امر و نهی/ شرطیت تأثیر در امر و نهی/ امر به معروف و نهی از منکر

موضوع عام: امر به معروف و نهی از منکر

موضوع خاص: شرطیت تأثیر در امر و نهی

موضوع اخص: تکرار در امر و نهی

بحث در شرطیت تأثیر در امر به معروف و نهی از منکر است و به مسأله ی پنجم رسیده ایم. امام قدس سره می فرماید:

(مسألة 5): لو علم أو احتمل أنّ أمره أو نهيه مع التكرار يؤثّر وجب التكرار.[1]

اگر بدانیم یا احتمال دهیم اگر امر و نهی را تکرار کنیم اثر می کند باید آن را تکرار کنیم زیرا هدف از امر و نهی، تأثیر است و این تأثیر با تکرار حاصل می شود.

در این مسأله نه نصی وارد شده است و نه در کلمات علماء به آن پرداخته شده است. فقط معاصرین آن را متذکر شده اند از این رو باید در این مسأله به اطلاق ادله مراجعه کرد.

دلیل می گوید: امر به معروف و نهی از منکر واجب است و آنچه از تحت آن خارج شده است جایی است که علم به عدم تأثیر داشته باشیم ولی اگر علم به عدم نداشته باشیم و بدانیم با تکرار، مؤثر است باید امر و نهی را تکرار کنیم.

در موسوعه ی فقهیه که توسط معاصرین نوشته شده است به اطلاق دو روایت تمسک شده است:[2]

صاحب جواهر نیز در موارد متعددی به این روایت که روایت «مسعدة بن صدقة» و روایت «یحیی الطویل» است تمسک می کند بدون اینکه متن آن را بیاورد.

نقول: مسعدة بن صدقة فرد مجهول الحالی است و در مورد او نه مذمتی وارد شده است نه مدحی به همین دلیل روایت او را ضعیف السند می دانند.

البته او روایات اندکی دارد ولی در هر حال روایت محل بحث روایت خوب و جالبی است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‌ وَ سُئِلَ عَنِ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ أَ وَاجِبٌ‌ هُوَ عَلَى الْأُمَّةِ جَمِيعاً فَقَالَ لَا فَقِيلَ لَهُ وَ لِمَ قَالَ إِنَّمَا هُوَ عَلَى الْقَوِيِّ الْمُطَاعِ (و حرف او تأثیر داشته باشد) الْعَالِمِ بِالْمَعْرُوفِ مِنَ الْمُنْكَرِ (اشاره به شرطیت علم است) لَا عَلَى الضَّعِيفِ الَّذِي لَا يَهْتَدِي سَبِيلًا إِلَى أَيٍّ مِنْ أَيٍّ يَقُولُ مِنَ الْحَقِّ إِلَى الْبَاطِلِ وَ الدَّلِيلُ عَلَى ذَلِكَ كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَوْلُهُ‌ وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ (نه همه ی شما) يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَهَذَا خَاصٌّ غَيْرُ عَامٍّ... قَالَ مَسْعَدَةُ وَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ وَ سُئِلَ عَنِ الْحَدِيثِ الَّذِي جَاءَ عَنِ النَّبِيِّ ص- إِنَّ أَفْضَلَ الْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ مَا مَعْنَاهُ قَالَ هَذَا عَلَى أَنْ يَأْمُرَهُ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ (و علم به معروف و منکر داشته باشد) وَ هُوَ مَعَ ذَلِكَ يَقْبَلُ مِنْهُ (یعنی بداند امر و نهی او تأثیر دارد) وَ إِلَّا فَلَا.[3]

«یحیی الطویل» هم شخص مجهول الحالی است و در کتب رجال نام او را بدون مدح و ذم ذکر کرده اند.

روایت او چنین است:

وَ عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يَحْيَى الطَّوِيلِ صَاحِبِ الْمُقْرِي (معنای آن شفاف نیست) قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‌ إِنَّمَا يُؤْمَرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يُنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ مُؤْمِنٌ‌ فَيَتَّعِظُ أَوْ جَاهِلٌ فَيَتَعَلَّمُ (البته این از باب ارشاد جاهل است ولی حضرت آن را هم از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر برشمرده است) فَأَمَّا صَاحِبُ سَوْطٍ أَوْ سَيْفٍ فَلَا.[4]

روایت مسعده به جنبه ی مثبت اشاره می کند یعنی کسی که صاحب قوت است و حرف او مطاع است باید امر و نهی کند و روایت یحیی به جنبه ی منفی اشاره می کند و آن اینکه کسی که صاحب سوط و سیف است یعنی فرد قوی و صاحب نفوذ است را نباید امر و نهی کرد.

حتی گاه امر به معروف و نهی از منکر می تواند به صورت غیر مستقیم باشد همان گونه که امام حسن و امام حسین علیهما السلام دیدند پیرمردی به صورت ناقص وضو می گیرد و آنها به جای تذکر صریح به او فرمودند: ما دو وضو می گیریم و شما بگو وضوی چه کسی کاملتر است. بعد آن دو وضو گرفتند و پیرمرد متوجه شد و عرض کرد که وضوی شما صحیح است و من غلط وضو می گرفتم.

حتی چه بسا تذکر غیر مستقیم مؤثرتر باشد مثلا کسی بگوید که من نبیذ مغلی را نمی خورم. در اینجا شاید فردی که این کار را می کند تحت تأثیر قرار گیرد و او هم خوردن آن را ترک کند.

به هر حال محور بحث حول این مسأله دور می زند که آیا امر و نهی موضوعی است یا طریقی. اگر موضوعیت داشته باشد باید امر و نهی، مولوی باشد و الا لازم نیست مولوی باشد بلکه به هر صورت که تأثیرگذار باشد کافی است.

البته در یک جا می توان به کلام امام قدس سره استثنائی وارد کرد و آن جایی است که تکرار، موجب عسر و حرج برای آمر و ناهی باشد که در اینجا ادله ی عسر و حرج بر اطلاقات امر به معروف و نهی از منکر حاکم است زیرا عسر و حرج از ادله ی ثانویه است و بر این اطلاقات مقدم می باشد.


پی نوشت:
                            
    
تاریخ انتشار: « 1399/07/12 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2136