مباحث خیارات - جلسه 079 - 97/11/13

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

مباحث خیارات - جلسه 079 - 97/11/13

بحث در آخرین فرعی است که در مورد شرط مخالف مقتضای عقد ذکر کرده اند و آن مسأله ی ارث زوجه ی منقطعه است که آیا ارث می برد یا نه و اگر ارث می برد می توان شرط عدم کرد یا نه و اگر اثر نمی برد آیا می توان شرط ارث بردن کرد یا نه.

موضوع: شرایط شروط ضمن عقد

بحث در آخرین فرعی است که در مورد شرط مخالف مقتضای عقد ذکر کرده اند و آن مسأله ی ارث زوجه ی منقطعه است که آیا ارث می برد یا نه و اگر ارث می برد می توان شرط عدم کرد یا نه و اگر اثر نمی برد آیا می توان شرط ارث بردن کرد یا نه.

بنا بر این چهار قول در مسأله است:

    1. ارث می نبرد چه شرط باشد یا نه.

    2. ارث نمی برد مگر اینکه شرط کنند.

    3. ارث می برد چه شرط باشد یا نه

    4. ارث می برد مگر اینکه شرط عدم کنند.

معروف و مشهور این است که ارث نمی برد چه شرط بکند یا نه. در جلسه ی گذشته اقوال علماء را بررسی کردیم.

دلیل قول مشهور:

دلالت روایات: در این روایات احادیث غیر معتبر هم وجود دارد ولی چون متضافر است و مورد عمل اصحاب نیز قرار گرفته به سراغ بررسی سند نمی رویم و ضعف سند بعضی از این روایات نیز ضرری به بحث نمی زند.

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ‌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ‌ ع يَقُولُ‌ تَحِلُ‌ الْفُرُوجُ‌ بِثَلَاثٍ‌ نِكَاحٍ بِمِيرَاثٍ وَ نِكَاحٍ بِلَا مِيرَاثٍ وَ نِكَاحٍ بِمِلْكِ الْيَمِينِ.[1]

در این روایت اسم متعه نیامده است ولی مشخص است که نکاح به میراث همان نکاح دائم است و نکاح به غیر میراث همان نکاح موقت می باشد.

از این روایت استفاده می شود که طبیعت نکاح موقت این است که در آن عدم میراث وجود دارد.

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع كَيْفَ أَقُولُ‌: لَهَا إِذَا خَلَوْتُ‌ بِهَا قَالَ تَقُولُ أَتَزَوَّجُكِ مُتْعَةً عَلَى كِتَابِ اللَّهِ- وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ لَا وَارِثَةً وَ لَا مَوْرُوثَةً كَذَا وَ كَذَا يَوْماً وَ إِنْ شِئْتَ كَذَا وَ كَذَا سَنَةً بِكَذَا وَ كَذَا دِرْهَماً وَ تُسَمِّي (مِنَ الْأَجْرِ) مَا تَرَاضَيْتُمَا عَلَيْهِ قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً فَإِذَا قَالَتْ نَعَمْ فَقَدْ رَضِيَتْ وَ هِيَ امْرَأَتُكَ وَ أَنْتَ أَوْلَى النَّاسِ بِهَا الْحَدِيثَ.[2]

در سند این روایت سهل بن زیاد وجود دارد که محل بحث است.

معنای لَا وَارِثَةً وَ لَا مَوْرُوثَةً این است که در طبیعت نکاحِ متعه عدم ارث وجود دارد. معنای آن این نیست که در موقع عقد متعه شرط کنند که ارثی در کار نباشد.

نام بردن این شرط این فایده را دارد که زن بداند در عقد موقت ارث نمی برد و بعد ادعا نکند که تصور من این بود که ارث می برم و نمی دانستم.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: لَا بُدَّ مِنْ أَنْ يَقُولَ فِيهِ هَذِهِ الشُّرُوطَ (یعنی هذه الاحکام) أَتَزَوَّجُكِ مُتْعَةً كَذَا وَ كَذَا يَوْماً بِكَذَا وَ كَذَا دِرْهَماً نِكَاحاً غَيْرَ سِفَاحٍ (این نشان می دهد که ابو بصیر در مقام بیان احکام است نه بیان شروط) عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ- وَ عَلَى أَنْ لَا تَرِثِينِي وَ لَا أَرِثَكِ وَ عَلَى أَنْ تَعْتَدِّي خَمْسَةً وَ أَرْبَعِينَ يَوْماً (45 روز عده بگیری که این نیز جزء احکام است نه جزء شروط ضمن العقد) وَ قَالَ بَعْضُهُمْ حَيْضَةً.[3]

ابو بصیر این روایت را به امام علیه السلام متصل نکرده است ولی او کسی نیست که از خودش چیزی نقل کند.

به قرینه ی اینکه یک سری از مطالب این حدیث اشاره به احکام دارد می توان استفاده کرد که عبارت عَلَى أَنْ لَا تَرِثِينِي وَ لَا أَرِثَكِ نیز حکم است نه شرط.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ قَالَ: تَقُولُ أَتَزَوَّجُكِ مُتْعَةً عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ- نِكَاحاً غَيْرَ سِفَاحٍ‌ وَ عَلَى‌ أَنْ لَا تَرِثِينِي وَ لَا أَرِثَكِ كَذَا وَ كَذَا يَوْماً بِكَذَا وَ كَذَا دِرْهَماً وَ عَلَى أَنَّ عَلَيْكِ الْعِدَّةَ.[4]

در این روایت نیز اسمی از امام علیه السلام برده نشده است.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جُبَيْرٍ أَبِي سَعِيدٍ الْمَكْفُوفِ عَنِ الْأَحْوَلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع قُلْتُ‌ أَدْنَى مَا يَتَزَوَّجُ الرَّجُلُ بِهِ الْمُتْعَةَ قَالَ كَفٌ‌ مِنْ بُرٍّ (یک کف دست از گندم) يَقُولُ لَهَا زَوِّجِينِي نَفْسَكِ مُتْعَةً عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ- نِكَاحاً غَيْرَ سِفَاحٍ عَلَى أَنْ لَا أَرِثَكِ وَ لَا تَرِثِينِي وَ لَا أَطْلُبَ وَلَدَكِ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى (الی اجل مسمی یعنی زمان متعه باید مشخص باشد) فَإِنْ بَدَا لِي زِدْتُكِ وَ زِدْتِنِي.[5]

جبیر که در سند آمده نام شش نفر است که هیچ کدام از آنها ابو سعید المکفوف نیست. اضافه بر آن تمامی آنها به جز جبیر بن معطم محل سؤال می باشد. او از شخصیت ها بوده و بعد از آنکه واقعه ی عاشورا واقع شد گفته شئه است که مردم همه مرتد شدند به جز یک نفر که او همان جبیر بن معطم است.

به هر حال ابو سعید مکفوف مجهول در مجهول است یعنی نه مشخص است که کدام یک از آن جبیرها می باشد و اضافه بر آن اصلا نامش نیز در کتب رجالی نیست.

احول نیز نامش محمد بن علی بن نعمان الاحول است که ملقب به مؤمن الطاق بود زیرا در بازار کوفه دکانی زیر طاقی داشت. او فرد شجاع و دانشمندی بود و با مخالفان، بحث های بسیاری داشته و دشمنان از او ترس داشتند و به همین دلیل به او مؤمن الشیطان می گفتند.

از این روایت استفاده می شود که صیغه ی عقد موقت را لازم نیست که حتما زن بخواند و مرد، قبلت را بگوید بلکه اگر عکس باشد هم صحیح است.

این حدیث نیز در مقام بیان احکام است نه شروط ضمن عقد.

قَالَ الْكُلَيْنِيُّ وَ رُوِيَ‌ أَنَّهُ‌ لَيْسَ‌ بَيْنَهُمَا مِيرَاثٌ اشْتُرِطَ أَوْ لَمْ يُشْتَرَطْ.[6]

این روایت مرسله است.

یعنی طبیعت عقد متعه عدم ارث بردن است.

أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي الْمَحَاسِنِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ الطَّائِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع لِمَ‌ لَا تُوَرَّثُ‌ الْمَرْأَةُ عَمَّنْ يَتَمَتَّعُ بِهَا فَقَالَ لِأَنَّهَا مُسْتَأْجَرَةٌ (حکم اجیر را دارد که باید صرفا پولی دریافت کند همان گونه که گاه انسان خانه ای را می خرد و گاه اجاره می کند خریدن خانه مانند عقد دائم و اجاره کردن آن مانند عقد موقت است.) وَ عِدَّتُهَا خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ يَوْماً.[7]

این حدیث از احادیث مهم و کارساز در مسأله است.

نقول: میراث به واسطه ی ارتباطی است که زن و مرد با هم پیدا کنند. کسی که یک عمر با دیگری زندگی می کند باید بتوانند از هم ارث ببرند ولی اگر کسی که یک ساعت و یا یک روز با کسی زندگی می کند شایسته نیز که آلاف و الوف از ارث را به او بدهند.

بنا بر این بر اساس قاعده، عقد متعه که غالبا قلیل المدة است موجب ارث بردن نمی شود.

بله در عقد دائم نیز گاه شوهر یا همسر بعد از دو سه روز ممکن است فوت کنند. ولی این موارد نادر است و ما در مورد غالب بحث می کنیم.


پی نوشت:
                  
    
تاریخ انتشار: « 1397/11/11 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 199