کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 013 - 98/10/22

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 013 - 98/10/22

علت اینکه این بحث را انتخاب کرده ایم این است که این دو واجب، در عصر و زمان ما مورد بی مهری قرار گرفته است و شبهاتی در اطراف آن مطرح شده است و حال آنکه این مسأله در متن قانون اساسی در ماده ی هشتم آمده است.

موضوع: کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر

علت اینکه این بحث را انتخاب کرده ایم این است که این دو واجب، در عصر و زمان ما مورد بی مهری قرار گرفته است و شبهاتی در اطراف آن مطرح شده است و حال آنکه این مسأله در متن قانون اساسی در ماده ی هشتم آمده است.

امام قدس سره در اینجا یک مقدمه دارد و می فرماید:

و هما (یعنی امر به معروف و نهی از منکر که بحث است این دو در واقع یکی هستند یا دو تا و شهید صدر در کتاب «ما وراء الفقه» این بحث را مطرح کرده است و ما بعدا آن را متذکر می شویم و نظر خود را مطرح می کنیم.) من أسمى (از ماده ی سُمُوّ به معنای علو است.) الفرائض و أشرفها، و بهما تقام الفرائض. (این برگرفته از حدیثی از امام باقر علیه السلام است که آن را می خوانیم. معنای این عبارت این است که این دو وسیله ی اجرای فرائض هستند. زیرا هر قانونی ضامن اجرا می خواهد و الا کسی به قانون عمل نمی کند. مثلا اگر بگویند که عبور از چراغ قرمز ممنوع است ولی اگر کسی عبور کرد جریمه نمی شود کسی به این قانون عمل نمی کند.) (از اینجا امام قدس سره به سراغ ادله ی وجوب امر به معروف و نهی از منکر می رود که یکی اجماع است و یکی کتاب الله و دیگری روایات اهل بیت علیهم السلام) و وجوبهما من ضروريّات الدين، (ضروریات بالاتر از اجماع است) و منكره مع الالتفات بلازمه (لازمه ی آن دو این است که نبوت رسول خدا (ص) را قبول نداشته باشند که این موجب کفر می شود) و الالتزام به (و عمدا بگوید که قول رسول خدا (ص) را در این مورد قبول ندارم) من الكافرين.

و قد ورد الحثّ عليهما في الكتاب العزيز و الأخبار الشريفة بألسنة مختلفة، قال اللَّه تعالى‌: ﴿وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ (این تنها آیه ای است که در آن امر به کار برده شده است که البته بحث است که دلالت بر وجوب کفایی دارد یا عینی و البته ظاهر آن در وجوب کفایی است.) أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[1] و قال تعالى‌: ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ﴾[2] (ویژگی شما که بهترین امت هستید وجود امر به معروف و نهی از منکر در میان شمااست و اینکه به خدا ایمان دارید. در این آیه به امر تصریح نشده است ولی دلالت التزامی به امر دارد زیرا موجب بهترین امت شدن است و مقدم بر ایمان به خدا ذکر شده است و لا اقل اشعار به امر دارد.) (این دو آیه در سوره ی آل عمران است: آیات 104 و 110 و از مهمترین آیات محسوب می شود.) إلى‌ غير ذلك.[3]

اما علت اینکه امر به معروف و نهی از منکر از اهم واجبات است این است که ضامن اجرا می باشد.

توضیح اینکه هر قانونی ضامن اجرا می خواهد به این معنا که بگویند که اگر کسی عمل نکند با او چه می کنند. و الا قانون، ارزشی پیدا نمی کند.

قوانین اسلام هم ضامن اجرا دارد. یکی از آنها اعتقاد به روز قیامت و اعتقاد به ثواب و جزا است که به آن ضامن اجرای معنوی می گویند.

علاوه بر آن باید ضامن اجرای دنیوی هم داشته باشد مانند، حدود، دیات و تعزیرات و از جمله آنها امر به معروف و نهی از منکر است که این امر و نهی موجب اجرای قوانین اسلام می شود.

علاوه بر روایات که دلیل سوم است دلیل چهارمی هم وجود دارد که دلیل عقل است. امر به معروف و نهی از منکر عقلا نیز واجب است. بر خلاف صاحب جواهر که به این دلیل اشاره نکرده است. ما سه دلیل عقلی بر آن اقامه می کنیم.

صاحب جواهر می فرماید: عن الشيخ والفاضل والشهيدين والمقداد أن العقل مما يستقل بذلك (جزء مستقلات عقلیه است) من غير حاجة إلى ورود الشرع ، نعم هو (شرع که کتاب و سنت است) مؤكد، وإن كان الأظهر (نزد صاحب جواهر) أن وجوبهما من حيث كونهما كذلك سمعي كما عن السيد والحلي والحلبي والخواجا نصير الدين الطوسي والكركي وفخر المحققين ووالده (علامه) في بعض كتبه ، بل عن المختلف نسبته إلى الأكثر بل عن السرائر نسبته إلى جمهور المتكلمين والمحصلين من الفقهاء[4]

دلیل اول عقلی: قاعده ی لطف

قاعده ی لطف چیزی است که در علم کلام از آن بحث می شود و در تعریف آن می گویند: ما یقرب العبد نحو الطاعة و یبعّده عن فعل المعصیة و لا یبلغ حد الاجبار.

یعنی آن چیزی که انسان را به خدا نزدیک می کند خداوند وسائل آن را فراهم می کند که از جمله آنها فرستادن 120000 پیغمبر است.

قاعده ی لطف به بیان ساده همان فراهم ساختن وسیله ها است مثلا وقتی دولت به مردم می گویند که باید تحصیل کنند و صاحب علم شوند باید مدرسه ها و اساتیدی را برای این کار مشخص کند.

در علم کلام مثال می زنند که اگر کسی را به منزل دعوت کنیم و می دانیم که او هنگامی دعوت ما را اجابت می کند که مثلا وسیله ی نقلیه ای را برای آمدن او بفرستیم. من اگر مایل هستم که او بیاید باید زمینه ها را فراهم کنم و الا نقض غرض می شود که برای حکیم قبیح است.

در جلسه ی آینده این بحث را ادامه می دهیم.


پی نوشت:
                   
    
تاریخ انتشار: « 1398/10/21 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 534