کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 014 - 98/10/23

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 014 - 98/10/23

بحث در وجوب امر به معروف و نهی از منکر است. گفتیم به ادله ی ثلاثه یعنی اجماع، کتاب و سنت استدلال کردند و اما اینکه به دلیل عقل هم می شود استدلال کرد

موضوع: وجوب امر به معروف و نهی از منکر

بحث در وجوب امر به معروف و نهی از منکر است. گفتیم به ادله ی ثلاثه یعنی اجماع، کتاب و سنت استدلال کردند و اما اینکه به دلیل عقل هم می شود استدلال کرد یا نه در میان علماء محل اختلاف است. جمع کثیری قائل هستند که دلیل عقلی ندارد ولی عده ای قائل اند که می توان دلیل عقلی برای آن تصور کرد و به قاعده ی لطف استدلال کرده اند. این قاعده بیشتر در علم کلام مورد بحث قرار گرفته است. لطف عبارت است فراهم کردن زمینه ها برای رسیدن به مقصود. بنا بر این هر کسی که مقصودی دارد باید زمینه هایش را نیز مهیا کند و الا نقض غرض است که قبیح می باشد. خداوند هم برای سعادتمند شدن بشر زمینه ها را فراهم کرده است که عبارتند از انبیاء، کتاب های آسمانی و برنامه مختلف دیگر تا بشر آماده ی اطاعت شود و در نتیجه به سعادت دست یابد.

امر به معروف و نهی از منکر نیز جزء زمینه ها است و زمینه های اطاعت را فراهم می سازد.

ما سابقا این استدلال را می پذیرفتیم ولی تصور می کنیم قابل خدشه و بحث باشد زیرا زمینه ها با بعثت 124000 پیغمبر و کتاب های آسمانی فراهم شده است. قاعده ی لطف نمی گوید هر زمینه سازی ای لازم است بلکه می گوید به مقداری که اتمام حجت باشد و به گونه ای که اگر نباشد نقض غرض است کفایت می کند. این در حالی است که اگر امر به معروف و نهی از منکر نباشد زمینه ها از بین نمی رود.

بنا بر این خداوند به اندازه ی کافی لطف کرده است و دلیلی نداریم ثابت کند که این لطف هم واجب است.

نتیجه اینکه استدلال به لطف در اینجا خالی از اشکال نیست. فوقش اینکه قاعده ی لطف اقتضاء می کند که امت ها امر به معروف و نهی از منکر کنند ولی ثابت نمی کند که همه ی امت ها باید چنین کنند.

دلیل دوم عقلی: ما این دلیل را قبول داریم و آن اینکه بشر، احتیاج به زندگانی اجتماعی دارد زیرا احتیاجات انسان به قدری زیاد است که بدون همنوعانش تأمین نمی شود. خداوند این روح اجتماعی را در نهاد بشر قرار داده است و به همین جهت، انسان ها همواره به شکل جمعی زندگی کرده اند. حتی در دورانی که افرادی در جنگل زندگی می کردند نیز طائفه و قبیله ای وجود داشت.

در زندگی اجتماعی مصالح و مفاسد از افراد به یکدگر سرایت می کند. اگر کسی در کوچه ی ما معتاد باشد، احتمال سرایت به جوان های دیگری هم وجود دارد زیرا آنها با هم محشور هستند. مخصوصا امروزه که مدارس و دانشگاه ها به وجود آمده است و افراد با هم بالمباشرة تماس دارند در نتیجه بدیها و خوبی ها به هم سرایت می کند از این رو از باب مقدمه ی واجب باید امر به معروف و نهی از منکر کرد تا بدی ها از افراد به یکدگر سرایت نکند.

باید توجه داشت که ترک معروف خود از منکرات محسوب می شود.

در اینجا روایتی در تفسیر ابو الفتوح رازی وجود دارد که می گوید: اگر جمعی سوار بر کشتی شوند و هر کدام از آنها در مکانی مستقر شود و یکی از آنها اراده کند جایی که نشسته است را سوراخ کند در این صورت دیگران سکوت نمی کنند بلکه می گویند با این کار همه غرق می شوند و سرنوشت ما به هم گره خورده است و از هم جدا نیست.

این از باب مقدمه ی واجب است.

ما مثال دیگری را نیز برای این مورد پیدا کرده ایم و آن اینکه اگر در بازار، یکی از مغازه ها آتش بگیرد همه سعی می کنند تا آتش را خاموش کنند زیرا اگر چنین نکنند آتش به مغازه های دیگر نیز سرایت می کند و همه گرفتار می شوند.

البته این گونه نیست که این دلیل در همه ی موارد جاری باشد بلکه به حسب نوع چنین است.

دلیل سوم: این دلیل نیز قابل قبول است.

در روایت مفصلی از امام باقر علیه السلام می خوانیم که فرمود: إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ سَبِيلُ الْأَنْبِيَاءِ وَ مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ‌ الْمَذَاهِبُ‌ (جاده ها به وسیله ی آن امن می شود) وَ تَحِلُّ الْمَكَاسِبُ (کسب ها به وسیله ی آن حلال می شود) وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ (حق مظلوم توسط آن از ظالم گرفته می شود.) وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ يُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ يَسْتَقِيمُ الْأَمْرُ[1]

این یک دلیل عقلی است که امام علیه السلام به آن اشاره کرده است و آن اینکه امر به معروف و نهی از منکر ضامن اجرا است و در واقع همان مقدمه ی واجب می باشد که واجب است.

اما استدلال به آیات:

امام قدس سره به آیات 104 و 110 از سوره ی آل عمران استدلال کرده بود. علاوه بر این دو، شش آیه ی دیگر نیز وجود دارد:

﴿الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ‌ النَّبِيَ‌ الْأُمِّيَ‌ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِث‌[2]

می دانیم که پیغمبر اکرم (ص) باید امر به معروف و نهی از منکر کند ولی از آن استفاده نمی شود که این وظیفه ی دیگران نیز هست.

ممکن است گفته شود که از باب اشتراک در تکلیف ما نیز همین وظیفه را داریم.

در پاسخ می گوییم: دلیل اشتراک در تکلیف استثناء دارد و در مواردی تکلیف، وظیفه ی مخصوص پیامبر است. مثلا تحلیل طیبات و تحریم خبائث که در آیه از آنها سخن به میان آمده است مخصوص رسول خدا (ص) است زیرا تشریع به دست او می باشد.


پی نوشت:
                        
    
تاریخ انتشار: « 1398/10/21 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 593