مباحث خیارات - جلسه 014 - 97/07/15

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

مباحث خیارات - جلسه 014 - 97/07/15

خیار قبل از تصرف وجود داشت و الآن که تصرف کرده است خیار باقی است

موضوع: مسقطات خیار عیب

بحث در مسقطات خیار عیب است. امام قدس سره سه مسقط را بیان می کند:

مسقط اول: قول یا فعلی است که دلالت بر رضایت کند چه بگوید: «اسقطت»، یا «رضیت» و همچنین انجام فعل در جایی که تغییر ایجاد نشود (زیرا تغییر دومین مسقط است.) مثلا لباس را به خیاط می دهد که بدوزد و هنوز ندوخته است.

مسقط دوم: ایجاد تغییری که دلالت بر رضا می کند.

اقوال و ادله ی آن هر دو مسقط را بیان کردیم

بقی هنا امران:

الامر الاول: آیا این تصرف حتما باید بعد از علم به وجود عیب باشد یا اگر قبل از علم به وجود عیب باشد همچنان موجب سقوط است؟ مثلا فرد نمی داند که پارچه معیوب است ولی در عین حال، آن را به خیاط می دهد و خیاط هم آن را می دوزد و مشتری بعد متوجه می شود که پارچه معیوب بوده است. کلام امام قدس سره در اینجا مطلق و مبهم است.

فقهاء مفصل این مسأله را متعرض شده اند و حتی ادعای اجماع شده است که اگر قبل از علم به عیب باشد موجب سقوط است.

صاحب مفتاح الکرامة می فرماید: (و لو أحدث فیه حدثا قبل العلم بالعیب أو بعده)یرید أنّه حینئذ یسقط الردّ و یثبت الأرش، أمّا سقوط الردّ فعلیه الإجماع فی «المختلف و شرح الإرشاد لفخر الإسلام، و أمّا ثبوت الأرش کذلک - أی حیث یحدث فیه حدثا قبل العلم بالعیب أو بعده - ... و فی «المبسوط أنّ التصرّف قبل العلم لا یسقط به الخیار.[1]

دلیل مسأله:

دلیل اول: استصحاب بقاء خیار

خیار قبل از تصرف وجود داشت و الآن که تصرف کرده است خیار باقی است.

نقول: ما این اصل را صحیح نمی دانیم. اضافه بر آن خواهیم دید که ما دلیل اجتهادی بر سقوط داریم.

دلیل دوم: تمسک به صحیحه ی زراره

عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَيُّمَا رَجُلٍ‌ اشْتَرَى‌ شَيْئاً وَ بِهِ عَيْبٌ وَ عَوَارٌ لَمْ يُتَبَرَّأْ إِلَيْهِ (فروشنده خود را از عیوب مبرا نکرده باشد) وَ لَمْ يُبَيَّنْ لَهُ (و نگفت که متاع معیوب است) فَأَحْدَثَ فِيهِ بَعْدَ مَا قَبَضَهُ شَيْئاً ثُمَّ عَلِمَ بِذَلِكَ الْعَوَارِ وَ بِذَلِكَ الدَّاءِ إِنَّهُ يُمْضَى عَلَيْهِ الْبَيْعُ وَ يُرَدُّ عَلَيْهِ بِقَدْرِ مَا نَقَصَ مِنْ ذَلِكَ الدَّاءِ وَ الْعَيْبِ مِنْ ثَمَنِ ذَلِكَ لَوْ لَمْ يَكُنْ بِهِ.[2]

بر اساس این صحیحه فرد باید عالم به عیب باشد تا تصرفش مسقط باشد.

نقول: این صحیحه تاب دو معنی را دارد و عبارت ثُمَّ عَلِمَ بِذَلِكَ الْعَوَارِ در بعضی از نسخ به شکل وَ عَلِمَ بِذَلِكَ الْعَوَارِ آمده است. اگر اولی باشد معنایش تصرف قبل از علم به عیب است ولی دومی دو احتمال دارد زیرا معنایش این می شود که تصرف کرد و حال آنکه می دانست معیوب است پس تصرف او بعد از علم به عیب بود احتمال دیگر این است که تصرف کرد و فهمید معیوب است.

دلیل سوم: تمسک به لا ضرر

کسی که در متاع تصرف کرده و بعد دیده معیوب است نمی تواند محکوم به این باشد که آن را نزد خود نگه دارد و لا ضرر جلوی آن را می گیرد.

ارش هرچند تفاوت قیمت را جبران می کند ولی این به درد فرد نمی خورد.

نقول: لا ضرر در خریدار معارض با لا ضرر شخص فروشنده است زیرا خریدار در متاع تصرف کرد و به درد فرد دیگری نمی خورد و اگر پس دهد فروشنده ضرر می کند. مثلا اگر خریدار پارچه را طبق قامت خودش دوخته باشد دیگر به کار فروشنده نمی آید.

بنا بر این بحث تعارض ضررین مطرح می شود و چه بسا ضرر بایع بیش از خریدار باشد.

نتیجه اینکه دلیل روشنی برای سقوط و یا ثبوت خیار وجود ندارد.

الامر الثانی: مشتری اگر عالم به عیب باشد ولی غافل شود و بعد تصرف کند حکمش چیست زیرا این تصرف دلیل بر رضا نیست؟

نقول: این مانند مسأله ی قبل می باشد.

خلاصه اینکه تصرف چه قبل از علم باشد و چه بعد از علم بعید نیست که موجب سقوط شود. همچنین می گوییم که چه بسا حکمت حکم شارع در اینجا ضرر نوعی باشد بنا بر این دیگر بحثِ تعارض ضررین و مانند آن مطرح نمی شود.

ان شاء الله در جلسه ی آینده به سراغ مسقط سوم می رویم که عبارت است از اینکه متاع به دست مشتری برسد و در دست او عیب تازه ای پیدا کند. این عیب تازه مانع از اعمال خیار به سبب عیب سابق است.

این عیبِ تازه اگر موقعی پیدا شود که فرد خیار دیگری مانند خیار مجلس و رؤیت داشته باشد این عیب تازه موجب سقوط نمی شود ولی اگر عیب تازه بعد از پایان خیارات دیگر باشد این عیب جدید موجب سقوط می گردد.

ان شاء الله دلیل این مسأله را بیان می کنیم.


پی نوشت:
               
    
تاریخ انتشار: « 1397/07/13 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 82