مباحث خیارات - جلسه 013 - 97/07/11

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

مباحث خیارات - جلسه 013 - 97/07/11

رسول خدا (ص) در روایتی می فرماید: تفتح‌ أبواب‌ السّماء في كلّ يوم اثنين و خميس فيغفر في ذلك اليوم لكلّ عبد لا يشرك باللَّه شيئا إلّا من بينه و بين أخيه شحناء.

بحث اخلاقی:

رسول خدا (ص) در روایتی می فرماید: تفتح‌ أبواب‌ السّماء في كلّ يوم اثنين و خميس فيغفر في ذلك اليوم لكلّ عبد لا يشرك باللَّه شيئا إلّا من بينه و بين أخيه شحناء.[1]

درهای آسمان در روزهای دوشنبه و پنجشنبه گشوده می شود (البته همیشه گشوده است ولی در این دو روز بیش از همیشه گشوده می شود). این دو روز، دو روز از هفته است که با هم فاصله دارند و در این فاصله می توان مشکلات را جبران کرد.

در این روزها هر بنده ای که به خدا شرک نورزیده باشد بخشوده می شود مگر کسی که بین او بین برادر مسلمانش دشمنی باشد.

این روایت به دو عامل بسته شدن درهای آسمان به روی بندگان اشاره می کند. یکی از آنها شرک است. اگر به منابع اسلامی دقت کنیم متوجه می شویم که اسلام در توحید خلاصه می شود و همه چیز کفر در شرک. توحید جامع بین شرایع، صفات و اخلاق است و شرک جامع بین انحرافات عقیدتی، اخلاقی و صفات ناپسند است.

شرک گاه جلی و آشکار است و آن اینکه کسی برای خداوند شریک قائل شود و گاه مخفی است و آن این است که فرد صفات خدا را در عمل نادیده بگیرد. مثلا کسی خدا را رازق خودش ندارد بلکه استفاده از طرق نامشروع و رانت خواری و احتکار و مانند آن را رازق خودش بداند و یا توسل به دشمنان را راهی برای رسیدن به اهدافش می داند و به خدا متوسل نمی شود. همچنین ریا کاری کردن، کم فروشی کردن و تقلب نوعی شرک است زیرا او رزق خود را در کم فروشی می داند و تقلب را راهی برای رسیدن به مقصود به حساب می آورد و قادریت خدا را در نظر نمی گیرد.

جالب اینکه در کنار شرک، عامل دوم که عداوت مردم نسبت به یکدگر است ذکر شده است و این اهمیت آن را می رساند همان گونه که گاه در قرآن محبت به پدر و مادر را در کنار توحید قرار داده است.

سرچشمه ی عداوت ها معمولا مادی است و کسی به سبب امر معنوی غالبا با دیگری دشمنی نمی کند. مثلا یکی به دیگری احترام نگذاشته یا یکی از سفر آمده دیگری به دیدنش نرفته، یکی بیمار بوده دیگری به عیادتش نرفته، یکی در صحبت کردن خشونت به خرج داده، یکی بدهی خود را دیر داده و دیگری طلبش را زود مطالبه کرده و مانند آن. اگر این مسائل برطرف شود عداوتی و دشمنی ها هم برداشته می شود.

ملتی که افراد آن با یکدیگر عداوت داشته باشند ضعیف می شود و در مقابل دشمن ناتوان می گردد. اسلام دین دوستی و برادری و محبت است. نزدیک ترین رابطه ی دو نفر با هم رابطه ی اخوت است و از این محکمتر وجود ندارد مثلا رابطه ی پدر و مادر با فرزند در دو سطح است ولی رابطه ی برادر با برادر در یک سطح می باشد. حال که اسلام مسلمانان را برادر هم می داند آیا سزاوار است که سر مسائل جزئی با هم مشکل پیدا کنند و کینه ها را در سینه ها مخفی نگه دارند؟ مسلمان کسی است که بدی ها را فراموش می کند ولی خوبی ها را فراموش نمی نماید.

بسیاری از پرونده های دادگستری به سبب مسائل جزئی تشکیل شده است و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا به زندان شده اند. در قدیم اگر در خانواده ها اختلاف پیدا می شد پیرمردها که محترم بودند وارد میدان می شدند و مشکل را برطرف می کردند ولی امروزه غالبا با پیدا شدن مشکل، کار به وکیل گرفتن و مانند آن کشیده می شود.

عداوت و دشمنی می تواند سیاسی، اقتصادی و خانوادگی و مانند آن باشد و هر رقم که باشد مایه ی ذلت و سستی و شکست می باشد. غالبا در میان مشکلات، یک نفر از دو طرف اگر کوتاه بیایند مشکل برطرف می شود ولی در جایی که هیچ کدام کوتاه نیایند مشکل پابرجا و ادامه دار می شود.

موضوع: چند مسأله ی مهم

بین ما و دستگاه قضایی در چند مورد اختلاف است و آنها هم نمی آیند تا مشکل را حل کنند و عده ای از جوانان بی گناه به سبب آن در زندان به سر می برند.

یکی از آن مسائل در مورد مهریه است. زن وقتی مهریه را که عند المطالبه است به اجرا می گذارد فورا همسر را به زندان می اندازند. در اینجا چند اشتباه وجود دارد:

اول اینکه عند المطالبه با عند القدرة و الاستطاعة با هم فرقی نمی کند. مطالبه هم اگر بکنند ولی قدرت و استطاعت نباشد، آن مطالبه بی فایده است. قدرت شرط عامه ی تمامی تکالیف است.

اشکال دوم این است که باید دید آیا اصل ایسار است یا اعسار؟ در دستورات اسلامی آمده است: «لیّ الواجد یحل عقوبته و عِرضه» یعنی کسی که دارا هست و بدهی خود را نمی دهد می تواند مورد عقوبت و زندان قرار گیرد نه کسی که ندارد. همچنین اگر شک داشته باشیم جوان دارا هست یا نه اصل عدم ایسار است زیرا کسی که از مادر متولد شده بود ثروتی نداشت.

همچنین اگر ثابت شد که همسر، پولی ندارد و او را به زندان انداختند برای او قسط بندی می کنند تا بدهی خود را بدهد. این اقساط گاه 40 یا 50 سال طول می کشد و تا همه ی قسط ها را ندهند زن می تواند تمکین نکند. یعنی مرد که حدود 30 سال دارد تا 70 و 80 سالگی باید صبر کنند. این حکمی است که هر کسی بشنود خنده اش می گیرد. به نظر ما با اولین پرداخت، بدهی امروز او پرداخت می شود در نتیجه زن باید تمکین کند و قسط های بعدی هنوز به فعلیت نرسیده است.

نکته ی دیگر این است که مهریه را مثلا 110 سکه بهار آزادی قرار داده اند، آن موقع که سکه به عنوان مهریه قرار داده شده بود یک میلیون بود ولی الآن در مدت کمی پنج میلیون شده است. در اینجا شوهر قیمت الآن سکه را بدهکار نیست زیرا تفاوت قیمت نامتعارف از ادله منصرف عنه است. ادله روی تفاوت متعارف مثلا دو برابر می رود نه در جایی که قیمت پنج برابر شده است. ما در پیمانکارها هم همین حرف را می زنیم مثلا با او روی قیمت هایی قرارداد بستیم و الآن قیمت ها پنج برابر شده است.


پی نوشت:
               
    
تاریخ انتشار: « 1397/07/10 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 116