تبرک جستن صحابه و تابعين به پیامبر(ص) بر اساس منابع اهل سنت

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

تبرک جستن صحابه و تابعين به پیامبر(ص) بر اساس منابع اهل سنت

پرسش : چه روایاتى از علماى اهل سنت در مورد تبرک جستن صحابه و تابعين به پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده است؟
پاسخ اجمالی:
پاسخ تفصیلی: روایات بسیارى را علماى اهل تسنن نقل کرده اند که دلالت بر تبرّک جستن صحابه و تابعین در زمان حیات و بعد از وفات به آن حضرت دارد که به نمونه هایى از آن اشاره می کنیم:
1ـ روایتى را که بخارى نقل کرده است:
«هنگامى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در هواى گرم تابستان با ما (از مدینه) خارج گردید، آبى را براى وضوى حضرت آوردند و آن حضرت وضو ساخت، سپس مسلمانان از باقیمانده آب وضو بر مى داشتند و به خود مى مالیدند»(1)
در بعضى روایات دیگر تعبیر چنین است:
«اِذَا تَوضّاَ النبِىُّ(صلى الله علیه وآله) کادُوا یَقْتَتِلوُنَ عَلَى وَضُوئهِ»(2)؛ (زماني که پیامبر(صلى الله علیه وآله) وضو مى گرفت مسلمین [براى به دست آوردن آب وضوى پیامبر] گویى با هم قتال مى کردند).
2ـ روایتى را انس بن مالک نقل مى کند:
«رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را در حالى دیدم که سلمانى مشغول تراشیدن موهاى سر ایشان بود و اصحاب آن حضرت را احاطه کرده بودند و هر کدام سعى مى کرد تار مویى از آن حضرت به دست آورد و مویى بر زمین نیفتد.»(3)
در همین مورد، بخاری چنین نقل می کند: «مقدارى از موى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نزد امّ سلمه همسر آن حضرت موجود بود و هنگامى که شخصى به چشم زخم دیگران به مرضى دچار مى شد، کاسه اي آب نزد امّ سلمه مى بردند تا موى پیامبر(صلى الله علیه وآله) را در آن قرار دهد و مریض را به این وسیله مداوا مى کردند.»(4)
در مورد «خالد بن ولید» نیز مسئله تبرک جستن وي به موى پیامبر چنین نقل شده است: «خالد بن ولید که در جنگ با ایران و روم تلاش زیاد مى نمود و دمشق را نیز فتح کرده بود، در کلاهى که هنگام جنگ بر سر مى گذاشت مقدارى از موى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) قرار داده بود و براى پیروزى از این موها و برکت آنها مدد مى جست و همیشه پیروز مى گشت.»(5)
از این گونه ماجراها بسیار نقل شده که نشان مى دهد تبرک جستن به آثار پیامبر(صلى الله علیه وآله) امرى متداول، ممدوح و معروف بوده است نه منکر، بدعت و شرک!.
3ـ ابو برده مى گوید: عبداللّه بن سلام روزى به من گفت: آیا مى خواهى در کاسه اى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با آن آب خورده است به تو آب بدهم؟»(6)
از این روایت نیز معلوم مى شود که عبداللّه، کاسه اى را که پیامبر(صلى الله علیه وآله) از آن آب خورده است و لب هاى مبارکش با آن تماس گرفته به عنوان یک چیز با ارزش و متبرک نگهدارى مى کرده است.
4ـ روایتى که در صحیح بخارى در مورد بوسیدن دست پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده است که بدین مضمون مى باشد: رسول خدا در هواى گرم تابستان به سوى شهر بطحا خارج شد و وضو گرفت و نماز ظهر و عصر را به صورت شکسته به جاى آورد... سپس مردم برخاستند و براى تبرک خود را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) نزدیک کردند آنها دست هاى پیامبر را می گرفتند و بر صورتشان مى مالیدند. راوى می گوید: من هم دست حضرت را گرفتم و به صورتم گذاشتم. دستانى که از برف سردتر و از مشک خوشبوتر بود.»(7)
5ـ روایتى که در مسند احمد در شرح حال «حنظله» بیان شده است.
«حنظله مى گوید: پدرم مرا نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) برد و فرمود: من پسرانى دارم که بزرگ شده اند و این پسر کوچک ترین آنهاست، براى او در درگاه خدا دعا کن. حضرت دست بر سر من کشید و فرمود: خداوند به این فرزند برکت عنایت فرماید».
راوى مى گوید: «من بعدها حنظله را دیدم افرادى که صورتشان ورم داشت یا حیواناتى که پستانشان ورم کرده بود نزد او مى آوردند و او مى گفت: به نام خدا و دستش را بر سرش در جاى مسح رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى گذاشت و آن را مسح مى کرد و سپس بر جاى ورم کرده مى کشید و ورم از بین مى رفت.»(8)
به نظر ما دست مالیدن به ضریح یا غبار قبر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و ائمه معصومین(علیهم السلام) کمتر از تبرک به کاسه آب یا جاى دست آن حضرت(صلى الله علیه وآله) نیست و نه تنها موجب شرک و بدعت نیست بلکه چه بسا شفاى کسى در همین وسایل باشد. اگر اینکار شرک باشد تمام آن چه مورخان و کتب حدیث و روایت در این زمینه نقل کرده اند دلالت بر شرک صاحبان آنها می کند! در حالى که هیچ کس چنین نظر و اعتقادى ندارد.(9)
پی نوشت: (1). صحیح بخارى، ج 1، ص 59.
(2). همان.
(3). مسند احمد بن حنبل، ج 3، ص 137.
(4). صحیح بخارى، ج 4، ص 27.
(5). اسد الغابه، ج 2، ص 95.
(6). صحیح بخارى، ج7،ص 147.
(7). همان،ج4، ص 229.
(8). مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 68.
(9). گردآوری از کتاب: توحید و زیارت، آیة الله سیدحسن طاهری خرم آبادی، موسسه بوستان کتاب، چاپ دوم، ص280تا274.
تاریخ انتشار: « 1400/02/22 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 4837