مباحث خیارات - جلسه 021 - 97/07/24

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

مباحث خیارات - جلسه 021 - 97/07/24

مسأله ی دوم از تحریر در مورد عیوبی است که در بیع پیدا می شود که گفتیم بر سه قسم است:

 موضوع: خیار عیب

مسأله ی دوم از تحریر در مورد عیوبی است که در بیع پیدا می شود که گفتیم بر سه قسم است:

    1. گاه بعد از عقد و قبل از قبض است.

    2. گاه بعد از قبض و در زمان خیار مشتری است.

    3. گاه بعد از قبض و بعد از خیار مشتری است.

امام قدس سره قائل است که در میان این سه قسم فقط قسم سوم مانع رد و فسخ می شود زیرا جنس، معیوب شده است و با جنسی که بایع به او داده است تفاوت کرده است ولی در عین حال مشتری می تواند ارش بگیرد.

در اینجا نکته ای وجود دارد و آن عبارتی است که مرحوم علامه در تذکره بیان کرده است: لو تجدّد العيب بعد العقد وقبل القبض ، كان للمشتري ردّه ؛ لأنّه مضمون في يد البائع (چون عیب قبل از قبض بر عهده ی بایع است)، فكما لو تلفت الجملة كانت من ضمانه کذا الاجزاء (اگر تمامش تلف می شد از مال بایع بود و حال که جزء آن تلف شده است از مال بایع است)، وكما إذا كان العيب موجوداً حالة العقد وبه قال الشافعي... وهل للمشتري الإمساك مع الأرش؟ منع الشيخ منه (در حالی که در عیب قبل از عقد می تواند ارش بگیرد ولی اگر عیب بعد از عقد و قبل از قبض باشد نه) وقال : ليس له مع اختيار الإمساك الأرش، بل إمّا أن يردّه أو يمسكه بجميع الثمن (یا فسخ می کند و یا جنس را در مقابل تمامی ثمن نگه می دارد) وبه قال الشافعي... (علامه می فرماید:) والأقوى عندي: أنّ للمشتري المطالبة بالأرش مع الإمساك.[1]

نقول: شیخ طوسی ناظر به نکته ای است و علامه ناظر به نکته ی دیگر.

نظر شیخ طوسی به این است که ارش بر خلاف قاعده است. در عرف عقلاء می گویند یا باید فسخ کرد و یا معامله را قبول کرد و نمی توان بایع را مجبور کرد که بیع را قبول کند و در نتیجه ارش هم بدهد. ارش نوعی تعبد از ناحیه ی شارع است و دلیل ما بر ثبوت ارش اجماع است و به سبب اجماع مشتری بین فسخ و ارش مخیّر می باشد.

شیخ طوسی می تواند بگوید که اجماع و دلیلی که شما بر خلاف قاعده ارائه می کنید مربوط به عیب قبل از عقد است و روایات هم عیب قبل از عقد را مد نظر دارد ولی عیبی که بعد از عقد پیدا شده است مشمول آن حکم که بر خلاف قاعده است نمی شود. بنا بر این مشتری یا باید جنس را با عیب قبول کند و یا فسخ نماید و راه سوم که قبول با اخذ ارش است در اینجا راه ندارد.

اما نظر علامه به این بوده است که ما از معقد اجماع الغاء خصوصیت می کنیم و می گوییم: وقتی مشتری در عیب قبل از عقد تخییر دارد در عیب بعد از عقد هم تخییر دارد و این دو با هم تفاوتی ندارد زیرا عیب بعد از عقد نیز در ضمان بایع است.

باید توجه داشت که فردی که می خواهد ارش بگیرد هم ارش عیب سابق را می گیرد و هم ارش عیبی که بعد از عقد پدید آمده است در نتیجه دو ارش می گیرد.

(مسألة 3): لو كان معيوباً عند العقد و زال العيب قبل ظهوره، فالظاهر سقوط الخيار، بل سقوط الأرش- أيضاً- لا يخلو من قرب، و الأحوط التصالح.[2]

امام قدس سره در این مسأله کأنه بین خیار و ارش فرق می گذارد و گویا ایشان نسبت به ارش تردیدی داشته است.

اقوال علماء:

شیخ طوسی می فرماید: إذا اشتراها مُصرّاة، (شیرش بند آمده بود در نتیجه معیوب بود معنای دیگر آن این است که شیر حیوان را نمی دوشیدند تا هنگام فروش بگویند که حیوان بسیار پر شیر است. معنای دوم عیب نیست بلکه داخل در تدلیس می باشد. این دو معنا در عبارات علماء با هم خلط شده است.) ثم زال تصريتها و صار اللبن عادة (شیر را به حسب عادت به شکل مرتب می دهد) لجودة المرعى، (زیرا از چراگاه خوبی بهره برد) لم يثبت الخيار.

و للشافعي و أصحابه فيه قولان: أحدهما: مثل ما قلناه، و هو الأقوى عندهم، مثل العيب إذا زال عنه و الآخر: ان الخيار لا يسقط، لأنه تدليس (در اینجا مصراة به معنای دوم اراده شده است زیرا اگر عیب زائل شود تدلیس نیست)، و هو ضعيف دليلنا على أن ليس له الرد: هو أنه إنما كان له الرد لمكان العيب، فلما زال العيب زال خيار الرد، لأنه تابع له. و إذا قلنا له الرد، فلمكان الخبر، (این خبر در عوالی اللئالی است و جالب اینکه در مورد تصریه به معنای دوم است.) لأنه لم يفصل بين أن تزول التصرية و أن لا تزول.[3]

اما خبر مزبور:

دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص: أَنَّهُ نَهَى‌ عَنِ‌ التَّصْرِيَةِ وَ قَالَ مَنِ اشْتَرَى مُصَرَّاةً فَهِيَ خِلَابَةٌ (تدلیس است) فَلْيَرُدَّهَا إِنْ شَاءَ إِذَا عَلِمَ وَ يَرُدُّ مَعَهَا صَاعاً مِنْ تَمْرٍ (زیرا از شیر حیوان استفاده کرده است) وَ التَّصْرِيَةُ تَرْكُ ذَاتِ الدَّرِّ أَنْ لَا تُحْلَبَ أَيَّاماً (حیوان را مدتی ندوشند) لِيَجْتَمِعَ اللَّبَنُ فِي ضَرْعِهَا فَيُرَى غَزِيرا (تا بگویند پر شیر است.)[4]

بنا بر این، این دو معنای تصریه به شکل عجیبی در کلام بزرگان با هم خلط شده است.

 


پی نوشت:
          
    
تاریخ انتشار: « 1397/07/24 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 212