درس اخلاق - جلسه 022 - 97/10/19

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

درس اخلاق - جلسه 022 - 97/10/19

در جلسات قبل پیرامون مسایل اخلاقی پیش از ازدواج و آغاز زندگی مشترک بحث شد. در این جلسه به مسایل اخلاقی پس از ازدواج می پردازیم.

در جلسات قبل پیرامون مسایل اخلاقی پیش از ازدواج و آغاز زندگی مشترک بحث شد. در این جلسه به مسایل اخلاقی پس از ازدواج می پردازیم.

زن و شوهر در زندگی مشترک چه نکاتی را باید رعایت کنند؟ چه برنامه‌ای باید اجرا شود تا زندگی خوب و شیرینی داشته باشند؟ عروس و داماد چگونه با هم رفتار کنند تا خداوند از آن‌ها راضی باشد؟

زندگی اجتماعی بشر

به منظور روشن شدن این بحث مقدّمه ای تقدیم می شود، که برای مباحث دیگر نیز کاربرد دارد:

زندگی انسان یک زندگی اجتماعی است. به تعبیر دیگر، انسان مدنی بالطبع می‌باشد. یعنی بر اساس فطرت و طبیعت اصلی خویش خواهان زندگی اجتماعی است، و خداوند این طبیعت را در وجود او قرار داده است. و این روح اجتماعی، از نعمت های بزرگ الهی محسوب می‌شود. اگر این روح اجتماعی نبود بشر ترقّی و پیشرفت نمی‌کرد. این همه صنایع و علوم و دانش و رشد و پیشرفت، نتیجه‌ی روح اجتماعی و زندگی گروهی است. اندیشه ها و ابتکارات و نوآوری ها و تجربه های انسان‌های مختلف به هم ضمیمه شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل گردیده و سبب شده که انسان‌ها روز به روز پیشرفته تر ‌شوند و همه این‌ها از برکات زندگی اجتماعی است.

زندگی جمعی در میان کمی از حیوانات نیز وجود دارد. زنبورهای عسل زندگی جمعی دارند، ولی محدود به یک کندوست؛ نه با تمام زنبورهای عسل یک شهر. همانگونه که مورچه‌ها هم چنین زندگی‌ای دارند؛ امّا زندگی اجتماعی آن‌ها نیز محدود به همان لانه می‌شود.

اضافه بر این، زندگی آن‌ها ایستاست و حرکت و رشد و پیشرفتی ندارد. خانه‌های نُه ضلعی که زنبورهای عسل در عصر و زمان ما می‌سازند، با خانه‌هایی که هزاران سال قبل زنبورهای عسل می‌ساختند هیچ تفاوتی ندارد!

اما بشر در زندگی اجتماعی‌اش همواره در حال رشد و پیشرفت است. خداوند متعال زندگی اجتماعی توأم با ترقّی و پیشرفت به انسان هدیه کرده، که سرچشمه آثار و برکات فراوانی است.

خانواده هم، که واحد کوچکتری است، یک نوع زندگی اجتماعی محسوب می‌شود.

برنامه‌های اسلام برای زندگی خانوادگی

اسلام برنامه‌هایی دارد تا این زندگی اجتماعی توأم با سلامت و خوشبختی گردد، و از آسیب‌ها و ناکامی‌ها مصون بماند.

زن و شوهر همچون لباس یکدیگرند

خداوند متعال در آیه‌ی 187 سوره‌ی بقره، ‌در تعبیری کوتاه امّا بسیار پرمعنی و عمیق چنین می‌فرماید: {هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ}؛ «زنان لباس شما (مردان) هستند،‌ و شما هم لباس آن‌ها».

لباسی که انسان می‌پوشد پنج فایده دارد:

1. حفاظت از سرما و گرما؛ لباس در ایّام سرد سال انسان را از سرما و در روزهای گرم از گرما حفظ می‌کند.

2. محافظت از آسیب‌ها؛ اگر انسان برهنه باشد، به هنگام رفت و آمد بدنش با چیزهای مختلف برخورد کرده و آسیب می‌بیند؛ امّا هنگامی که لباس می‌پوشد، از آسیب‌های مذکور در امان می‌ماند.

3. پوشش عیب‌ها؛ اگر در بدن انسان عیبی وجود داشته باشد که دوست نداشته باشد دیگران از آن باخبر شوند، لباس آن را می‌پوشاند.

4. زینت انسان؛ علاوه بر فوائد بالا، لباس سبب زینت انسان می‌شود. بسیار اتّفاق می‌افتد که نپوشیدن لباس سبب تحقیر انسان می‌شود؛ امّا لباس مناسب بر ابهت و احترامش می‌افزاید.

5. وسیله‌ی شناخت؛ اگر همه‌ی مردم لباس یکنواخت و مشابهی می‌پوشیدند شناخت آن‌ها مشکل بود؛ امّا با توجّه به این که انسان‌ها سلیقه‌های مختلفی دارند، لباس‌های متنوّعی می‌پوشند، و تنوّع لباس‌ها شناخت آن ها را آسان می‌کند.

طبق آنچه که در آیه‌ی مورد بحث آمده، زن و شوهر لباس یکدیگرند. یعنی باید عیوب همدیگر را بپوشانند، و سبب زینت و آبرو و شکوه و ابهت و احترام هم باشند، و از یکدیگر در برابر آسیب‌های مختلف مراقبت کنند. حقیقتاً آیه‌ی مذکور پیام‌های متعدّدی برای زن و شوهر دارد.

معاشرت صحیح و معقول

خداوند متعال در آیه‌ی دیگر چگونگی برخورد شوهر با همسرش و کیفیّت معاشرت آنان را در جمله‌ای کوتاه امّا بسیار عمیق چنین بیان فرموده است: {وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ}؛ «و با آنان، به طور شایسته رفتار کنید».[1]

«معروف» یعنی شناخته شده، و «منکر» به معنای ناشناخته است.

«خوبی‌ها» برای روح انسان شناخته شده، و «منکرات» ناشناخته‌اند. یعنی خداوند متعال روح انسان را طوری آفریده که طالب خوبی ها، و از بدی بیزار است. اگر تربیت انسان درست باشد به خوبی‌ها علاقمند خواهد بود و از بدی تنفّر خواهد داشت.

با توجّه به این مقدّمه، عاشروهن بالمعروف پیام‌های زیادی دارد. چون معاشرت به معروف مربوط به مورد خاصّی نیست، بلکه تمام مسایل زندگی را به صورت کامل در بر می‌گیرد.

در ادامه‌ی آیه‌ی مذکور می‌فرماید: {فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسي أَنْ تَکْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فيهِ خَيْراً کَثيراً}؛ «و اگر از آن‌ها (به جهتی) کراهت داشتید، (فوراً تصمیم به جدایی نگیرید) چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد؛ ولی خداوند خیر فراوانی در آن قرار می‌دهد».

اگر از همسرت ناراحتی و دلخوری داری، صبر و تحمّل کن. ای بسا خداوند برکات زیادی به وسیله همین همسر، برایت فراهم کند. همانگونه که ممکن است همسری داشته باشی که او را خیلی دوست داشته باشی، امّا بلای جانت شود. بنابراین معاشرت به معروف نباید ترک شود.

آداب اخلاقی در درون خانواده

همانگونه که در مباحث گذشته اشاره کردیم، اخلاق بر دو قسم است:

اخلاق عمومی و اخلاق خصوصی. اخلاق عمومی اموری است که همه درباره‌ی همه باید آن را رعایت کنند. مثلاً هیچ کس نباید نسبت به دیگران تکبّر بورزد. همه باید نسبت به یکدیگر صادق باشند. هیچ کس نباید در مورد دیگران حسادت کند. همه باید امانتدار باشند. در خانواده ها هم ابتدا باید اخلاق عمومی پیاده شود، سپس اخلاق خصوصی. زن و شوهر نباید نسبت به همدیگر تکبّر داشته باشند. مثل این که شوهر از پدرش تعریف و تمجید کند، و زن به برادرش بنازد. یا مرد به اقوام و فامیلش افتخار کند و زن به دوستان و آشنایان خانوادگیش ببالد. چرا که تکبّر برای خانواده‌ها و جامعه بلاست، و سبب اختلاف می‌گردد. همچنین باید نسبت به یکدیگر صادق و امانتدار و رازدار باشند. این‌ها امور اخلاقی است که در تمام جامعه باید رعایت گردد و در خانواده هم رعایت آن لازم است.

عفو و گذشت، نیاز جامعه و خانواده

از جمله مسایلی که مورد نیاز کلّ جامعه، و به ویژه خانواده‌هاست، عفو و گذشت می‌باشد، که اهمیّت فوق العاده‌ای دارد. برای روشن شدن اهمیّت و جایگاه آن، توجّه شما را به حدیث نابی از پیامبر| جلب می‌کنم:

«اِنَّهُ يُنادی مُنادٍ يَومَ القيامَةِ: مَن کانَ لَهُ عَلَی اللهِ اَجرٌ فَليَقُم، فَلا يَقُومُ اِلا العافُونَ، اَلَم تَسمَعُوا قَولَهُ تَعالی: «فَمَن عَفی وَ اَصلَحَ اَجرُهُ عَلَی اللهِ»[2]؛ روز قیامت منادی ندا می‌دهد: کسی که خود را از خدا طلبکار می‌داند برخیزد؟! هیچ کس جز کسانی که دارای عفو و گذشت بوده‌اند بر نمی‌خیزند! مگر سخن خدای متعال را نشنیده‌ای که فرمود: «پس هر کس گذشت کند و اصلاح‌گر باشد اجر و پاداشش بر خداست».[3]

در قرآن مجید تعبیر «اجرهُ علی الله» فقط در مورد عفو و اصلاح به کار رفته، و در مورد دیگر صفات حمیده دیده نمی‌شود.

عفو و گذشت در زندگی مشترک

گاه مسائل کوچکی اتّفاق می‌افتد که اگر با عفو و گذشت همراه باشد مشکلی به وجود نمی‌آید. مثل این که غذا شور شده، یا مقداری ته آن سوخته، یا درِ منزل با کمی تأخیر باز شده، یا ظرفی از دست زوجه افتاده و شکسته، ‌یا کاری که قرار بوده انجام دهد فراموش کرده است.

این مسایل جزیی و کوچک در هر خانه‌ای ممکن است اتّفاق بیفتد. امّا به دو گونه می‌توان با آن برخورد کرد. برخی بزرگوارانه گذشته کرده، و آن را همانجا دفن نموده، و زندگی را به کام خود و همسرشان تلخ نمی‌کنند. امّا با کمال تأسف بعضی‌ها عکس العمل بدی از خود بروز می‌دهند. مثل این که مرد با عصبانیّت می‌گوید: بعد از این حواست را جمع کن و از این اشتباهات نکنی! و زن در جواب می‌گوید: همین که هست، بیش از این در توانم نیست! مرد می گوید: حرف اضافه نزن! و زن جواب می‌دهد: خودت حرف زیادی نزن!

این سخنان زشت ادامه پیدا می‌کند و آتش خشم شعله ور تر می‌شود، تا آنجا که کم کم گلاویز می‌شوند و کار به شکایت و دادگاه و طلاق می‌کشد! در حالی که اگر عفو و گذشت می‌کردند کار به اینجا نمی‌کشید.

مشکلات کوچک و مصائب بزرگ!

مشکلات کوچک در زندگی مشترک همانند بهمن است، که اگر در ابتدا مدیریت نشود، نتایج شوم و ضررهای جبران ناپذیری به بار خواهد آورد. بهمن، که یک اتوبوس پر از مسافر را دفن کرده، و همه‌ی سرنشینان آن را می‌کشد، در ابتدا سنگ کوچکی بوده که از بالای کوه غلطیده، و در مسیر خود برف‌ها را به دور خود جمع کرده، و هر چه به سمت پایین آمده بزرگ و بزرگ تر شده، و در نهایت تبدیل به یک بهمن بزرگ شده است!

بسیاری از معضلات خانوادگی مثل بهمن است که در ابتدا کوچک و کم اهمیت است و به راحتی حل می‌شود. اگر شوهر مشکلات پیش آمده را نادیده بگیرد، یا وقتی که زوجه با عکس العمل تند شوهر مواجه می شود عذرخواهی کند، مشکل حل می‌شود و زندگی آن‌ها در معرض نابودی قرار نمی‌گیرد.

داستان عبرت آموز افک

در سوره‌ی نور داستانی به نام داستان افک مطرح شده، که پیام‌های مهمّی دارد. عدّه‌ای، یکی از همسران پیامبر را متّهم کردند که از جادّه‌ی عفّت خارج شده، و نعوذ بالله با یکی از سربازان اسلام رابطه برقرار کرده است! در حالی که همسر پیامبر، هر که باشد، امکان ندارد آلوده‌ی اعمال منافی عفّت گردد.[4]

تهمت زنندگان در حقیقت می‌خواستند نعوذ بالله پیامبر اکرم| را هتک کنند و لذا این مطلب دروغ را تکرار کرده، و منافقین هم به آن دامن زده و کلّ شهر را مملوّ از شایعه کردند. همیشه منافقین منتظرند شایعه ای را بسازند یا بشنوند و به آن دامن بزنند.

قرآن مجید به یاری پیامبر| آمد و با فصاحت و بلاغت کامل این تهمت را تکذیب و عاملان و ناقلان آن را توبیخ کرد: ای مسلمانان! چرا هنگامی که شایعه را شنیدید آن را تکذیب نکردید؟! چرا نگفتید: این، خبر دروغی است؟[5] کسی که اوّلین بار این شایعه را ساخت و منتشر کرد عذاب دردناک بزرگی در انتظار اوست. خداوند این بار گذشت می‌کند و شما را می‌بخشد؛ امّا اگر در آینده تکرار کنید مجازات سختی در انتظار شماست! به هر حال قرآن مجید بسیار محکم و قاطع با این فتنه برخورد کرد.

منافقین دیدند در برابر لحن داغ آیات قرآن و برخورد شدید خداوند با این شایعه، توان ادامه دادن به آن را ندارند و لذا آن را رها کردند.

افراطی گری ممنوع

در داستان افک یک کار افراطی نیز صورت گرفت. عدّه‌ای از خوبانی که آلوده‌ی پخش شایعه‌ی مذکور نشده بودند، گفتند: «ما باید شایعه سازان را تحریم کنیم. نه به آن‌ها کمک کنیم، و نه به آن ها احترام بگذاریم!» در حالی که برخی از آن ها آدم‌های نیازمندی بوده، و آلت دست مغرضان قرار گرفته بودند. این کار افراطی می‌رفت که تبدیل به دوگانگی جامعه‌ی اسلامی شود و دو گروه از مسلمانان را در برابر هم قرار دهد.  اینجا بود که آیه‌ی زیر نازل شد و بحث عفو را عنوان کرد:

{وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبي‏ وَ الْمَساکينَ وَ الْمُهاجِرينَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ}؛ «آن‌ها که از میان شما دارای برتری (مالی) و وسعت زندگی هستند نباید سوگند یاد کنند که از انفاق نسبت به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دریغ نمایند؛ آن‌ها باید عفو کنند و چشم بپوشند؛ آیا دوست نمی‌دارید خداوند شما را بیامرزد؟! و خداوند آمرزنده مهربان است».[6]

گرچه مسأله‌ی افک مسأله مهمّ و خطیری بود، امّا قرآن مجید سعی کرد آن را با آب عفو و بخشش بشوید تا مشکلات بزرگتری به وجود نیاید و لذا توصیه به عفو و صفح کرد.

تفاوت عفو و صفح

عفو به‌معنای گذشت وصفح به معنای فراموش کردن است. بعضی از مردم از خطاهای دیگران در می‌گذرند؛ امّا بدی آن‌ها را فراموش نمی‌کنند و کینه آن‌ها را در سینه نگه می‌دارند و ممکن است در آینده آن کینه بروز کند. و لذا خداوند متعال دستور داده علاوه بر گذشت، آن را فراموش هم کنند تا تبدیل به کینه نشود.

حادثه‌ی به این مهمّی، که در طول تاریخ اسلام ‌نظیر نداشت و وسیله‌ای برای کوبیدن پیامبر اسلام| بود، وقتی که خنثی شد و آتش آن فروکش کرد، مساله عفو و گذشت و فراموش کردن حادثه به میان آمد. این مطلب برای همه ما درس دارد. به ما می‌گوید:

شما هم در زندگی اجتماعی عفو و گذشت داشته باشید. در مقابل رفیق و همکار و همسر چشم پوشی کنید. چراکه بشر بالاخره اشتباه می‌کند. زن مرتکب اشتباه می‌شود، مرد هم اشتباه می‌کند؛ چون معصوم نیستند. اگر این اشتباهات را دامن بزنید بهمن وار بر سر خانواده فرود می‌آید، امّا اگر با عفو و گذشت و  عذرخواهی آن را در نطفه خفه کنید، سبب راحتی خانواده می‌شود.

ای کاش این مساله در جامعه هم انجام می‌شد. عدّه‌ای هنوز حساب‌های شخصی و خصوصی انتخابات گذشته را تصفیه می‌کنند! سال‌ها از انتخابات گذشته و انتخابات جدید در راه است؛ امّا هنوز درگیر آن هستند و به آن دامن می‌زنند! تا زمانی که عفو و گذشت در خانواده و جامعه نباشد زندگی مختل می‌شود.

راز ناکامی شرکت‌ها!

می‌گویند در جامعه‌ی ما شرکت‌ها دوام و بقای زیادی ندارند، در حالی که در برخی از کشورها شرکت‌هایی با عمر دویست ساله وجود دارد. از پدرها به پسرها و از پسرها به نوه‌ها و از نوه‌ها به نتیجه‌ها رسیده است. چون عفو و گذشت آن‌ها بیشتر از ما بوده است. شرکتی تداوم می‌یابد که شرکای آن روحیّه‌ی گذشت و عفو و فراموشی اشتباهات دیگران را داشته باشند. زندگی زناشویی هم بسان یک شرکت است، که بدون بخشش و گذشت، و عذرخواهی و عذرپذیری دوامی نخواهد داشت.

امیداوارم همه ما با استعانت از خداوند، عفو و بخشش را تمرین کنیم، تا بتوانیم در زندگی اجتماعی و خانوادگی اهل عفو و گذشت باشیم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[1]. سوره‌ی نساء (4)، آیه‌ی 19.

[2]. سوره‌ی شوری (42)، آیه‌ی 40.

[3]. سفینة البحار، ج 6، ص 306.

[4]. در المنثور، ج 6، ص 245.

[5]. سوره‌ی نور (24)، آیه‌ی 13.

[6]. سوره‌ی نور (24)، آیه‌ی 22.

پی نوشت:
              
    
تاریخ انتشار: « 1397/10/18 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 91