مباحث خیارات - جلسه 024 - 97/07/30

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

مباحث خیارات - جلسه 024 - 97/07/30

بحث در خیار عیب است و به مناسبت اینکه که برای تعیین عیب باید به اهل خبره رجوع کرد به یک سری مسائل مستحدثه رسیده ایم

موضوع: رجوع به اهل خبره

بحث در خیار عیب است و به مناسبت اینکه که برای تعیین عیب باید به اهل خبره رجوع کرد به یک سری مسائل مستحدثه رسیده ایم:

الامر الثانی: برای تعیین حال جنین آیا می شود به اهل خبره مراجعه کرد و تصمیم گرفت یا اینکه اظهار نظرهای اهل خبره در اینجا معتبر نیست؟

ابتدا باید با احکامی که در این مورد وجود دارد آشنا شویم بعد برای موضوع آن که آیا باید به سراغ اهل خبره برویم یا نه تصمیم بگیریم.

یکی از احکام این است که اذا دار الامر بین حفظ الجنین و حفظ الأمّ کدام مقدم است. یعنی اگر مادر بماند جنین را باید از بین ببریم و اگر جنین بماند مادر از بین می رود. در اینجا حیات مادر را مقدم می داریم زیرا مادر اگر عمدا به قتل برسد قصاص دارد ولی جنین را اگر عمدا از بین ببرند دیه دارد و قصاصی در کار نیست. بنا بر این اگر کسی به شکم زن باردار لگد بزند و جنین را از بین ببرد او را اعدام نمی کنند.

همچنین مناسبت حکم و موضوع همین را اقتضاء می کند که حیات مادر مقدم باشد.

دوم اینکه اذا دار الامر بین بیماری شدید مادر و حیات جنین یعنی اگر جنین بماند مادر مبتلا به بیماری های سختی می شود و اگر مادر بخواهد از آن بیماری سالم باشد باید جنین را از بین برد. در اینجا می گوییم: فرق است بین اینکه جنین کامل شده باشد یعنی بعد از چهار ماه باشد یا قبل از آن و در حال نطفه و علقه و مضغه باشد که نام انسان بر او نمی گذارند. اگر در مراحل قبل از چهار ماه باشد بعید نیست که مادر مقدم باشد و جنین را بتوان از بین برد ولی اگر کامل شده باشد مشکل است بتوان به خاطر بیماری مادر، جنین را از بین برد زیرا دلیلی بر جواز این مورد نداریم.

دیگر اینکه گاه پیشبینی هایی در مورد جنین می کنند مثلا جنین عقب افتاده است، قلبش تشکیل نشده و یا مغزش آب دارد یا ناقص الخلقه است و در هر حال اگر متولد شود و زنده بماند اسباب دردسر و عسر و حرج شدید برای پدر و مادر خود می شود. آیا در چنین حالتی اجازه ی سقط جنین داده می شود؟ قبل از چهار ماه و بعد از آن در این مورد چه حکمی دارد؟

حال باید دید که در این سه مورد می توان به اهل خبره اعتماد کرد یا نه.

ظاهرا تشخیص اهل خبره خیلی قطعیت ندارد و کرارا دیده شده است که آنها اشتباه می کنند و در عین حال که مشکلی در مورد جنین را گزارش می دهند ولی فرزند، سالم به دنیا می آید. بله اگر اهل خبره اتفاق نظر داشته باشند ممکن است در آن بتوانیم به قول آنها اعتماد کنیم.

بنا بر این بین قبل از چهار ماه و بعد از آن فرق است و همچنین بین اتفاق نظر اهل خبره و اینکه چنین اتفاقی بین آنها نباشد و هر کدام حکم خاص خود را دارد.

الامر الثالث: آیا در مورد تشخیص نسب می توان به اهل خبره مراجعه کرد؟

تشخیص نسب احکام شرعیه ی بسیاری در اسلام دارد از جمله می توان به ارث، مسائل مربوط به نکاح، نفقه، ولایت پدر و مادر بر فرزند و مسائل مربوط به حدود (در زنا به محارم و غیر آن) اشاره کرد.

علماء در تشخیص نسب از چند راه وارد می شوند:

یکی از آنها مسأله ی فراش است که می گویند: الولد للفراش. یعنی اگر فرزندی در خانواده ای متولد شد آن را متعلق به آن پدر و مادر می دانند. اگر هم در این مورد شکی رخ دهد به آن اعتنایی نمی کنند.

دوم عبارت است از شهرت در محل یعنی در محل مشهور است که فلان پسر فرزند فلان کس می باشد.

سومین مورد اقرار است یعنی کسی اقرار می کند که پسر فلان کس است و او هم اقرار می کند که پدر او می باشد.

چهارمین شهادت بر تولد است. شهادت بر تولد نسبت به مادر معتبر است مثلا زنانی که شروط شهادت را دارند شهادت دهند که این فرزند از آن مادر متولد شده است. همچنین است در مورد شهادت مردان در جایی که زن ها برای شهادت در دسترس نباشد ولی نسبت به پدر شهادت عینیه معنا ندارد.

البته طرق غیر معتبری مانند قیافه شناسی و مانند آن وجود دارد که اعتباری ندارد.

در زمان ماه راه دیگری پیدا شده است که استفاده از آزمایش «دی إن إی» می باشد. این واژه در لغت به معنای اسید مخصوصی است که در ژن ها وجود دارد ژن ها داخل گلبول ها هستند. این اسید در نسل یعنی در پدر و مادر و فرزند یکسان است.

البته خود اهل خبره به صورت صد در صد شهادت نمی دهند و نمی گویند که این «دی إن إی» حتما نشانه ی اتحاد نسب است. به هر حال اگر مشکوک باشد و ما به عنوان فقیه شک کنیم که آیا شهادت آنها صد در صد است تا دلیل بر نسب شود یا شهادت آنها صد در صد نیست، نمی توانیم به شهادت آنها نسب را مترتب کنیم و در صورت شک هم اصل برائت است. نسب باید از طرق قطعی صد در صد ثابت شود.

البته امروزه در مورد شهداء که متعلق به فلان خانواده می شود از این روش استفاده می شود و یا در هواپیما حادثه ای پیدا شده که از این طریق افرادی را که ناشناخته هستند به خانواده هایی ملحق می کنند این گونه کارها که احکام شرعیه ی مهمی بر آن بار نیست ندارد اشکال ندارد که از این آزمایش ها استفاده کنند زیرا نهایتا یک سری امتیازات مانند امتیازات خانواده ی شهید و مانند آن به خانواده ها می دهند.

(مسألة 5): لو تعارض المقوّمون في تقويم الصحيح أو المعيب أو كليهما، فالأحوط التخلّص بالتصالح، و لا تبعد القرعة، خصوصاً في بعض الصور (که مسأله کاملا پیچیده شده باشد و اختلاف هم شدید باشد).[1]

فقهاء علاوه بر دو راهی که امام قدس سره بیان کرده اند سه راه دیگر نیز ارائه کرده اند که از همه مهمتر اخذ به حد وسط می باشد که سیره ی بسیاری از عقلاء بر آن است. باید توجه داشت که اخذ به حد وسط با مصالحه فرق دارد زیرا در مصالحه سر هر قیمتی می توان مصالحه کرد.

چهارم عبارت است از تخییر حاکم که این عجیب است زیرا اگر کمتر را انتخاب کند یا بیشتر داد یک نفر در می آید.

اخذ به قدر متیقن که همان اقل است.


پی نوشت:
                 
    
تاریخ انتشار: « 1397/07/29 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 262