صدیق و فاروق لقب ابوبکر و عمر!!!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

صدیق و فاروق لقب ابوبکر و عمر!!!

پرسش : آیا احادیث وارده در مورد صدیق بودن ابو بکر و فاروق خواندن عمر صحیح است؟
پاسخ اجمالی:
پاسخ تفصیلی: بسیاری از علمای اهل سنت نقل کرده‌اند: احادیثی که لقب صدیق را برای ابو بکر و لقب فاروق را برای عمر بیان می کند، جزء احادیث جعلی است.
که ما در اینجا به بعضی از اقوال علمای اهل سنت در این باره اشاره می کنیم:
الف): ابن جوزی، یکی از علمای معروف اهل سنت در کتاب «الموضوعات» می‌نویسد: عن أبى الدرداء عن النبی(صلى الله علیه وسلم) قال: «رأیت لیلة أسرى بى فی العرش فرندة خضراء فیها مکتوب بنور أبیض: لا إله إلا الله محمد رسول الله أبو بکر الصدیق عمر الفاروق».
أبی درداء از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «در شب معراج دیدم که در عرش خداوند بر لوحی سبز با نور سفید نوشته شده بود خدایی جز خدای یکتا نیست، محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) رسول خداست، ابوبکر صدیق و عمر فاروق است».
ابن جوزی بعد از نقل این حدیث می‌نویسد: «هذا حدیث لا یصحّ، والمتّهم به عمر بن إسماعیل قال یحیى: لیس بشئ کذّاب، دجال، سوء، خبیث، وقال النسائی والدارقطنی: متروک الحدیث»؛ (این حدیث صحیح نیست چرا که عمر بن اسماعیل در آن است. و او کسی است که یحیی بن معین درباره او گفته است: سخن او ارزش ندارد و شخصی دروغ‌ گو و آدمی بد و خبیث است. و نسائی و دارقطنی هم درباره او گفته‌اند: حدیث او متروک است).(1)
ابن جوزی در جای دیگر در رد این حدیث می نویسد: «هذا باطل موضوع»؛ (این روایت باطل و ساختگی است)؛ چرا که علی بن جمیل در آن قرار دارد و او کسی است که حدیث جعل می کرده است(2).
باز می‌گوید: «هذا حدیث لا یصح عن رسول الله(صلى الله علیه وسلم). و أبو بکر الصوفى ومحمد بن مجیب کذابان، قاله یحیى بن معین»؛ (این حدیث از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) صحیح نیست؛ و از احادیث جعلی است؛ زیرا ابوبکر صوفی و محمد بن مجیب که در سلسله سند این روایت هستند هر دو دروغگو هستند، و این سخن را یحیی بن معین هم گفته است).(3)
ب): هیثمی هم بعد از نقل روایت فوق می نویسد: «رواه الطبرانی و فیه على بن جمیل الرقى و هو ضعیف»؛ (این روایت را طبرانی نقل کرده و در سند آن علی بن جمیل رقی است و او ضعیف است).(4)
پ): متقی هندی هم بعد از نقل روایت می‌گوید: «وفیه محمد بن عامر کذّاب»؛ (و در سند آن محمد بن عامر است که شخصی، دروغگو است).(5)
ت): ابن حبان بعد از نقل روایات در مورد صدیق بودن ابو بکر و فاروق بودن عمر،‌ می‌نویسد: «وهذان خبران باطلان موضوعان لا شکّ فیه، وله مثل هذا، أشیاء کثیرة یطول الکتاب بذکرها)؛ (شکی نیست که این دو روایت باطل و ساختگی است. و روایات بسیاری همانند آن [در مورد ابو بکر و عمر] وجود دارد که به خاطر طولانی شدن مطلب از ذکر آنها خود دادری می کنیم).(6)
ث): ابن حجرعسقلانی و شمس الدین ذهبی هم بعد از نقل روایات - لقب صدیق دادن به ابو بکر و فاروق برای عمر- می‌ گویند: «این روایت باطل است».(7)
ج): ابن کثیر دمشقی سلفی نیز در این باره می‌ گوید: «فإنّه حدیث ضعیف فی إسناده من تکلم فیه ولا یخلو من نکارة»؛ (این حدیث ضعیفی است و در سند آن کسی است که درباره او سخن‌ها گفته شده و سخن او از منکرات خالی نیست).(8)
د): جلال الدین سیوطی در تفسیرش نقل کرده است: که پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «الصدیقون ثلاثة: حبیب النجار؛ مؤمن آل یاسین، و حزقیل؛ مؤمن آل فرعون، وعلی بن أبی طالب الثالث، و هو أفضلهم»؛ (صدیقان سه نفر هستند: حبیب نجار؛ مؤمن آل یاسین، حزقیل؛ مؤمن آل فرعون، و علی بن أبی طالب(علیه اسلام) که او برتر از آن ها است).(9)
و): ابن ماجه هم در سننش که یکی از صحاح سته اهل سنت به شمار می‌‌آید، با سند صحیح نقل کرده‌: قد قال علی بن ابیطالب(علیه السلام): «انا الصدیق الاکبر، و انا الفاروق الاول، اسلمت قبل اسلام الناس...»؛(10) (علی بن ابی طالب فرمود: من بزرگترین صدیق و اولین فاروقی هستم که قبل از همه مردم اسلام آوردم».
نتیجه اینکه: طبق روایات بسیاری از کتاب‌های اهل سنت این دو لقب صدیق و فاروق از القاب اختصاصی امیر المؤمنین علی(علیه السلام) بوده است؛ و به گفته ابن کثیر دمشقی، اهل کتاب و سنی های متعصب این القاب را به ابو بکر و عمر داده اند.(11)
پی نوشت: (1). الموضوعات، ابن جوزی، ج1، ص 327.
(2). الموضوعات، ابن جوزی، ج1، ص 336.
(3). الموضوعات، ج1،‌ ص337.
(4). مجمع الزوائد، الهیثمی، ج9، ص 58.
(5). کنز العمال، ج 13، ص 236.
(6). کتاب المجروحین، ج2،‌ ص 116.
(7). میزان الاعتدال، ذهبی، ج 1،‌ ص 540؛ و لسان المیزان، ابن حجر، ج 2، ص 295.
(8). البدایة والنهایة، ج7،‌ ص 230.
(9). الجامع الصغیر، جلال الدین السیوطی، ج 2، ص 115.
(10). سنن ابن ماجة، ج1، ص 44؛ البدایة والنهایة، ج3، ص 26؛ المستدرک، حاکم نیشابوری؛ ج3، ص 112؛ تاریخ طبری، ج2، ص 56؛ الکامل، ابن الاثیر، ج2، ص 57؛ فرائد السمطین، جوینی، ج 1، ص 248؛ الخصائص، نسائی، ص 46؛ و تذکرة الخواص، ابن جوزی، ص 108
(11). البدایة والنهایة، ابن کثیر، ج 7، ص150.
تاریخ انتشار: « 1398/06/28 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 10385